این بررسی دارای چند بخش مختلف است که در آن سعی خواهد شد به محتوای هر بخش مراجعه مستقل انجام گیرد تا نتیجه واضح‌تری از روال کار مبارزه بدون خشونت و دوام آن و یا تغییر فرمش به آنچه که خشونت آمیز نامیده میشود به دست آید.

مبارزه بدون خشونت اساسا یک مبارزه است و مبارزه یعنی جنگ، و جنگ دو حالت کلی دارد به نام‌های جنگ سرد و جنگ گرم. منظور از جنگ سرد یعنی اقدام عملی طرفین درگیر جنگ بر علیه همدیگر تا آستانه درگیری مسلحانه و جنگ گرم همان جنگ مسلحانه و نظامی است. لذا وقتی از مبارزه بدون خشونت نام می‌بریم یعنی جنگ سردی را مورد نظر داریم که در آن هرکاری از هر دو سوی جنگ برعلیه دیگری مجاز شمرده میشود الا استفاده از اسلحه گرم.

جنگ سرد عملا شباهت زیادی به جنگ سرد بین کشورهای بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد دارد. در طول جنگ سرد طرفین سعی میکنند با احتراز از درگیری نظامی موقعیت طرف مقابل را به انواع و اشکال مختلف از جمله جنگ سایبری، خرابکاری در تاسیسات زیربنایی و رو بنایی، تحریم خرید و فروش کالا و برهم زدن امنیت داخلی و امنیت مرزی، تبلیغات سو برعلیه وی، تشویق مردم طرف مقابل برای خالی کردن پشت دشمن و حتی تشویق به پیوستن به نیروهای مقابل و دهها روش دیگر که همه آنها به طروق مختلف رقیب را در وضعیت نامطلوبی قرار می‌دهند و حاکمیت وی را تا بدان حد تضعیف می‌نمایند که منجر به فروپاشی نظام سیاسی وی شود.

اما یادمان باشد که جنگ سرد یک جنگ طولانی مدت و فرسایشی است و هرکس در آن توانایی بیشتری داشته باشد در نهایت برنده آن جنگ خواهد بود. لذا دست یازیدن به جنگ سرد اگر میدانید که طرف شما از شما قوی‌تر است و میتواند آسیب‌های جدی به شما وارد کند امری عقلانی نیست. یعنی با قوی‌تر از خودتان وارد جنگ سرد و حتی جنگ گرم و دست آخر هیچ نوع جنگ دیگری نشوید. لذا اول خود را تواناتر سازید تا بعد.

قدم اول برای شروع یک مبارزه غیر خشونت آمیز، تامین چند مورد اساسی زیر است. ولی ابتدا باید بررسی کرد که آیا راههای دیگری برای غلبه بر دشمن مثل مذاکره و یا معامله و سازش برای جلوگیری از جنگ آزموده شده‌اند یا نه. اگر شده‌اند و پاسخ مناسب گرفته نشده است و مبارزه تنها راه باقی مانده است آنگاه باید با جدیت برای آمادگی وارد شدن به این فاز اقدام نمود.

باید لیستی از همه راههای ممکن غلبه بر دشمن را شناسایی و با توجه به میزان تأثیرگذاری هرکدام از آن راهها، راه صحیح آغاز جنگ غیر خشونت آمیز را انتخاب کرد. در این باره می‌بایستی هزینه مالی و انسانی هر یک از راهها و زمان مناسب برای اجرای تاکتیک مشخص را با دقت و روی کاغذ محاسبه کرد و سپس اقدام به تهیه و تامین لوازم اجرای آن نمود و باید منتظر شد تا در بهترین زمان ممکن آن تاکتیک مبارزاتی معین و آماده را با تمام سرعت به اجرا گذاشت.

مردمی که نهایتا به این نتیجه رسیده‌اند که چاره‌ای جز براندازی غیر خشونت آمیز حاکمیت ظالم را ندارند بطور مسلم احتیاج به سازمان‌دهی سیاسی دارند. سازماندهی سیاسی مردم مانند سازماندهی نظامی ارتشها است. افرادی که تن به سازماندهی نمی دهند بزرگترین آفت یک مبارزه هستند و آنها می‌توانند هرگونه انتظام مبارزاتی را با بی نظمی به هدر بدهند و باعث بشوند که جان انسانها و امکانات مبارزه آسیب های جدی ببینند. برای سازماندهی مردم باید وظایف آنان را در طول دوره آماده سازی برای اجرای یک تاکتیک مبارزاتی، کاملا مشخص کرد و برای هر دسته که مسئول اجرای عملیات معینی است یک فرمانده دسته تعیین نمود که این فرمانده مستقیما گزارش عملیات را به رده‌های بالاتر و تا ستاد فرماندهی اجرای عملیات ارسال میکند. دسته‌های اصلی در اجرای یک تاکتیک مبارزاتی بدون خشونت عبارتند از دسته‌های میدانی، که در آن نسبت به حجم جمعیت به میدان آمده معمولا هر پانصد نفر را یک نفر در میدان با چهار دستیار فرماندهی میکند. اگر تعداد افراد دسته میدانی بیشتر از پانصد نفر باشد تعداد فرماندهان هم به همان نسبت افزایش می یابد. دسته دوم دسته مدیا و گزارشگران هستند. این دسته از تعداد محدودی از افراد با یک فرمانده و دستیاران وی تشکیل میشوند که در محلهای مناسب در اطراف محل تظاهرات پراکنده می‌شوند و کارشان تهیه عکس و فیلم و گزارش از اجرای تظاهرات و اتفاقات درون آن و درگیری‌های احتمالی میان مردم و نیروهای سرکوبگر است. این گزارشات مستقیما جهت هرگونه بررسی و اتخاذ تصمیم به مرکز فرماندهی ارسال میشوند. دسته سوم دسته حفاظت تظاهرات است که افراد این دسته از افراد ورزیده و با تجربه انتخاب میشوند و با چند فرمانده در گروههای کوچک در مناطق حاشیه محل تظاهرات در کمین نیروهای سرکوبگر می نشینند و با ایجاد موانع بر سر راه حرکت آنان به سوی محل تجمع امکان امنیت تجمع و دامنه و وسعت میدان مبارزه را به حدی بالا می‌برند که سرکوبگران را دچار ترس و وحشت می‌نمایند. دسته دیگری که در اینجا بسیار اهمیت دارند دسته کمکهای اولیه و ارسال مجروحان به درمانگاهها و محلهای مداوای امن است. این دسته باید امکانات انتقال مجروحان از میدان را حتما داشته باشد و بتواند آنان را به خودروهایی که برای حمل این نوع از مجروحان در نظر گرفته شده است انتقال دهد. هیچکدام از دسته‌ها نباید در وظایف دسته‌های دیگر دخالت نمایند و هر دسته‌‌ای تنها از فرمانده مستقیم خود و آن فرمانده هم از فرد بالادستی خود دستور میگیرد. هنگام عقب نشینی، دسته‌های حفاظت عقب نشینی با ایستادگی و حتی حمله به نیروهای سرکوبگر نه تنها باید مانع فرار گله‌ای مردم و احتمالا آسیب دیدن آنها بشوند بلکه باید مانع ترسیدن آنها هم بشوند و چنان وانمود کنند که این عقب نشینی یک تاکتیک دیگری است برای غلبه بر سرکوبگران.

چه بسا از این نوع عقب نشینی به عنوان تاکتیکی برای به دام انداختن نیروهای دشمن هم استفاده میشود.

توضیحاتی که در قسمت پنجم داده شد، توضیحاتی کاملا کلی بود و فرماندهان دسته ها باید آموزشهای لازم را قبلاً با جزییات آن فرا گرفته باشند و با علائم صوتی و دیداری در صحنه دریابند که چه کاری را در چه زمانی باید انجام دهند و از چه اموری باید پرهیز کنند.

رهبران مبارزات غیر خشونت آمیز حق ندارند که از مردم به عنوان گوشت دم توپ دشمن استفاده کنند و یا به تئوری موج انسانی متوسل بشوند که در آن جان انسانهای بسیاری در خطر واقع میشود. این رهبران باید نهایت سعی خود را در احتراز از درگیری خشونت آمیز به کار ببندند. این یک اصل اساسی است. اما اگر درگیری به نیروهای صلحجو تحمیل شود آنگاه باید نسبت به توازن قدرت تصمیمات مهمی اتخاذ کرد که دامنه این تصمیمات میتواند از جنگ و گریز تا حمله و تصرف مواضع و امکانات سرکوبگران متفاوت باشد. در هر حال هدف از مبارزه غیر خشونت آمیز برای تحمیل خواست‌های ملت به حکومت است و اگر حکومت در مقطعی حاضر به مذاکره شد نباید از آن امتناع کرد و اگر مذاکره تله‌ای برای بازداشت و یا کشتن رهبران جنبش باشد باید از آن امتناع و شرط قبول استعفای حکومت را شرط اصلی مذاکره قرار داد.

هیچگاه با دشمنی که از نظر تجهیزات، نیرو و امکانات از شما قوی‌تر هستند وارد جنگ خوشونت آمیز نشوید. جنگ مسلحانه‌ای که نتیجه آن شکست شما باشد اوضاع فعلی شما را بدتر هم خواهد کرد . پس شرط اول پیروزی شما در یک جنگ خشونت‌بار برتری نظامی و تسلیحاتی و امکاناتی و نفراتی شما بر دشمن است. اگر این برتریها را نداشته باشید در یک جنگ سخت رویاروی پیروزی را به دشمن تقدیم داشته‌اید. اگر این امکانات را ندارید، باید قبل از هر حرکت مبارزاتی و حتی حرکت مبارزاتی غیر خشونت آمیز این امکانات را در خفا و به اندازه کافی تدارک ببینید. در شرایطی مثل ایران که در آن رژیم دارای ده درصد نیروی میدانی بالای هیجده ساله ها را بعلاوه حدود یک میلیون نظامی آموزش دیده و مسلح در اختیار دارد و علاوه بر آن دستگاههای امنیتی و قضایی و تبلیغاتی و زندان و اعدام و کشتار مردم هم برایش فراهم است امکانات شما برای غلبه بر چنین رژیمی باید بیشتر از رژیم و یا حداقل به اندازه امکانات رژیم باشد. اگر شما چنین امکاناتی را ندارید لطفاً وارد فاز جنگ مسلحانه با رژیم نشوید چرا که شکست شما نهایتا قطعی میشود.

یکی از راههای غلبه نیروهای اندک بر نیروهای بسیار دشمن این است که شما در کنار جنگ غیر خشونت آمیز جنگ روانی و حمله برق‌آسا را تجربه کنید. اگر شما بتوانید امنیت جانی و مالی طرفداران رژیم را طوری به خطر بیندازید که آنان نگران جان خود و خانواده هایشان و آینده آنها باشند، آنها به سرعت گرفتار ترس عظیمی میشوند که اولا مانع تصمیم‌گیری های درست آنها میشود و در ثانی آنها به دنبال راه‌هایی خواهند گشت که در نظام آینده در امان باشند. همین جنگ روانی میتواند لشگر عظیمی را وادار به فروپاشی در برابر لشگر بسیار کمتری بنماید. لذا از همان بدو سازماندهی خود برای مبارزه باید سعی کنید که یک جریان مستقل از خود را در این جهت یا تشکیل دهید و یا اجیر نمایید و هیچگاه رابطه خود را با آنان افشا نکنید. وظیفه آنها ایجاد همان جنگ روانی و ترس از جان در اردوی دشمن خواهد بود.

اگر مجبور شدید برای دفاع از خود به دشمن حمله کنید، هرگز این وضعیت را آنقدر کش ندهید که باعث فرسایش نیروهای شما بشود و شما اولین طرفی باشید که ضربه اصلی و مهلک را دریافت میکنید. راه درستش این است که اگر احساس کردید دشمن در حال تدارک حمله خشونت‌بار به شماست پیش دستی کرده و برق‌آسا بر سر نیروهای وی درست در ضعیف ‌ترین نقطه آن فرود آیید و تاثیر بزرگی برجای بگذارید و با همان سرعت محل را ترک و آماده حمله به دشمن از سمت دیگری باشید. برای این کار شما نباید مردم عادی را مسلح و ترغیب به جنگ مسلحانه بکنید، بلکه این وظیفه نیروهای ویژه‌ای خواهد بود که مستقل از مردم تظاهر کننده جهت حراست از این مردم با نیروهای سرکوبگر درگیر خواهند شد. شکل عمومی آن شبیه یک جنگ نامتقارن است و نه یک جنگ کلاسیک. یادتان باشد از مردم معترض به عنوان نیروی نظامی استفاده نکنید مگر کسانی که اولا آموزش‌های کافی دیده باشند و در ثانی داوطلب پیوستن به نیروهای حراست تظاهرات باشند.
بر اساس «نقشه راه کودتای مردمی» که شخصا طراحی و سازماندهی آنرا با همکاری برخی دوستان برعهده داشتم کلیت طرح مبارزه به گونه‌ای است که به دشمن اجازه وارد شدن به فاز نظامی برای سرکوب مردم را نمی‌دهد و در عین حال مردم را هم وارد هیچگونه درگیری با نیروهای نظامی نمیکند و لذا نیازی به مسلح سازی مردم نیست. در این طرح شما باید حداقل از دو سال قبل شبکه‌ هایی از ناظران و بازرسان و استارتر های شبکه سازی را در همه شهرهای کشور ایجاد کنید که وظیفه آنها در یک هماهنگی عمومی عبارت است از ایجاد همبستگی پنهانی میان همه کسانی که خواهان براندازی نظام هستند. این نیروها باید طبق برنامه بتوانند در عرض حداکثر دو سال ده میلیون نفر را در شبکه‌های خود به عضویت دربیاورند. به این نیروها سفارش میشود که دست به هیچ اقدام غیر قانونی برای ابراز مخالفت با رژیم نزنند و فقط و فقط در تست‌هایی که برای اطمینان از آمادگی آنها از آنها گرفته میشود شرکت فعال داشته باشند. همچنین مطابق این نقشه راه نظامیان درون دستگاههای نظامی هم درست به همین طریق شبکه خود را ایجاد میکنند و دست به هیچ اقدامی نمی‌زنند تا زمانیکه از آنان خواسته شود که پادگان‌ها را تصرف کنند. همزمان با تصرف پادگان‌ها، آن ده میلیون نفر ساکت سازماندهی شده ناگهان در سرتاسر کشور به حرکت در می‌آیند و ادارات و دستگاههای دولتی و حکومتی را با کمک دسته‌های حراست اعتراضات به تصرف در می‌آورند و بدین ترتیب حکومت یا باید اعلام استعفا و مذاکره بکند و یا اعضای آن به دست نیروهای ویژه نظامی که قبلاً سازماندهی شده‌اند بازداشت میشوند.

نقشه راه کودتای مردمی یک پایه سیاسی هم دارد که در طول مدت سازماندهی کودتای مردمی باید اقدام به تشکیل دولت ائتلافی نماید که بتواند سریعا جای حکومت ساقط شده را اشغال و از خلأ قدرت در کشور جلوگیری نماید.

هرکدام از بخشهای یاد شده در نقشه راه کودتای مردمی اگر نتوانند وظایف خود را بطور کامل و احسن انجام دهند پلانهای دیگری جهت تقویت آن بخش پیش بینی شده که بسرعت جایگزین و آن کمبود را جبران میکنند.

در پایان باید با صراحت بگویم که اسلحه دادن به دست مردم عادی و فرستادن آنها به جنگ رژیم به بهانه دفاع از خود یعنی بدترین نوع فرماندهی جنگ که بر اساس تئوری موج مردمی طراحی شده که در آن ممکن است یک حمام خون مانند تیان آمین اتفاق بیفتد و کشتار میلیونی مردم صورت بگیرد و ساختمان گذار خردمندانه به دموکراسی ده ها سال به تعویق بیفتد.

چنگیز عباسی
بیست و نهم نوامبر بیست ویک
تروندهیم – نروژ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)