حکم جهاد یکی از بزرگترین انعامات الهی است که برای حفاظت عزت اسلام وحفاظت جان ومال تمام انسان ها اعم از مسلمان وکافر نازل شده است . چون توسط جهاد اسلامی مسلمانان به عزت رسیدند و کفار غیر حربی از دام ظلم ظالمان رهایی یافته زیر پرچم اسلام زندگی پر امنی را بسر نمودند .
چون تمام جنگ های اسلام یا بخاطر دفاع صورت گرفته ویا بخاطر نجات دادن انسان ها اعم از مسلمان و غیر مسلمان از زیر چنگال های ظالمان آن زمان بوده است .و هر وقت قومی از زیر چنگال ظالمان هم کیش خودشان نجات داده می شد وزیر پرچم اسلام با همان دین خود آزادانه زندگی می کرد آنقدر متأثر می شدند که حکومت مسلمانان را از حکومت هم کیشان خود بهتر می دانستند .
بطور مثال وقتی وقتی شام فتح شد مسیحیان شام به ابو عبیده عامر بن جراح رضی الله عنه نامه ای به این قرار نوشتند که : ای گروه مسلمانان شما نزد ما از رومیان دوست داشتنی تر هستید . هر چند آنان با ما همکیش هستند ، شما به عهد خدا وفادارتر وبا مهربان ترید . از ستم کردن به ما خودداری می کنید وفرمانروائی شما بر ما نیکوتر است امّا آنان بر کار و منازل ما چیره شده اند . ( ازدی بصری . فتوح الشام ص 97 ) . وقتی مسیحیان ایتالیا از تسامح ونرمی از طرف حکومت هم کیشان مسیحی خود ناامید شده بودند و نرمی و تسامح حکومت گران اسلامی ترکان را مشاهده می نمودند ( الدعوۀ الی الاسلام ص 183 ) به همین خاطر همیشه مردم بیزانس سخن یکی از سران دینی خود را تکرار می کردند و آن اینکه : :: برای ما بسیار بهتر است که در شهرمان بجای تاج پاپی ، عمامه های ترکی را ببینیم . ( پیتز . نورمن الامپراطوریه البیزنطیه ص 391 )
اما با کمال تأسف از زمانی که آخرین جنگ صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان در سال 1248 میلادی به پایان رسید وشاه فرانسه سینت لوئیس نهم که به اسارت مسلمانان در آمده بود از زندان های مصر ازاد شد به مردم خود گفت اگر خواهان شکست مسلمانان هستید لذا تنها با سلاح آهنین با آنها نجنگید باید با ایشان در میدان عقیده که بزرگترین پناهگاهشان است جنگید تا راه پیروزی در میدان اسلحه را با این جنگ ها هموار نمود و از همان زمان بود که کفار و پاپ ها روش مبارزه خود را عوض نموده و بر علیه اسلام جنگ نظریاتی ( جنگ نرم ) را براه انداختند وتوانستند بوسیله مستشرقین در مرحله اول دو واژه جهاد وشهادت وعقیده ولاء وبرآء را از زندگی مسلمانان بیرون بکشند .
چون آنها می دانستند تازمانی که این دو جذبه در دل مسلمان وجود دارد نمی شود ذلیلش کرد ! لذا اول این دو شعله را خاموش نموده بعد به جنگ های استعماری خود ادامه دادند . اما بعد از سالها دوباره این شعله در دل مردم مسلمان هندوستان توسط علماء مبارزی همچون حسین احمد مدنی و شیخ الهند دیوبندی شعله ور شد اما زمانی که مسیحیان دیدند که تمام ثمرات شان در رابطه با نابود کردن جهاد وشهادت وعقیده ولاء وبرآء دارد از بین می رود با بفکر افتادند و دو تا فرقه بر ای از بین بردن فتوای جهاد علماء دیوبند بنام های قادیانیت وبریلویت پایه ریزی نمودند تا دوباره بتوانند این دو طاقت بزرگ اهل اسلام را از بین ببرند .و با در دست گرفتن ذرایع ابلاغ آنقدر بر علیه این دو حکم اسلامی تبلیغات نمودند تا این که متأسفانه خود مسلمانان در رابطه با این دو حکم بزرگ اسلامی که حفاظت عزت اسلام بحساب می آیند را خشونت خطاب می کنند و تریبون پاپ های واتیکان شده اند .
و گذشته از حکمی که الله تعالی به مسلمان داده است حتی همان حقی که خود سازمان های بین المللی و حقوق بشری در ماده 51 منشور سازمان ملل به هر انسان داده است را زیر پا گذاشته و مجاهدان ومبارزانی را که فقط جهت بقاء وجود خود دفاع می نمایند را خشونت طلب و تروریسم می نامند . حال آنکه می دانیم خشونت طلب و تروریسم القابی است که دولت های متجاوز برای پنهان نمودن جنایات خود استفاده نموده و مدافعین را ملقب به این لقب می نمایند . وبرای اثبات این مسئله می توانیم مطلب روزنامه اعتماد 27 شهریور 1386 را ببینیم . رونالد ریگان در دیدار با مجاهدین افغان و اعضای القاعده که مشغول مبارزه با نیروهای اشغالگر شوروی در افغانستان بودند . آنان را مبارزان راه آزادی می خواند در حالی که همان مبارزان بعد از واقعه 11 سپتامبر رسما در لیست گروه های تروریستی می آیند . همچنان مبارزان و آزادی خواهان فلیپینی وقتی با اسپانیا می جنگیدند مبارزان راه آزادی بودند ولی وقتی همان مبارزان با خود آمریکا مبارزه را شروع نمودند شدند تروریست .
چون معنا وتعریف واحد و مشخصی برای تروریسم وخشونت در بین دانشمندان و دولتمردان وجود ندارد و هر صاحب قدرتی به نفع خویش مخالفان خود را تروریسم می خواند و حتی احزاب و سازمان هایی که برای بقاء وجود خود مبارزه می کنند وسازمان های ملل متحد وحقوق بشری هم این حق را به آنها داده است را هم در لیست تروریسم داخل نمایند . در تعریفی که در باره تروریسم در قطعنامه ی مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1984 میلادی آمده است چنین است که : فعالیت های مجرمانه و خشونت آمیزی که گروه های سازمان یافته برای ایجاد و ارعاب وحشت انجام می دهند تا به این صورت به اهداف به اصطلاح سیاسی خود را محقق سازند . حال من می پرسم کدام گروه از مبارزان آزادی و مجاهدان اسلام اهداف سیاسی را دنبال می کنند ؟ هدف بیشتر مبارزان را ه آزادی فقط وفقط برای دفاع است تا خود وقوم خود را از زیر سلطه و چنگال های وحشیانه تروریسم های حکومتی بیرون بیاورند .
ودر تعریفی که در لغتنامه دهخدا از تروریست می آید به این منوال می باشد : تروریسم به معناى اصول حکومت وحشت و فشار . با این منوال بجای گروه ها وسازمان های دفاعی که از حقوق شان دفاع می کنند ومبارزه شان فقط بخاطر وجود بقآء شان است تا نسلشان تبدیل نشود . این حکومت ها هستند که تروریسم قرار می گیرند . اما همانطور که پیامبر اسلام می فرماید : بیان مانند سحر عمل می کند . این حکومت ها هستند که با در دست گرفتن ذرایع ابلاغ تبلیغات می کنند وجنایت های خود را توجیه می کنند و مدافعین اسلامی را و مبارزین مظلوم را تروریسم معرفی می مایند . البته از دشمن گله ای نیست چون او دشمن است وباید جانی باشد ولی گله از دوستان است که تحت تأثیر دشمن قرار گرفته وسحر ساحران حکومتی بر آنها اثر نموده و تریبون دشمنان قوم ومذهب قرار گرفته اند . این جای بسی تأسف دارد .
محمد سعید ترکمان زهی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)