ایجادیسازمان جهانی بهداشت براساس ارزیابی جدید سال 2014 ، اعلام نمود که آلودگی هوا مهمترین عامل مرگ ‌ومیر در جهان است. این سازمان بر آنست که یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر در جهان در معرض مستقیم آلودگی هوا قرار دارند و بر پایه بررسی دقیقتر در سال 2012 تعداد 7 میلیون نفر در دنیا به دلایل مستقیم یا غیرمستقیم و بسبب آلودگی هوا در فضای بیرونی و داخلی، جان خود را از دست داده اند. در واقع از هر ۸ مورد مرگ در دنیا یک مورد بر اثر آلودگی هواست. این مرگ و میر به ویژه مربوط به آسم، برونشیت، تنگی نفس و ایست قلبی و آلرژی‌های مختلف تنفسی و سرطان است.

آلودگی هوا در جهان

جو یا اتمسفر پیرامون زمین سامانه گازی طبیعی پویا و پیچیده‌ای است که زندگی در سیاره زمین به آن بستگی دارد. کاهش و فرسودگی لایه ازن استراتوسفر به سبب آلودگی هوا، دیر زمانی‌است که بعنوان خطرمهی برای تندرستی مردمان و نیز زیست‌بوم‌های زمین شناخته ‌شده است. در شهرها، خودرو‌ها و اتوبوس‌ها، موتورها و نیز هواپیماها، صنایع و ساختمان‌سازی منشا آلودگی هوا می باشند. در خارج از شهرها غبار حاصل از شخم زدن زمین به وسیله تراکتورها، ماشین‌ها و کامیون‌هایی که با سوخت فسیلی در جاده‌های شنی یا خاکی می‌رانند، ریزش کوه و دود حاصل از آتش‌سوزی جنگلها و بیشه‌ها و مزارع و نیز سوخت گازوئیل و بنزین و ذغال سنگ باعث آلودگی هوا می‌شود. یک عامل مهم دیگر آلودگی هوا، گاز ازن در سطح زمین می باشد.هنگامی که گازهای آلاینده حاصل از اتومبیل‌ها و کارخانه ها با نور خورشید در ارتباط هستند واکنش شیمیائی بوجود آمده و در نتیجه گاز ازن بوجود می‌آید که برای انسان سمی است. شوفاژهای شهری و اگزوز خودروها در شهرها آلاینده‌های متعددی از جمله مونوکسیدکربن، دی‌اکسید نیتروژن، دی‌اکسید گوگرد، ذرات معلق از جمله ذرات کوچکتر ۱۰میکرومتر، بنزن، فرمالدئید و هیدروکربن‌های چندحلقه ‌ای در هوا پخش می کند. در صورتی که شاخص‌های این مواد از سطح استانداردها فراتر رود، این آلاینده‌ها می‌توانند به شدت سلامت عمومی را در معرض خطر قرار دهند.

آلودگی هوا در ایران و کشتار شهروندان

بر اساس گزارش دیگری از سازمان بهداشت جهانی، در بررسی وضعیت آلودگی شهرهای جهان، شهرهای ایران، هند و پاکستان در میان آلوده‌ترین شهرهای جهان و شهرهای ایالات متحده و کانادا جزو پاک‌ترین شهرهای جهان قرار گرفتند. تعداد۱۰شهر آلوده جهان به ترتیب عبارتند از: اهواز ـ ایران، الانباتار ـ مغولستان، لودانا ـ هند، سنندج ـ ایران، کویته ـ پاکستان، کرمانشاه ـ ایران، پیشاور ـ پاکستان، گابورن ـ بوتسوانا، یاسوج ـ ایران و کانپور ـ هند. چهار شهر از میان ده آلوده ترین شهر درجهان در کشور ما قرار دارد. یکی از نتایج این آلوده گی تخریب سلامت انسانهاست. بر اساس گزارش ایسنا سالانه ۴۵ هزار نفر در کشور بر اثر آلودگی هوا می‌میرند.(27 مهر 1393 ). بطور مسلم این ارزیابی از واقعیت دور است و میزان مرگ و میر فراتر از آمار دولتی است و ارزیابی از بیماری ها در ایران نادقیق می باشد. حال اگر به همین آمار بسنده کنیم، مرگ 45000 نفر شهروند را چگونه باید توصیف نمود؟ بنظر می رسد که واژه “کشتار”، مناسب ترین واژه است. در این زمینه توضیح چند نکته ضروری می باشد.

واژه “کشتار”

برخی ممکن است واژه و توصیف “کشتار” در زمینه محیط زیستی را بی معنا و غلوآمیز تلقی نمایند، زیرا این واژه نه تنها بیانگر یک جمعیت انبوه است بلکه بعلاوه توصیف یک اقدام ارادی جنایتکارانه است. مرگ هزاران نفر به سبب عوامل طبیعی مانند توفان و سیل و زلزله یک اقدام ارادی نیست و همسان کشتارهای سیاسی و نژادی و مذهبی و نظامی نمی باشد. حال آنکه قتل انسانها توسط نازیسم، نابودی انسانها با بکارگیری بمب اتم و سلاحهای شیمیائی، قتل عام دو میلیون در کامبوج توسط خمرهای سرخ و قتل صدها نفر در جنگ قومی “رواندا”، یک جنایت علیه بشریت و کشتار است. مرگ 45 هزار نفر بخاطر آلودگی هوا در ایران تنها یک واقعه دردناک عادی و ناشی از بهم ریختگی عوامل طبیعی نیست. درست است که هوا فاقد کیفیت زیستی است و بلحاظ مجموع الاینده ها سلامت و جان انسان را تخریب می کند. پرسش این است که در جهان و در ایران نقش عوامل طبیعی و نقش انسان در تخریب چگونه قابل ارزیابی است؟ نقش جهان صنعتی و نقش تمام دولتها را باید بررسی نمود و در ایران نیز پرسش اساسی اینجاست که تخریب هوای اقلیمی ناشی از چیست؟

علل کشتار و مسئولیت در مدیریت

متاسفانه آلودگی در جهان گسترده است و آنهم ناشی از پخش گازهای زیان آور و فعالیت صنعتی و اقتصادی آدمیان و بی مسئولیتی مدیران سیاسی و اقتصادی است. حال براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت در جهان ده کشور بدترین وضعیت اقلیمی را دارند. اگر در ده کشور و از جمله ایران وضع بسیار وخیم است برای آنستکه الگوی فعالیت اقتصادی و شهری نابسامان و مدیریت زیستبومی بدترین نوع مدیریت است. مدیریت کلان و خرد ایران بطور کامل زیان آور است. در ایران وجود میلیونها خودرود و کامیون و موتور فرسوده و کهنه، استفاده گازوئیل آلوده و بنزین سم دار که با استاندارد جهانی خوانائی ندارد و بگفته متخصصان سرطان زا می باشد و همچنین فعالیت سوختی فسیلی بنگاههای صنعتی، منشا آلودگی هوای کشور و در نتیجه علت اصلی رشد بیماری ها است. البته عوامل دیگری در رشد بیماری ها دخالت دارند؛ سطح بالای نیترات آب آشامیدنی، استفاده گسترده از سموم آفت کش و کودهای شیمیایی نیتراته در کشاورزی نیز از جمله عوامل سرطان زا می باشند. بعلاوه از یاد نبریم که خشک شدن دریاچه ها و رودها و توسعه بیابانزائی و افت مناطق مرطوب، هوا را خشک تر نموده و زمینه خیزش و انتقال ریزدگرهای مسموم را آسانتر ساخته و تمامی مناطق ایران را در معرض خطر آلودگی قرار داده است. آلودگی هوا با توجه به ابعاد آن و سموم شیمیائی آن، خطر بزرگ در رشد بیماریهای گوناگون ریوی و تنفسی و از جمله سرطان است. سالیانه 70 تا 80  هزار مورد جدید سرطان در کشور کشف می گردد و در حال حاضر در حدود 350 تا 400 هزار بیمار سرطانی در کشور وجود دارد.(سایت دکتر احتجاب). طبق آمار رسمی میزان بروز سرطان در کشور طی ۲۰ سال آینده ۲ برابر می‌شود.

مسئولیت این نابسامانی به عهده چه کسی است؟ این نابسامانی اقلیمی و آلودگی از آسمان نمی آید؛ بلکه نتیجه سیاست اقتصادی رانتی و تصمیگیری دولتی و بی توجهی کامل به سلامت انسان ها در مملکت ماست. اگر وضع شهرهای ما و کشور ما از نظر آلودگی ها خراب است، اگر سالانه 45 هزار ایرانی به سبب آلودگی هوا می میرند، اگر میزان بیماری های ناشی از آلودگی در رسانه ها پخش نمی شود، اگر بنزین سمی در بازار ایران متداول است و اگر اقتصاد ایران فسیلی و صنعت فرسوده است، تمامی این پدیده های ناهنجار و دلخراش ناشی از سیاست ریز و درشت حکومتی است. مدیریت کلان مملکت منفی و مخرب است و بی مسئولیتی بخش خصوصی و الگوی مصرفی در جامعه، تشدید کننده بحران است.

چرا ما از کشتار به درد نمی آئیم؟

ما برای یک یک افراد سیاسی اعدام شده و یا در بند، بدرستی احساس همدردی داشته، به درد آمده و فریاد می زنیم. ما برای اعتراض علیه اعدام غیرعادلانه ریحانه، بحق بسیج میشویم و تظاهرات می کنیم و مقاله می نویسیم، ما بحق علیه شکنجه در زندانها، علیه عمال حکومتی اسید پاش و آزار شهروند زن در شهر توسط گزمه های اسلامی، اعتراض می کنیم، فراخوان می نویسیم و در رسانه ها خشم و اعتراض خود را به نمایش می گذاریم. در باره اقتصاد و سیاست خارجی حکومتی مقاله های بیشماری منتشر می گردد و حتا در مورد مسائل عادی مانند اختلاف نظر جناحهای حکومتی بطور مرتب نوشته ارائه میشود و رسانه ها با “کارشناسان” طبقه آخوندها مصاحبه های گوناگون تنظیم می کنند.

ولی احساس و واکنش به کشتار 45000 ایرانی چگونه است؟ متاسفانه جامعه ایران و نخبگان داخل و خارج به این کشتار اعتنائی ندارند. حساسیت زیست محیطی و توجه حقوق بشری از نگاه زیست محیطی در بینش نخبگان جائی ندارد و در عمل مرگ انسان در این زمینه فرعی و ناچیز بشمار می آید. جان و روان و سلامتی هزاران انسان در کشور ما به سبب آلودگی هوا و گازهای سمی آن از بین می رود و نظام موجود در این تخریب نقش درجه اول دارد، ولی سازمانها و احزاب سیاسی بی تفاوت از کنار این شرایط دردناک می گذرند و کنگره ها و نشست های آنان از بحث در این عرصه اجتناب می کنند. گویا گرفتن جان انسانها از طریق آلودگی هوا مسئله خطیری نیست. گویا جان یک انسان فقط آن زمانی ارزش دارد که در عرصه سیاسی مورد هجوم قرار گیرد. حقوق بشر نه تنها از نظر سیاسی و اجتماعی بلکه از جهت زیست محیطی نیز مطرح است و هرگونه محرومیت انسان از شرایط زیستی انسانی قابل محکوم نمودن است. سلامتی و زندگی انسان آنجا که به خطر بیافتد باید به اقدام اعتراضی و طغیان علیه مسئولان منجر گردد، زیرا مسئولان حکومتی مجرم هستند و در این کشتار 45000 نفری دست دارند.

جلال ایجادی استاد دانشگاه

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)