شهردارى سلماس بخاطر تبدیل نام میدان فردوسى به انقلاب،اقدام به برچیدن مجسمه فردوسى کرد و فراخوانى براى طرح و ساخت مجسمه جدید داد.
این خبر کوتاه و شاید تا حدى پیش و پا افتاده،باعث جنجال رسانه اى شد!از یک طرف مخالفین جمهورى اسلامى،حاکمیت را متهم به دشمنى با مفاخر ملى نمودند و طرف دیگر قشر موسوم به هویت طلب با یاداورى اشعارى از فردوسى که تعبیر تورک ستیزانه دارد از این اقدام شهردارى سلماس شدیدا حمایت کردند.
در جمهورى اسلامى تنها جایى که درصد کمى راى مردم تاثیر دارد،شوراى شهر و شهردارى است و این در شهرهاى کوچک بخاطر اینکه راى گیرى نه بیشتر حزبى،بلکه مبتنى بر شناخت شخصى مى باشد،بیشتر مشهود است.اعضاى شورا و شهردارى ها براى جلب اقبال راى دهندگان در شهرهاى کوچک،بعضا کارهایى مى کنند که با سیاست رسمى حاکمیت هم مغایر باشد،چونکه پروسه جلب راى در این شهرها،مبتنى بر گفتگوهاى متقابل است و این فرض مسلم است که در شهر سلماس،اعضاى شوراى شهر و شهردارى براى جلب راى مردم و یا قشر هویت طلب،اقدام به برچیدن مجسمه مورد بحث کرده اند،چونکه براستى قشر بزرگى از هویت طلبان معتقد به این هستند که فردوسى،اشعار ترک ستیز و عرب ستیز فراوانى دارد که شاهنامه و فردوسى را براى زینت بخشى به شهرها و میدانشان پسندیده نمى دانند.
آیا این درست است که در کشورى یک شخص،در پیش قشرى تا حد مقدس پرطرفدار باشد و پیش قشر دیگرى تا حدى منفور؟
البته شاید در یک نظام یک دست این مسله که یک نفر در بین اهالى یک کشور با دو دید دیده شدن غیر عادى باشد،ولى بنظر نگارنده این مسله چیز غریبى نیست،ما مثلا سیدجعفر پیشه ورى را قهرمان مى دانیم و در چشم بعضى ها خائن،یا قازى محمد در چشم بسیارى از کوردها قهرمان ملى است و در چشم بسیارى از غیر کوردها خائن!
البته که نگارنده منفور بودن،شخصى و شخصیتى را توصیه نمى کنم،چونکه ما در حال حاضر،خوب یا بد هموطن هستیم و باید براى زندگى مسالمت آمیز سعى کنیم که به مقدسات و یا قهرمانان همدیگر احترام بگذاریم حتى اگر آن قهرمان،ضد قهرمان ما باشد.
اما آیا اقدام شهردارى سلماس صحیح بود؟
جدا از اینکه عمل صحیح است یا نیست،بالاتر از آن،این است که شوراى شهر منتخب مردم سلماس است و متولى این امر است،اگر راى دهندگان سلماسى راى به این بدهند که مجسمه و اسم فردوسى را از میدانشان بردارند،اگر خوشایند ما نباشد،ما نمى توانیم آنها را به خیانت و ضد ایران بودن متهم کنیم،ما باید به حقوق شان و انتخابشان احترام بگذاریم،حتى اگر مخالف نظر ما باشد که این است دموکراسى.
حتى این عمل ممکن است در جاى دیگرى رخ دهد،مثلا شوراى شهر یزد،مجسمه شهریار یا هیمن شاعر کورد را بگذارد و شوراى شهر دوره بعد از آن،تصمیم بگیرد که این مجسمه ها را برچیند،دنیا به آخر نمى رسد،در یک دموکراسى بجز احترام گذاشتن به راى طرف مقابل کارى از دست ما بر نمى آید،و این فرق دموکراسى و توتالیریسم است که در دمکراسى به راى مردم احترام مى گذارند و در سیستم هاى توتالیر،اعمال و نظرات مخالف نظر خود را،به وطن فروشى و خیانت متهم مى کنند.
ما باید از همین حالا،از همین امور کوچک تمرین دمکراسى کنیم که آیا ما قادر به تحمل هم هستیم،آیا روا است که بخاطر یک مجسمه،به همدیگر تحقیر یا توهین کنیم و اصولا چرا نباید با احترام به هم دیگر انتقاد کنیم و یا چرا باید کسانى که مثل ما فکر نمى کنند را خائن یا مزدور و نژادپرست و یا با هزار کلمه ناجور دیگر خطاب کنیم،آیا وقتش نیست با همدیگر کمى مهربان باشیم و به نظراتشان احترام بگذاریم حتى اگر مخالف نظر ما داشته باشند.
مسلما در نظامى که دموکراسى و ازادى حکمفرما باشد از این کارها بسیار اتفاق خواهد افتاد،حتى تورکها هم از این امر بى بهره نخواهند بود،هر چند بنظر من باید متولیان امر در چینش امور دقت فراوان کنند که این اتفاقات کمتر رخ بدهد،اما بالاخره گریزى از این امور نخواهیم داشت و بهترین راه نه سیاه نمایى،بلکه احترام به راى و حق انتخاب طرف مقابل است.
البته در آخر این نقطه را لازم به ذکر مى دانم که مخالفین در این امر از اتفاق پیش افتاده استفاده یا سواستفاده کردند براى کوبیدن حاکمیت،چونکه اگر کمى منصف باشیم با همه وابستگى هاى شهردارى به حاکمیت،باز هم تا حدودى در انجام وظیفه شان استقلال عمل دارند که بدون اجازه دولت حکم به تعویض مجسمه یا اسم میدانى بدهند،البته منتقدین براى اینکه اهدافشان را پیش ببرند،سخنى از خواستاران این عمل (هویت طلبان تورک)نزدند و عمل را بدون نام بردن از طرفداران این عمل در شهر براى کوبیدن حاکمیت استفاده کردند،اینکه عمل اخلاقى است یا نیست خواننده و یا افکار عمومى بى شک قضاوت خواهد کرد.

معصومه-ق

تعویض نام میدان فردوسى به انقلاب

برچیدن مجسمه فردوسى از سلماس

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)