گذر از فوتبال سنتی به فوتبال مدرن را در منطقه غرب کشور تیمهای ماشین سازی و تراکتور سازی تبریز استارت زدند. تراکتور سازی با داشتن بازیکنان محبوبی مثل داریوش حاج رشیدی,رحیم مه نمای اقدم,خلیل سلیمی,مجید ناظمی,علی صدیق آزادی,ایوب شار قی,هدایت مهابادی,صمد رسولی,احد متین,محمد فکری اصل ,رضا فروغی یکی از تیمهای مطرح آذربایجان شرقی و منطقه غرب کشور بود.

تبریزسالهایی که در تبریز تحصیل و زندگی می کردم با فوتبال و ورزش این شهر و در مجموع ورزش آذربایجان شرقی آمیخته بودم وقتی این آمیختگی بیشتر شد که در نوشتن در باره رویدادهای ورزش و فوتبال آذربایجان فعالیت گسترده داشتم و افزون بر این در کار داوری فعال و برای قضاوت به شهرهای استان سفر می کردم و از داشته های فوتبال این خطه گرانبها از سرزمین مان بیشتر می آموختم.

در تبریز کانون های متعددی بودند که هر کدام محل سنتی تجمع پیشکسوتان فوتبال آذربایجان یا نسل بعد از آنان بودند. از تولیدی کفش بیوک صباغ در فلکه شهرداری و میدان ساعت گرفته تا بوتیک پیرایش در خیابان شهناز و از کافه فکور گرفته تا قهوه خانه کور اوغلی در پارک شهر.
برای آنانی که مهمان فوتبال بودند کبابی حاج علی در انتهای بازار بزرگ نیز به مکانی برای دیدن و ملاقات بسیاری از بزرگان فوتبال و ورزش تبریز تبدیل شده بود. اما گل سر سبد این مراکز و کانونها باغ شمال تبریز بود. ورزشگاهی که محل تولد و وداع بسیاری از بزرگان فوتبال خطه آذربایجان بود و پیر فوتبال تبریز لقب داشت.

مرام فوتبال در نزد فوتبالیست های آذری قدمتی تاریخی داشت و مرامنامه ای که در سال ۱٣۰۱ جمعیت مروجین ورزش در تبریز زیر نظر علی اصغر حکمت نوشته بود هم چنان معتبر و فوتبال تبریز به بسیاری از مفاد آن پای بند بود. اخلاق و مرام در فوتبال تبریز بر گرفته از تاریخ سیاسی و اجتماعی این شهر و البته در دوران اوج تاریخ مشروطیت و جنبش آزادیخواهان مشروطه خواهان آذری مثل ستارخان، باقرخان بود که در بحث های خودمانی و در جمع فوتبالیست ها بخوبی این اصالت قابل درک و فهم بود. نظامیان و مستشاران نظامی نیز مانند خوزستان و تهران در تاسیس تیمهای فوتبال در این شهر نقش داشته اند اما بر خلاف خوزستان و تهران، رهبری و هدایت تیمها در اختیار تبریزی ها و افراد بومی قرار داشته که چنین موضوعی از نشانه های روحیه عدم وابستگی حکایت دارد.

با این که تبریز از قدیم شهری صنعتی و بازرگانی بوده و همزمان با آن نیز مرکز ادبیات و سیاست ایران لقب داشته است اما فوتبال این شهر تا سالهای ۱٣۴۵ هم چنان خارج از قلمرو صنعت و در نزد تیمهای خودمانی شکل گرفته جریان داشت و سرمایه گذاری صنعتی در این رشته روی نداده بود.

وقتی بازگوئی خاطرات گذشته ها و نسل قدیمی در محفل فوتبال در تبریز گرم می شود یک خاطره را همه حفظ هستند و گوئی جزئی از مواد بیش بینی نشده مرامنامه و نظامنامه جمعیت مروجین بوده که آنان این را فراموش کرده اند. یک روز همراه دکتر کوشانفر استاد دانشگاه و از چهره های نامی ورزش و فرهنگ تبریز و زنده یاد دکتر اصغر شهابی عضو فدراسیون وزنه برداری آسیا که عمری را صرف خدمت به ورزش و در زمینه اجتماعی به ارائه خدمات به مردم آذربایجان سپری کرد و بیوک صباغ از مردان صاحبنام فوتبال و رحیم عباسقلی زاده از داوران بزرگ فوتبال در سالن غذاخوری خوابگاه استادیوم باغشمال نشسته بودیم و ضمن صرف غذا از گذشته ها نیز خاطراتی به میان می آمد و در بین این بازگوئی ها، بیوک آقا به خاطره ای اشاره کرد که شنیدن آن هم لذت بخش بود و هم بسیار تعجب آور

. صباغ می گفت: در سال ۱٣۴۲ یک بازی دوستانه بین تیم تبریز و تیم ملی ایران در ورزشگاه باغشمال و در حضور رئیس وقت فدراسیون فوتبال حسین مبشر برگزار شد. در این بازی تیم ملی ایران تا دقایق پایانی دو بر یک از تبریز پیش بود، در اواخر بازی در یک صحنه همایون بهزادی مهاجم تیم ملی و مرحوم مشکین قلم مدافع تیم تبریز در محوطه جریمه تبریز برای دفع یک توپ به پا خواسته و هر دو به زمین خوردند.

سعید صدری داور مسابقه دستور ادامه بازی را داد، اما بهزادی به شدت به تصمیم داور اعتراض کرده و همین اعتراض رای داور را بازگرداند و صدری یک پنالتی به ضرر تیم تبریز اعلام کرد. وقتی به اینجا رسید بیوک از آقا از سر میز غذا برخاست و آن صحنه اتفاق افتاده را بار دیگر صحنه آرائی کرد: مرحوم حبیب دایی اوغلی به این تصمیم داور اعتراض کرده و گفت: این پنالتی مردانه گرفته نشده و ما قبول نمی‌کنیم و به نشانه اعتراض روی توپ نشست و به ترکی گفت «کیشی تبریزده پنالتی اولماز» ”. مرد! در تبریز پنالتی وجود ندارد. نامرد نباش “خاقانی رئیس وقت هیئت فوتبال تبریز وارد میدان مسابقه شده و جریان را جویا شد. بازیکنان تبریز هم گفتند داور مسابقه یک پنالتی سفارشی علیه تیم تبریز گرفته است.

به گفته صباغ، رئیس هیئت فوتبال تبریز به نزد رئیس فدراسیون فوتبال رفته و از وی تعیین تکلیف می‌کند. مبشر هم داور مسابقه را فرا می‌خواند و از وی می‌خواهد پنالتی زده نشده و چند دقیقه باقیمانده را نیز سوت زده تا قضیه به نوعی فیصله یابد. صباغ گفت: چند ماه بعد در مسابقات قهرمانی کشور در بازی تبریز با مشهد صدری داور همان مسابقه باز یک پنالتی علیه تیم تبریز گرفت. در حالی که وی فکر می‌کرد بازیکنان تبریز باز هم اعتراض می‌کنند، این بار حبیب دایی اوغلی توپ را بوسیده و برای حریف در نقطه پنالتی قرار می‌دهد. مربی سابق تیم منتخب آذربایجان‌شرقی افزود: آن پنالتی تیم مشهد گل شد، اما بازیکنان تبریز در ادامه بازی با غیرت خود موفق شدند شش بار دروازه تیم مشهد را باز کنند و پیروز میدان شوند. صباغ می گفت این داستان قبل از این هم و در اوایل سال ۱٣۲۷ اتفاق افتاده بود و این دومین باری بود که تکرار می شد.

حسین افندی -در فوتبال تبریز نه فقط یک نام بلکه یکی از رگهای خون هواداران و فوتبالیستهای آذربایجانی است. آن افندی که به نام پدر و پیر تاریخ فوتبال ایران نیز معروف است. شادروان حسین صدقیانی را می گویم که آذری ها با حرارت خاصی وی را حسین افندی خطاب می کنند. لقبی که اصل آن به وقتی بر می گردد که استاد صدقیانی اولین لژیونر فوتبال ایران به ترکیه رفت و ترکها وی را افندی خطاب کردند.

وقتی حسین صدقیانی از بلژیک به ایران بازگشت و به تبریز هم سفر کرد برای دیدن مسابقات محلات که در آن زمان بطور نامنظم و خارج از قواعد و استانداردهای رایج برگزار می شد و در واقع مهمترین رویداد فوتبالی در شهری مثل تبریز بود به یکی از زمینهای محله اهراب رفته بود با دیدن وضعیت برگزاری بازیها بشدت بر آشفته می شود و برگزار کنندگان و سایر بزرگان تیمهای محلات دیگر را به جلسه ای فرا می خواند و از تحولات و اجرای سیستم مدرن در فوتبال اروپا برای آنان سخن می گوید و آنان را تشویق به انجام تغییرات در برگزاری مسابقات محلات فرا می خواند.

کاظم علیزاده نوبری عکاسی بود که بیش از چند دهه پیروزی و شکست و لبخند و اشگهای هزاران ورزشکار/مربی و تماشاگر تبریزی را به تصویر کشید. کاظم آقا را می توان یکی از بازماندگان خاطرات مبارزین دوران ستارخان و باقرخان دانست! من سالها با وی بودم و می دیدم که به جوانانی که توانائی پرداخت پول یک عکس را نداشتند با چه شوق و ذوقی عکسهای آنان را قاب می گرفت و در سر تمرین در ساک آنان قرار می داشت. کاظم برای کیهان ورزشی کار می کرد و یک اطاق اجاره ای هم برای رتق و فتق امور عکاسی اش در خیابان خیام (اگر اسم خیابان را اشتباه نکنم) روبروی اداره آگاهی تبریز داشت. 

از محله اهراب گفتم. در تبریز قدیم چند محله بیشتر زبانزد مردم این شهر بود و بعد از این که کارخانه های مهم صنعتی در تبریز احداث شد و شهر نشینی توسعه یافت سایر محلات تبریز نیز هر کدام از بابت فوتبال یا حضور صاحبنامانی در عرصه ورزش وسیاست و فرهنگ معروف گشتند. سرخاب، سیلاب، چرنداب، گراب که پسوند آنها به کلمه آب ختم می شد از جمله محلاتی بودند که در تبریز معروف و بسیاری از شهروندان آدرس و نام آنان را از بر بودند. جوانان سرخاب نام تیمی بود که چهره های درخشانی مثل مرحوم بیوک جدی کار از این محله به قله های تیم ملی و سپس به تیم ویکتوریا آلمان شرقی رسید و مرحوم حبیب الله دائی اوغلی از محله لیل‌ آباد تبریز لباس تیم ملی را پوشید و بزرگان دیگری مثل اردواری، تقی زاده، بادامچی، شوقی، قاسمی، سیف الدینی، رهنما، خداپرست، شیشه‌گر ,ارغوانی رسول مشکین قلم که سالها از بازیکنان تیم کلنی تبریز بودند از این محلات و محلاتی مثل قره آغاج ,قره ملک, مارالان و… تبریز بر خاستند و معروف شدند.

کاظم علیزاده نوبری عکاسی بود که بمدت بیش از نیم قرن ورزش و فوتبال تبریز و استان آذربایجان را به تصویر کشانده و مردی با صفا و با صداقت و به قول حسن راغفر دروازه بان وقت ماشین سازی تبریز کاظم آقا نمونه یکی از سربازان ستارخان است! کاظم آقا وجب به وجب زمینهای فوتبال خاکی تبریز را می شناخت و اگر وی در یک بازی حضور نداشت در عوض فولکس قورباغه ای اش را که با پای پیاده می شد جلوتر از آن حرکت کرد در کنار زمین فوتبال حضور داشت و فرزند یا کسی دیگری را برای ثبت صحنه ها به محل مسابقه اعزام می کرد. وقتی عیار بهترین به میان آید بی گمان عیار دو تیم آذر و سیمرغ در آن دهه با ارزش تر از سایر تیمهای دیگر در شهر تبریز است.

بازیکنانی که در این دو تیم بازی می کردند شانس حضور در تیم منتخب تبریز را داشتند و در واقع در چنین سالهایی ترکیب تیم کلنی تبریز از این دو تیم غربال می شد. هم چنان که اولین بازیکن ورودی به تیم ملی از تیم آذر “داوود ارغوانی” بود که خاطرات وی نقل محافل فوتبال تبریز است. در کنار آذر و سیمرغ تیمهای راه آهن، شهاب، ظفر، شایان، نصرت (دواچی) نیز در فوتبال تبریز جایگاه مناسبی داشتند و رقابت این تیمها جذاب و با کری خوانی مداوم همراه بود.

در بین این محلات باغشمال جایگاه ممتازتری دارد زیرا ورزشگاه پیر این شهر در قلمرو این محله قرار گرفته است و کمی آن طرفتر پادگان نظامی ارتش و ستاد فرماندهی ژاندارمری و ساختمان مرکزی ساواک قرار داشتند. روزهای جمعه باغشمال شلوغ و با سر و صدا بود و تمام مسابقات مهم و دوستانه و رسمی به آدرس باغشمال هدایت می شدند. آن طوری که در باره احداث باغشمال نوشته اند این استادیوم قبلاً محل اسکان سربازان روسی و تقریباً منطقه ای خارج از شهر محسوب می شده که به مرور زمان و در زمان کنونی داخل محدوده شهر تبریز است.
از جمله رویدادهای مهم ورزشی که در ابتدای تاسیس این استادیوم در آن برگزار شده می توان صفحات تاریخ را در سال ۱٣۲۷ ورق زد و سپس در اوراق آن خواند که مسابقات قهرمانی کشور در چند رشته مانند فوتبال، بسکتبال و والیبال به صورت متمرکز در ورزشگاه باغشمال تبریز برگزار شد، زمین فوتبال این ورزشگاه در روز افتتاح خاکی بوده و هنوز سکویی برای تماشاگران ساخته نشده و برای مهمانان از صندلی های معمولی مخصوص مراسمهای جشن و عروسی استفاده می شد و تماشاگران نیز به صورت ایستاده در اطراف زمین این مسابقات را تماشا می کردند.

سرانجام و در زمانی که وقایع کودتای بیست و هشت مرداد ٣۲ به پایان رسیده بود در سال ۱٣٣۵ با آمدن باشگاه آدنا از شهر آدنا ترکیه چمن باغشمال در بازی این تیم میهمان با تیم منتخب یا همان کلنی آن دوران افتتاح شد و روزهای نخست چمن این استادیوم فضائی بود برای جولان دادن پرندگان! آنانی که در عصر تکمیل و توسعه فیزیکی و تاسیساتی باغشمال می زیسته اند روایت می کنند که افزایش سکوها به صورت نامرتب و طی چند سال صورت گرفت و در نتیجه سکوهای ورزشگاه باغشمال بدون تقارن هندسی و به صورت نامرتب ساخته شده بودند.

رژه اعضای تیم فوتبال ماشین سازی تبریز در افتتاحیه یکی از مسابقات منطقه ای غرب ایران در تبریز در استادیوم باغشمال

حالا می گویند برگزاری مسابقه فوتبال با بیش از ۵ هزار نفر در ورزشگاه تختی ممنوع است. علت این محدودیت اعتراض همسایگان و سنگین شدن ترافیک مرکزی شهر عنوان شده است، اما این ممنوعیت شامل میتنیگ‌های سیاسی نشده و از این ورزشگاه استفاده سیاسی می‌شود. فوتبال در تبریز که در واقع پایگاه اصلی این ورزش در آذربایجان بود در مقاطعی نیز با وقایع طبیعی و فجایع ناشی از آن مثل زلزله های مازندران و سلماس طی سالهای ۱٣٣۰ تا ۱٣٣۶همراه و همدم بود و در چنین وقایعی به نشانه ادای احترام به قربانیان و بازماندگان و همبستگی ملی تمرین و مسابقه تعطیل می شد و بازیکنان و هواداران در اماکنی مثل قهوه خانه تجمع می کردند تا اخبار رسیده از مسافر یا تلگراف چی پست آگاه شوند. در جریان زلزله مهیب سال ۱٣٣۶ کلیه فعالیتهای فوتبال به مدت چندی لغو شد و اعتبارات مالی و سایر کمکهای فوتبالی ها برای کمک به مردم زلزله دیده اختصاص یافت.

در فوتبال آن دهه های ایران خوزستان، فارس، کرمان، تهران و آذربایجان تیمهای برتر ایران بودند و چون مسابقات لیگ و باشگاههای سراسری وجود نداشت آرزوی هر بازیکنی انتخاب در تیم کلنی استان بود که از آن به تیم منتخب نیز نام برده می شد. تبریزی ها در سال ۱٣٣۶ و در مسابقات قهرمانی کلنی استانها که در شهر اصفهان برگزار شد با برتری به مقام قهرمانی رسیدند و در سال ۱٣٣٨ این مقام را بار دیگر تکرار کرد تا نشان دهند تبریز یکی از قطب های مهم فوتبال ایران است

تعدادی از قدیم ترین تیم های تبریز آذر، سیمرغ، آهن، شهاب، ظفر، شایان، نصرت (دوچی)، جوانان سرخاب. برترین تیم ها عبارت بود از دو تیم آذر و سیمرغ که معمولاً اکثر بازیکنان منتخب استان از آن ها گلچین می شد. در بین این بازیکنان زبده کسانی بودند که با بازی های عالی خود در سطح کشوری معروف شدند. اولین کسی که از تبریز به تیم ملی راه یافت و در سال ۱۹۵۴ در بازی های آسیایی شرکت کرد «داوود ارغوانی» بود که از بهترین بازیکنان تیم ملی محسوب می شد. از معروف ترین بازیکنانی که به تیم ملی راه یافته اند می توان از بیوک جدی کار، داوود ارغوان حبیب دایی اوغلی، بیوک صباغ، حسین خداپرست نام برد.

تبریز در قلمرو مسابقات دوستانه با تیمهای خارجی نیز فعالترین شهر ایران در این زمینه بود. پیوندهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی که با کشور شوروی سابق داشت و در راس آنان آذربایجان اتحاد جماهیر شوروی سابق جایگاه خاصی در مراودات ورزشی و فوتبالی با شهر تبریز ایجاد کرده بود و بارها تیمهای آذربایجان شوروی و یا از سایر شهرهای دیگر این کشور به تبریز سفر کردند و با تیمهای تبریزی مسابقه دوستانه برگزار کردند. طی یک سال تبریزی ها دو بار میزبان تیمهای کشور شمالی هم مرز ایران بودند و طی دو مسابقه ای که برگزار کردند این نتایج را بجای گذاشتند: نفتچی باکو ۶ ــ منتخب تبریز صفر (سال ۱۳۳۶)ـ دینامو تفلیس ۶ ــ منتخب تبریز صفر (سال ۱۳۳۷).

گذر از سالهای سنتی به مدرن
ادامه این مطلب در فرصتی دیگر…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)