خانه ای از جنس مقوا و بی مهری

image

شاید مخفی و مجمل نگاه داشتن هر گونه امار مربوط به مشکلاتی که یک طرفش زنان باشند از طرف دولت و نهادها و سازمانهای مربوطه در ایران انقدر تکرار شده است که وقتی رییس کمسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران به حضور ٣٠٠٠ زن کارتن خواب در پایتخت اشاره کرد، بسیاری از روزنامه ها و رسانه های داخلی و خارجی در موردش نوشتند. هر چند، این موضوع همیشه با موضع گیریهای مختلفی مواجه بوده است ، رییس پلیس تهران بزرگ در سال ٩٢ اشاره کرد به اماری شامل ٣٠٠٠ کارتن خواب در تهران و اینکه تنها١٠٠ نفر انان زن هستند . در حالی که در همان سال استاندار تهران تعداد حدودی کارتن خوابهای این شهر را ١٠٠٠٠نفر اعلام کرد، به هر روی مقایسه ای ساده بیانگر رشد بسیار زیاد این نوع زندگی است که نشانه ی نهایت اسیب دیدگی یک شهروند است . اما زمانی عمق رنج و ناامیدی از اقدامی نتیجه بخش در جهت بهبود ان اشکار میشود که موضع گیری مسؤولان ساماندهی و حل به این اسیب را مورد توجه و ارزیابی قرار دهیم. فاطمه الیا، از معدود نمایندگان زن حاضر در چندین دوره مجلس و از بنیانگذاران خانه عفاف ( که بارها اخبار سوء استفاده از دختران نوجوان بد یا بی سرپرست پناه برده به این مکانها را خوانده و شنیده ایم) این زنان اسیب دیده را زنان خیابانی خطاب میکند که خودشان میخواهند در خیابانها ول باشند و هیچ امر یا کسی انان را وادار به این کار نکرده است. او در حمایت از گفته های رییس پلیس تهران ابراز کرد ” اگر رییس پلیس این امار را میدهد حتمن درست است ، این افراد باید ساماندهی شوند و نیروی انتظامی با کسانی که دست به ناهنجاریها ی اجتماعی میزنند و حرکات خلاف شئونات انجام میدهند در چهارچوب قوانین موجود به شدت برخورد کند “و اضافه کرد ” باید سازمان های بهزیستی و کمیته امداد به این امر ورود کرده و ظاهر پایتخت را در شان یک کشور اسلامی کنند.” او البته این صد نفر زن کارتن خواب را سرگروه جریانهای فریب دختران جوان دانست !
به هر حال مانند بسیاری از معضلات دیگر فرهنگی و اجتماعی و محیط زیستی هنوز امار دقیقی در مورد تعداد این گروه اسیب دیده در کل ایران وجود ندارد. از طرف هیچ نهاد وابسته به شهرداری و شورای شهر و بهزیستی شهرستانها هم اشاره ای روشن به وجود این معضل در نقاط مختلف ایران نشده است. نگاه مرکز گرای نظام قدرت ، در اسیب شناسی معضلاتی از این دست هم اشکار است. حال انکه در بسیاری از نقاط ایران با عواملی چون خشکسالی و زلزله و فقر، بسیاری از روستاییان مجبور به مهاجرت و رها کردن زندگیشان و سکونت در نقاط متروکه و غیر قابل سکونت حاشیه شهرها به شکل بسیار فقیرانه ای شده اند. خانه هایی که شاید نه از کارتن و مقوا بلکه از تکه های پلاستیک و قراضه های اتوموبیلهای اوراقی بنا شده اند.ایا این افراد در امار کارتن خوابها و بی خانمانها به حساب می ایند؟ و یا زنان بی سرپرستی که با روشهای مختلف در شهرهای مذهبی مانند مشهد و قم صیغه های طاق و جفت میشوند تا به بهای تن و روحشان ، زندگی بگذرانند و گاه شاید خانواده ای را هم اداره می کنند ، در این گردش اماری به شمار می ایند؟ چطور میشود وقتی در جامعه ای پله های سقوط به مراحل بی خانمانی و تنهایی و فقر و بیماری و بدبختی مطلق برای شهروندان در معرض اسیب، چنین اسان گذر طرح شده است و مرحله به مرحله از اعتیاد و طلاق و اعمال خشونتهای اشکار و پنهان گرفته تا اجبار در ازدواج و امار رو به افزایش طلاق و اعتیاد از سوی دیگر ، به سرعت طی میشود، افزایش پدیده ای که نقطه ی اوج تمام این مشکلات است را دور و بعید و غیر قابل انتظار دانست ؟! از طرف دیگر چه اقدام موثری توسط قانونگذاران و سازمانهای اجرایی در جهت ترمیم رنج این افراد، کمک به سالم سازی و بازگشت به اغوش جامعه و خانواده و یا کمک به اشتغال و باورمندی و توانمندیشان انجام شده است؟ هنوز حتی متولی برای این امر وجود ندارد ، نمایندگان مجلس جمع اوری متکدیان و کارتن خوابها و معتادین از سطح شهر را از توان و وظیفه ی نیروی انتظامی بیرون میبینند و سازمان بهزیستی بودجه و امکانات کافی برای این امر ندارد و کمیته امداد هم این میان منافع و اهداف خود را دنبال میکندو سازمانهای بیمه و خدمات درمانی هم در مورد اختلاسهای میلیاردیشان پاسخگو نیستند چه برسد به پروژه ای برای بیمه کردن زنان و کودک بی خانمان!
image
مصطفی اقلیما رییس انجمن علمی مددکاران معتقد به وجود اماری پنهان و نخوانده بر معضل زنان کارتن خواب است، اینکه زنان و دخترانی که در سایتها و به شکل تلفنی با پول صیغه های ماهانه زندگی میگذرانند و یا توسط گروههای به اجاره داده میشوند در این امارها جا ندارند ، چون مرجع و سیستمی برای کسب اطلاعات دقیق در این زمینه طرح نشده است.
سالانه ۶٠ هزار نفر زن به زنان سرپرست خانوار افزوده میشود با دلایلی چون فوت ، زندانی شدن و اعدام با جرمهای مختلف و یا اعتیادهمسران و پدرانشان و با این همه بسیاری از انان چنان گرفتار فقرند که مجبور به تن فروشی یا حمل و جابجایی و فروش مواد مخدر میشوند که از زمینه های اصلی از دست دادن بستر خانواده و اعتبار اجتماعی و فردی و درنهایت اوارگی در کوچه و خیابان و روز گذران زندگی است.
طبق امار سالهای ٩٠ و ٩١فقر مهمترین عامل منجر به کارتن خوابی افراد بود . تا زمانی که این افراد خودشان مسبب مشکلاتشان قلمداد شوند و دید مسؤولان و ارگانهای موظف به ساماندهی انها و گاه دید اجتماع نسبت به این افراد به عنوان سربارهای جامعه باشد که چهره ی شهر را زشت کرده اند و باعث فساد و تبهکاریهای خیابانی اند، مسلمن راهکاری بهتر از جمع اوری انها طی ماموریتهای خلق الساعه ی پاکسازی محله ای و یا اماده سازی شهر برای میزبانی سمینار و کنفرانسی بین المللی یا ملی ، تجربه و پیاده نخواهد شد.
در قانون نیز بیشتر از انکه نکات حمایتی برای این افراد خصوصن زنان طرح و پیشبینی شده باشد احکام مجرمانه ، برایشان وضع شده است. این افراد معمولن به شدت به انواع مواد مخدر مبتلا هستند و در بسیاری موارد مبتلا یا حامل انواع بیماریهای ویروسی مانند ایدز و هپاتیت هستند که با توجه به فضای زندگی پرخطرشان چیز دور از ذهنی نیست . در مورد زنان به دلیل عدم دسترسی به حداقل امکانات بهداشتی و نظافت ، خطر اعمال هرگونه خشونت خیابانی از طرف رهگذران و یا دیگر خیابان خوابها و یا سوء استفاده های جنسی از انان نیاز به حمایت و توجه ویژه دارند. در تایید این مطلب ، رحمت اله حافظی که تجربیان متفاوت مرتبط با معضلات بهداشت و سلامت را در کارنامه ی خود دارد( تجربه در وزارتخانه بهداشت و درمان و اموزش پزشکی، مدیریت سازمان بیمه و خدمات درمانی و ریاست کمیسیون محیط زیست و سلامت شورای شهر تهران) میگوید” بیست تا بیست و پنج درصد کارتن خوابهای تهران را زنان تشکیل میدهند ، حال انکه امکانات چندانی برای اینان وجود ندارد به طور مثال برای مردان گرمخانه در تهران راه اندازی شده است ، ولی زنان که نسبت به مردان در فصل سرما اسیب پذیرترندن هنوز گرمخانه ای ندارند. ”
image
در صورت مسکوت گذاشتن نتایج این اسیب اجتماعی و پنهان کردن حقیقت و به تعویق انداختن اقدام سریع اصولی برای حمایت و ساماندهی و جبران اسیب این افراد و با تنها نیم نگاهی به این موضوع که : مدیر کل سازمان بهزیستی اعلام میکند (سال ٩١در خبرگزاری بهار) سن زنان مشغول به تن فروشی در خیابان ، در سالهای ٨٩ تا ٩١ به شدت کاهش یافته است و امار زنان متاهل مشغول به این امر افزایش معنا داری داشته است ، و یا بنا به امار رسمی اعلام شده از سازمان بهزیستی فرار دختران در سالهای ٨٩تا٩١ بسیار افزایش داشته است و نیز با طی همه ی این مراتب اسیب و ویرانی زندگی فردی و خانوادگی ، روشن است که باید منتظر موج تازه ای از دختران جوانی باشیم که به زودی بر امار زنان کارتن خواب اضافه خواهند شد.
اعظم بهرامی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)