در خبرهای مربوط به کشتار شارلی ابدو، آمده بود که عاملین، یکجا گفته بودند که ما انتقام حضرت محمد را می گیریم؛ یا چیزی شبیه به این. از اینکه این سخن ایشان ما را به کاریکاتورهای چاپ شده در خصوص پیامبر اسلام، ارجاعی نزدیک می دهد، اگر بخواهیم به مسافت بسیار طولانی تری به لحاظ زمانی / تاریخی به عقب رویم، مثلا می توانیم تا به صدر اسلام نیز بازگردیم، تا به نوعی بین شارلی ابدو و یک واقعۀ تاریخی در آن دوران، ارتباطی معنا دار ایجاد کنیم.

از این دریچه، در سریه ای موسوم به سریۀ زید بن حارثه برای ام قرفه در رمضان سال ششم هجری 1، وقتی زید(ناپسری پیامبر اسلام) با گروهی از نیروهای مدینه برای سرکوبی غارتگرانی که پیشتر اموال او را غارت کرده و عده ای را مضروب نموده بودند، راهی قبیلۀ بنی فزاره گردید، زن سالخورده ای به نام ام قرفه را نیز در آن بحبوبه به قتل رساند2. اینکه ارتباط قتل وی با کشتار در شارلی ابدو، چه ربط معنا داری می تواند داشته باشد، در دلیلی است که در خصوص علت کشتن ام قرفه نهفته است؛در این باره مثلا در یکجا آمده است که: شاعره من بنی فزاره…سبت رسول الله و اکثرت.3 یعنی:ام قرفه شاعره ای از قبیلۀ بنی فزاره بود که به رسول خدا توهین کرد و در این توهین کردن نیز زیاده روی نمود. در جایی دیگر باز می خوانیم که  أن زیدا قتلها کذلک لسبها رسول الله4، یعنی: زید به سبب توهین به رسول خدا ام قرفه را کشت. ظاهرا پیامبر اسلام آن قدر از این زن و شعرهایی که به ضد وی می سرود به تنگ آمده بود که دستور داد تا سر بریدۀ این زن کهن سال را در مدینه بچرخانند5.

آنان که در شارلی ابدو، کشتار شدند، هنرمند بودند؛ ایشان کسانی بودند که از هنر خویش به نحوی استفاده کرده بودند که برای قاتلین شان، مصداق توهین به پیامبر اسلام تلقی می شد؛ نیز ام قرفه هم با شعر و سخنان خود، مصداق توهین کنندۀ به پیامبر اسلام می نمود؛ از این منظر، اگر چه کشتار شارلی ابدو در قرن 21 و قتل فجیع6 ام قرفه در سال اول هجری بوده است اما دلیل ظاهری هر دو قتل که توهین به پیامبر اسلام بوده، نیز سلوک فرهنگی هر دو طرفی که کشته شدند (شاعر بودن ام قرفه و کاریکاتوریست بودن حداقل برخی از کشته شدگان)، این دو واقعه را به طرزی تراژیک به هم پیوند می دهد.
منابع:
1. المغازی واقدی؛ بیروت، موسسه الأعلمی، ط ثانیه، 1989 م ،ج 2، ص564.
2. در خصوص اینکه چه کسی او را کشت، ظاهرا شخص قاتل، قیس بن محسّر نامی بوده است که جزو نیروهای زید بن حارثه به شمار می آید؛ ر.ک المغازی، همان، ص 565. نیز در خصوص اینکه قتل وی به دستور شخص زید بن حارثه بوده است، ر.ک الاصابه ابن حجر عسقلانی؛ بیروت، دارالکتب العلمیه، 1995 م، ج 4، ص 197.
3. أعلام زرکلی؛ بیروت، دارالعلم للملایین، ط ثامنه، 1989م، ج 5، ص 131.
4.عیون الاثر؛ ابن سید الناس، بیروت، دارالقلم، ط الأولی، 1993م، ج2، ص151.
5. إمتاع الاسماع المقریزی؛ بیروت، دارالکتب العلمیه، ط الأولی، 1999م، ج1، ص 271.
فأمر رسول الله برأسها فدیربه المدینه لیعلم قتلها؛ یعنی رسول خدا فرمان داد تا برای اطلاع از قتل او سرش در مدینه چرخانده شود.
6.الاصابه ابن حجر عسقلانی؛ همان (فربطت بین بعیرین و أرسلهما حتی شقاها نصفین؛ یعنی: دو پای او را بین دو شتر بستند و شترها را راندند تا او را دو نصف کردند).
Charlie_Hebdo_cartoonists_AFP_650-bigstry

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)