جمعیت شهر کابل در اواخر حکومت طالبان در سال 2001 عیسوی کمتر از یک میلیون نفر بود، و اکنون بعد از گذشت تقریبا 15 سال به بیش از پنج میلیون نفر رسیده است: رشدی سریع و بدون برنامه ریزی که حتی کشورهای پیشرفته را نیز میتواند دچار مشکلات اساسی در تهیه زیربناها نماید. بنابراین طبیعی است که با توجه به مشغله های فراوان حکومت افغانستان و جامعه جهانی در بخش های دیگر خصوصا مسایل نظامی و امنیتی زیربناهای شهری کابل، پایتخت افغانستان، متناسب با این رشد سریع جمعیت نباشد.

آخرین ماسترپلان شهری کابل در سال 1978 عیسوی تهیه شد و با توجه به وقایع متعددی که بعد از آن در کشور رخ داد،‌ تطبیق آن هیچ وقت عملی نشد. و بالاخره ماسترپلان جدیدی در سال گذشته براساس ماسترپلان سال 1978 و با در نظر گرفتن شرایط فعلی شهر کابل تهیه شد.

تا قبل از تهیه ماسترپلان اصلاحی اخیر تمام ساحات خارج از پلان سال 1978 به عنوان ساحات غیررسمی، غیرپلانی و بعضا غیرقانونی نام برده می شد، ولی با تایید ماسترپلان جدید بیشتر این ساحات نیز جنبه قانونی پیدا کرده و نیازمند بهسازی شمرده شد.

 KBLمنبع: مطالعات ماستر پلان شهر کابل ( تیم مشترک افغان – جایکا)

 

گسترش ساحات غیرپلانی

هرچند گسترش ساحات غیرپلانی در شهر کابل مطالعات وسیعی را می طلبد، ولی در ادامه به مهم ترین دلایل توسعه سریع این ساحات اشاره می کنیم:

مهاجرت به شهر کابل: عدم وجود اولویت بندی پلان های شهری، کمبود بودجه در سکتور شهری و مدیریت شهری ناکارای دولت افغانستان منجر به گسترش ساحات غیرپلانی در کابل شد. به طوری که اکنون براساس برآوردهای رسمی حدود 80 درصد جمعیت شهرکابل در 70 درصد شهر، که ساحات غیرپلانی است، زندگی می کنند. در واقع مهاجرینی که در جستجوی فرصت های شغلی و آموزشی بهتر بعد از حضور جامعه جهانی در افغانستان از کشورهای دیگر و روستاها به سمت کابل سرازیر شدند، منتظر اعمار منازل رهایشی توسط حکومت نشدند. آنها به صورت خودجوش نیاز مسکن خود را در حد توانایی و درکی که از شرایط محیطی داشتند، پیش بردند. وگرنه اکنون باید نظاره گر درصد بالایی از مردم بی سرپناه ساکن در خیمه ها می بودیم که منتظر اقدام دولت هستند.

پیچیدگی فضای شهری: با توجه به شرایط و پیشینه افغانستان برای رسیدن به ثبات نسبی، وجود یک نیروی امنیتی قوی ضروری است و همین موضوع اولویت سکتور امنیت را توجیه میکند. ولی علیرغم آن از دلایل دیگر عدم توجه به مدیریت شهری، پیچیدگی فضای شهری بوده است. جامعه جهانی و دولت افغانستان در 15 سال اخیر تمرکزشان بر روی مسایل امنیتی… و روستاها بوده است. از سوی دیگر جامعه جهانی و دولت افغانستان در صدد نمایش پیشرفت های سریع و چشمگیر بوده اند. تطبیق یک پروژه در فضای نسبتا ساده دهات بسیار آسانتر از فضاهای مغلق و پیچیده شهری است. بنابراین دونرهای خارجی و مسئولین افغان در بسیاری از موارد تطبیق یک پروژه آسان، بدون نیاز به مطالعات امکان سنجی پیچیده و زودبازده را به پروژه های پیچیده شهری ترجیح داده اند. در حالیکه پروژه های کلانی مانند پروگرام همبستگی ملی با موفقیت روی دست گرفته شد و تقریبا در هر روستای افغانستان ردپایی از آن به چشم میخورد، و یا بودجه وزارت احیا و انکشاف دهات به طور متوسط بیست برابر بودجه وزارت شهرسازی بوده است، عدم موثریت و کمبود بودجه در بخش پلان های شهری آشکار است. علیرغم تلاش های زیادی که از سوی مسئولین وزارت امور شهرسازی و سایر نهادهای ذیربط برای بهبود شرایط شهرها صورت گرفت، به دلیل در اولویت نبودن مسایل شهری کمتر میتوان آثار مثبت این فعالیت ها را دید.

حضور موثر بخش غیر رسمی: ارزش ساخت و سازهای انجام شده در ساحات غیرپلانی براساس برآورد بانک جهانی در سال 2004 بدون در نظر گرفتن ارزش زمین بالغ بر 5/2 میلیارد دالر بوده است. با در نظر گرفتن چند برابر شدن ساحات غیرپلانی و حتی بهتر شدن کیفیت ساخت و ساز میتوان تصور کرد که این ارزش نیز اکنون چند برابر شده است. برعلاوه در مقایسه با ساحات غیرپلانی و زاغه نشین سایر کشورهای در حال توسعه مانند هند، آفریقای جنوبی، کنیا و …ساحات غیرپلانی شهر کابل کیفیت ساخت و ساز خوبی دارند. این موضوع نشاندهنده توان نسبتا خوب بخش غیررسمی در تهیه سرپناه می باشد. بنابراین با تهیه نورم های مورد نیاز، نظارت صحیح بر بازار و کاهش فساد اداری میتوان امیدوار بود که این بخش رشد چشمگیری داشته و سرمایه گذاری خوبی نیز در آن صورت بگیرد.

نادیده گرفتن ساحات غیرپلانی: همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه نگاه به مسئله شهرسازی در افغانستان نیز یک نگاه بالا به پایین بوده است. تعدادی از برنامه ریزان شهری افغان با تکیه بر ماسترپلان سال 1978 تاکید به غیرقانونی بودن ساحات غیرپلانی داشته اند. و در نتیجه مخالف هر نوع ارائه خدمات شهری در این مناطق بوده اند. هرچند این طرز تفکر با گذشت زمان و بخصوص تلاش سازمان های بین المللی دخیل در این سکتور تغییر کرده است، ولی عدم تعامل برخی ارگان ها با ساکنین ساحات غیرپلانی در یک دوره زمانی باعث گسترش بیشتر این ساحات در مناطق آسیب پذیر در مقابل سیل، زمین لغزش و یا ساحات کوهی شهر کابل شد. در واقع بعد از نادیده گرفته شدن ساحات غیرپلانی توسط مسئولین در مقطعی از زمان، سکتور غیررسمی ایجاد شده در این ساحات با موثریت بالا و بدون نظارت به کار خویش ادامه داده و در واقع مسئولین ذیربط را نادیده گرفت. نتیجه آن را میتوان در انبوه ساخت و ساز در ساحات غیرپلانی مشاهده کرد.

استراتژی پیش رو

مطالعاتی که توسط متخصصین افغان، شرکت های معتبر بین المللی مانند ICT، اداره انکشاف بین المللی جاپان (JICA) ، بانک جهانی،‌ بانک انکشافی آلمان و … در شهر کابل انجام شده است، به صورت تقریبا مشترک به موارد زیر تاکید دارند:

  • دادن جواز ساخت و نظارت باید بر تمام خانه ها در ساحات پلانی و غیرپلانی اعمال شود.
  • پلان های بهسازی (Upgrading) برای ساحات غیرپلانی باید به صورت جدی روی دست گرفته شود: هرچند چنین برنامه هایی به صورت منظم از سال 2006 شروع شده و در بعضی مناطق هم اکنون نیز جریان دارند.
  • از توسعه ساخت و ساز به ساحات پرخطر مانند دامنه کوه های شهر کابل و یا ساحاتی که در معرض خطر سیلاب هستند، جلوگیری شود. این ساحات باید به صورت واضح علامت گذاری شده و هرگونه ساخت و ساز جدید منع شود.
  • کمبود فضاهای عمومی در ساحات غیرپلانی یک معضل جدی است. باید فضاهای عمومی مانند مکاتب، کلینیک ها، پارک ها و ….در نقاط مختلف شهری و توسط کنترل دولت بر ساخت و ساز شهری در نظر گرفته شود. و ساحات باقی مانده به صورت درست و تحت نظارت دولت مدیریت شود.
  • وجود راه های تنگ و غیرستندرد یک مشکل اساسی مخصوصا در ساحات غیر پلانی است. دولت باید نورم های خاصی را در نظر گرفته و تطبیق نماید تا مشکلات دسترسی در ساحات غیرپلانی کاهش یابد.
  • ارائه زیربناهای شهری خصوصا آبرسانی، مدیریت زباله های جامد، مدیریت آب های سطحی و مدیریت فاضلاب در مناطق غیرپلانی نیازمند رویکردهایی با اشتراک موثر مردم هر منطقه است. بنابراین توجه به شیوه های جدید و مشارکتی در پروژه های پیش رو اجتناب ناپذیر است.

برعلاوه موضوعات کلی فوق با در نظر گرفتن شرایط فعلی شهر کابل توجه به نکات زیر ضروری به نظر میرسد:

الف- ایجاد یک شهر چند محوری: شهرکابل عملا توسط رشته کوه های اطراف و مرکز آن به دو بخش شمال شرقی و جنوب غربی تقسیم شده است و توپوگرافی منحصر به فرد گسترش کابل را به سمت یک شهر چندمرکز سوق میدهد. بنابراین شرایط فعلی کابل که تقریبا تمام مراکز اداری و تجاری را در مرکز شهر جمع کرده است، باعث تمرکز بیش از حد، ترافیک سنگین و حتی گسترش ساحات غیرپلانی در ساحات کوهی مرکز شهر شده است. بنابراین ماسترپلان اصلاحی جدید نیز بر تمرکز زدایی شهر کابل و ایجاد یک شهر چند مرکزی و ارتباط این مراکز به یکدیگر تاکید دارد. مطالعات انجام شده توسط ارگان های مختلف نیز بر ضرورت ایجاد مراکز و بازارهای عمده شهری در چند نقطه شهر کابل تاکید می کنند، تا از حجم ترافیک در ساحات مرکزی شهر کاسته شده و مسافرت روزانه به این منطقه کاهش یاید.

ب- ساحات غیرپلانی – تاریخی شهرقدیم

ساحات مرکزی شهر کابل که قسمتی از مناطق تاریخی مانند نواحی یک، دو و باغ بابر در آن قرار دارند را میتوان عمده ترین بخش شهر تاریخی کابل دانست. این ساحات عمدتا غیرپلانی بوده و بخش هایی از آن نیز در فرایند نوسازی تخریب شده است. به نظر میرسد در حال حاضر و بعد از ترمیم این ساحات، استفاده توریستی از آنها بهترین گزینه باشد. بهسازی این ساحات باید با در نظرداشت حفظ و احیای بناهای تاریخی شهر صورت گرفته و تمام زیربناهای لازم برای استقرار توریست ها را داشته باشد. فعلا مندوی کابل، بازار ترکاری و میوه جات، بسیاری از ادارات دولتی و … در این ساحه قرار دارند. چنین تراکمی منطقه را بسیار مزدحم، زشت و غیر منسجم ساخته است. با توجه به کمبود فضای تنفس در این ساحات باید هرگونه ساخت و ساز غیرپلانی در نقاط کوهی آن متوقف شده، بازار نیازهای روزمره مانند ترکاری و میوه جات در بخش های مختلف شهر کابل تقسیم شده و تا حد امکان ادارت دولتی به مناطق دیگر شهر انتقال داده شوند، و میزان فضاهای عمومی در این ساحه افزایش پیدا کند. توصیه میشود که در حین احیا و مرمت ساحات تاریخی، بازار محصولات سنتی، صنایع دستی و علاقمندی های توریستی در این مناطق ایجاد شده و با حفظ هویت تاریخی این مناطق زیربناهای لازم برای ایجاد یک منطقه توریستی مدنظر گرفته شود.

ج- حفظ فضاهای سبز شهری

با توجه به وجود منابع آبی نسبتا خوب در افغانستان در مقایسه با کشورهای منطقه سرانه آب در ازای هر افغان در حدود 2800 مترمکعب در سال است. و براساس برآوردهای صورت گرفته در حدود کمتر از 2000 مترمکعب درسال میتواند پاسخگوی تمامی نیازهای شهروندان افغانستان در شرایط فعلی باشد. بنابراین مشکل کم آبی در افغانستان نه از کمبود منابع آبی بلکه از مدیریت نادرست و توزیع جغرافیایی نامناسب آن است. به عنوان مثال در شهر کابل سرانه آب در دسترس شهروندان کابلی کمتر از 25 لیتر در روز است، حال آنکه در دسترس بودن دست کم 50 لیتر آب صحی در روز برای هر نفر به منظور تامین نیازهای اساسی و جلوگیری از امراض توصیه می شود.

کابل پنج میلیونی تنها به منابع آب زیرزمینی متکی است، و ظرفیت این منابع براساس مطالعات مشترک افغان – جرمن در حدود 44 میلیون متر مکعب در سال است. حال آنکه براساس همین مطالعات نیاز سالانه به آب شرب در سال روان در حدود 124 میلیون متر مکعب است. بنابراین کاهش سطح آب زیرزمینی و بدتر شدن کیفیت آن یک امر طبیعی است. زمستان روان نیز با کاهش بی سابقه بارندگی نوید تابستان خوشی را از نظر دسترسی به ذخایر آب زیرزمینی نمیدهد. هرچند طرح های بلند مدتی برای تهیه آب مورد نیاز ساکنین از آب های سطحی روی دست است، ولی توضیح آن در آجندای این نوشته نیست، و تطبیق آن نیز زمان زیادی را می طلبد.

فرمان شماره 4252 ریاست جمهوری تاکید جدی بر حفظ ساحات سبز و زراعتی دارد. براساس مطالعات صورت گرفته در شهر کابل هنوز در حدود 14 درصد شهر را فضاهای سبزی تشکیل میدهد که تبدیل به ساحات رهایشی نشده اند. حفظ این ساحات برای تغذیه منبع بدون جایگزین آب زیرزمینی شهر کابل بسیار حیاتی است. بخشی از این ساحات در امتداد دریای لوگر قرار دارد که در واقع اصلی ترین آکیوفر شهر کابل محسوب می شود. با ایجاد یک منطقه حفاظتی و جلوگیری از ساخت و ساز در دو طرف دریای لوگر به جز تغذیه آب های زیرزمینی میتوان یک پارک خطی نیز در کابل که به شدت نیازمند فضای سبز است، ایجاد کرد. برعلاوه منطقه ذکر شده عمده ترین ساحات سبز باقی مانده شهر کابل در نواحی سیزدهم، پنج و چهاردهم شهر کابل هستند که بخاطر وجود آکیوفر افشار، حوزه آبی قرغه و دریای پغمان اهمیت زیادی دارند. بنابراین ضروری است که مقامات مسئول قبل از هرگونه ساخت و ساز بی رویه در مناطق سبز باقی مانده،‌ پلان هایی را برای حفظ این مناطق به منظور ایجاد پارک های سبز و همین طور تغذیه آب های زیرزمینی روی دست بگیرند.

حسین اعتمادی

پژوهشگر در مرکز مطالعات آبی سوئیس (Eawag)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)