از پایان حکومت سلجوقیان تا انقلاب مشروطه ادبیات تغزلی یا عاشقانه ایران دچار فترت بود. به نظر من یکی از مهم‌ترین دلایل فترت ادبیات عاشقانه را باید در توقف شهرنشینی پس از هجوم مغول و ویرانی شهر‌ها جست. در‌‌ همان وقت که شهرهای ایران را مغولان ویران کرده بودند و ما به جای صنعتگری به خانقاه‌نشینی پناه آورده بودیم، شهرنشینی در اروپا شکل می‌‌گرفت. از قرن دوازدهم به بعد در شمال و شمال شرقی فرانسه یک سبک تازه ادبی ابداع شد به نام «فابیلیو» که از نظر تأکید بر رندی عاشق و شیرین‌کاری‌های او در وصال به معشوق با ادبیات پهلوانی ما خویشاوند است. این سبک تازه با پیدایش نخستین شهرهای قرون وسطایی و شکل‌گیری حرفه‌های گوناگون در اروپا همزمان بود. برای همین داستان‌های اروتیک و عاشقانه «فابیلیو» از نظر مردم‌شناسی و جامعه‌‌شناسی هم بسیار اهمیت دارد.

فابیلیو

فابیلیو به داستان‌هایی شفاهی گفته می‌‌شود که داستانگو به سیاق سخنوران ایرانی در میدان‌های شهر برای مردم علاقمند فی‌البداهه تعریف می‌‌کرد. این داستان‌‌ها از نظر موضوعی چندان متنوع نیست. اغلب وصف ماجراهایی‌ست که داستانگو برای کامجویی از زنی شوهردار یا دختری باکره از سر گذرانده است. مرد شهرنشین، دهقان، قواد و فاحشه، دانشجو و کشیش، دختر باکره، زن شوهردار و اشرافزاده از قهرمانان این داستان‌‌ها هستند. یکی از شخصیت‌های محوری این داستان‌‌ها زن خیانتکار است. شوهر او یا هیچوقت خانه نیست، یا لیاقت زن زیبایش را ندارد. اینگونه زنان مکارند و تنها هدفشان این است که هم از یک زندگی خانوادگی نسبتاً مرفه برخوردار باشند و هم آزادانه از مرد مورد علاقه‌شان که در واقع داستانگوست کامجویی کنند. از دختر باکره نه پدر می‌‌تواند محافظت کند، نه مادر. او در این داستان‌‌ها نادان است و از او می‌‌شود به سادگی سوءاستفاده جنسی کرد. اما وقتی از دختران باکره ازاله بکارت می‌‌شود، همان‌ها به زنانی مکار بدل می‌‌شوند که می‌‌توانند موقعیت اجتماعی مردان را به خطر بیندازند. برخلاف همسر فداکار که به زندگی خانوادگی اهمیت می‌‌دهد، و با این حال او را هم می‌‌توان از راه به در کرد. دانشجو که در واقع نماینده گوینده داستان است، مردی‌ست از هر نظر رند و آزاد و بی‌باک و فوق‌العاده شهوتران که برای رسیدن به معشوق از هیچ نیرنگی فروگذار نیست. دهقان برخلاف دانشجو یا مردی‌ست احمق، یا زشت است، یا بوی گند می‌‌دهد. در هر حال زنان از او بیزارند. مرد شهرنشین هرچند باهوش‌تر از دهقان است، اما یا در اثر کار زیاد خسته است، یا اینکه اصولاً چندان میلی به زنش ندارد. پس او را هم می‌‌توان فریب داد.

ترس از زنانگی

پیدایش این سبک ادبی مصادف بود با شکست کلیسا در هفتمین جنگ صلیبی که به حیثیت و مشروعیت پاپ صدمه زد. جنگ‌های صلیبی اما به شکوفایی بازرگانی و در نتیجه به رشد شهرنشینی در اروپای مرکزی انجامید. این دو عامل باعث شد که پاپ کلمنس پنجم تبعید شود و مالیات‌های سنگین از روی دوش مردم برداشته شود. این‌‌ها همه زمینه‌ساز نوعی آزادی بیان بود که به خاطر پشت پا زدن به شایست‌ها و نبایست‌های اخلاقی و شورش بر اخلاق مسلط مسیحی در لحن و بیان بی‌پروا بود. هر دو این ویژگی‌‌ها یعنی بی‌پروایی و رویکرد به تن‌کامی یا اروتیسم در این سبک ادبی مشاهده می‌‌شود. از نظر زن‌ستیزی و تحقیر زنانگی فابیلیو‌ها با پورنوگرافی هم خویشاوند است و در واقع نخستین نمونه‌های پورنوگرافی را در این سبک ادبی می‌‌توان سراغ گرفت. از نظر روان‌شناختی اجتماعی رندی گوینده داستان از ترس ناخودآگاه مردان از زنانگی نشان دارد. زن در این داستان‌‌ها اصولاً لکاته است و اگر شهوت در او بیدار شود، می‌‌تواند مرد و مردانگی او را به خطر بیندازد. داستان در واقع نوعی هشدار اخلاقی‌ست به مردان که از حریم خانوادگی‌شان بهتر و بیشتر مراقبت کنند. از نظر شیوه بیان فابیلو با سخنوری در ایران خویشاوند است. سخنوری در ایران آیینی بود که در شب‌های ماه رمضان در قهوه‌خانه‌های بزرگ محله‌های قدیمی مراسم آن را با ترتیبی مشخص برگزار می‌‌کردند. منتها با این تفاوت که سخنوری شکل پیش‌پاافتاده‌ای از ادبیات نمایشی‌ست با سلسه مراتبی مانند نوچه و غزلخوان و داور و خادم سردم و ابدال و وصله­ ورچین و بیشتر حاضرجوابی سخنور را در یک متن حماسی به نمایش می‌‌گذارد، در حالی‌که فابیلیو یک داستان اغلب منظوم است با قوافی‌های پریشان که توسط یک گوینده در میدان شهر اجرا می‌‌شد و شنوندگان را می‌‌خنداند یا آن‌ها را به وجد می‌‌آورد.

شورش بر ضد اخلاق مسلط

فابلیو از نظر تصویری که از زنان و مردان و صاحبان حرف و برخی مناسبات اجتماعی و خانوادگی به دست می‌‌دهد از بسیاری لحاظ با زندگی اجتماعی ما در ایران قابل تطبیق است. فراموش نکنیم که این داستان‌‌ها پس از شکست کلیسا در یک مرحله گذار از نظم مبتنی بر فئودالیسم به اقتصاد آزاد پدید آمد. گوینده در داستانش سلسله مراتب اجتماعی و نمایندگانش، اشخاصی مثل کشیش‌ها، اشراف‌زاده‌ها و صاحبان حرفه‌ها را مسخره می‌‌کند و در پوشش پند اخلاقی، اخلاق مسلط، و فرهنگ رسمی و مناسبات خانوادگی را زیر سوال می‌‌برد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)