download (1)

وقتی که صدای مقامات حکومت اسلامی از ازدواج سفید یا “همزیستی” و “هم باشی” دختران و پسران در “ایران اسلامی” بلند میشود، باید در برابر انسانیتی که هسته مرکزی ارتجاع پوسیده را مورد حمله قرار داده است سر تعظیم فرود آورد. میتوان صدای خرد شدن استخوانهای پوسیده و گندیده جنبش کثیف ارتجاع سراپا ریاکار حاکم را شنید و هلهله کرد. رئیس دفتر خامنه ای یک آخوند بنام آیت الله گلپایگانی اخیرا در مورد آنچه آنرا “ازدواج سفید” میخواند و اشاره اش به هم زیستی یا هم باشی دختران و پسران است هشدار داد. او چند جمله جالب را بیان کرد او گفت: “شرم‌آور است یک زن و مرد یا دختر و پسر بدون عقد و ازدواج با هم زندگی کنند.” و ادامه داد: “”دیری نمی‌رسد که مردمی که این نوع زندگی را برمی‌گزینند، نسل حلال‌شان از بین می‌رود و حرام‌زاده می‌شوند. حاکم اسلامی باید با شدت با این نوع زندگی مقابله کند.” پیش از این مرتضی طلایی، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران نیز چندی پیش گفته بود: “گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند.” و بعد مدیر کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران گفته بود که “برای مقابله با ازدواج سفید طرح “اعتلای خانواده پایدار” در دستور کار دولت قرار گرفته است” اینها را خبرگزاری ایسنا خبرگزاری رسمی دانشجویان ایران بازتاب داده است.
این جملات بهیچ وجه ابعاد واقعی خشم آیت الله های حاکم را بیان نمیکند. میتوان تصور کرد که اینها چه خون دلی از مردم این مملکت میخورند. هم باشی؟ زندگی مشترک زن و مرد بدون آخوند؟ هم خوابی زن و مرد صرفا بر اساس عشق و تمایل متقابل؟ بدون اجازه شرع؟ از این گناهی بزرگتر هست؟ اگر اینها واقعا زورشان میرسید در برابر این پدیده چه میکردند؟ فقط تذکر میدادند و در مورد “نسل حرامزاده” بعدی هشدار میدادند؟
“خانواده” فقط ستون مقدس و مهم اسلام و حکومت اسلامی نیست. خانواده قدیمی ترین و مقدس ترین سنگر و سلول و پیچ مهره همه نظامهای طبقاتی است. تمام چرک و تعفن و ریاکاری و تجاوزگری حاکمین از عهد عتیق تاکنون زیر بیرق دفاع از خانواده پنهان شده است. خانواده آن کانونی است که فحشا، خرید و فروش و تصاحب دختران، بردگی جنسی زنان، هرزه گرایی بی حد و حصر صاحبان قدرت وثروت، و ریاکاری عمیق نظامهای طبقاتی را رسمیت میدهد و پوشیده نگه میدارد.
هم زیستی و هم باشی زنان و مردان در بسیاری از کشورها تحمل میشود و حتی رسمیت یافته است. اما اشتباه محض است که تصور کنیم این سنگر بدون جنگ تسخیر شده است. انسانیت قدم به قدم و با قربانیان بسیاری این سنگرها را فتح کرده است و مذهب و سنت گرایی و مدافعان آنرا از قدرت به زیر کشیده است و به همین درجه زیر پای نظامهای طبقاتی را خالی کرده است. همچنان تا به امروز در تمام گوشه و کنار جهان جنگ مدافعان “خانواده مقدس” در برابر مدافعان عشق ساده انسانی ادامه دارد. در همان کشورها نیز همچنان با پول و قانون و زور، خانواده حفظ شده و تقدیس میشود.
جدال میان انسانیت و واپس گرایی، یک جدال جدی و همه جانبه و تعطیل ناپذیر در جامعه ایران است. این جدال همیشه رنگ و بوی سیاسی بخود نمیگیرد اما کاملا سیاسی است زیرا حکومت ایران رسما نماینده و قلعه ارتجاع و عقب گرد و قهقراست. برای زنده ماندن، برای انسانی زیستن، برای ابراز وجود در هر زمینه ای به عنوان انسان هرکس چه بخواهد چه نخواهد، ناچار است با این دژ متعفن ارتجاع و واپس گرایی مقابله کند.
حقیقت اینست که جمهوری اسلامی همچنان بر سر قدرت است. اما از نظر فرهنگی و سیاسی مدتهاست که در برابر یک جنبش گسترده انسانی شکست خورده و به زیر کشیده شده است. این حکومت با زور و زندان و اعدام بر سر پا مانده است و در همین زمینه ها نیز زیر فشار گسترده ای قرار دارد. پسران و دخترانی که میخواهند همچون انسان در یک رابطه برابر و با عواطف انسانی زندگی کنند بسیاری خود نمیدانند که دارند به ریشه و پیچ و مهره اصلی ماشین ارتجاع سرمایه داری حاکم تعرض میکنند. آنها نیازها و تمایلات انسانی خودرا تحت حاکمیت یک سرمایه داری بشدت فاسد و مذهب زده دنبال میکنند. ناچارند اینگونه باشند چون انسانند. و با انسان بودنشان ارتجاع حاکم را که با عقل و تمایل و درک و احساسات انسانی در تقابل کامل است به مصاف گرفته اند. این انسانیت است که مقدسات مذهبی و طبقاتی و عهد عتیقی را دارد جارو میکند و به پیش میرود. این جنبش را فقط کمونیستها در حوزه سیاست و اجتماع نمایندگی میکنند. دفاع از برابری زن و مرد، تعرض به نابرابری در توزیع ثروت، نشان دادن ریشه های اقتصادی و سیاسی بردگی جنسی زنان، و به سخره گرفتن مقدسات مذهبی و خانوادگی و مالکیت و حاکمیت، اینها از عهده جریاناتی که خود مدافع جامعه طبقاتی و سرمایه داری و کل سنتهای حاکمند بر نمی آید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)