انقلاب ها پدیده های پیچیده ای هستند ، مخصوصا اگر مشابه دیگری نداشته باشند !

جمهوری اسلامی یکی از این نمونه هاست ، نگاهی به تاریخ ج. ا همیشه مرا یاد نمایشنامه “چرخ دنده ” ژان پل سارتر می اندازد ، سرگذشتی غم انگیز و ترحم آور برای شخصیت هایش!آرمان هایی که در عالم واقع به مثابه قیچی دولبه عمل می کند و لشکر آزادی خواه را بدل به دیکتاتور وآدم کش و مستبد می کند. این واقعیت تلخی است و تاریخ معاصر نشان از تغییر مسلک بسیاری از تندروی ها به میانه روی و بلعکس است، در حالیکه در هنگامه بدست گرفتن قدرت،بسیار ظلم ها بر جماعت میانه رو روا داشته اند.

تاریخ جمهوری اسلامی را باید به دو بخش جدا کرد ، بخش اول قبل از سال ۱۳۸۸ و بخش دوم بعد از آن !

اشتباهات استراتژیکی که طیف اصلی قدرت در ایران مرتکب شد و ضربه ای که به حکومت وارد کرد که آمریکا اگر خواهان تغییر حکومت در ایران بود و ۵۰۰ میلیارد دلار خرج می کرد نمی توانست همچنین ضربه ای به این حکومت بزند . این خود محل تحلیل های گسترده است و الان مورد بحث ما نیست .

تجربه های جدید که در جامعه مدنی ایران دارد تجربه می شود تا اکنون هیچ نمونه مشابهی نداشته ، از تظاهرات سکوت گرفته تا مبارزه بدون خشونت مدل ایرانی و …. ! این ها و تلاش حاکمیت برای یکدست کردن حاکمیت، مردم و نسل جوان جامعه را بر سر دو راهی قرار می دهد. این دوراهی یک طرفش تحریم و طرف دیگرش مشارکت است . استیضاح اخیر وزیر علوم و واکنش هایی که بر انگیخت نشان از این دارد که این تصمیم گیران تاثیر گذار که مسلح به انواع شبکه های اجتماعی هستند، از رفتن به راه تحریم منصرف شده اند زیرا این نسل ، نسل نتیجه گرا هم هستند پس هزینه فایده برایشان مهم است و شرایط طی شده و آثار اتخاذ تحریم انتخابات مختلف برایشان سودی نداشته و در عوض دست حاکمیت را برای چیدن مهره های مورد نظرش باز می گذارد . و تجربه عملی واکنش به تقلب گسترده در انتخابات ۸۸ ، می شود انتخابات با کمترین تخلف انتخاباتی ۹۲ ! پس مشارکت بهترین راه برای بالا بردن هزینه طیف تمامیت خواه حکومت است. این مشارکت جویی که رفته رفته بر میزان آن افزوده خواهد شد خود بهترین سلاح در مقابل میل به خشونت طلبی گروه مقابل است و دست آنها را روز به روز بسته تر خواهد کرد .

یکی از مهمترین ضعف های جامعه مدنی و مردم در ایران دلسردی زود هنگام آنان در مواجه با مشکلات پیش رو هست و خالی کردن میدان و دست شستن از حمایت منتخبانشان که سابقه تاریخی دارد. (با نگاهی به ساعات اولیه کودتای ۲۸ مرداد ماه ۳۲ و ……)

رهبر محور بودن جامعه نیز یکی دیگر از ضعف های جدی است. در گذشته ( همین یک دهه پیش) شبکه های اجتماعی مثل امروز فعال و گسترده نبودند راه های دسترسی به نظریات متفاوت و روشن فکران جامعه مسدود و محدود بود ، ولی اکنون این گونه نیست و با وجود توییتر که در کسری از ثانیه اتفاقات رابه همه جای جهان مخابره می کند باید به شیوه های جدید مبارزات مسالمت آمیز نیز فکر کرد

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)