چند هفته پیش مقاله ای نوشتم با عنوان «رمز عبور از هاشمی،خامنه ای یا کل نظام»و در پایان آن سوالاتی همچون _ بازی ها و پروژه های جهانی همیشه عوامل اصلی در تغییر حکومت ها بوده اند و ایران نیز به دلیل موقعیت ژئو استراتژیکی که در منطقه دارد نتنها از این مسئله مستثنا نیست بلکه متاثرتر خواهد بود.باید پرسد : چرا حالا نفت به زیر 60 دلار می رسد؟چرا حالا امریکا و کوبا آشتی می کنند؟چرا حالا دنیا یادش می افتد جمهوری اسلامی «نقض حقوق بشر» می کند و خواهان «لغو اعدام » در ایران می شود؟بعد از کوبا ،«سوریه» و سرانجام  سرنوشت«ایران» چه خواهد شد؟این مذاکرات به کجا می خواهد برود؟چرا حالا نیروهای نظامی انگلیس به بحرین می آید؟چرا حالا موسسه بین المللی “نومورا” اعلام میکند صدای پای انقلاب از کشور جنبش های اجتماعی می آید”و ایران در مکان چهارم از لحاظ آماده بودن شرایط برای خیزش مردمی در بین دیگر کشورهای جهان قرار دارد.؟چرا اکونومیست می نویسد «پابان انقلاب در ایران»(که البته به نوعی تندرو های حکومتی «خمینیزم» را مورد حمله قرار داده است نه کل سیستم)!؟اما نکته اساسی اینجاست چه تاکتیکی می تواند هر دو این ها «هاشمی و خامنه ای »را از بازی خارج کند؟رمز عبور از «هاشمی و خامنه ای و کل سیستم» چیست؟ فرصت فوق العاده استثنایی است.جامعه آماده یک خیزش بزرگ می باشد.نسل چهارم چنان پتانسیلی دارد که فقط یه تاکتیک و مدیریت درست می تواند رژیم را به زباله دان تاریخ بیاندازد!اما چه تاکتیکی و چه کد رمزی؟ _را مطرح نمودم و قول دادم در این مقاله به آنها پاسخ دهم.

Screenshot (169)

تحولات جهانی -بازی نفتی
باید ساده انگار بود که فکر کرد،پادشاه سعودی یا اعضاء اوپک صبح از خواب برخواستند و تصمیم گرفتند «قیمت نفت» را از 115 دلار به زیر 45 دلار برسانند(کاهش بیش 50 درصد).هفت ماه، قبل از کاهش نفت در دانمارک «کنفرانس محرمانه بیلدربرگ» برگزار شده بود و می توان گفت حداقل یکی از محافلی بود که قیمت نفت را در آنجا تعیین نمودند و سپس چند ماه بعد این مسئله اجرا گردید.باید در نظر داشت که مسائل یک شَبِ اتفاق نمی افتد.از سوی دیگر امریکا با کوبا پیمان دوستی می بندد و پس از سال ها تابویِ دیگری شکسته می شود.بعد از این ماجرای دوستی ،ما با جنایت تروریستی در قلب دموکراسی اروپا روبه رو می شویم.وقتی صحنه تاریخی قرار گرفتن رهبران مختلف جهان را مشاهده می کردیم که پس از گذشت سال ها این چنین کنار هم عکس تاریخی می گیرند،می توان نتیجه گرفت که یک اراده جهانی، پیام همگانی و «تحول نوینی» باید در راه باشد.این فاجعه را می توان با 11 سپتامبر مقایسه کرد.چرا که پس از آن ، فصل تازه ای در جهان آغاز گردید.به شهادت شاهدان عینی و فیلم های مستند و مدارک ارائه شده ، در حقیقت «انفجار برج های دوقلو» پروژه هایی را دنبال می کرد،که یکی از آن ها حمله به القاعده در افغانستان و حضور امریکا در خاورمیانه بود.به گفته آلکس جویز(خبرنگار و فیلمساز امریکایی) ،{«بر اساس سیاست نظم نوین جهانی» ،مردم همیشه باید از یک «لولو» بترسند.یک روز شیطان سرخ کمونیزم،سپس القاعده و طالبان(تروریسم)} و در نهایت به نظر من،حالا «بنیادگرایی تندرو اسلامی» است.آیا باتوجه به فاجعه پاریس،اکنون افکار عمومی آماده نشده  که بنیادگرامی اسلامی تندرو از میان برداشته شود(همان گونه که دیوار شرق و غرب را پایین کشیدند)؟اگر چنین باشد پس باید در نهایت سراغ جمهوری اسلامی(شیطان سیاه تروریسم )پدرخوانده اسلام تندرو هم رفت! اتفاقا” در همان هفته فاجعه پاریس،خبر آمد که بشار اسد می خواسته،با کمک ایران و کره شمالی بمب اتم بسازد،پس حالا بهانه برای پایان خلافت بشار پدیدار شده است که به معنای فتح خاکریز رژیم ایران هم هست.

جنبش های اجتماعی،مدنی و سیاسی
برای کسانی که سال ها از ایران دور بوده اند ؛کمتر دیده می شود که درک دقیقی و صحیحی از بطن جامعه ایران داشته باشند.به عنوان مثال پدیده ای همچون مرگ مرتضی پاشایی(خواننده جوان پاپ)و و اکنش جوان ها به آن ،اکثریت مردم خارج کشور را ،شوک زده میکند.ولی خوشبختانه اینجانب (جدا از اینکه تازه از ایران آمده ام)به دلیل اینکه با اکثریت اقشار جامعه و خصوصا جوانان (به ویژه نسل چهارم انقلاب) در ارتباط بوده و هستم، نتنها از اینگونه رفتار و حرکات جوانان شوک زده نشدم بلکه حتی آن را «پیش بینی» نموده بودم.
جامعه امروز ایران پتانسیل های بالایی دارد به عنوان مثال انجمن های 12 قدمی همچون«معتادان گمنام(NA)،خانواده آنها(NARANON) ،الکلی های گمنام(AA)،سیگاری های گمنام و….» می توان نام برد که روی خودشناسی و رسیدن به آرامش کار می کنند و «12 سنتی »که دارند تمرکز بر روی زندگی جمعی و اجتماعی است و به نوعی آموزش دموکراسی و زندگی اجتماعی را درون اشخاص نهادینه کرده است.به عنوان مثال جملاتی همانند : «اصول را به شخصیت ها ترجیح می دهیم» ،«رهبران ما خدمتگزاران مورد اعتمادند و بر ما حکومت نمی کنند»،«منافع مشترک ما در راس قرار می گیرد» ،« وجدان گروه (رای گیری) برای انتخاب مسولان و دوره ای بودن آن»جزء اصولیست که به آن پایبند می  باشند.مسئله مهم در مورد انجمن معتادان گمنام(NA)، تعداد چندین هزار نفری آنهاست.از سوی دیگر مجموعه ای معنوی به نام «عرفان حلقه» که با بیش از حدود چند صد هزار عضو و همراه از نظر «خودشناسی،هستی شناسی و انسان مداری،شاخه درمانی آن(فرادرمانی)و رسیدن به آرامش»از انجمن های 12 قدمی گسترده تر می باشد و با استقبال خوبی از سوی قشر تحصیل کرده و مردم عادی روبه رو شده است.محمدعلی طاهری بنیانگزار«عرفان حلقه» و دو طب مکمل «فرادرمانی و سایمنتولوژی» (که جوایز بین المللی نیز در این رابطه دریافت نموده است) در حال حاضر بیش 4 سال در سلول انفرادی به سرمی برد  و در خطر اعدام قرار دارد.هواداران و شاگردان ایشان اعتراضات بسیاری را در جهت آزادی ایشان در داخل و خارج ایران سامان دهی کرده اند که همچنان ادامه دارد.

این گروه های اجتماعی در مقابل خرافات،گسترش اعتیاد،افسردگی جامعه،دیکتاتور پروری ، همانند پادزهری بوده اند که برای مردم  توانسته اند «آرامش،با هم بودن،همبستگی،اخلاق مداری و…» را به ارمغان بیاورند.جنبش های کارگری ،معلمان،زنان،دانشجویان با اعتصابات و اعتراضات اخیر خود نشان دادند ،قوی تر از گذشته توانسته اند در سازمان دهی خود موفق باشند.نسل دیجیتالی(نسل سوم و چهارم انقلاب)هم چه در اعتراض به اسیدپاشی و چه در مرگ مرتضی پاشایی ثابت کردند، چقدر زیرکانه می توانند با شبکه های اجتماعی و تکنولوژی خود را سازمان دهی نمایند و آمادگی خود را برای اعتراضات گسترده در جهت تغییرات اساسی نشان دادند.به همین دلایل است که موسسه بین المللی “نومورا می نویسد «صدای پای انقلاب از  کشورهای(از جمله ایران) جنبش های اجتماعی می آید ».

برزخ اتمی
برنامه ای اتمی ایران (چه بخواهیم چه نخواهیم) با برقراری دموکراسی و آزادی در ایران گره خورده است.کِش دادن بحران اتمی باعث شده که حکومت برای بقاء خود و عدم پاسخ گویی به مشکلات اقتصادی(ناتوانی خویش) تحریم ها را بهانه قرار دهد و بتواند ،وقت بیشتری داشته باشد تا بمب اتمی تهیه نموده و به نوعی بقای خود را تضمین نماید. اما خوشبختانه به پایان این برزخ اتمی نزدیک شده ایم و با گذشت این همه سال ،نگرانی و فشار اکثریت دولت های خارجی به ویژه اسرائیل و جمهوری خواهان امریکا ، بسیار بعید است که بیش از مهلت تعیین شده(تابستان 94) مذاکرات تمدید شود.به این ترتیب دو راه برای رژیم مانده است «مذاکره و تسلیم» یا «اتمام مذاکره و مقابله».اگر حکومت با تیم گرین کارتی عالیجناب سرخپوش وارد مذاکره شود باید مسئله حقوق بشر هم رعایت کرده و فضای باز سیاسی را نیز ایجاد نماید و اگر سرداران عصبانی و زخمی سپاه اجازه سرکشیدن جام زهر را ندهند ،پایان مذاکرات و «برزخ اتمی» و اعمال تحریم های سنگین تر خواهیم بود،که سرانجامش براندازی رژیم و یا جنگ خواهد بود.

احزاب حکومتی ،اپوزیسیون تقلبی 
هنوز بیش از یکسال  به انتخابات(انتصابات)مجلس شورای اسلامی مانده بود که دو حزب جدید(ندای ایرانیان و حزب پایداری)یکی با رویکردی اصلاح طلب و دیگری اصول گرا ،مجوز فعالیت گرفتند.این احزاب جدید می توانند برای حکومت جنبه تبلیغاتی داشته باشد که ما احزاب آزاد داریم.همان گونه که مدعی هستند «انتخابات آزاد» برگزار می کنند.در مهر ماه 93 کنگره «حزب اعتماد ملی(به دبیر کلی مهدی کروبی)» برگزار می شود و صحبت از رفع حصر موسوی و کروبی و به صحنه آمدن آنها  به میان می آید.از سوی دیگر 25دی93 ، پس از 6 سال همایش اصلاح ط÷لبان برگزار میگردد.حسن روحانی هم برای نوشیدن جام زهر ،بحث رفراندوم را مطرح نمود تا تندروهای حکومتی و خامنه ای را در مقابل مردم قرار داده و امضاء تسلیم نامه هسته ای را خواست مردم جلوه دهد.به همین دلیل هم هست که شما در رسانه های غربی فارسی زبان و داخل کشور مشاهده می فرمایید که اصلاح طلبان می گویند «انرژی هسته ای حق مسلم ما نیست» و ما نیازی به آن نداریم؟!حزب «اتحاد ملت ایران اسلامی» در حال گرفتن مجوز است که موسسان آن ،بنیانگزاران حزب منحل شده «مشارکت»می باشند.سیزدهمین کنگره حزب«مردمسالاری» نیز در تاریخ(9 بهمن93) در تهران برگزار شد و یکی از سخنرانان جنجالی آن علی مطهری اصول گرا بود که امروز  دارند او را« اصلاح طلب، برانداز و قهرمان ملی» جلوه می دهند.ایشان حتی محمد نوری زاد را هم در این رقابت پشت سر گذاشته است.اما این حرکات یکی از تاکتیک های رژیم می باشد  که در مقابل افراد سرشناس براندازی همچون(مهندس طبرزدی،دکتر ملکی،خانم ستوده و امیرانتظام) که در داخل فعالیت می کنند و همچنین منحرف کردن مخالفین درخارج کشور ،بدیل سازی نماید که در طی این سال ها «شبکه شبیه سازی اپوزیسیون» با چنین ترفندهایی، ماموریتش را به خوبی اجرا نموده است.

پوست اندازی و جمهوریت سوم
در مقاله قبلی اشاره نمودم،سپاه و تیم تندرو حکومت،بازی را خیلی زودتر متوجه شده است و جنتی هم در نماز جمعه مسئله حصر موسوی و کروبی خط قرمز می نامند و اشاره می کند که عده ای برای مجلس خبرگان برنامه دارند(تا بتوانند رهبری را شورایی یا دوره ای نمایند).جنگ قدرت بالا گرفته است و باتوجه به پایان رسیدن «برزخ اتمی»حکومت باید پوست بیاندازد.و هر دو جناح تندرو و اصلاح طلبان سعی دارند این «پوست اندازی» را به نفع خود پیش ببرنند.به گزارش افشاگرانه سایت های (ایرنا و سحام نیوز) :حسن روحانی نزد خامنه ای رفته است و با مدارک و اسناد ،در مورد خانه های امن و اطلاعاتی سپاه و کودتای خزنده آنها علیه دولتش توضیح داده است اما خامنه ای اقرار کرده که سپاه از بنده حرف شنوی ندارد!اکنون همه چیز به برنامه اتمی گره خورده است.آیا جام زهر سر کشیده خواهد شد؟آیا سپاه اجازه نخواهد داد توافقی صورت بپذیرد و به گردن کشی و تهدیداتش ادامه می دهد و کشور را سرانجام به سوی جنگ می برد؟آیا اگر توافق(تسلیم) صورت بپذیرد ،بعدا” سپاه کودتا می کند؟راستی ضلع سوم «عالیجناب مرموز خاکستری پوش» یعنی موسوی خوئینی ها کجاست؟آیا او همچون «یلتسین» کنار تلویزیون نشسته و در فکر «جمهوریت سوم » است؟(دکتر انوشیروان احتشامی  کتابی با نام «جمهوریت دوم» نوشتند که به مسئله «حمله به سفارت امریکا» و تغییر در سیستم  جمهوری اسلامی اشاره داشت).

هم میهنان عزیزم، حال که ما پازل هایمان را کنار هم قرار داده ایم و نقشه خاورمیانه و گربه خسته و دل شکسته آسیا را در آن می بینیم باید چند تکه باقی مانده را نیز پیدا نموده و تکمیلش نماییم.مسلما” این حکومت با این «سیستم» فعلی، بعد از اتمام«برزخ هسته ای» دیگر نمی تواند به حیاتش ادامه دهد.و در هر صورتی، این «جمهوریت دوم» نیز کنار خواهد رفت و «جمهوریت سوم»(احتمالا با مدیریت مافیای سپاه یا تیم رفسنجانی و یا شاید موسوی خوئینی ها) پدیدار خواهد شد و حکومت مجبور است «پوست اندازی» نماید.آیا ما موفق خواهیم شد در حین این پوست اندازی و رفتن به «جمهوریت سوم» ،از کل نظام عبور کنیم؟اگر این موفقیت وجود دارد راهش چیست؟

اگر جمهوری اسلامی ،جام زهر را سر بکشد،باید مسئله حقوق بشر را نیز باید رعایت کند،از سوی دیگر ما فاکتور هایی همچون «شکاف بین حکومت»،«نسل جوان آماده خیزش»،«جنبش های اجتماعی مخالف سیستم»، «ضعف اقتصادی حکومت و دزدی های کلان»، «توجه جامعه جهانی در مورد حقوق بشر»، «وجود فعالین سیاسی شجاع درون میهن» و همچنین «اجبار حکومت در نشان دادن فضای باز سیاسی(مصنوعی) و فعالیت احزاب حکومتی» ، را داریم.با توجه به انتخابات سال آینده و سرمایه گزاری بالای اصلاح طلبان برای آن و همچنین انتخابات مجلس خبرگان که باند هاشمی و روحانی ،خود را آماده کرده اند که با فرستادن نیروهای خود به آنجا ، بتوانند «ولایت فقیه را دوره ای یا شورایی نموده و خامنه ای را کنار بزنند» و آنها خوب می دانند که دنیا از این سناریو و اسلامی رحمانی آرام، استقبال خواهد کرد.اگر توافق(تسلیم) اتمی صورت بپذیرد ،جمهوری اسلامی ، به سوی سناریو «فروپاشی و سقوط شوروی» پیش خواهد رفت.اگر هم سپاه اجازه ندهد توافقی صورت بگیرد(که بعید به نظر می رسد) ،در نتیجه تحریم های سنگینی در راه خواهد بود و باتوجه به کاهش قیمت نفت(زیر 45 دلار) و فاکتورهایی که در پاراگراف قبلی اشاره نمودم ،براندازی جمهوری اسلامی ساده تر خواهد شد.که البته خطر جنگ و کودتای سپاه هم به همان نسبت محتمل خواهد بود.

اما مهم این است که ما بتوانیم مرکزیت و مدیریتی ایجاد کنیم و بتوانیم از جنبش ها و رهبران برانداز داخل کشور حمایت نموده و در سر بزنگاه که جامعه بین المللی و تیم هاشمی می خواهد «خامنه ای و ولایت فقیه را دوره ای یا شورایی» کند و جمهوری اسلامی مهربان و معتدل را به ما تحمیل نماید ، با هوشمندی و زیرکی از هاشمی،خامنه ای و کل نظام عبور نماییم.شرایط بسیار مهیا شده و حکومت مجبور است «پوست اندازی» کند ولی این به تک تک ما بستگی دارد که به خواست بازی جهانی (که می خواهد از حسن روحانی گورباچف بسازد و سناریو شوروی در ایران را رقم بزند) چندین سال در انتظار این باشیم تا باند رفسنجانی سر کار بیاید ،رژیم را برای یک دهه دیگر تثبیت نموده و بعد آرام آرام به سوی دموکراسی و سکولاریسم برویم؟ یا اینکه در فرصت طلایی پیش رو ،در مدت زمان کوتاه به این اهداف برسیم؟ انتخابات مجلس در سال آینده یکی از چالش های حکومت خواهد بود ، آیا ما از امروز برنامه و تاکتیکی مشخص ،نه برای شرکت در آن، بلکه برای ضربه زدن به رژیمِ «تازه در حال پوست اندازی» داریم؟«شمارش معکوس فروپاشی دیوار در ایران» آغاز شده است،کافی است کمی گوش فرا دهیم و هوشیارانه ،بیاندیشیم که چگونه می توانیم آن را زودتر از موعد مقرر به انجام برسانیم؟از چه طریقی خواهیم توانست  در سه جبهه «اپوزیسیون خارج کشور،جامعه بین المللی و اپوزیسیون راستین درون میهن» هماهنگی ،مدیریت و مرکزیت ایجاد نماییم؟چه «تاکتیک و رمز عبوری» می تواند در این بین، ما را در رسیدن به اهداف مان یاری نماید؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)