امروز چهارشنبه ١۳ بهمن ١۴٠٠ مصاحبه یک چهره منفور و اطلاعاتی بنام عماد افروغ به اصطلاح جامعه شناس و کنشگر و استاد و عضو هیئت علمی چندین دانشگاه و غیره سرآمد تیتر بسیاری از خبرگزاری ها از جمله خبرگزاری فارس و ایرنا و سایت الف و روزنامه سرآمد اقتصادی بود که مدعی شده است باید به سمت “پاداش معنوی” اول انقلاب بازگردیم. هدف از ارائه این نوشتار  و هشدار به اپوزیسیون چند دلیل دارد:

اول اینکه بنده عماد افروغ را بیش از ۴٠ سال پیش زمانی که هر دو در دبیرستان و هنرستان چابهار (زادگاه نگارنده) معلم بودیم می شناسم. بنده بعد از تعطیلی دانشگاها بعنوان معلم موقت استخدام ساعتی شده بودم. ایشان که یک فرد کاملا بی سواد, بی مغز ء “فالانژ” حزب اللهی بود از طرف سپاه به اداره آموزش و پرورش چابهار تحمیل شده بود. با او جدل های فراوانی داشتم و معلمین و دانش آموزان نیز از او بیزار بودند. در نهایت او بعنوان مخبر و خبرچین حقیر سپاه باعث اخراج بنده شد که چندش و تنفر مرا نسبت به وی و امثالهم دو چندان کرد.

دوم: وی قبل از انقلاب در انگلستان (محل زندگی من) بعنوان مجرم دستگیر, دادگاهی و زندانی و سپس اخراج شده بود. یعنی مثل بسیاری از چاقوکشان, اوباشان و مجرمان (نظیر اکبر خوشکوشک) ١٨٠ رنگ عوض کرد و به اصطلاح انقلابی شد. در سالهای اولیه انقلاب هزاران انسان بی گناه از جمله کودکانی که نشریات سازمانی مثل مجاهد و کار و راه کارگر و راه توده و غیره را می فروختند دستگیر, شکنجه و اعدام شدند. جو وحشتناک و اختناق و سرکوب آن روزها صد برابر بدتر از امروز بود.  یعنی عصر دهشت و کشتار که امثال افروغ ها و میرحسین موسوی ها  و “صادراتی های بیشمار اصلاح طلب آفتاب پرست بوقلمون صفت” به اروپا و آمریکا (که اکنون مدیریت اکثر رسانه های فارسی زبان برون مرزی را بعهده دارند) آن را با حسرت و درد فراق (nostalgia) “دوران طلایی امام” می خوانند.

سوم اینکه این فرد شیاد و شارلاتان دروغگو (مثل بسیاری از همپالگی های قدیمی او) مدرک جعل کرد و حتی مدعی شد زمانی که در چابهار معلم بود به صورت مخفیانه تحت عنوان “نهضت رزمندگان مسلمان بلوچ” اطلاعیه شبانه پخش می کرده. یعنی مخبر وزارت اطلاعات و مامور سپاه به نام بلوچ از طرف بلوچ به دروغ بیانیه شبانه پخش می کرده. او هنوز نیز همانند اصلاح طلبان دغل و به اصطلاح “اعتدالیون ء اصولگرا” مشغول بادفروشی است و با تیتر درشت می گوید “هنوز امید داریم بسوی تحقق عدالت اجتماعی برویم“. صد البته در مورد شب نامه ای که هرگز نبود کاملا دروغ می گوید

چهارم اینکه به نقل از شعر معروف احمد شاملو اگرچه امثال بنده آن تجربه تلخ اوایل انقلاب را از یاد نبرده ایم یک سر. اما ممکن است در بین نسل جوان کسانی باشند که حدیث باد فروشان را بکنند باور. بخصوص که برادران و خواهران مکتبی و انقلابی و صادراتی امثال خوشکوشک و افروغ اکنون سکان رسانه های فارسی زبان برون مرزی گران قیمت را در اختیار گرفته اند و با حیل و مکر و دعوت از بقیه همفکران اصلاح طلب سالوس خود بعنوان مهمان و متخصص و کارشناس افکار عمومی را زیرکانه مدیریت می کنند. شوربختانه اپوزیسیون نیز توسط این رسانه ها که پول های کلانی برای مصاحبه می دهند کاملا مسخ شده است. یعنی در عمل این اصلاح طلبان صادراتی نظام هستند که برای ملت ایران اپوزیسیون تعیین می کنند و به اصطلاح “چهره سیاسی” می سازند. حال بگذریم از اینکه دولت های غربی نظیر آمریکا و انگلیس یا دولت های عربی نظیر عربستان از این رسانه ها بعنوان آلت فشار و اهرم چانه زنی با جمهوری اسلامی استفاده می کنند و اسفاء و دریغا که در بین ما ایرانیان انسانهای خود فروش و آلت دست برای پوند و دلار و ریال و درهم و یورو فراوان هستند. اما در حین حال باید به صراحت تاکید کرد که در بین اپوزیسیون ایرانی انسان های پاک و فرهیخته و شرافتمند و مردمی که درد وطن در سینه دارند نیز فراوان هستند و نباید توسط اینگونه تبلیغات مزورانه مسخ و سرگرم و تسلیم روزمرگی شوند و نقش خود را بعنوان “تحلیلگر” یا کارشناس فلان رسانه خلاصه کرده و تقلیل دهند, و از کار بزرگ که همانا ایجاد اتحاد و همسویی بین اپوزیسیون برانداز که ضرورت مبرم زمان ما است, غافل بمانند. باید پذیرفت که جمهوری اسلامی نه تنها در شقاوت بیرحم, بلکه در حیله گری و فریب و نیرنگ کم نظیر است.

 

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

چهارشنبه ١۳ بهمن ١۴٠٠

doshoki@gmail.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)