11076183_1584370088507190_2109718289_n

سادو-مازوخیسم یا اس&ام ترکیبی از دو عنوان سادیسم ( که به اندیشه های مارکی دو ساد [1740-1814] در مورد کنش جنسی و فانتزی های او) باز می گردد و مازوخیسم (که به ایده های زاخر مازوخ [1836-1895] در مورد کنش جنسی) باز می گردد. این پدیده که همواره نمونه هایی در میان فانتزی های جنسی داشته است در قرن نوزدهم مانند بسیاری از تمایلات و یا فانتزی های جنسی به مسئله ای روانشاختی مبدل شد (kraft-Ebing 1886 ). پس از این در کارهای فروید بیشتر مورد تحلیل روانکاوانه قرار گرفت و تا سال ها اخیر همچنان به مثابه یک اختلال در فهرست ابتلائات روانشناختی (DSM-IV) قرار دارد و به عنوان «یک ترجیح در کنش جنسی که همراه با بانداژ و یا اعمال درد و تحقیر است» تعریف می گردد(World Health Organisation, 1992:220).

از میان کسانی که به این «ترجیح کنش جنسی» علاقه مند بوده اند می توان میشل فوکو را یافت[1]. او نه تنها به این شیوه کنش جنسی علاقه مند بوده است بلکه توجه نظری نیز به آن داشته است. در مصاحبه ای در مورد همجنس گرایی و کنش جنسی آن در قرن بیستم او به پرسش از مسئله اس-ام پاسخ می دهد:

[پس از سخنانی در مورد عشق همجنس گرا که در آن دوره در فرم ها لذت جویانه بیان می شود]

…جیمز اُ.هیگینز- آیا گمان می کنید که این امر مرتبط است به آنچه امروزه گاه رواج فساد نامیده می شود؟ منظورم چیزی شبیه صحنه های اس&ام، حمام ها طلایی[اشاره به فیش شاشیدن روی هم دارد] و تفریحات آخرالزمانی [نوعی فانتزی سادومازوخیستی]، و غیره است. ما می دانیم که چنین کنش هایی قبلا هم وجود داشته است اما امروزه آشکارتر از قبل انجام می شود.

فوکو- حتی می توانم بگویم که بیشتر از گذشته نیز به این کنش های جنسی اقدام می شود

ج- آیا معتقدید که این یک پدیده کلی است و بیرون آمدن همجنس گرایی از پستو با عمومی شدن فرم بیان آن به هم ربط دارد؟

ف- …آنچه ماداریم این است که تمام انرژی و تخیل که در روابط دگرجنس گرایانه صرف معاشقه می شود، اکنون صرف متراکم کردن کنش جنسی می گردد. هنر کاملا جدیدی از کنش جنسی شکل می گیرد که می کوشد تمام امکانات درونی رفتار جنسی را بجورد. شما در مناطقی مانند سانفرانسیسکو و نیویورک می توانید ظهور چیزی را شاهد باشید که می توان آن را آزمایشگاه تجارب جنسی نامید…این امر ناشی از آن است که کنش جنسی همجنس گرا چنان در دسترس و آماده به نظر می رسد که آن را مبدل به امری خسته کننده کرده است. بنابراین تمام تلاش ها این است که صور متفاوتی ابداع و خلق شود که موجب افزایش لذت کنش جنسی گردد.

ج- این درست اما چرا این ابداعات باید چنین فرمی پیدا کنند؟ چرا برای مثال باید جذب مدفوعات بدن شد؟

ف- من پدیده اس& ام را جذاب تر از این که شما می گویید می بینم. این طور بگویم که روابط جنسی توسط و از طریق مناسبات اسطوره ای [mythological] ساخته و توسعه می یابد. اس&ام رابطه میان یک زن یا مردی که رنج می کشد با زن یا مردی که رنج می دهد نیست. بلکه رابطه میان سرور است و کسی که این سرور سروری اش را اعمال می کند. آنچه برای کنشگران اس&ام جالب است این است که این رابطه همزمان کنترل شده و گشوده است. این مانند یک بازی شطرنج است که یکی می تواند ببرد و یکی ببازد. سرور در بازی اس&ام بازنده خواهد بود اگر قادر به برآوردن نیازهای قربانی خود نباشد. و به عکس بنده بازنده خواهد بود اگر نتواند از پس چالشی برآید که سرور پیش رویش می گذارد. این ترکیب قواعد و گشودگی آن ها موجب می شود روابط جنسی در هم تنیده تر شود چرا که یک طراوت دایمی، یک تنش دایمی و یک عدم قطعیت دایمی را دامن می زند که یک سکس معمولی فاقد آن است. هدف این است که همه بدن به مثابه ابزار جنسی مصرف شود.

فوکو در این گفت و گو بر دو وجه ظهور فانتزی های سادومازوخیستی تأکید می کند نخست پیوند آن با میل به خلق و ابداع فرم هایی که بدن را به مثابه ابزار جنسی به کار می کشد و توجه سکس به خودش به مثابه مجرای لذت. و دوم وجه تئاتریکال کنش اس&ام که برخلاف هیبت خوفناک اش تنها مرزهای وجود داشتتن را به مثابه مجرای لذت به آزمون می گذارد و رابطه های سروری-بردگی را به مثابه یک فرم اجرایی از محتوای اجتماعی اش تهی می کند. این دو وجه کنش اس&ام مورد توجه باب پلانت در مقاله ای مفصل در زمینه جایگاه مفهوم سادومازوخیسم در مجموعه اندیشه فوکو شده است.

پلانت با این مسئله شروع می کند که فوکو در زمینه سوژه و «خود» با ایده ها سارتر در مورد تقدم وجود بر ماهیت شخص همدل بود. تفاوت تنها در این بود که ساتر درگیر یک دوگانگی در اندیشه اخلاقی اش بود میان «خلاقیت» و «اصالت». خلاقیت اشاره به همه امکانات شدن سوژه دارد که در بند هیچ ذات و ماهیتی نیست. اما اصالت بند و مهاری است بر گشودگی این خلاقیت. «اصالت» در اندیشه اگزیستانسیالیست هایی مانند سارتر و هیدگر از اشکال خاص بودن مانند دلشوره (ترس-آگاهی) و تجربه وجدان و مرگ می آید. اینها تجربه های اصیلی هستند که یگانگی ما را حفظ می کنند در برابر گم شدن ما در میان توده ها (Das Mann در بیان هیدگر). اما فوکو خلاقیت فرم های لذت را بر دنبال کردن «اصالت» ترجیح می دهد. هرچند فوکو مسئله اش با «اصالت» را بیان نمی کند اما به نظر می رسد که شیوه بودن سوژه را همزبان با سارتر به مثابه خلق اثر هنری می داند.

«بر پایه این ایده که «خود» از قبل به ما داده نشده است، به نظرم تنها یک نتیجه عملی می تواند گرفت: اینکه ما باید خود را به مثابه اثر هنری بیافرینیم».

این برداشت از خود به مثابه اثر هنری به نظر پلانت مبنایی برای ورود به اندیشه فوکو از سادومازوخیسم است. چنانکه فوکو در تاریخ جنسیت نشان می دهد تاریخ اندیشه غربی از دوره یونان و به ویژه دوره قرون وسطی تمایلی پروسواس به شناخت نفس دارد و آن را بر پایه تکنیک های اعتراف گیری دنبال می کند. هرچند در یونان و روم باستان این امر بسیار متفاوت از دوره های بعدی است اما در این دوره نیز فوکو اشکالی از سنت های حقیقت گویی در مورد «خود» را نشان می دهد. اما به ویژه در دوره مدرن این تاریخ حقیقت گویی از خود به صورت «علم جنسی» در می آید. علمی که می خواهد «میل» را بشناسد. این شناخت در تاریخ جامعه غربی همواره جای مهارت های لذت بردن را گرفته است. در حالیکه در جوامع شرقی مانند هند و چین به جای «علم جنسی» ما با «هنر جنسی» روبروییم که مجال لذت بردن و افزایش لذت را می آموزد یا بر کارکردهای لذت جنسی متمرکز است. در برابر این ما در جوامع غربی «لذت» را با «میل» معاوضه کرده ایم(p.534).اما سکس برای فوکو «نه یک سرنوشت بلکه امکانی برای زندگی خلاق» است(p.535). چیزی که او را البته به ایده سارتر در مورد خلق خود نزدیک می سازد.

با توجه به این دو مقدمه (نظر فوکو در مورد سارتر و مسئله خود و لذت) پلانت امکان تبدیل شدن کنش اس&ام به یک کنش آلترناتیو را نشان می دهد. چنانکه در نقل قول ابتدای این نوشته اشاره کردیم فوکو بر دو وجه کنش اس&ام تأکید دارد:خلق امکانات لذت و فرم تئاتریکال و گشوده اس&ام. حال با توجه به خلائی که به نظر می رسد فوکو اس&ام را شیوه ای برای خلق لذت می شمارد که به جهت تئاتریکال بودن اش خصلت دوام نسبت های قدرت را سست و ناپایدار می کند. به عبارت دیگر اجرای شالوده شکنانه از مناسبات قدرت است. وجه نخست از این جهت تبیین می شود که کنش اس&ام از الگوهای اجتماعی لذت پیروی نمی کند و فرمی هایی را خلق می کند که احتمالا نسبتی با هیچ تصوری از ذات آدمی ندارد. به عبارت دیگر هیچ نسبتی با یک فرم مسلط از لذت ندارد. از سوی دیگر با توجه مفهوم استراتژی در اندیشه فوکو (شیوه های توزیع قدرت در جامعه) کنش اس&ام اجراگری و انعطاف نقش هایی را نشان می دهد که موقعیت حاکمیت را جابجا می کنند. پلانت از عنوان «اروتیک کردن قدرت» برای بیان این ایده در فوکو استفاده می کند. او معتقد است که حتی در سایه تفسیر فوکو از پدیده اس&ام می توانیم موضع او از مفهوم مناسبات قدرت را نیز بهتر درک کنیم.

در مورد قدرت فوکو معتقد به حضور همه جانبه قدرت و مقاومت است، چراکه در هر موقعیت قدرتی آن دیگری که قدرت براو اعمال می شود از میزانی نفوذ و تأثیر گذاری بر منبع اعمال قدرت برخودار است. حتی اگر به صورت اغوا و فریب باشد دیگری نیز به نحوی بر فرایند اعمال قدرت اثر می گذارد. به نظر فوکو در شرایطی که یکی از دو طرف کاملا بر دیگری عرصه را تنگ کرده باشد و دیگری هیچ آزادی نداشته باشد که خودش یا او را بکشد دیگر، ما با رابطه قدرت سروکار ندارم(p.537). بنابراین فوکو مناسبات قدرت را طوری تعریف می کند که در آن عنصر مقاومت اجتناب ناپذیر است. در بیان این مسئله مفهوم «استراتژی» در نظریه قدرت فوکو قابل طرح است. مناسبات قدرت نزد فوکو به صورت «استراتژی» هایی ظاهرا می شوند که بر رفتار یکدیگر اعمال می کنیم. استراتژی در مناسبات قدرت متقابل است چنانکه در رابطه معاشقه اعمال قدرتی متقابل را شاهدیم در مورد روابط دیگر نیز درجه ای از چنین بازی استراتژیکی را می توان مشاهده کرد. این استراتژی ها در سطح میان افراد بیشتر منعطف است و هرچه به سطح کلان قدرت یعنی مناسبات سیاسی-اجتماعی می رسیم به جهت وجود نهادهایی که این استراتژی های را تثبیت و تقویت می کنند، ما با نوع غیر منعطفی از استراتژی ها سروکار داریم(p.538).

در اینصورت بازی اس&ام تبدیل به آزمونی از سیالیت هویت های اعمال قدرت می شود. اس&ام امکان خلق موقعیتی را می دهد که در آن لذت از مجرای نا-هویت های سرور و بنده خلق می شود. بنابراین روابط استراتژیک دو فرد در آن نمونه ای شالوده شکنانه از روابط قدرت است. شاید بتوان گفت بازی اس&ام برای فوکو نقشی مشابه مبدل پوشی نزد باتلر را دارد. در حالیکه مبدل پوشی شکنندگی و نا-هویت بودن مرد/زن را آشکار می کند، اس&ام مدلی از عدم جدیت نقش های قدرت در روابط کلان تر قدرت دارد که به همان سادگی که شکل می گیرد از هم می پاشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)