sarkoooob 

طبق تعالیم اسلامی زنان نه به عنوان انسان با حقوق انسانیش بلکه وسیله ای برای آرامش مرد قرار داده شده و بهشتی که در ان به مردان مومن و جهادگر زنان را به عنوان پاداش هدیه می کنند. زن در جامعه اسلامی جایگاه واقعی خود را کاملا از دست داده و به جنس دوم اجتماع تبدیل شده

طبق تعالیم اسلام زنان چه در سرما چه در گرما باید بجز صورت و دستها کاملا پوشیده باشند و حق پوشیدن لباس بر اساس اقتضای طبیعت انسانی را ندارند. در دین اسلام زنان نصف مردان از حقوق ارثی برخوردار می شوند که به علت ظلم اجتماعی که متوجه آنان می شود معمولا این مقدار را نیز به دست نمی آ ورند و در صورتی که از همسر خود ناراضی باشند فقط در صورت جنون یا ناکارآمدی مرد میتوانند از او جدا شوند در غیر این صورت حتی اگر از همسر خود متنفر باشند حق ندارند جدا شوند و باید تا آخر عمر اسارت خانگی زندانبان خود را تحمل کنند

پوشش آزاد و مناسب یکی از حقوق اولیه انسانهاست و باید محترم شمرده شود. اینکه به شما بگویند که چه بپوشید و چه نپوشید خود بزرگترین توهین به حساب می اید. حال آنکه طبق قوانین اسلام اگر زنی بیشتر از انچه که ذکر شده جای دیگری از بدن نظیر بازو یا ساق پا یا حتی موی سر را نپوشاند در جهنم جا دارد.. به نظر شما این مساله وقانون اسلام مضحک ومسخره نیست؟

اما در ایران حکومت اسلامی این کشور به شدت به این حماقت تن در داده تا جایی که حتی در فصل گرم سال و در دمای ۴۰ درجه ایران نیز حق ندارند لباس باز تر و آزادتر بپوشد و اگر چنین کند توسط ماموران پلیس بازداشت می شوند. انگار که می خواهند به زور مردم را به بهشت بفرستند. توجیه آنان این است که ازادی حجاب باعث ایجاد فساد می گردد و مردان را نسبت به زنان حریص میکند این در حالیست که با جدایی زن و مرد از دوره ابتدایی تا پایان دروه دبیرستان خود باعث ایجاد عقده نسبت به جنس زن در مردان می شود که ان هم از ثمرات قوانین اسلام است وحال این جدا سازی به دانشکاه ها هم کشیده شده است. چرا که در قوانین اسلامی دختران از سن ۹ سالگی بالغ محسوب میشوند و قوانین شرعی بر آنان حاکم است و حتی در مذهب وحشتناک تشیع بر طبق قوانین این مذهب که اکنون حاکم است همانطور که در رساله خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران ذکر شده است مرد می تواند دختری را که هنوز به سن ۹ سالگی نرسیده است عقد نماید ولی تا رسیدن به سن ۹ سالگی حق ندارد با او نزدیکی کند ولی میتواند با او بازی کند . آیا چنین افرادی امروزه بیمار روانی نیستند؟ تصور کنید که در چنین حکومتی چه بر سر زنان می اید.

عدم به رسمیت شناخته شدن موجودیت حقوق زنان توسط جنس مخالف در جامعه و تعلیمات اسلامی در همه جای جامعه ایران ریشه دوانده است تا جایی که مردان ایرانی نیز به دلیل تعصبات مذهبی، تعالیم غلط اسلامی و بیسوادی که درد مشترک عامه مردم ایران است زنان را به عنوان جنس دوم قبول نموده اند که این خود منشا مشکلات جدی و حتی افزایش امار طلاق در ایران شده است. در ایران کمتر مردی وجود دارد که زن خود را عاقل بداند و بیشتر آنان زن را موجودی احساسی کم خرد و وسیله رفع نیاز جنسی مرد میخوانند همانطور که در اسلام و در قرآن اشاره شده است. این بی اعتقادی به زن و سرکوب حس انسانی وی در خانواده های سنتی تر زن را تبدیل به وسیله ای برای پخت پز و روفت و روب و تولید مثل تبدیل کرده است و متاسفانه زنانی که با این سرکوب در طول سالیان دراز مواجه بوده اند دیگر خود نیز قبول کرده اند که باید با انان اینگونه رفتار شود اما در خانواده های باز تر که از امکانات تحصیل و یادگیری بهره مند هستند و از امکانات ارتباط جمعی برخوردارند زنان این مساله را قبول نمی کنند در حالی که پدر و مادر خود و همسرشان هنوز طرفدار همان سیستم قدیمی هستند و اینجا ست که اختلاف بین سنت و مدرنیته خود نمایی می کند و همانطور که ذکر شد در ایران کمتر مردی به حقوق زن فکر می کند زیرا قوانین جامعه کاملا به نفع وی است این مرد در برخورد با چنین زنی به عنوان همسر یا همکار دچار مشکلات بسیاری می شود. این که مرد به زن خود به عنوان یک انسان برابر اعتقاد ندارد چه برسد به اینکه بتواند دوست خوب یا همسر مناسبی برای وی باشد. در ایران متاسفانه بیشتر زنان با این مساله دست و پنجه نرم می کند.

با این شرایط که ذکر شد نمی توان انتظار حقوق مساوی برای زن و مرد در اسلام در سایر زمینه ها را داشت تا جایی که در اسلام زن جزو اموال مرد محصوب می شود و در حالی که مجازات قتل در اسلام اعدام می باشد اگر مردی که زن خود را به خاطر بد دلی و شک و گمان بکشد مجازات اعدام شامل حال وی نمی شود و او می تواند آزادانه در جامعه زندگی کند و متاسفانه از نظر برخی او مرد با شرفی تلقی می شود. در سایر موارد قانونی نیز از قبیل دیه و ارث یک زن نصف یک مرد به حساب می اید. من نمی دانم دنیا چه نیازی به اسلام داشت؟ حکومت اسلامی در قرن بیست و یکم دیگر چیست؟

در جامعه اسلامی ایران حکومت می کوشد تا جایی که امکان دارد ارتباط بین زن و مرد را محدود کند از جدایی انان در دوران تحصیل گرفته تا دستگیری دختر و پسرانی که در خیابان ها با هم قدم می زنند. این برخورد و همچنین تاکید بر امر حجاب نه تنها باعث کاهش فساد در جامعه ایرانی و سالم ماندن مردان نمی شود بلکه به اقتضای روح انسان هر محدودیت و سرکوبی سبب طغیان می شود و به همین دلیل رعایت این قوانین باعث حریص تر شدن مردان نسبت به آنچه که در زیر حجاب پنهان شده است می شود. نگاه ناسالم و شهوانی و تحقیر آمیز مردان به زنان در جامعه ایرانی از این مساله ناشی می شود که این خود حتی فرصت برقراری یک رابطه درست و سالم دوستی مبتنی بر احترام متقابل را در قشر عظیمی از جامعه سلب می نماید. به طوری که پسران ایرانی در نظر دختران بیشتر انسانهای فاسدی هستند که هدفشان از ایجاد رابطه دوستی فقط بهره برداری جنسی است
جالب است بدانید که در کشور عربستان سعودی که مهد دین اسلام است زنان حتی حق رانندگی را نیز ندارند. به نظر شما راندن یک اتومبیل توسط یک زن امری شهوت آور است؟ و در برخی دیگر از کشورهای عربی تا چندی پیش زنان حتی حق رای دادن نداشتند آن هم بر اساس تعالیم دین اسلام

درمناطق فقیر نشین زنان علاوه بر فقر اقتصادی قربانی مشکل بزرگتری هستندو انهم فقر فرهنگی و بی سوادی است. در این مناطق دخترانی هستند که دوست دارند در سنین پایین و با هر شرایطی به ازدواج تن دردهند. فقط به خاطر اینکه یک دختر فقط پس از ازدواج حق آرایش کردن صورت خود را دارد

این مواردی که ذکرشد فقط گوشه ای از مشکلات زنان در جامعه اسلامی است حال تصور کنید در سایر موارد نظیر آزادی بیان ، دموکراسی و حقوق قانونی شهروندان چه فجایعی در ایران در حال شکل گرفتن است.

در این مقاله به تعدادی از مسائل عمده مربوط به نقض حقوق زنان اشاره شد اما حکایت همچنان باقیست

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)