ترور، تروریست و تروریسم از جمله واژگانی میباشند که در جای جای ادبیات سیاسی روز جا خوش کرده اند. اینکه پدیده ترور از چه زمانی به تاریخ یا حد اقل ادبیات سیاسی معاصر رسوخ کرده از دستور بحث کنونی خارج است.اما پدیده ترور محتاج به تعریف و تبیین است از این جهت به گونه عام ترور را قتلی گفته اند که با اگیزه های سیاسی روی داده و مقتولین یا شخصیت های سیاسی بوده اند و یا به گونه ای مرتبط با حوزه سیاست. از چنین منظری آنچه بسیار حائز اهمیت بوده و راهگشا اینکه، امروزه تروریست به عنوان یک حرفه بر کسانی اطلاق میشود که همواره عاملیت اجرای ترور را به عنوان یک شغل برگزیده اند. با این بیان راه برای تبیین تروریسم نیز هموار شده است. چرا که تروریسم را میباید به عنوان مکتبی فکری در نظر آورد که همواره در ساختار های ذهنی و فکری قدرت محور تئوریزه و مشروع شمرده می شود. مسلم اینکه مکتب فکری تروریسم آنگاه که در اختیار قدرت محوران قرار میگیرد از جهان ذهن به جهان عین و از حوزه نظر به حوزه عمل تسری میابد. در چنین شرایطی است که تروریسم علاه بر مکتب قبیح فکری به ساختار و نظام مبدل می شود. بنا بر این نظام هایی با چنین تفکری، چه در جایگاه حکومت قرار گیرند و چه مخالف آن به تربیت و اجیر نمودن تروریست ها می پردازند تا همواره از آنان در جهت اعمال پدیده ترور بهره جویند. دیگر عبارت اینکه، در چنین حالتی ترور نه تنها یک پدیده بلکه، یک صنعت میباشد. به هر روی تروریسم به عنوان نظام سیاسی با اعمال ترور توسط تروریست های خود به اهدافی در جهت منافع خود دست میابد. حذف رقبا و مخالفان از صحنه سیاسی و ایجاد رعب و وحشت در میان مابقی رقبا و مخالفان از این دست منافعی است که تروریسم بدان دست میابد. نتیجه اینکه در مکتب تروریسم رکن اساسی آن است که مبنای ایدئولوژیک و سیاسی جهت نائل آمدن به مقاصد سیاسی و ایجاد رعب و وحشت در آن نهفته باشد. حال قتل بسیاری از حکام و شخصیت های سیاسی که با اهداف ایدئولوژیک و ایجاد رعب و وحشت جهت مقاصد سیاسی صورت نگرفته باشد از حیطه ترور و تروریسم خارج بوده و با بررسی های حقوقی میتواند مشروع یا نامشروع قلمداد شود، مانند اینکه شخصی حاکمی را نه به جهت تضاد عقیده و مقاصد سیاسی بلکه به جهت انتقام حتی در خفا به قتل برساند. البته قضاوت و حکم در مورد چنین قتل هایی که خارج از تعریف ترور میباشند را به علم حقوق واگذار میکنیم و در آن مورد قلم نمی فرساییم. اما بر کدامین علت این قلم را نیت آن بوده تا راجب تروریسم حکومتی نکاتی را بیان دارد؟
اول: این قلم پس از خبر پیروزس حسن روحانی به عنوان رئیس جموری رژیم ولایت فقیه ایران که برایند انتخاباتی نمایشی فر فرمایشی بود در نوشتاری با عنوان “اصلاح طلبان، روحانی و خط و نشان رهبر” بر این عقیده و بود و هست که جمهوری اسلامی با شعار تعامل و تعادل سعی در ایجاد روابط دیپلوماتیک با دول غربی داشته و از دیگر سود طبق روال و تجربه حیات خود سرکوب منتقدان و مخالفان در داخل و ترور مخالفان در خارج را به ظهور خواهد رساند. گویی اکنون نشانه های اعلام علنی ترور مخالفین خارج نشین رژیم با مقاله درج شده روزنامه کیهان که منعکس کننده نظرات و تصمیمات رهبر جمهوری اسلامی ست نمایان شده و می شود. کیهان در مورخه یازدهم بهمن ماه در مقاله ای با عنوان “اراجیف رسانه ای” به قلم حامد سعادتی به تئوریزه کردن ترور قلم بدستان خارج نشین پرداخته و گویی خبر از تصمیم علی خامنه ای در این راه داده است.
دوم: علی خامنه ای در یکم بهمن ماه اخیر در پی ترور روزنامه نگاران نشریه شارلی ابدو در فرانسه با گلوله های تروریست های اسلامی در نامه ای خطاب به جوانان غربی از آنها خواسته بود تا همواره حساب اسلام را از تروریست ها جدا کنند. دیکتاتور فقیه ایران در این نامه چنین نوشته بود:
«اصراری ندارم که شما قرائت من یا دیگر قرائت ها از اسلام را بپذیرید. چیزی که از شما می خواهم این است: اجازه ندهید این پویایی و حقیقت موثر در دنیای امروز با احساسات و پیش قضاوت ها در اختیار شما قرار بگیرد. به آنان اجازه ندهید که با دو رویی، تروریست های مزدورشان را به عنوان نمایندگان اسلام معرفی کنند»
گویی علی خامنه ای با نگاشتن چنین نامه ای قصد بر این داشت تا خود را از مضان اتهام تروریست بودن رهانیده و چهره ای دگر گونه از خود بر مخاطبان ارائه نماید. اما دیری نپاییده که کیهان نشینان تهران به عنوان منعکس کننده آرا و تصمیمات او پرده از نیاتش برداشته اند. خامنه ای با عنوان ولی مطلقه در رأس دیکتاتوری ایران اتخاذ کننده تمامی تصمیمات بوده و هست. بی شک تئوریزه کردن ترور در کیهان انعکاس تصمیم اتخاذ شده او و اخطاری به مخالفان و منتقدان رسانه ایش بوده و میباشد.
سوم: رژیم فقاهتی ایران در پرونده خود ترور های بسیار درون مرزی و برون مرزی را جای داده است. اکنون با انتشار چنین مقاله ننگینی آنچه به تمام و کمال عیان می شود اینکه، ترور های برون مرزی دهه هفتاد که صدور رأی دادگاه فدرال آلمان مبنی بر محکومیت جانباختگان میکونوس و بسیاری از ترور های خارج کشور و ترور های درون مرزی با عنوان قتل های زنجیره ای را به خود گرفته دقیقا از رأس هرم جمهوری اسلامی سرچشمه میگرفته. آنچه مسلم به و متقن است اینکه وقتی حکومتی اینچنین در عیان و علن به تئوریزه نمودن ترور مخالفان قلم به دست خود همت روا می دارد پردازنده و مروج تروریسم در میان مسلمین جهان بوده. به اینکه سلف علی خامنه ای یعنی روح الله خمینی چگونه ترور را در میان مسلمانان ترویج و شیوع بخشید در مقاله ای با عنوان “تروریسم اسلامی از دیکتاتوری فقیه تا اردوگاه غرب” به واسطه این قلم پرداخته شده است.
چهارم: کیهان نشینان با استناد به آیات شریفه شصتم الی شصت و دوم سوره مبارکه احزاب به تئوریزه نمودن و توجیه ترور قلم بدستان مخالف حکومت استبداد دینی بر آمده اند. این آیات شریفه میگویند:
«لَئِن لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا مَلْعُونِینَ أَیْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلًا» « اگر منافقان و کسانى که در دلهایشان مرضى هست و شایعه‏ افکنان در مدینه باز نایستند تو را سخت بر آنان مسلط مى‏کنیم تا جز مدتى اندک در همسایگى تو نپایند از رحمت‏ خدا دور گردیده و هر کجا یافته شوند گرفته و سخت کشته خواهند شد»
متأسفانه طبق روال ایادی دکتاتور فقیه به تحریف آیه شریفه پرداخته و به مناسبت اجرایی نمودن نیات شیطانی خود بما انزل الله را به دیگر گونه ارائه نموده اند. کیهان نشینان به سیاق آیات سوره مبارکه احزاب را تعمدا مکتوم نموده و آیات شریفه شصتم و شصت و یکم را مجزا و در فقدان بستر کلی سوره مورد سوء استفاده قرار داده اند. آیات شریفه نهم، دهم، چهاردهم و پانزدهم همین سوره مبارکه به خوبی شرایط جنگی و تعدی کفار و عهد شکنی منافقان را نشان میدهد. بنا بر این آیات مورد استناد کیهان نشینان میباید در چنین بستری مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند.
آیات نهم و دهم سوره مبارکه احزاب میفرمایند:
«َیا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَاءتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا إِذْ جَاؤُوکُم مِّن فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنکُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا» « اى کسانى که ایمان آورده‏اید نعمت‏ خدا را بر خود به یاد آرید آنگاه که لشکرهایى به سوى شما آمدند پس بر سر آنان تندبادى و لشکرهایى که آنها را نمى‏دیدید فرستادیم و خدا به آنچه مى‏کنید همواره بیناست هنگامى که از بالاى سر شما و از زیر پاى شما آمدند و آنگاه که چشمها خیره شد و جانها به گلوگاهها رسید و به خدا گمانهایى نابجا مى‏بردید»
این آیات دقیقا با لفظ إِذْ جَاءتْکُمْ جُنُودٌ نشان از آن دارد که لشکری از کفار به مسلمانان حمله و تعدی کرده اند. همچنین آیات چهاردهم و پانزدهم همین سوره مبارکه میفرمایند:
«وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَیْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَهَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا یَسِیرًا وَلَقَدْ کَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا یُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَکَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُولًا» « و اگر از اطراف مدینه مورد هجوم واقع مى‏ شدند و آنگاه آنان را به ارتداد مى‏خواندند قطعا آن را مى‏پذیرفتند و جز اندکى در این کار درنگ نمى‏کردند. با آنکه قبلا با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند و پیمان خدا همواره بازخواست دارد»
این آیات پیمان شکنی منافقان مدینه را بازگو نموده و به این مهم اشاره دارد که منافقان مدینه به تعهدی که پیش از این با مسلمین مدینه امضا نموده بودند متعهد نبوده و با شکستن عهد و پیمان قاعده حقوقی معاهدات را نقض کرده و در صدد خیانت بر آمده اند. در چنین شرایطی ست که آیات شریفه شصتم و شصت و یکم سوره مبارکه احزاب چنین حکمی را صادر کرده است. مضافا با تمام این تفاسیر کلام الله چنین برخوردی با منافقان را و شایعه پراکنان را مشروط به آن نموده که از اعمال سخیف خود باز نمانده باشند.
حال آیا شرایط جنگ و هجوم لشکر قلم بدستان بر بیت دیکتاتور فقیه جامه عمل پوشیده که حضرات این چنین با تحریف آیات الهی ترور را تئوریزه میکنند و قصد تعدی بر قلم و قلم بدستان را دارند؟
پنجم: این اولین بار نیست که ایادی فقیه دیکتاتور با تحریف کلام الهی به ناحق ترور مخالفان و منتقدان را تئوریزه میکنند. پیش از این نیز اندیشه ترور به بهانه جهاد مقدس توسط مدرسین و طلاب حکومتی فیضیه تئوریزه و از پشت تریبون های حکومتی در دسترس تروریست های وابسته به بیت رهبری قرار میگیرد. آیه الله محمد تقی مصباح یزدی از روحانیون حکومتی رژیم فقیه در ایران شهره است به تئورسین خشونت در صحنه سیاسی و مذهبی ایران. او مستمرا به تئوریزه کردن خشونت اصرار می ورزد. مصباح یزدی در پیش خطبه های نماز جمعه مرداد سال هفتاد هشت گفته بود:
«باید آن چنان مجهز باشید که دشمن از شما بترسد. من به کسانی که با ادبیات عرب آشنا هستند توصیه می‌کنم که ببینند معادل ارهاب در زبان‌های خارجی چیست؟ اگر من بگویم فردا روزنامه‌ها تیتر می‌کنند که فلانی طرفدار تروریسم است. به هر حال در قرآن ما دستور غلظت و ارهاب داریم، برای چه کسی؟ برای کسانی که منطق سرشان نمی‌شود، راه را برای هدایت پیغمبر باز نمی‌کنند، آگاهانه و از روی عناد با اسلام می‌جنگند، با اینها نمی‌شود گفت که شما به دین خودتان ما هم به دین خودمان، بیایید با هم دوستانه و مسالمت آمیز زندگی کنیم…باید درشتی و خشونت شما را لمس کنند»
گویی مصباح یزدی نیز تعمدا و یا به جهالت به تحریف کلام الهی پرداخته بود. گویی او هیچگونه علم و آشنایی به لسان عرب و واژگان قرآنی نداشت. چرا که واژه “ارهاب” در زمان نزول وحی در لسان عرب به معنی خوف استعمال می شده و امروز با گذشت زمان و دگرگونی لسان عرب معنی ترور بر این واژه حمل می شود.
ششم: تروریسم کیهانی قلم بدستان را در حکم منافق قلمداد نموده و حال آنکه شرایط و خصوصیات منافق و اخلاق نفاق در قرآن به تفصیل بیان شده است. منافق بر کسی اطلاق می شود که دو رویی پیشه کرده و به دروغ در گفتار با عقیده ای و در رفتار خلاف آن عمل نماید. حال آنکه قلم بدستان مخالف و منتقد دیکتاتور فقیه در عیان ولایت او را باطل دانسته و فریاد بر ابطال آن بر آورده اند. در ثانی با این وصف منافقان را میباید در میان کیهان نشینان و متملقان دور و حوالی علی خامنه ای جست نه در میان قلم بدستان مخالف دیکتاتور فقیه. مضاف بر این آیه شریفه صد و یکم سوره مبارکه توبه میفرماید:
«وَمِمَّنْ حَوْلَکُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِینَهِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَیْنِ ثُمَّ یُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِیمٍ» «و برخى از اعراب‏ که پیرامون شما هستند منافقند و از ساکنان مدینه نیز عده‏اى بر نفاق خو گرفته‏ اند تو آنان را نمى ‏شناسى ما آنان را مى‏شناسیم به زودى آنان را دو بار عذاب مى‏کنیم سپس به عذابى بزرگ بازگردانیده مى‏ شوند»
این آیه حتی رسول الله را مخاطب قرار داده و میگوید اطراف تو منافقانی هستند که تو آنان را نمی شناسی اما ما آنان را می شناسیم. واقعا دستگاه منافق پرور دیکتاتور فقیه چگونه می خواهد منافقین را بشناسد در حالی که رسول الله برخی از آنان را نمی شناسد؟؟؟
هفتم: به هر روی به نظر میرسد دیکتاتور فقیه ایران دستور فعال شدن مجدد ماشین ترور در خارج از مرز های کشور را صادر کرده است. گویی تا مدتی بعد باید در انتظار شنیدن صدای تفنگ ها و شلیک گلوله های تروریسم ولایی باشیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)