IMG_6925

تی یری میسان

Un 11-Septembre français ?

Qui a commandité l’attentat contre Charlie Hebdo ?

par Thierry Meyssan

در حالی که بسیاری از فرانسوی ها علیه سوء قصدی که به شارلی هبدو صورت گرفت  با اعتراض به اسلامگرائی واکنش نشان دادند  و در خیابان ها تظاهرات به راه انداختند، تی یری میسان بر این باور است که نسبت دادن چنین عملی به جهاد طلبان ناممکن است. گرچه برای او بهتر می بود که القاعده و داعش را متهم بداند، فرضیۀ دیگری را مطرح می کند که خیلی خطرناک تر به نظر می رسد.

شبکۀ بین المللی ولتر | دمشق (سوریه) | 7 ژانویه 2015

https://www.youtube.com/watch?v=s_Sg9ZCFp5s

(آدرس ویدئو در یوتوب)

در این گزارش ویدئوئی،France 24   فرانس 24 ویدئو را قیچی کرده تا صحنۀ به قتل رساندن پلیس فرانسه که روی پیاده رو افتاده  دیده نشود.

7 ژانویه 2015، یک گروه کوماندوئی در پاریس به دفتر هفته نامۀ شارلی هبدو حمله کردند و در این واقعه 12 نفر از روزنامه نگاران جان خود را از دست دادند. در این رویداد چند نفر دیگر نیز زخمی شدند که وضعیت 4 نفر از آنها بسیار وخیم است.

در ویدئو می شنویم که افراد کوماندو «الله اکبر» می گویند، و سپس می شنویم که می گویند «انتقام محمد گرفته شد». یکی از طراحان شارلی هبدو کورین ری Corinne Rey که در محل حضور داشته در مشاهداتش گفته است که آنها خود را از گروه القاعده معرفی کرده اند. بسیاری از فرانسوی ها به اطلاعات بیشتری نیازی ندیدند و در نتیجه علیه سوء قصد اسلامگرا تظاهرات اعتراضی به پا کردند. ولی چنین تعبیری از واقعه و چنین فرضیه ای غیر منطقی است.

مأموریت این کوماندو با ایدئولوژی جهاد طلب ارتباطی ندارد

در واقع، معمولاً اعضا یا طرفداران اخوان المسلمین، القاعده یا داعش تنها به کشتن چند نقاش و طراح خداناباور بسنده نمی کنند، و مبتنی بر الگوئی که تا کنون در تمام موارد در مغرب و شامات به اجرا گذاشته اند، ابتدا آرشیو روزنامه را جلوی چشمانشان تخریب می کردند. از دیدگاه جهاد طلبان، نخستین وظیفۀ آنها تخریب اشیائی است که به باور آنها توهین به خدا بوده و سپس مجازات «دشمنان خدا».

به همین ترتیب، بی آن که مأموریتشان را کاملاً انجام دهند، فوراً از پلیس نگریخته و عقب نشینی نمی کنند. بر عکس مأموریتشان را در محل تماماً انجام می دادند، حتی اگر به قیمت از دست دادن جانشان تمام شود.

علاوه بر این، ویدئوها و برخی اطلاعات جمع آوری شده نزد شاهدان عینی نشان می دهد که افرادی که این گروه کوماندوئی را تشکیل می دادند حرفه ای بوده اند، به کاربرد سلاح هائی که در دست داشته اند کاملاًٌ مسلط بوده و با هوشیاری تیراندازی کرده اند و لباس هائی که به تن داشته اند، از مدل هائی نبوده که معمولاً جهاد طلبان از آن استفاده می کنند، بلکه از نوع لباس های کوماندوئی و نظامی بوده است.

به گونه ای که پلیس زخمی و نقش بر زمین شده را به قتل رساندند، یعنی فردی که هیچ خطری نمی توانست برای آنها داشته باشد نشان می دهد که مأموریت آنها «گرفتن انتقام محمد» و شوخ طبعی هفته نامۀ شارلی هبدو نیز نبوده است.

ویدئو مرتبط به صحنۀ قتل پلیس فرانسوی توسط تلویزیون فرانسه به دلیل رعایت خانوادۀ قربانی سانسور شده است (این ویدئو را می توانید در شبکۀ ولتر ببینید. سومین ویدئو در متن)

La vidéo censurée par les TV françaises

http://www.voltairenet.org/article186408.html

این عملیات برای دامن زدن به جنگ داخلی راه اندازی شده

چون که مهاجمان به خوبی فرانسه حرف می زده اند و به این علت که احتمالاً فرانسوی بوده اند، به ما اجازه نمی دهد نتیجه گیری کنیم که این سوء قصد بخشی از تقابل فرانسه با فرانسه بوده است. بر عکس، حرفه ای بودن کوماندو نشان می دهد که باید پدرخواندۀ آنها را بازشناسی کنیم.

این یک واکنش معمولی و طبیعی است که وقتی مورد حمله قرار می گیریم و حمله کنندگان را نیز می شناسیم،  ولی از دیدگاه فکری اشتباه است. در مورد جنایات معمولی منطقی و صحیح است، ولی وقتی به سیاست بین المللی مرتبط می شود اینگونه نتیجه گیری ها اشتباه خواهد بود.

هدایت کنندگان این سوء قصد می دانستند که با چنین حرکتی در جامعۀ فرانسوی بین مسلمانان و غیر مسلمانان شکاف ایجاد خواهند کرد. شارلی هبدو متخصص تحریکات ضد اسلامی بود و مسلمانان فرانسه به شکل مستقیم یا غیر مستقیم قربانیان شوخ طبعی های آن بودند. اگر مسلمان فرانسه این سوء قصد را محکوم کنند، که بی گمان چنین خواهند کرد، ولی برای آنها مشکل خواهد بود که با قربانیان و خوانندگان این هفته نامه هم دردی داشته باشند، یعنی وضعیتی که از سوی برخی به عنوان نوعی تبانی با جانیان تلقی خواهد شد.

به همین علت، به بجای تلقی این سوء قصد قویاً مرگبار که ظاهراً به هدف گرفتن «انتقام محمد» علیه روزنامه ای که کاریکاتور محمد را منتشر می کرد و دائماً مطالب ضد مسلمان می نوشت، منطقی تر خواهد بود که این واقعه را به عنوان پیش درآمدی برای ایجاد وضعیت جنگ داخلی تعریف کنیم.

استراتژی « برخورد تمدن » در تل آویو و واشنگتن طرح ریزی شده بود

ایدئولوژی و استراتژی اخوان المسلمین، القاعده و داعش خواهان ایجاد جنگ داخلی در «غرب» نیست، بلکه بر عکس می خواهد دو جهان را قاطعانه از غرب جدا کند. سید قطب و هیچ یک از جانشینان او برای برخورد مسلمان و غیر مسلمان در غرب فتوا صادر نکردند.

بر عکس، چنین برخوردی با استراتژی « برخورد تمدن ها» همخوانی پیدا می کند که توسط برنارد لوی  Bernard Lewisبرای شورای امنیت ملی ایالات متحده فرموله شده بود و سپس توسط ساموئل هانتینگتن برای عموم نوشته و منتشر شد و البته نه به عنوان استراتژی فتح بلکه به عنوان یک وضعیت قابل پیشبینی (1). این استراتژی «برخورد تمدن ها» برآن بود که مردم کشورهای عضو ناتو را برای برخورد احتناب ناپذیر متقاعد سازد که به شکل پیشگیری کننده در ساخت و ساز«جنگ علیه تروریسم» تبلور یافت.

در قاهره، ریاض و یا کابل نیست که از « برخورد تمدن ها » حرف می زنند، بلکه این نظریه متعلق به واشنگتن و تل آویو است.

هدایت کنندگاه این سوء قصد علیه شارلی هبدو در پی پاسخگوئی به اهداف جهاد طلبان یا طالبان نبوده اند، بلکه تحقق طرحنئومحافظه کاران یا شاهین های لیبرال را در سر می پروراندند.

رویدادهای تاریخی گذشته را فراموش نکنیم

باید بخاطر داشته باشیم که در سال های گذشته سرویس های ویژۀ ایالات متحده و ناتو :

1)در فرانسه روی تأثیرات برخی مواد مخدر روی شهروندان فرانسوی آزمایش کرده اند (2)

2) از سازمان ارتش سرّی OAS برای به قتل رساندن شارل دوگل پشتیبانی کردند(3).

3)در چندین کشور عضو ناتو زیر پرچم دروغین علیه شهروند سوء قصد راه اندازی کرده اند(4)

باید به یادداشته باشیم که از دوران تجزیۀ یوگوسلاوی، مرکز فرماندهی ایالات متحد ه استراتژی «مبارزۀ سگ ها» را به شکل تجربی در چندین کشور به کار بسته است. مبارزه سگ ها یا جنگ سگها عبارت است از کشتن اعضای جامعۀ اکثریت، سپس کشتن اعضای جامعۀ اقلیت و سپس مسئول دانستن یکی و دیگری، بر این اساس هر گروهی خود را در خطر مرگ می بیند. واشنگتن با بکار بستن همین ترفند بود که در یوگوسلاوی و اخیراً در اوکراین جنگ داخلی ایجاد کرد(5).

فرانسوی ها باید هوشیار باشند و به یاد داشته باشند که این آنها نبودند (فرانسوی ها نبودند) که موضوع ضرورت مبارزه علیه جهاد طلبان اروپائی را که از سوریه و عراق بازگشته بودند مطرح کردند. مضافاً بر این که تا امروز هیچیک از این افراد در فرانسه مرتکب هیچ سوء قصدی نشده اند، موردی که به مهدی منوش Mehdi Nemmouche مربوط می شودیک عملیات تروریستی انفرادی نبود، بلکه او مأموری بود که  می بایستی در بروکسل دو مأمور اسرائیلی را به قتل برساند(6)(7).

این واشنگتن بود که در 6 فوریه 2014 وزاری داخلی  آلمان، ایالات متحده، فرانسه (به نمایندگی مانوئل والس M. Valls) ، ایتالیا، لهستان و بریتانیا را تحریک کرد تا از موضوع بازگشت جهاد طلبان اروپائی یک موضوع سیاسی دست و پا کنند(8). پس از این گردهمآئی بود که رسانه های فرانسوی این موضوع را مطرح کردند و سپس مقامات دولتی نیز واکنش نشان دادند.

جان کری برای نخستین بار به زبان فرانسه خطاب به فرانسوی ها سخن رانی کرد. او جملۀ تروریستی علیه آزادی بیان را محکوم کرد (گر چه کشور خود بی وقفه تلویزیون هائی را که روی یوگوسلاوی، افغانستان، عراق و لیبی سایه انداخته بودند را از سال 1995 بمباران و تخریب می کرد) و از مبارزۀ مشهور علیه تاریک اندیشی یاد نمود.

https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=UG2qfkMr188

نمی دانیم چه کسی این عملیات حرفه ای را علیه شارلی هبدو هدایت کرده است، ولی نباید با دستپاچگی قضاوت کنیم، بلکه باید تمام فرضیات را در نظر بگیریم و بپذیریم که در این مرحله هدف این سوء قصد ایجاد اختلاف بین ما بوده و هدایت کنندگان اصلی آن به احتمال خیلی قوی واشنگتن بوده است.

Thierry Meyssan

» border=»0″ height=»24″ width=»24″>

آدرس متن اصلی در شبکۀ ولتر

http://www.voltairenet.org/article186408.html

یادداشت ها :

[1] « La «Guerre des civilisations» », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 4 juin 2004.

[2] « Quand la CIA menait des expériences sur des cobayes français », par Hank P. Albarelli Jr., Réseau Voltaire, 16 mars 2010.

[3] « Quand le stay-behind voulait remplacer De Gaulle », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 10 septembre 2001.

[4] « Les Armées Secrètes de l’OTAN », par Daniele Ganser, éd. Demi-Lune. Disponible par chapitre sur le site du Réseau Voltaire.

[5] « Le représentant adjoint de l’ONU en Afghanistan est relevé de ses fonctions », « Washington peut-il renverser trois gouvernements à la fois ? », par Thierry Meyssan, Al-Watan (Syrie), Réseau Voltaire, 1er octobre 2009 et 23 février 2014.

[6] « L’affaire Nemmouche et les services secrets atlantistes », par Thierry Meyssan, Al-Watan (Syrie), Réseau Voltaire, 9 juin 2014.

[7] On objectera les affaires Khaled Kelkal (1995) et Mohammed Mehra (2012). Deux cas de « loups solitaires » liés à des jihadistes ; mais ni à la Syrie, ni à l’Irak. Malheureusement, tous deux furent exécutés en opération par les Forces de l’ordre de sorte qu’il est impossible de vérifier les théories officielles.

[8] « La Syrie devient «question de sécurité intérieure» aux USA et dans l’UE », Réseau Voltaire, 8 février 2014.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)