سلام:من در تجمع مسالمت اميز روز جهانى زبان مادرى در نقده دستگير شده ام،و الان از زندان نقده با شما تماس گرفته ام،اگر امكان دارد از حقوق من بعنوان يك زندانى عقيدتى دفاع كنيد.
مخاطب من از پشت گوشى مى پرسد كه ايا شما پان يا تجزيه طلب هستيد،در موقعيت سخت از تلفنى كه بى شك از هر دو طرف كنترل مى شود مى گويم كه شما از حق محاكمه عادلانه و رفتار انسانى با من بعنوان يك انسان دفاعى خواهيد كرد نه از عمل يا جرم من،گوشى را به ديگرى كه بعدا فهميدم همسرش است مى دهد و ايشان مى گويد كه ببين عزيز ما از حقوق تجزيه طلب ها دفاع نمى كنيم.(١)
مباحث مربوط به دموكراسى،حقوق بشر و يا در مقياسى وسيعتر ازادى در مواجه با اقليتهاى قومى و دينى اغشته به احساسات شور انگيز ميهن پرستانه است،ولى اين نقطه روشن است كه دموكراسى و يا حاكم شدن اصول حقوق بشر بدون در نطر گرفتن حقوق اقليتهاى قومى و دينى در حد ناممكن سخت است.
امروز جمهورى اسلامى به حق در معرض انتقاد نقض حقوق بشر است و طيف وسيعى از منتقد كنندگان از نقض حقوق بشر توسط جمهورى اسلامى خبر مى دهند،حتى جمهورى اسلامى هم بعضا امريكا و اسراييل را به نقض حقوق بشر متهم مى كند.
در زمان انتقاد يا بحث اكثريت قريب به اتفاق از حقوق بشر بحث مى كنند،حقوق بشرى كه نه غربى است نه شرقى است،حقوق بشرى كه نمى توان به فارسى،توركى،كوردى،اسلامى يا غير اسلامى اش تقليل داد،حقوق بشرى كه اصولا بر امده از اعلاميه جهانى حقوق بشر است،و در نوشتن ان اتفاقا تاكيد شده هيچ گونه تفسير منفعت طلبانه از ان نمى شود به نفع فرد يا گروهى برداشت كرد.
مسله در اينجا كم كارى يا عدم پوشش اخبار زندانى و يا مجازات اقليت هاى قومى و زبانى از طرف سازمانهاى حقوق بشرى و نهادهاى فعال خبر رسانى با رسالت حقوق بشرى است كه بعضا از طرف فعالان اقليتهاى قومى و دينى در ايران سانسور يا سانسور مضاعف نام گرفته مى شود.
البته موضوع اثبات كم كارى سازمانهاى حقوق بشرى و خبر رسانى در مواجهه با اقليتهاى قومى و دينى سخت و زمانبر است،چون طرف مقابل هم ممكن است تفسيرهاى خود را داشته باشد،از اين قبيل كه اكثرا اين كار داوطلبانه و با هزينه مادى و قبول خطرات جانى از طرف بانيان اين امر مى باشد،كه اصولا اجبارى بر نشر و فعاليت در حوزه اى را كه مورد پسندشان را نيست،ندارند.
البته در اينجا نمى توان تقابل اعتقاد،اخلاق و اصول حرفه اى از نظر دور نگاه داشت،اصولا اين دوگانگى در مواجهه با يك موضوع باعث بوجود امدن تناقض بزرگى است،در اين مورد خاص ايا مى توان تبصره اورد كه دستگيرى و بازداشت و محاكمه حاملان يك عمل،انديشه يا جرم مى تواند توام با خشونت،شكنجه و محاكمه غير عادلانه منجر به حذف فزيكى باشد،ايا در اين صورت نبايد پليس و امور قضايى را به دو بخش شكنجه گر و بخش منطبق با حقوق بشر و انسانى يا به دو بخش بد و خوب تقسيم كرد،و يا اصولا كشور را به بخشهاى برخوردار و لايق حقوق بشر و بخشهاى غير لايق تبديل كرد.
حتى در صورت وجود چنين قانونى نانوشته مبنى بر اين امور،ايا مى توان از سرايت شكنجه و محاكم غير عادلانه از مناطق و بخش هاى غير برخوردار به مناطق برخوردار جلوگيرى كرد.
اصولا كار تفكر حقوق بشرى و سازمانهاى حقوق بشر در مواجهه با اكثريت حاكميت هاى جابر دفاع از عمل يا جرم انجام گرفته نيست،كه بيشتر دفاع از كرامت انسانى و حق برخوردارى فرد از محاكمه عادلانه و رفتار با رعايت كرامت انسانى در طول دوران بازداشت است،كه اين اصل اصولا شامل تك تك افراد بشر در مواجهه با دستگاه قضا مى باشد،كه تفسير و برخورد دوگانه در اين اصل هم تناقضى اخلاقى و هم اشتباهى بزرگ است كه ياداور اين مثل معروف است كه:گر نهند معمار كج تا ثريا مى رود ديوار كج.
البته اين هم درست است كه ديدگاهى در ايران وجود دارد كه اعتقاد دارد كه انتشار اخبار اقليتهاى قومى و مذهبى در زير لواى حقوق بشر كمك به انتشار افكار و عقيده تجزيه طلبان است،بطور مثال رضا پرچى زاده در مقاله منتشر شده در سايت جبهه ملى بنام،عناصر اساسى گفتمان تجزيه طلبانه پان توركيسم(٢)،سايت هاى خبرى و سازمانهاى حقوق بشرى را از انتشار اخبار و وقايع مربوط به اخبار اقليتهاى قومى بر حذر داشته و مدعى شده كه حتى فعاليت فعالين قومى با خواستهاى حداقلى و حقوق بشرى تله اى است براى نفوذ جريانهاى تجزيه طلب در رسانه هاى سراسرى در زير استتار حقوق بشر براى ترويج و مشروعيت بخشيدن به افكار تجزيه طلبانه خويش.
در رد اين ادعا مى توان گفت كه اولا ما عاجز از قضاوت بدون ساعتها كنكاش حتى در امور شخصى شخص مورد نظر هستيم،ثانيا نيت خوانى خود مغاير با اصول انسانى است و بيشتر ابزار كار دولتها و تفكرات استبدادى است كه مصداق بارز اين مثل فارسى است:گر رسم شود كه مست گيرند در شهر هر انچه هست گيرند،و ثالثا تجزيه طلبى يا تجزيه طلب مستثنى از حقوق بشر و حقوق شهروندى نيست و مانند هر عقيده اى ديگر تا زمانى كه مخل زندگى و ازادى ديگران نشود،اصولا قابل پيگرد نيست.
در اخر ظهور داعش در همسايگى ما و وضعيت سوريه به روشنى نشان مى دهد كه مجبور هستيم سخنان يكديگر را بشنويم و به تمايلات و نگرانى هاى يكديگر احترام گذاشته و پاسخ دهيم،اين مايى كه همه افكار،عقايد را شامل مى شود،افكار و عقايد و اشخاصى كه با عبرت از تاريخ معاصر و وضعيت فعلى ما و وضعيت بحرانى تر از ما در همسايگى ما در عراق،سوريه با محور قرار دادن حقوق بشر و كرامت انسانى،بايد به ديالوگ،گفتگو و درك يكديگر گردن نهند،ديالوگى كه با نواهاى شورانگيز ميهن پرستانه سخت و جانفرساست،ولى تجربه داعش و ديگر كشورها نشان مى دهد كه ديالوگ و احترام به خواسته ها و تمايلات طرف مقابل و براورده شدن انها بر پايه اعلاميه جهانى حقوق بشر سودمند ترين و كم هزينه ترين راه است براى سعادتمندى و اينده كشور.

قهرمان قنبرى

(١)گفتگوى من با يكى از فعالان سرشناس حقوق بشر از زندان نقده در اسفند ماه ١٣٨٥
(٢)http://www.jebhemelli.info/html/bayan-didgah/12/110512parchizadeh.htmimage

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)