images (1)

 

آقای رییس‌جمهور در خلال یک مصاحبه با رسانه‌ای خارجی در پاسخ به یک سؤالسخنی با این مضمون  بیان کردند که چنین برداشتی ندارند که در ایران کسی به خاطر فعالیت رسانه‌ای گرفتار برخورد امنیتی شده باشد. پرواضح است این سخن با واقعیت مطابقت ندارد. همین امر طی روزهای گذشته واکنش‌های بسیاری از سوی فعالین سیاسی و خصوصاً رسانه‌ای کشور در پی داشت. گرچه واکنش‌های منفی و انتقادات به این سخن رییس‌جمهور قابل درک و فهم است و چه بسا دکتر روحانی می‌توانست پاسخی دیپلماتیک‌تر در برابر این سؤال کریستین امان‌پور دهد اما به نظر می‌رسد منتقدین به این مسئله و شماتت کنندگان رییس‌جمهوری که اغلب اشخاصی فرهیخته، دموکرات و دلسوز کشور هستند، متأسفانه عموماً ناخواسته توأم با نادیده گرفتن پاره‌ای واقعیات است.

 

فرض کنیم دکتر روحانی به این قبیل سؤالات پاسخی دهند که اینگونه جلوه کند که بین قوه مجریه و قوه قضائیه یا سایر نهادهای حاکمیتی در ایران شکاف عمیق و منازعه وجود دارد و علی‌رغم آنکه دولت مصلح و نوپای ایران خواهان تغییر رویه‌های زیادی در ارتباط با مسائل قضایی و امنیتی کشور است (که این چنین نیز هست) لیکن به علت ضعف و ناتوانی، ظرف چهارده ماهی که بر سر کار آمده است در این امر که تغییراتی در این حوزه پدید آورد کامیاب نبوده است. آیا غیر از این است که در این صورت دولت جدید ایران نزد جهانیان ضعیف و ناتوان جلوه کرده و به پرستیژ بین‌المللی دولتی که از آن انتظار داریم در سطح جهانی یک دیپلماسی اقتصادمحور و صلح‌طلب را پی جوید و احترام و عزت بین‌المللی ایران را پس از سال‌ها تحقیر احیا کند، لطمه وارد می‌گردد؟ آیا غیر از این است که خصوصاً با توجه به اینکه قطار مذاکرات حساس و سرنوشت‌ساز هسته‌ای برای ایران به نقطه پایانی نزدیک می‌شود و لاجرم دولت می‌بایست ترمز قطار بلاهت هسته‌ای را بکشد و از همین رو بسیار حائز اهمیت است که چهار قدرت غربی عضو ۵+۱، دولت و مذاکره‌کنندگان هسته‌ای آن را در موضع قدرت حس کنند و به عملی شدن تعهدات ایران اطمینان یابند، انجام کنش‌هایی از سوی دولت‌مردان معتدل و خاصه شخص آقای رییس‌جمهور که نظام سیاسی و هیئت حاکمه ایران را دچار عدم انسجام و شکاف عمیق نشان دهد بسیار آسیب‌زا خواهد بود؟ همچنین آیا غیر از این است که دولت «نجات ملی» دکتر روحانی موسوم به «تدبیر و امید» اگر در این شرایط حساس اقداماتی انجام دهد که در داخل بین دولت با سایر نهادها و مراکز قدرت بی‌جهت تولید تنش کند، این امر به اجماع نسبی حاصل شده در کشور و بین جناح‌های مختلف درون نظام سیاسی پیرامون مسئله هسته‌ای می‌تواند صدمه وارد کند؟

 

یکی از مهم‌ترین تلاش‌های دولت ظرف بیش از یک سال گذشته این بوده است که صدای واحدی از ایران شنیده شود و کشور ضمن آنکه از وضعیت «حاکمیت یکپارچه اقتدارگرایانه» بعد از سوم تیر خارج شود، در کنار آن به وضعیت «حاکمیت دوگانه» پیش از سوم تیر نیز بازنگردد. برای چنین مسئله‌ای دولت نباید اختلافات عمیق با قوه قضائیه و سایر نهادها و مراکز قدرت در ایران را علنی نماید و می‌بایست اعمال دولت بسته به میزان توانش در راستای تغییر وضع موجود تنظیم گردد. از این قبیل سخنان رییس‌جمهوری نباید اینگونه برداشت شود که دولت مسائلی به این وضوح و روشنی رو نادیده می‌گیرد و انکار می‌کند. این قبیل کنش‌های دولت‌مردان جدید از جمله شخص دکتر روحانی را باید در کانتکس تلاش برای تحقق حاکمیت یگانه تحلیل کرد. بلاشک دولت و شخص دکتر روحانی قصد آزردن بدنه هواداران و پایگاه اجتماعی خود را ندارد و اگر سخنی ولو خلاف واقع در مجامع بین‌المللی بیان می‌کند باز هم مصالح ملی را مدنظر دارد. عملکرد دکتر روحانی حاکی از این امر بوده است که وی به ساختار قدرت و قواعد بازی در نظام سیاسی حاکم در ایران اشراف بسیار بالایی دارد و اقدامات پوپولیستی و صورت دادن سخنوری‌های قهرمانانه ولی بی‌اثر بر عرصه معادلات واقعی قدرت را هرگز بر اعمالی که ولو نزد پایگاه اجتماعی و هواداران دولت موقتاً خوشایند نباشد ولی در عرصه عینیت و واقعیت اندکی بهبود و پیشروی دولت در جهت خواسته‌های عمومی مردم و پس راندن اقلیت تندروی قدرتمند را در پی آورد، ترجیح نمی‌دهد. متأسفانه برخی نخبگان فکری و اهالی مطبوعات کشور بعضاً به جای آنکه این مسئله را نقطه قوتی در عملکرد دولت تلقی کنند و مخاطبین عام خود را نیز به این مسئله آگاه کنند بالعکس خود این امر را نقطه ضعف دولت نمایش می‌دهند.

 

در شرایطی که قوه مجریه در بسیاری از حوزه‌ها با قوه قضائیه و بعضی نهادهای امنیتی دیگر هم‌سو نیست و به لحاظ ابزارها و از حیث توازن قوای موجود متأسفانه هنوز پتانسیل اجرایی کردن بایسته و شایسته اصل ۱۱۳ قانون اساسی را در جهت برعهده گرفتن و نظارت بر اجرای قانون اساسی ندارد و تفسیر محافظه‌کارانه و رسمی حاکم در کشور موقعیت فرادستی رییس‌جمهور را به نسبت قوه‌ قضائیه به رسمیت نمی‌شناسد، طبیعتاً با این اوصاف دولت در شرایط حاضر امکان ناگزیر کردن این نهادها به هم‌نوایی با سیاست‌های خودش در حوزه‌های قضایی و امنیتی را ندارد وگرنه پر واضح است که دیدگاه‌های سران دولت جدید همانند دیدگاه‌های روشن‌اندیشانه شخصی نظیر علی یونسی است و شخص رییس‌جمهور نه صرفاً به خاطر تحقق وعده‌اش بلکه در راستای تحکیم و تقویت موضع و قدرت دولت بسیار مایل به رفع حصر و حبس از کسانی است که بلاشک پس از رهایی محکم‌ترین مواضع را در حمایت از عقلانیتی که دولت جدید بر کشور حاکم کرده است در پیش خواهند گرفت. اما در چنین شرایطی که دولت به دلیل گران‌باری و به سختی گرفتار حل و فصل مسائل حاد بین‌المللی و اقتصادی کشور بودن و نیز به این خاطر که در عرصه معادلات فعلی حاکم بر ساخت قدرت در ایران فعلاً توان تحقق بخشیدن به خواسته‌های خود و پایگاه اجتماعی‌اش در عرصه سیاست داخلی را تا فرارسیدن زمان مساعد ندارد، پس تا آن زمان از ایجاد تنش داخلی که حتی نتیجه عکس می‌تواند در پی داشته باشد و عملکرد نهادها و مراکز قدرت مذکور را بیش از پیش به سمتی سوق دهد که خلاف میل و اراده دولت و جمهور مردم عمل کنند، اجتناب می‌کند. اگر دولت چنین نکند و از باب لجاجت سایر نهادها و مراکز قدرت بیش از پیش خلاف تمایل دولت گام بردارند این مسئله خود نارضایتی از دولت را در بین پایگاه اجتماعی‌اش تشدید کرده، چرخه معیوبی می‌آفریند و دقیقاً همان چیزی است که اقلیت تندرو، مایل به رخ دادن آن است تا بتواند ائتلافی گسترده در ساخت قدرت موجود علیه دولت به این بهانه‌های واهی که دولت فتنه‌انگیزی می‌کند و نظام سیاسی را به مخاطره انداخته است، پدید آورد. پس با این اوصاف همین مشی دولت و شخص دکتر روحانی که از مسیر تعامل و کنشگری متناسب با سطح قدرت خود در برابر نهادها و مراکز قدرتی که با آن‌ها اختلاف نظر دارد در پیش گرفته است، بهترین روش ممکن است که چه بسا تدریجاً به تلطیف و تعدیل عملکرد این نهادها و مراکز قدرت یا حداقل برخوردار نبودن آنان از بهانه برای کودتای خزنده علیه دولت ختم گردد.

 

مع‌الوصف و با توجه به اینکه دکتر روحانی بدون هراس نسبت به واکنش‌های منفی ناشی از چنین سخنانی در داخل، از چارچوب سیاست و خط‌مشی اصولی خود خارج نمی‌شود و به جای حرکت‌های محبوبیت‌زای گذرا به دنبال تأثیرگذاری در عرصه واقعی قدرت است، اینکه به این بهانه مورد هجمه و شماتت قرار بگیرد خاصه آن هم از سوی کسانی که انتظار است با هوشیاری به جای تولید نارضایتی و ناامیدی در رأی‌دهندگان به تشویق تدبیر و به تولید امید بپردازند و به جای بازی در زمین افراطیون به انزوا و خنثی کردن توطئه‌های آنان در راستای ایجاد شکاف در ائتلاف گسترده منجر به حرکت ملی۲۴خرداد بپردازند، بسیار جای ناراحتی و افسوس دارد. چرا باید کسانی که خود می‌بایست با حمایت گسترده از دولت در این امر که دولت بتواند دست بالاتر را در معادلات قدرت در داخل پیدا کند یاری برسانند، خود از کنار رویدادهای بسیار مهمی نظیر سخنرانی مطابق با منافع ملی و عمل‌گرایانه کم‌سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی در سازمان ملل و ملاقات کم‌سابقه و بعضاً بی‌سابقه با برخی مقامات غربی به راحتی می‌گذرند اما یک جمله کم‌اهمیت را به طرز گسترده‌ای برجسته می‌سازند؟! پای فشردن بر رمانتیسم تاریخی و ایده‌اآلیسم بیمارگونه حاکم بر ایران و سیاست‌ورز ایرانی از مشروطه تا کنون که دولت‌های مصلح بسیاری نظیر دولت‌های احمد قوام، محمد مصدق، علی امینی، مهدی بازرگان و … را زمین زده است و قطار اصلاحات را نیز در سوم تیر متوقف کرد تا چه زمان می‌خواهد تداوم یابد؟! آیا باید دولت «نجات ملی» دکتر روحانی نیز به این سرنوشت دچار شود و ایران گرفتار ناامنی و فروپاشی شود تا خیال عده‌ای آسوده گردد؟! گویا هگل آن ‌جایی که اظهار داشته است «تاریخ به انسان می‌آ‌موزد که انسان هیچگاه از تاریخ نیاموخته است» به خطا نرفته است.

 

با متر اخلاقی نمی‌تواند عملکرد سیاستمداران را سنجید. عیار «نتایجی» که کنش‌های سیاسی یک سیاستمدار در پی می‌آورد را باید سنجید. نظر به حجم مشکلات کشور در مرداد ۹۲ اگر برآیند عملکرد دولت حاضر در پایان دور اول، جستن کشور از خطر جنگ و فروپاشی، خروج از «رکود تورمی» حاد، بهبود قابل لمس فضای کسب و کار خصوصاً برای فعالین اقتصادی بخش خصوصی، احیای شأن و شوکت بین‌المللی وطن به طور نسبی، و فراهم آمدن مجال و فضای تنفس برای اهل فرهنگ و هنر، رسانه‌ها، دانشگاه و … باشد، نام دکتر روحانی را باید در میان رجال سیاسی بزرگ تاریخ ایران قرار داد. ژست‌های اخلاقی و رادیکال و محکوم کردن مسیر و روشی که دولت برای دستیابی به اهداف فوق در پیش گرفته است، بدون آنکه آلترناتیو واقع‌بینانه و مناسب‌تری وجود داشته باشد، عملی محاسبه‌گرانه، بخردانه و دارای مطلوبیت نیست. آنچه درجه نخست اهمیت را دارد آن است که در پایان عصر اعتدال و در آستانه وارد شدن به قرن پانزدهم شمسی تا حد امکان ایرانی ثروتمند، ایران دارای بخش خصوصی وسیع‌تر، جمهوری اسلامی در معادلات بین‌المللی اثرگذارتر، ایران‌زمین نزد جهانیان محترم‌تر، جامعه سیاسی ایران تشکل‌یافته‌تر و دارای احزاب سیاسی بزرگ‌تر و مدرن‌تر باشد. اینکه کشور در واپسین گام‌های خروج از رکود تورمی است؛ اینکه مذاکرات هسته‌ای در آستانه حصول به موفقیت نهایی است؛ اینکه ایران در مسیر و نخستین گام‌های بهبود مناسبات و اتصال اقتصادی و تکنولوژیک با جهان خصوصاً غرب است و دیپلماسی ایران نقش مثبتی در تحولات عراق، سوریه و مبارزه با تروریسم در حال ایفا کردن است؛ نهایتاً اینکه فضای سیاسی، دانشگاهی و رسانه‌ای امروز کشور ولو با وضع مطلوب فاصله داشته باشد ولی قابل قیاس با پیش از ۲۴ خرداد نیست؛ و مسائل دیگری از این دست، حاکی از آن است که دولت به رقم تنهایی نسبی در ساخت قدرت و عدم هم‌سویی و همکاری دو قوه دیگر، در مسیر صحیحی حرکت کرده و می‌کند و یک بار بسیار سنگین را تاکنون به خوبی به سمت مقصد در حال حرکت دادن است. باید موضع دولت را قوی‌تر و دست دولت در ساخت قدرت را بالاتر برد نه آنکه مرتکب اشتباهاتی تاریخی شد که فرجام ناخوشایندی دارد و بارها ایرانیان ان را آزموده‌اند. نباید لحظه‌ای از یاد ببریم که در ۲۴ خرداد با علم به شرایط و فضای موجود کشور و با اطلاع از وضعیت ساخت قدرت در ایران یک «رییس‌جمهور» برگزیدیم، نه یک «رهبر اپوزوسیون» یا «استاد اخلاق و فلسفه»!

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)