داعش با حملات كوبنده و ظفرهايش بعضا غير قابل شكست به نظر مى رسد،تسخير موصل به اسانى و در عرض چند روز،تسخير شنگال و حتى پيش روى به سوى حكومت اقليم كوردستان كه خود در شكست نخوردن و مقاومت مشهور بود و مى رفت كه تبديل به اسطوره شود،بيشتر داعش را شكست ناپذير جلوه مى داد،اما در اينجا معادله كمى ناقص است،كوبانى و امرلى دو نقطه و مكانى است كه به اسطوره شكست ناپذيرى داعش خدشه وارد كرده است،هر دو مدتها در بايكوت بودند،گويى كه انها قربانى خدايان بودند براى نشان دادن زشتى اسلام سياسى،تصوير و ياداورى قتل و سلاخى انها بايد هزاران سال وجدان مناديان اسلام را خراش دهد،تو گويى كه دنيا و حتى كسانى كه بظاهر دوست كوبانى و امرلى هستند،تصميم گرفتند كوبانى و امرلى را قربانى كنند براى صلح جهانى،براى ارامش بيشتر.
براى احساس نياز به صلح قربانيانى لازم است و بدبختانه از شوربختى امرلى و كوبانى،انها انتخاب شده اند،و در اين ميان وضع امرلى بسيار بغرنج تر است،چونكه لااقل كوبانى از بين هزاران دولت و تشكيلاتى كه به سرنوشتشان بى تفاوت هست ،لااقل يك تشكيلاتى دارند كه بفكرشان است.
ولى امرلى چطور؟امرلى فراموش شده،انها دو ماه است كه با چنگ و دندان در مقابل هيولاى داعش مقاومت مى كنند،داعشى كه در چند ساعت موصل را و در چند روز تلعفر را تسخير كرد،دو ماه است كه نمى تواند امرلى با ٢٠ هزار شهروند را تسخير كند،جنگ در امرلى جنگ بين توركمنهاى شيعه و داعش يا سنى نيست،جنگ بين مناديان زندگى و مرگ است،بيشتر از انكه جنگ خير و شر باشد،جنگ ابهاى زلال با تعفّن است.
امرلى مى داند كه اگر دست داعش به شهر برسد يك نفر را زنده نخواهد گذاشت و البته كيست كه اين را نداند،امرلى مقاومت خواهد كرد تا اخرين نفر و اخرين نفس،اما امرلى به كمك احتياج دارد،و اين كمك نه به اسم توركمن يا شيعه،بلكه بايد به اسم انسانيت و ارزشهاى والاى ان باشد.
امرلى خوشبختانه نه منادى شيعه بوده و نه مناديان توركمن،و شوربختانه بهمين خاطر هم اصولا صدايشان بجايى نمى رسد،انها ناخواسته بخاطر خصوصيات فطريشان تبديل به هدفهايى در مقابل طاعون داعش شده اند ،خصوصياتى كه در انتخاب ان نقشى نداشته اند.
وجدانهاى ازاده نمى تواند چشمش را بروى اتفاقات امرلى ببند،امرلى نمى خواهد كه در اينده سوهانى بر وجدان انسانهاى ازاده باشد،امرلى نمى خواهد كه بعدها هر سال برايش يادبود نسل كشى برگزار كنند،امرلى زندگى مى خواهد،امرلى امروز كمك مى خواهد.
زنگ مدرسه ها خيلى وقت است كه در امرلى به صدا در نمى ايد،بچه هاى امرلى مى خواهند زنگ مدرسه شان به صدا در ايد،انها سهمشان را از زيبايى هاى دنيا مى خواهند،كودكان امرلى حق دارند كه بخواهند سرهايشان بريده نشود.

قهرمان قنبرىimage

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)