کمین ایدز و فقدان آموزش‌های جنسی در مدارس/ محمد حبیبی

هم‌چون سال‌های گذشته، امسال نیز خبرهای متعددی پیرامون مسائل آموزش و پرورش و مدارس ایران روی تلکس خبرگزاری‌ها قرار گرفت و توجه کارشناسان را به خود جلب کرد. اما خبری تلخ و تکان دهنده که انتظار می‌رفت توجهات بیش‌تری را به خود جلب کند، با تلاش مسئولان آموزش و پرورش برای پنهان کاری، به زودی از دایره‌ی توجهات رسانه‌ای خارج شد.

روز ۱۹ اردی‌بهشت ماه، مردی ۳۳ ساله، ناظم یک مدرسه‌ی ابتدایی پسرانه در شهرک دانشگاه تهران، به اتهام آزار و اذیت جنسی یکی از دانش‌آموزان بازداشت شد. پدر و مادر دانش آموز یاد شده در شکایتشان به دادگاه گفته بودند که متوجه تغییر رفتار پسرشان شده‌اند: “پسرمان دانش‌آموز مقطع ابتدایی است. چند روز بود که رفتار پسرمان تغییر کرده بود. به این تغییر رفتار او مشکوک شده و پس از صحبت با پسر خود متوجه شدیم که او از سوی ناظم مدرسه مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.” پس از مدتی روشن شد که موضوع به تنها یک دانش آموز ختم نمی‌شود. به دنبال بازداشت ناظم، پدر و مادرهای دیگری نیز به دادگاه شکایت کردند و برخی نیز به سراغ انجمن حمایت از حقوق کودکان و وزارت آموزش و پرورش رفتند. پس از آن بود که موارد بیشتری از آزار جنسی کودکان به وسیله‌ی این ناظم سی ساله فاش شد. و در ادامه خبر تجاوز به دانش آموزان در مدرسه‌ی ابتدایی دیگری درتهران مورد تایید مسئولان آموزش وپروش قرار گرفت. (۱)

اگر چه مواردی از تجاوز جنسی به کودکان در محیط های آموزشی امری نادر و صرفاً منحصر به مدارس ایران نیست، اما در بطن این خبر تکان دهنده، دو نکته‌ی حایز اهمیت به چشم می خورد. مورد اول به نوع واکنش مسئولان آموزشی به فاجعه‌ی اتفاق افتاده بود و مورد دوم نوع واکنش کودکان دانش آموز در مواجه با برخوردهای نا به هنجار ناظم مدرسه بود که حکایت از مشکل عمده‌ی دیگری در ساختار آموزشی کشور دارد و آن فقدان آموزش‌های جنسی مناسب در مدارس کشور است. به طوری که کودکان قربانی در مورد ذکر شده از اولیه ترین آموزش‌های لازم پیرامون حفظ حریم خصوصی خود نیز برخوردار نبوده‌اند. یکی از اعضای کمیته‌ی حقوقی انجمن حمایت از حقوق کودک که با دانش آموزان این مدرسه‌ی ابتدایی گفتگو کرده است، واکنش دانش آموزان به اقدامات نا به هنجار ناظم مدرسه را چنین شرح می دهد: “ما با بعضی از این بچه‌ها صحبت کرده‌ایم. آن‌ها می‌گویند بعضی همکلاسی‌هایشان را در قسمتی از مدرسه دیده‌اند که ناظم مدرسه درحال تجاوز به آن‌هاست ولی چون این بچه‌ها نمی‌دانستند که او چه کار می‌کند، این‌طور تعبیر کرده‌اند که ناظم همکلاسیشان را تنبیه می‌کند.”

این در حالی است که معمولاً در کشور های پیشرفته‌ی صنعتی نظیر آلمان، دانش آموزان از حدود ده سالگی با این مسائل آشنا می‌شوند و مدارس مسئولیت اصلی آموزش‌های جنسی دانش آموزان را برعهده دارند. در این کشورها تلاش می‌شود با طرح علنی این مسائل در سطح جامعه، حساسیت در این زمینه را بالا ببرند و همزمان با بالا بردن آگاهی کودک تا حدی قدرت دفاعی وی در مواجه با خطر را افزایش دهند. در واقع در این کشورها، مدارس وآموزش‌های رسمی نقشی کلیدی در شخصیت سازی و آماده سازی فرد برای حضور در اجتماع ایفا می‌کنند. بنابر تعاریف علمی آگاهی بخشی در زمینه‌ی مهارت‌های زندگی از جمله وظایف و اهداف نظام‌های آموزشی در سرتاسر دنیاست و آموزش مسائل جنسی به کودکان و نوجوانان از مهم‌ترین جنبه‌های این آگاهی بخشی است. ولی متاسفانه به دلیل مشکلات فرهنگی و اجتماعی از یک طرف و ناکارآمدی سیستم آموزشی از سوی دیگر، از این آموزش‌ها در مدارس ایران خبری نیست. علاوه بر آن واکنش مقامات مسئول در مواردی هم‌چون فاجعه‌ی مدرسه ابتدایی شهرک دانشگاه، به جای روشنگری و حمایت از قربانیان، تحت فشار قراردادن خانواده‌ها برای جلوگیری از آگاهی رسانی بیش‌تر است. همان‌طور که عضو هیات مدیره‌ی انجمن حمایت از کودکان اشاره می‌کند، “در چنین مواقعی وزارت آموزش و پرورش تمام تلاش خود را می‌کند که این مسائل لاپوشانی شود و خیلی در جامعه درز پیدا نکند در حالی که اگر این وقت را برای آموزش و پیشگیری والدین و دانش آموزان خرج کند، شاید نتیجه‌ی بهتری حاصل شود.”(۲)

از طرف دیگر در حالی که باید در مدارس مشاورینی وجود داشته باشند که دانش آموزان هنگام مشکل به آن‌ها رجوع کنند، اما در مقاطع دبستان هیچ مشاوری برای کودکان وجود ندارد. و با وجود همه‌ی کاستی‌ها و کمبودها، از هرگونه همکاری با فعالین مدنی و نهادهای غیر دولتی در مسائل این چنینی خودداری می‌شود. از نظر مسئولان آموزشی جای آموزش مسائل جنسی در مدرسه نیست؛ به باور معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش در دولت روحانی “در ایران نمی‌توان مسائل مربوط به امور جنسی را در کتاب‌ها آورد یا مستقیم به دانش آموزان آموزش داد، بلکه باید فکری به حال آموزش خانواده‌های دانش آموزان کرد.” وی در توجیح اتخاذ چنین رویکردی در آموزش و پرورش نسبت به آموزش‌های جنسی می‌گوید: “ببینید! کشور ما جمهوری اسلامی ایران است؛ نه غربی است و نه اروپایی. هزار جا مدعی آموزش‌هایی اند که ما در مدارس می‌دهیم. مثلاً سازمان پژوهش چند وقت پیش درباره‌ی پیشگیری از ایدز به میدان آمد و شروع به دادن آموزش‌هایی کرد ولی بلافاصله صدای خیلی‌ها از نقاط مختلف بلند شد و گفتند یعنی چه و چه دلیلی وجود دارد که چنین آموزش‌هایی وجود داشته باشد. بنابراین این‌طور نیست که مثلاً ما آموزش‌های مربوط به حق بدن دانش آموزان را در جزوه‌هایی چاپ کنیم و به تیراژ میلیونی هم برسانیم و بتوانیم راحت کارمان را پیش ببریم. از نظر من این بیش‌تر از آن‌که به آموزش و پرورش مربوط باشد، به فضای اجتماعی ما مربوط است.”(۳)

این در حالی است که بنابر آمارهای رسمی، هرساله شاهد افزایش میزان روابط جنسی در میان دانش آموزان مدارس هستیم. مرکز پژوهش‌های مجلس در آخرین گزارش خود در سال جاری آمارهای تکان دهنده‌ای در این زمینه ارائه کرد. این مرکز با انتشار گزارشی، از تحقیق بر روی ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز خبر داد که بر اساس آن ۱۷ و نیم درصد دانش آموزان همجنسگرا بوده‌اند و ۷۴ درصد نیز با جنس مخالف رابطه‌ی جنسی داشته‌اند. بر اساس این تحقیق، ۸۰ درصد دختران مورد پرسش در چند دبیرستان دخترانه‌ی تهران گفته‌اند که رابطه با جنس مخالف را تجربه کرده‌اند. همین گزارش از کاهش سن روسپیگیری به ۱۵ سال حکایت دارد. از سوی دیگر معاون ساماندهی امور جوانان وزیر ورزش و جوانان، ۲۱ اردی‌بهشت ماه امسال نیز گفته بود که بر اساس گزارش‌های آموزش و پرورش، ۴۰ درصد دانش‌ آموزان رابطه با جنس مخالف را از ۱۴ سالگی شروع کرده‌اند.(۴)

ارائه‌ی چنین آمارهای نگران کننده‌ای در شرایط فقدان آموزش‌های جنسی در مدارس، خبر از واقعه‌ی هولناک دیگری می‌دهد. در چنین شرایطی رشد و گسترش بیماری‌های مقاربتی و از جمله بیماری ایدز در میان دانش آموزان دور از انتظار نیست. در حالی که بنابر نظر کارشناسان الگوی انتقال ایدز در ایران به سمت روابط جنسی در سال‌های اخیر حرکت کرده است. بنابر نظر یونیسف، در ایران آمار آگاهی از ایدز در مدارس ایران کمتر از ۲۰ درصد است. بنابر نظر رئیس دفتر یونیسف در ایران “بر اساس تحقیقی که وزارت بهداشت در سال ۲۰۱۰  انجام داده است، تنها ۱۶ درصد نوجوانان دختر و ۲۰ درصد نوجوانان پسر، راه انتقال ایدز را می‌دانند. بنابراین ۸۰ درصد نوجوانان کشور ایران از راه‌های انتقال ایدز بی اطلاع هستند.” این آمارها که ظاهراً دولتی هم هستند، نشان می‌دهد نسل آینده‌ی ایرانیان دانشی برای پیشگیری از ایدز ندارد. این درحالی است که تمام هشدارهای جهانی حداقل در یکی دو سال گذشته برای مصون نگه داشتن کودکان و نوجوان از ایدز بوده است.

از طرفی، هرچند که به گواه آمار ۲۴ درصد کودکان کار و خیابان هرگز به مدرسه نرفته‌اند و تنها ۳۴ درصد آنان در حال حاضر مشغول تحصیل هستند، اما تحقیقات نشان می‌دهد یکی از دلایل بالا بودن درصد شیوع ایدز در کودکان کار و خیابان، پایین بودن آموزش‌های مرتبط با ایدز در نظام آموزشی ایران است. رئیس مرکز تحقیقات ایدز در ایران می‌گوید: “بیش‌تر کودکان کار و خیابان به دلیل تجاوز به ایدز مبتلا شده‌اند و در میان کودکان سنین بالا‌تر هم اعتیاد یکی دیگر از راه‌های انتقال ویروس است.”(۵)

در رابطه با کودکان خیابانی، دکتر خسرو منصوریان،  موسس یک انجمن حمایت و یاری آسیب دیدگان اجتماعی، به تازگی در گفتگو با رسانه‌ها آمار دهشناکی را ارائه داده است: “ابتلای کودکان خیابانی به ایدز، بیش از ۴۰ درصد است.” آماری که وزیر بهداشت، تا چندی پیش آن را ۵ درصد اعلام کرده بود.(۶)

درحالی که کارشناسان معتقدند عدم آگاهی و شناخت، از جمله مهم‌ترین عوامل ابتلا نوجوانان به بیماری ایدز است، نظام آموزشی ایران شجاعت وارد شدن به چنین مسائل حیاتی را که مربوط به امروز و آینده‌ی جوانان است، ندارد و اگر مدرسه به این مسائل نپردازد، راه دیگری وجود ندارد که بتوان به شکل علمی و از طریق گفتگو با نگاهی باز، انتقادی و با فاصله به آن پرداخت. در نتیجه به نظر می‌رسد در چنین شرایطی خطر ابتلا به ایدز در کمین بسیاری از دانش آموزان است .

منابع:
۱- تایید رسمی تعرض ناظم مدرسه به ۶ دانش‌آموز در تهران، وبسایت انتخاب، ۲۰ خردادماه ۱۳۹۳
۲- تجاوز به دانش‌آموزان، در خلاء آموزش و پنهان از افکار عمومی، دویچه وله، ۲۱ خردادماه ۱۳۹۳
۳- وقتی ۸۰ درصد نوجوانان ایرانی نمی دانند ایدز چیست، وبسایت خبرآنلاین، ۲۸ آذرماه ۱۳۹۲
۴- آمار مرکز پژوهش‌های مجلس از همجنسگرایی در مدارس ایران، رادیو فردا، ۱۷ مردادماه ۱۳۹۳
۵- تجاوز عامل اصلی ابتلای کودکان خیابانی ایران به ایدز است، ایسنا، ۲۸ شهریورماه ۱۳۹۳
۶- نرخ شیوع ایدز از نرخ تورم و مسکن بیشتر است، وبسایت خبرآنلاین، ۱۰ آذرماه ۱۳۹۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)