image198165در خبرها آمده است که طرح دو فوریتی ادغام سازمان حفاظت محیط زیست در وزارت کشاورزی با ۱۳۰ امضا تقدیم مجلس شده است. در ضمن شریف حسینی یکی از نمایندگان اهواز چندی قبل گفته بود که باید بودجه سازمان حفاظت محیط زیست قطع و این سازمان منحل گردد.
هر چند احتمالا یکی از اهداف این طرح ها این است که مشکل های بنیادی محیط زیست در ایران را به پای بی کفایتی معصومه ابتکار بگذارند، بدون آنکه به این نکته اشاره ای شود که تقریبا همه دولت های پس از انقلاب، از جمله و به ویژه دولت احمدی نژاد، نه تنها هیچ اهمیتی برای حفظ محیط زیست قائل نبوده اند، بلکه به دلیل بی کفایتی مسئولان سی و چند سال گذشته و فساد گسترده در سیستم اداری کشور، عملا کشور گام به گام به یک فاجعه زیست محیطی نزدیک شد و در آن فرو رفت.
البته ضروری است که بر این نکته تاکید کنم که عوامل متعددی بر فاجعه محیط زیستی در ایران اثر داشته اند. بخشی از این عوامل جهانی هستند و ایران به عنوان یک کشور تنها میتوانست با همکاری های موثر بین المللی دامنه تاثیر این عوامل را محدود نماید (مثلا گرمایش زمین)، بخشی دیگر آثار این عوامل در داخل کشور هستند مانند خشکسالی طولانی در ایران در سالهای اخیر. اما مسئله این است که مدیریت نالایق نه تنها دامنه تاثیرات منفی این تغییرات اقلیمی را محدود نکرده، بلکه با پیگیری سیاستهای نادرست، به میزان قابل توجهی، تشدید کرده است.
**************************
مشکل این است که کشور به دلیل بی کفایتی‌ها و سوء مدیریت ها و در بسیاری از موارد آگاهانه در بحران هائی که می توانند آینده کشور را با خطرات جبران ناپذیر روبرو کنند، درگیر شده است.
وجود سازمان حفاظت از محیط زیست از یک جنبه خطری بسیار بزرگ برای محیط زیست ایران است. این سازمان در سی و چند سال گذشته تقریبا هرگز نتوانسته است اقدامی جدی در حفظ محیط زیست در ایران انجام دهد. پروژه های فاجعه بار بدون اینکه مطالعه لازم محیط زیستی در مورد آنها انجام شوند، به تصویب رسیده اند . این سازمان به شکلی سیستماتیک بر تخلفات فاجعه بار چشم بسته است و به ویژه از اطلاع رسانی در مورد تخلفات بخش دولتی که بیش از هشتاد درصد اقتصاد را در اختیار دارد، خودداری کرده است. بدون شک لازم نبود که سازمان حفاظت از محیط زیست (چنان که معصومه ابتکار مدعی است و در زمان مدیریت وی ۱۵۰۰ پست جدید در این سازمان به وجود آمد) گسترش یابد تا بتواند به مسائل و معضلات محیط زیستی ایران و فاجعه ای که با آن روبرو هستیم بپردازد:
احتمالا یک یا چند دانشجوی دوره لیسانس و فوق لیسانس هم میتوانستند با بررسی میزان بارش و توازن آبهای ورودی و خروجی، بررسی مسیر جریان های داخلی و اطلاعات تاریخی موجود در مورد میزان بارش در حوزه آب ریز دریاچه ارومیه، تشخیص دهند که ساختن جاده در میان این دریاچه و احداث سدهای بی رویه بر رودخانه های منتهی به آن می تواند سبب یک فاجعه زیست محیطی شود.
همچنین لازم نبود که برجسته ترین دانشمندان و یا مهندسین طراح موتورهای احتراق داخلی را در اختیار داشته باشی تا متوجه شوی که در ایران اکثر ماشین هائی که مورد استفاده شهروندان هستند، بسیار غیر موثر عمل می کنند و مصرف بنزین در این ماشین ها چندین برابر میزان استاندارد جهانی است. وقتی همین ماشین ها که در هر صد کیلومتر ۱۵ تا ۲۰ لیتر بنزین مصرف می کنند، ساعتها، در ناکارآمد ترین وضعیت، در ترافیک بی سرو سامان شهرهای ایران تردد می کنند، ماشین هائی که بسیاری از آنها تنظیم نیستند و بد کار می کنند و صاحبان آن ها با حق حساب دادن، گواهینامه کارکرد مناسب ماشین خود را دریافت کرده اند، دیگر ساده است که نتیجه گیری کنیم که اگر بهترین بنزین دنیا را هم داخل آنها بریزی باز هم میزان آلودگی ناشی از احتراق در آنها بارها بیش از حد مجاز است و طبیعی است که مشکل هوای تهران و شهرهای بزرگ ایران را حل نمی کند.
اما فاجعه این است که مدیر سازمان حفاظت محیط زیست، با دادن اطلاعات غلط، حساسیت مردم را کاهش می دهد. ساده است که مدعی باشی که مهمترین مشکل آلودگی غیر قابل تحمل هوای تهران به خاطر سیاستهای دولت احمدی نژاد در زمینه تولید بنزین غیر استاندارد در صنایع پتروشیمی است. پس راه حل ساده است: تیم حسن روحانی به جای تیم احمدی نژاد بر سر کار آیند، بنزین مطابق با استاندارد یورو ۴ وارد شود و خلاص!
علاوه بر آن به دانش عمیقی نیاز نبود تا روشن شود، احداث کارخانه فولاد در اصفهان که فاقد منابع آب کافی است، میتواند سبب فاجعه ای اقتصادی یا محیط زیستی شود. همان اول انقلاب شورای کارگران و کارمندان ذوب آهن اصفهان، که احتمالا هیچ کدام از اعضای آن متخصص محیط زیست نبودند، بر این نکته تاکید می کردند که فولاد بندرعباس را به مبارکه، که فاقد منابع کافی آب است، منتقل نکنید: بلای جان ما خواهد شد. اما کسی گوشش بدهکار نبود.
و در انتها، لازم نبود متخصص باشی، کافی بود دلسوزانه به رودخانه کارون نگاه کنی و ببینی که نه تنها فاضلاب های صنعتی، کشاورزی و شهری (در حوزه آبریز این رودخانه) مستقیم و غیر مستقیم راه خود را به این رودخانه باز می کنند، بلکه برداشت های نا بخردانه، سبب کاهش مداوم آب در این شریان حیاتی کشورمان می شود. لازم نبود که متخصص طراز اول دنیا باشی که ببینی کارون (مانند بسیاری از رودخانه های کشور) دارد می میرد. این مشاهدات یک ناظر دقیق و دلسوز در سالهای اولیه دهه هفتاد میتوانست باشد (من این فاجعه را به چشم خود دیده ام و گزارش کرده ام). فاجعه این است که در زیر نگاه “دلسوزانه” همه مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست از آغاز انقلاب تا کنون، این وضعیت تداوم یافته است و خشکسالی طولانی سالهای اخیر بر دامنه این بحران افزوده است.
خلاصه ده ها و صدها فاجعه محیط زیستی در زیر چشمان مدیران این سازمان در حال وقوع بوده و هست، بدون آنکه این سازمان مایل یا قادر باشد که واکنش مناسبی نشان دهد. از همین رو، حتی با استانداردهای نازل جمهوری اسلامی، به نظرم سازمان حفاظت محیط زیست در سی و چند سال گذشته نتوانسته است به وظایف خود عمل نماید.
در چنین شرایطی انحلال این سازمان شاید به نفع همه است؟ لااقل مخارجی بر بودجه کشور تحمیل نمی شود.
مهمتر اینکه، شاید با انحلال سازمان حفاظت محیط زیست، بسیاری از نهادهای “غیر دولتی” و فعالین جنبش مدافع محیط زیست توجه خود را بیشتر بر تاثیر گذاری رادیکال بر سیاست گذاری های دولتی، نظارت بر اجرای قوانین تصویب شده و ممانعت از انجام پروژه هائی که به محیط زیست آسیب می زنند، معطوف نمایند.

پی‌نوشت:

۱) معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان از سال ۱۳۷۶-۱۳۸۴ و دوباره از ۱۳۹۲ که تا زمان انتشار این مطلب ادامه داشته است.

۲) مثلا تداوم جنگ پس از سال ۶۰ که موجب کشته و مجروح شدن صدها هزار نفر، آوارگی میلیون ها هموطن از مناطق جنگ زده، ویرانی ها و خسارت های فراوان مالی و به ویژه شکل گیری یک ساختار سیاسی عقب مانده شد. و یا آغاز و پافشاری بر ادامه پروژه هسته ای دربیست و چند سال گذشته که ایران را تا لبه پرتگاه یک فاجعه پیش برده است و تنها می توانیم امیدوار باشیم که این پروژه، که به گمان من کاملا بر خلاف منافع ملی ماست، با حصول توافق با کشورهای غربی (که سرنوشت مردم ایران برای آنان هیچ اهمیتی ندارد) پایان یابد. هر چند با توجه به تجربه سی و چند ساله و فساد گسترده و بی کفایتی مسئولان، امیدی به بهبودی چشمگیر شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیست. اما لااقل کشور از خطر یک حمله نظامی ویران کننده مصون می ماند.

۳) مدیران سازمان حفاظت محیط زیست که با کوشش اسکندر فیروز تشکیل شده بود از آغاز تاسیس آن (۱۳۵۰) تا کنون عبارتند از: اسکندر فیروز (۱۳۵۰-۱۳۵۶)، منوچهر فیلی (۱۳۵۶-۱۳۵۷)؛ عباس سمیعی (۱۳۵۷-۱۳۵۸)، تقی ابتکار –پدر معصومه ابتکار (۱۳۵۸- ۱۳۵۹)، رضا حسین میرزا طاهری (۱۳۶۹-۱۳۶۳)، هادی منافی (۱۳۶۳-۱۳۷۶)، معصومه ابتکار (۱۳۷۶-۱۳۸۴)، فاطمه جوادی (۱۳۸۴-۱۳۸۸)، محمد جواد محمدی زاده (۱۳۸۸-۱۳۹۲) و معصومه ابتکار (۱۳۹۲-تاکنون).

۴) احتمالا اینگونه مطالعات در دانشگاه ها و حتی خود سازمان حفاظت محیط زیست انجام شده است . در سالهای ۷۱ و ۷۲ مطالعه ای را در مورد وضعیت آبهای زیر زمینی اطراف مشهد و آبهای سطحی خوزستان انجام می دادم و متوجه شدم که مطالعات بسیار مفیدی از طرف کارشناسان منابع آب وزارت کشاورزی انجام شده است که در یک خانه متروک در خیابان بهار خاک می خورد. احتمالا میتوان مطالعات بسیار مفیدی در مورد تخلفات و خطرات سیاستهای زیست محیطی دولتهای جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون یافت، اما احتمالا کسانی که این مطالعات را انجام داده اند یا از کار بی کار شده و یا “متقاعد” شده اند که نباید از سیاستهای کلان زیست محیطی دولت انتقاد کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)