جدایی مرد از زن در بهشت
این یک داستان واقعی ست
یکی بود،یکی نبود؛غیر از خدا، یکی دیگه هم بود!
این یکی اسمش بود ولایت فقیه.
جانشین بلاعزل خدا روی زمین.
در روزگاری نه چندان دور،تونلی بود بنام تونل وحشت!
در آنجا مرد و زن دست در دست هم وارد آن می شدند،از وحشت و هراسی که بدل می افتاد،آدمو یاد جهنم می انداخت.
آخه در جهنم زنان از مردان جدا نبودند.
تونل عینهو عالم برزخ بود.
لرزه براندام مرد و زن می افتاد،خدا خدا می کردن زودی ازین تونل عبور کنن.
انگاری هرکه ازش به سلامت عبور کنه،می تونست جواز عبور به بهشت رو بگیره.
بهشت ساختمانی بود تودر تو و دارای شعبات زیاد در نقاط زمین که از راه های مختلف می شد به آن رسید.
گذشت و گذشت تا آنکه سرانجام بدست با کفایت سرداری از خطّه خراسان، از جمله جانثاران مقام عظمای ولایت –سردار خالی باف=تونلی افتتاح شد بنام نیایش.
برای آنکه به بهشت برسی باید وارد این تونل می شدی،اونهم با تضرع و دعا و قربانی و دادن هدایا!
دراین تونل زنان و مردان دست در دست هم، بغل در بقل، همچون عشاقان همراه بادست نیاز به سوی خدا برای نزدیک شدن به دروازه بهشت،در حرکت دائمی تکاملی صیروریت می نمودن!
سالها گذشت تا آنکه از عالم وحی خبری تازه رسید. خبر این بود:
چه نشسته ای سردار خالی باف!
برخیر!که بهشت پر از زنان و مردان بی حیا شده.
جفت جفت ،چشم در چشم، کنار هم نشسته ان وقههه می زنن.
پاشو ای سردار !
غیرت دینی ات کو؟
این شد که بایک جهش انقلابی در عرض 24 ساعت سدی ساخت که حتی قوم یاجوج وماجو هم نتواند زنان را در کنار مردان بنشاند،مگر به اذن ولی فقیه!
سردار خالی باف عزم جزم کرد تا همه راههای رسیدن به بهشت را مسدود و تنها یه راه باقی بذاره. چون اینجوری راحت می شد همه رو کنترل کرد و بی خودی و بی جهت هم کسی رو به بهشت راه نداد.
و این چنین یوم الله دیگری رقم خورد و درتاریخ عالم هستی ثبت گردید.بی خود نبود که حافظ لسان الغیب فرمود«ثبت است در جریده عالم دوام ما!!
اهالی بهشت که تا آن روز در شادی خوش خوشکانشان می شد و هیچ غم و اندوهی به دل راه نداشت،یک روز صبح که از خواب پاشدن،دیدن جای شان در جای دیگر است و کنارشان جنس دیگر از جنس خودشان است که اصلا هم بوی زندگی نمی دهد!
از آن تاریخ به امروز،اهالی بهشت دارن به اهالی جهنم غبطه می خورن و درحسرت آنن که چگونه شود که بشود از این بهشت خارج شن!
شوکی این چنین موجب شد تا عطای بهشت را به همان جهنم که جدایی مرد از زن در آن راه نداشت، ببخشند و راه خروج از بهشت درگیرن!
اما چگونه در بهشت این ولوله از سوی دلواپسان رخ داد؟
قضیه از این قرار بود که جانشین بلا عزل خدا در روی زمین یعنی همان مقام عظما ی ولایت، نایب همه نایب ها، با خود روزی در خلوت گفت:
نمی شود که همه کارهای سخت اجرایی و مدیریتی در روی زمین بر دوش ما باشد ولی خدا، خدایی کند و بگوید: لنگش کن!مگر ما بوقیم!؟
سالها تو این فکر بود که چگونه بتونه خدارو دور بزنه!؟وبقول امروزی ها با یک کودتای خزنده بجای آنکه خدای ندیده رو پرستش کنن، خدای حی و زنده رو که همیشه تمثال و جسمش رو در صدا وسیما و همه جا می بینن، او را با همه وجودحس کنن و در لقای او برای بقا،سیر الی الحق کنن!؟
اولش سخت بود اما هرچه گذشت توانایی اینو پیدا کرد تا با کمک سرداران و قراولان درگاه بهشت و جهنم با حفر کانالهایی، خدا رو کانالیزه کنه و همه راههای رسیدن به خدا رو از راه خوذش ختم!
با چشم بصیرتی که داشت ابتدا خودی ها رو از غیر خودی سوا نمود و به غیر خودی ها هم فرصت داد تا برای اصلاحات آنقدر چانه زنی کنن تا زیر پاشون علف درآد.
البته برخی هم که باغی و یاغی گری می کردن،ابتدا اونها رودر تونل توحید یه گوشمالی خوب داده و سپس با آوردن شان از مسیر پیچ توبه و سکنا دادن در هتل اوین با آب کر درکه غسل تعمید داده که بتونن بعداز مدتی با خروج، راه ورودی تونل نیاش رو طریقت کنن تا سرانجام به بهشت برسن!
با اینکه مجاری عبوری ورود به بهشت توسط سرداران باکفایت و مشاوران با بصیرت و وزرای با درایت توسط ناظران استصوابی از نگهبانان بهشت رصد می شد،ولی با این وجوذ بعد از مدتی مملو از آدمهای لوند و لوده شد.
این شد که سردار خالی باف با اشاره مقام عظمای ولایت(ولی سرخود)و ذرجهت جهش به مقام ریاست دائمی!همچون نوح نبی -که بدستور خدا کشتی ساخت و از همه جنبندگان یک جفت درآن کرد واز همه خواست تا برای رهایی از بلای سماوی به کشتی او درآیند- او نیز با جدایی مردان از زنان به پاکسازی و پاکیزه ساری بهشت پرداخت وازهمه خواست به او تاسی کنن.
دراین میان ولوله در بهشت افتاد.
برخی گفتن:چه خوب شد که تفکیک شد، آدم دیگه مجبور نیست واسه دیدن بعضی ها هر روز کفاره بده.
عده ای هم گفتن حالا می تونیم به خوبی تو محیط زنونه خودمون گُل بگیم وگُل بشنویم.
اماتا اینو گفتن،سریع و فلفور یه اس ازسوی شرکت همراه اول اومد روی گوشی هاشون که:عالم محضر خداست،در محضر خدا معصیت نکنید.و بعدش به دنبالش یک پیامک ازیک شرکت تجاری اومد که در اون نرخ انواع دوربین های مداربسته مخفی رو نشون می داد!
بیرون بهشت هم برخی عزم جزم کردن تا راه سردار خالی باف پیش گیرن.
ولی عده ای هم پاشون رو تویه کفش کردن که همینجا که هستیم خوبه. خیال بهشت رفتن هم نداریم.
این وسط هم برخی هم تو خم اصلاحات در حال چانه زنی از بالابودن.
البته آنها مدتها بود که دیگه فشار از پائین رو بدلیل فشار اومدن به نشیمنگاه، فراموش کرده بودن.
قصه ما تموم شد اما بهشتی وجهنمی شدن حالا حالاها ادامه داره…
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار
20مرداد1393

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)