aztec_calendar2

اسطوره هاى دنياى رمز الودِ گذشته،ديربازى است كه كارايى خود را از دست داده اند،اسطوره هايى با سرنوشت هاى سراسر ترديد و تخيل قادر به پاسخگويى به هيجانات امروز ما نيستند،انها مانند تصاويرِ خيال انگيزى از ارزوهاى دست نايافتنى بشر در مسيرِ ناكامى و تحقير تاريخى اش هستند.اسطوره گذشته را بر دوش مى كشد ودر تاريخ جولان ميدهد و جايي در دنياى حال ندارد…

اما فرهنگى كه توانايى مواجهه با انسان امروزى و نيازهاى كنونى اش را نداشته باشد،،ضمن پاسدارى بيمارگونه از اسطوره هاى كهن،،،ماشين ِ باز توليد اسطوره سازى در دنياى حال امروز ،را نيز به راه مى اندازد.اسطوره هاى دنياى امروز،ماكتِ كوچك شده ى همان انواع قديمى شان هستند،كه بايد بى عيب و نقص به نظر برسند،مانند انها بودن دور از تصور باشد و كار كردى ماورايى داشته باشند.

اسطوره سازى ،توانايى نقد و كنكاش را از انسان امروزى سلب ميكند و تصويرى خيالى از انسان هاى بى عيب و ايراد مى سازد ،،كه مى تواند باعثِ بيزارى از (انسانِ عادى بودن)بشود.

كاركردِ اسطوره سازى حذف كردن انسان هاى واقعى از زندگى است و ساختنِ مجسمه هايى است كه هر كسى مى خواهد چيزى را در پشت ان پنهان كند،اما هيچ دستى انقدر قدرتمند نيست كه يك اسطوره را تا أبد در اوج نگهدارد.زندگى و اتفاق هاى مهم را انسان هاى معمولى با واكنش هاى غير معمولى شان ،مى سازند و اسطوره مى تواند به واكنش انسان هاى عادى جهتِ خاصى بدهد.

اگر باور كنيم كه هر انسانى در جاى درست و در زمان درست مى تواند بهترين عملكرد را داشته باشد،ميلى به باورِاسطوره ها نخواهيم داشت،،،،اسطوره سازى توانايى نقد كردن انسان ها،،گذشته،،،و زندگى را از ما سلب ميكند.

مى توان انسان ها را ديد و به كارهاى مهم انها احترام گذاشت،اما در سايه ى انها زندگى نكرد..زندگى و تاريخ را همه ى ما ادم ها مى سازيم،حتى همه ى كسانى كه نامى از انها در هيچ جايى ثبت نمى شود،اسطوره ها،چيزى جز واكنش هاى هيجانى و غير معمول ما ادم هاى معمولى به حوادثِ دنياى أطراف مان نيست.
اسطوره ها ،مانند درختانى هستند كه مانع ديدن جنگل مى شوند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)