آنا دیلی
خاطرات دوران مدرسه را خوب که مرور میکنم همیشه با حس نا موزونی رو به رو مشوم، جدای حال و هوای کیف و کتاب و درس و مدرسه. . .
وقتی دوران ابتدایی مدرسه را از ذهن میگذرانم سراسر با استرسهایی رو در رو میشوم که کمتر مناسبتی با فلسفه ی آموزش و اولین تجربه دوری چند ساعته از خانه دارد.جالب است که اکثر به یاد مانده های آن دوران مربوط به کیسه های ماسه ای است که یک سنگر نظامی را شبیه سازی میکرد و پوستری منقش به مردی ریشدار با لباس خاکی صلاح به دوش و قلم به دست و شعاری که بعدها وقتی فارسی خواندن آموختم به شوق خواندن حرف به حرفش را هجی میکردیم که :به سنگر علم و دانش خوش آمدید!
و پیشتر از این اولین تجربه خواندن وقتی مدرسه برایم معنی میشد که مردی با قیافه ی اخمو و اندامی چاغ و تماما بد ترکیب با ترکه ای به دست پشت سنگر(تریبون دبستان) میرفت و قبل از مواجهه با حروف الفبا اولین فرمان نظامی عمر هفت ساله ام را اجرا میکردم ؛از جلووووو نظاااام . . . !
اما از انصاف نگذریم مدرسه خاطرات شیرینی هم داشت. آن روزها مانند همین دوران یکی از تفریحات مرسوم بچه مدرسه ای ها مربوط به خندیدن به لهجه تورکی همکلاسی ها در روخوانی شکرستان زبان شیرینتر از جان فارسی بود و هنوز که هنوز است محبوبیت عجیبی بین هموطنان فارسمان دارد مخصوصا اگر توفیق حضور در سرای علم و ادبی چون دانشگاه نصیبمان شود و خدا نصیب هیچ کافری نکند خفت و خاری تلفض لهجه دار اشعار انسان دوستانه ابر شاعر مشرق زمین حضرت فردوسی را، که چنان ضرب شستی از سنگر علم و دانش نثارت کنند که تا عمر داری شیرینی این شکرستان از کام روانت برون نرود!
اما امسال ۲۱ سپتامبر مصادف با روز جهانی صلح جهانی متقارن با اواخر شهریور سالگرد جنگ ایران و عراق بود و گویی این رسم خیال تغییر ندارد که هیچ صلحی به تنهایی در هیچ خاطری هک نمیشود مگر با همراهی جنگی تمام عیار.
خلاصه که دم مسئولان آموزش و پرورش کشور صلح دوستمان گرم که با وجود این متد آزمون و خطای ۵۰-۴۰ ساله ی ابر سیستم آموزشی مان هنوز که هنوز است خاطرات تلخ و شیرین دوران تحصیل هر غیرفارسی را جدای از سن و سال و درجه و مرتبه اش زنده نگاه داشته اند و اینگونه که پیداست یگانه وجه اشتراک مدبران آموزش و پرورش کشورم جدای از هر جناح و سیستمی استمرار بر آموزش تک زبانه ی پارسی محور بوده و خواهد بود!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)