بخشی از مقالهی «بازنمایی استعماری زن در رسانههای غربی» (بخش اول، بخش دوم) به قلم سادات حسینی به مناسبت «تغییر» مدیریت در رسانهی «ملی»:
گفتمان استعماری عاجز از درک چرایی گرایش زن ایرانی انقلابی به پوشش اسلامی، با ارائه تصاویر یکسان، با در نظر نگرفتن معنایی که سوژههای انقلابی برای عمل خویش قائلند، پوشش اسلامی زنان را به ذات سرکوبگر، مردسالار و متحجر انقلاب نسبت میدهد. “موهانتی” در کتاب خویش بحث میکند که چگونه بسیاری از زنان طبقه متوسط درگیر در انقلاب، حجاب را نه به عنوان اجباری دینی یا بخشی از سنت ایرانی که به عنوان نشانهای از مخالفت با سیاستهای مدرنسازی و غربیسازی که از بالا توسط دولت شاه به عنوان دولتی در خدمت استعمارگر غربی اعمال میشد، به گونهای آگاهانه انتخاب کردند. او بحث میکند که شاید علت دیگر برای اتنخاب پوشش روسری تلاش برای همراهی با طبقه کارگر بوده است؛ چرا که روسری در آن زمان نشانه سادگی و نیز پوشش بسیاری از زنان طبقه کارگر ایرانی بوده است. تصویر زن بیحجاب از آن روی در بازنمایی غربی انقلاب ایران جایی ندارد که زن بیحجاب، زن دانشجو با ظواهر مدرن، برهم زننده همه آن تصویری است که باید از انقلاب ایران ساخته شود. تصویری که بعدتر با اشغال سفارت تثبیت میشود.

پروسه مشابهی بعدتر توسط جمهوری اسلامی به کار گرفته میشود.در تصاویری که هر ساله از انقلاب ۵۷ در رسانههای رسمی حکومتی پخش میشوند اثری از گروههای سکولار چپگرای فعال در دوران تظاهرات به چشم نمیخورد. تصاویر حذف شده، تصاویر زنان بیحجابیاند که در کنار مردان، گاه دست در دست در اعتراضهای خیابانی حضور فعال داشتهاند. به این ترتیب جمهوری اسلامی، انقلاب را متعلق به خویش میکند. تعلقی که برای به دست آوردن آن باید تاریخ انقلاب را از نو بسازد. در تاریخ جدید اثری از این گروهها به چشم نمیخورد. حاکم، گذشته را به تمامی از آن خود میخواهد. حاکم گذشته را به تمامی از آن خود میسازد و به این ترتیب میبینیم که اثری از آنچه یادآور گذشته پیش از حاکم است به راحتی توسط دستگاههای رسانهای حذف و سانسور میشود. در تصاویر و فیلمهای ویدئویی و در آنچه قرار است نشاندهنده زندانهای هولناک ساواک در مصاحبههای تلویزیونی با زندانیان پیشین باشد، اثری از سایر مبارزان و مخالفان حکومت پهلوی نمیتوان دید.
دانش برساختهای که نسل بعد باید از انقلاب داشته باشد، همه سهم مبارزه را به اسلامیستهای پیرو خمینی میدهد. البته هرازگاه در مواقع دیگر، مثلاً در سالگرد تاسیس حکومت اسلامی در فروردین ۸۸ تصاویر و مصاحبههایی از زنان بیحجاب در تلویزیون رسمی نشان داده میشود. این بار اما باز هم خواست قدرت مسلط در نمایش دادن محبوبیتش برای تمام اقشار جامعه است که باعث میشود تصویر این زنان در قابهای تلویزیونی جا بگیرند. همانطور که بعدتر میبینیم با منطقی یکسان، تصویر زن بدحجاب آرایش کرده، شرکتکننده در راهپیماییهای دولتی مانند ۲۲ بهمن و نه دی و غیره، با عکسهایی از سران حکومت در دست، باز هم قابهای تلویزیونهای ایرانی را پر میکند تا نشانهای آشکار باشد از این که چگونه خواست حاکم مجوزی بر پخش یا سانسور تصاویر است.

منطق استعماری تا جنبش سبز نیز ادامه پیدا میکند. این بار زنانی که در بازنماییها از جنبش سبز حذف میشوند، دختران با حجاب و چادریاند. نمایش دختران با حجاب در رسانههای غربی برای آنها سازنده دردسر است زیراکه با تصویری که آنها از رابطه حجاب و دموکراسیخواهی ارائه دادهاند منطبق نمیشود. در اینجا باز زنان حذف میشوند. منطق گفتمان استعماری، عاجز از فهم روابط اجتماعی به گونهای دینامیک، برای درک و توصیف آنچه در جوامعی چون ایران میگذرد، دست به نوعی تقلیلگرایی میزند. در این منطق ما شاهدیم که چگونه حذف تصاویر مربوط به بخشهایی از اجتماع و تعمیم دادن و بزرگ کردن تصاویر برخی دیگر، تصویر ناقص و مبهمی از این جوامع ارائه میدهد که در بسیاری از موارد پویایی لازم را برای درک انگیزههای کنشگران و معانی نهفته در کنشهای اجتماعی آنان (نحوه پوشش، سبک زندگی و…) ندارد.
[…]
با منطقی یکسان، از سوی دیگر رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی نیز دست به عمل مشابهی میزنند. در تصاویر و ویدئوهای منعکس شده از اعتراضهای خیابانی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز ما اثری از حضور بخشهای مذهبیتر جامعه نمیبینیم. جمهوری اسلامی با حذف تصویر زنان چادری و محجبه و با پررنگ کردن تصویر زنان و دختران “بدحجاب”، با تاکید بر صحنههایی که میتواند معترضان جنبش را سکولار و لائیک معرفی کند (به عنوان نمونه کفزدن در روز عاشورا) سعی بر آن دارد که جنبش سبز را متعلق به بخش خاص و کوچکی از جامعه ایرانی معرفی کند. بخش خاصی که اتفاقاً جمهوری اسلامی هم، آنها و سبک زندگیشان را “غربی” و غربزده میخواند.
فیگور زن ایرانی محجبه خواستار حقوق دمکراتیک در جنبش سبز از هر دو سو خطرناک محسوب میشود. از سویی دیگر بنای تصویرهای قبلی پیرامون زنان محجبه و به خصوص زنان محجبه انقلابی ۵۷ را به چالش میکشد و خطکشیهای ایجاد شده میان بدنه اجتماعی و جوان سکولار دینگریز و حاکمیت سرکوبگر اسلامی را از میان برمیدارد، و از سوی دیگر اشتباه بودن ادعاهای جمهوری اسلامی را مبنی بر انحصار جنبش سبز به طبقه و قشر اجتماعی خاص و محدودی از جامعه ایران که پایگاههای مذهبی ندارند، آشکار میسازد.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.