۱ـ امریکا و غرب برای مقابله با خطر کمونیسم،ایدولوژی دین گرایی را ترغیب و حمایت کرند و البته اسلام گرایان افراطی نهایت استفاده را از این حمایت در نبود نهادهای تعدیل کننده اجتماعی و نظری بردند!
۲ـ بنیاد گرایی مسیحی در خود غرب هم از این کمک ها بهره گرفت،اما غرب سنت جا افتاده سیصد ساله ای از سکولاریزم و دنیا گرایی داشت.
۳ـ سکولاریزم و دنیا گرایی مراحل جنینی خود را در شرق،خصوصا کشورهای اسلامی میگذراند.
۴ـ کمک شوروی به استقرار رژیم کمونیستی در جامعه به شدت سنتی افغانستان،اشتباه بزرگی بود.
۵ـ اما غرب و امریکا اشتباه بزرگ تر را مرتکب شدند!انها اگاه به نیروی واپس گراترین افراطیون مسلمان شدند،انها کمک کردند این نیروی مخرب از حالت بالقوه به حالت بالفعل در بیاید،و اینطوری شد که سنت و دین گرایی نه حتی سنت،بلکه گرایش اولترا افراط گرایی اسلام بر سکولاریسم و دنیاگرایی غلبه یافت،مثلی معروف می گوید؛امد ابرویش را درست کند زد چشمش را کور کرد!
۶ـ شوروی شکست خورد و خطر کمونیسم و بی دینی رفع شد،اما این نیرو که دیگر به حالت بالفعل در امده بود دیگر به حالت قبلی برگرداندنش ممکن نبود،انها همیشه زیرپایه اجتماعی داشتند،حالا صاحب پول،تشکیلات و از همه مهمتر تجربه برنامه ریزی و استفاده از تکنیک های نوین را به واسطه سازمانهای جاسوسی غرب توسط بعضی کشورهای منطقه اموختند.
۷ـ فلسفه وجودی هر سازمانی خصوصا سازمانهایی که اکشن هستند،وجود دشمن است،خطر شوروی تمام شد و خطر کمونیسم دیگر هیجان اور نبود،حتی دشمنی هم نباشد برای ادامه حیات باید خلقش کرد!
۸ـ اسلحه ها را به سمت صاحبانشان برگرداندند!مثلی معروف و یا حتی کمی غیر مودبانه است که یک روز سگ هار پاچه صاحبش را میگیرد.
۹ـ سگهای هار، امروز در سیدنی ۴۰ یا ۵۰ نفر را گروگان گرفته اند و پرچم سیاه لاالله الاه الله شان را افراخته اند!
۱۰ـ این قصه ادامه خواهد داشت چونکه مثل معروف دیگری هست که میگوید؛دیوانه ای به چاهی سنگ انداخت،پنجاه عاقل نتوانستند دوباره ان را بیرون بیاورند!

قهرمان قنبرى

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)