اندر داستان آقای ناتنیاهو در پاریس
Bi Bi  in Paris

اگرچه کشور فرانسه به تازه گی از هساگری ی اسلامی یا تروریسم اسلامی زخم خورده است، ولی سیاست دولت فرانسه این است که میان اسلامگرایی، حتا اسلامگرایی ی بنیادگرایانه، با اسلام خشونت جو فرق بگذارد و ترورهای انجام گرفته در پاریس به حساب اسلام نوشته نشود. چنین شیوه ی برخوردی می تواند سرانجام توپ را چنان به زمین حریف شلیک کند که تور دورازه هم پاره گردد و کار در پایان به آنجا کشیده شود که اُم القراء های گوناگون اسلام به ناچار حتا زمین بازی را هم واگذار کنند. از همین روی پس از چهارشنبه ی سیاه جهان روزنامه نگاری، کشور فرانسه همه ی کوشش خود را به کار گرفت تا راهپیمایی ی اعتراضی ی روز یکشنبه یازدهم ژانویه را بی درگیر شدن به چالش های خاورمیانه برگزارد. این برای آقای اُلاند دارای اهمیت بود که در زیر شعار پشتیبانی ی بی قید و شرط دولت و قدرت سیاسی ی فرانسه از آزادی ی اندیشه برای همه ی مردم فرانسه از شکاف های تنش برانگیز در آن کشور که بزرگترین اقلیت های مسلمانان و یهودیان را در اروپا در خود جای داده است جلوگیری کند. (شمار مسلمانان فرانسه پنج میلیون و شمار یهودیان آن کشور بیش از شش سد (صد) هزار تن است). ولی دولت اسراییل و آقای ناتنیاهو که خواستار بهره برداری ی سیاسی از راهپیمایی ی پاریس بودند توانستند برنامه ی رییس جمهور فرانسه را کمی بر هم زنند و سرانجام راهپیمایی ی پاریس به گونه ای برگزار شد که در اندیشه ی دولت فرانسه نبود. دولت اسراییل همه ی توان خود را به کار برد تا راهپیمایی ی سه میلیونی ی پاریس در هواداری ی حق آزادی ی گفتار را به یک راهپیمایی بر پاد اسلامگرایی دگرش دهد.

پیشتر دولت فرانسه از آقایان ناتنیاهو و محمود عباس، رهبر دولت خودگردان پلستین (فلیسطین)، خواسته بود که خود را از آن کنش اعتراضی و راهپیمایی ی میلیونی ی روز یک شنبه دور بدارند. نخست، هم آقای ناتنیاهو و هم محمود عباس به این خواست دولت فرانسه تن دادند. ولی وسوسه های سیاسی ی بنیامین ناتنیاهو که می کوشد خود را در جهان به نام رهبر مبارزه با اسلامگرایی ی خشونت گرا جا بزند، سرانجام کار خود کرد. بدپیمانی ی آقای ناتنیاهو از آنرو بود که وی هم اکنون درگیر یک مبارزه ی انتخاباتی است و او که از سختی ی مبارزه ی انتخاباتی ی پیش رو آگاه است، می کوشد از هر فرصتی برای یک بُرد سیاسی بهره گیری کند. جا زدن خود به نام پشتیبان راستین و رهبر یهودیان فرانسه کمکی است به او برای رسیدن به برخی از هدف هایش چه در انتخابات پیش رو و چه در جنگ اجتناب ناپذیر آینده میان اسراییل و پلسیتنان.
به ناتنیاهو گزارش می دهند دو تن از وزیران دولت ائتلافی ی او که در انتخابات آینده رقیبان سرسخت او خواهند بود، راهی ی فرانسه هستند. با شنیدن این خبر ناتنیاهو تغییر نگر داده و به آگاهی ی دولت فرانسه می رساند وی راهی ی فرانسه است و در راهپیمایی ی روز یک شنبه شرکت خواهد نمود. دفتر رییس جمهوری ی فرانسه هم در پاسخ ناتنیاهو به زبانی بسیار پوست کنده و بی تعارف می گوید: در این موقعیت حساس، دولت فرانسه بسیار شادمان خواهد شد اگر ناتنیاهو از آمدن به پاریس خودداری ورزد. ولی اگر ناتنیاهو برای سفر به پاریس پافشاری ی ورزد و کوتاه نیاید، دولت فرانسه هم در واکنش و برای نگهداشت همترازی (تعادل) در سیاست برونمرزی اَش از محمود عباس برای هنباز شدن (شرکت) در راهپیمایی دعوت به عمل خواهد آورد. محمود عباس زودتر از ناتنیاهو به پاریس می رسد و رییس جمهور فرانسه هم برای نشان دادن ناخوشایندی اَش از رفتار بی بی (ناتنیاهو) به محمود عباس در روز شنبه ی گدشته وقت دیدار داد. پس از این از سوی کاخ الیزه به آقایان بی بی و عباس یادآوری شد که جای در نگر گرفته شده برای آن دو تن در جریان راهپیمایی ی روز یک شنبه نه در صف نخست رهبران پیشاپیش راهپیمایی که در صف دووم (دوّم) است. از آنجا که کشور پلستین از سوی سازمان ملت ها(ملل) به رسمیت شناخته نشده است، پس حضور محمود عباس در صف نخست راهپیمایان با شیوه های رفتار دیپلماتیک کشورهای غربی همخوانی ندارد. ناتنیاهو که می دانست بر پایه ی عُرف سیاسی در جهان غرب رهبر کشور به رسمیت شناخته نشده ی پلستین نمی تواند در صف نخست و همپای دیگر رهبران جهان در راهپیمایی شرکت کند، از یک موقعیت بهره گرفت و برای خود جایی در صف نخست راهپیمایان باز کرد. هنوز بر صفحه ی تارنمای شبکه های بزرگ تله ویزیونی که راهپیمایی را گزارش می کردند و نیز در یوتیوپ می توان فیلم جریان آغاز راه پیمایی و حرکت نیرنگ آمیز ناتنیاهو در جا باز کردن در صف نخست و تحمیل خود به دیگر رهبران را دید. او به بهانه ی دست دادن و حال و احوال کردن با رییس جمهور کشور آفریقایی ی مالی ( ابراهیم بوبکر کییتا) خود را به صف نخست می کشاند. در این هنگام، گویی مأموران کاخ الیزه که از پیش امکان انجام چنین حرکتی را از سوی آقای ناتنیاهو پیش بینی کرده بوده اند، از محمود عباس می خواهند که او هم به صف نخست راهپیمایان بپیوندد.

Natanyahu in Paris

پس از پایان راهپیمایی ی میلیونی پاریس، آقای ناتنیاهو در آیین بزرگداشتی که در بزرگترین کنیسای یهودیان در شهر پاریس برگزار شد هنباز گردید و به سخنرانی پرداخت. وی در سخنرانی اَش از یهودیان فرانسه خواست که به کشور اسراییل کوچ کنند. – پیش از وی هم آریل شارون، یکی ازنخست وزیران پیشین اسراییل، چنین درخواستی را از یهودیان فرانسه پیش کشیده بود-. این سخنان ناتنیاهو در زمانی بیان می شود که دولت فرانسه همه ی کوشش و تلاش خود را برای امنیت اقلیت یهودی ی آن کشور که بخشی از هازمان (جامعه) ی فرانسه هستند به کار می برد. هم اکنون دولت فرانسه بیش از پنج هزار تن از افسران، مأموران شهربانی و سربازان آرتش فرانسه را به نگهبانی ی از سازمان ها و نهادی وابسته به یهودیان آن کشور گماشته است تا به همگان نشان دهد کشور فرانسه در پدافند از اقلیت یهودی ی آن کشور جدی است.
آنچه آقای ناتنیاهو در پاریس انجام داد بی گمان دخالت در کارهای درون کشوری ی فرانسه بود. اکنون باید چشم به راه واکنش دولت فرانسه به رفتار ناتنیاهو در پاریس بود. آیا فرانسه با چشم پوشی از کنار آنچه ناتنیاهو در پاریس کرد و گفت می گذرد یا رسانه ها و دولت فرانسه آقای ناتنیاهو را در یک زمان مناسب سرزنش خواهند نمود؟
پ. مهرکوهی
Wednesday, January 14, 2015

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)