mammad

آقای خامنه‌ای، من یکی از همون دبستانی‌هایی هستم که امید بنیان‌گذار جمهوری اسلامی به اون‌ها بود؛ امیدی که خیلی زود به ناامیدی تبدیل شد و هر کدوم از ما شروع کردیم به پایین کشیدن ایدئولوژی‌های اسلامی. هرسال مهمانی‌ می‌گیری، به مهمان‌هات به‌رسم مهمان‌نوازی سکه هزار کوفت و زهر مار دیگه می‌دی که نوش جونشون باشه. تعدادی رو به‌عنوان شاعر دعوت می‌کنی، صدا و سیمای آقای ضرغامی هم تو بوق و سرنا می‌کنه که آحاد ملت این آقا، یعنی شما، رهبر انقلاب، یعنی آقای خامنه‌ای که شما باشید، به شعر اهمیت می‌ده و فرهنگ این مملکت رو دوست داره و شعرا رو دعوت می‌کرده بیتش، امسال طبق روال هر سال تعدادی آدم که دوست دارن شاعر باشن اما نه شاعرند و نه شعوری از ادبیات روز و ادبیات دنیا دارند رو دعوت کردی. آقای خامنه‌ای، پول نفتی که قرار بود بره توی سفر ملت رو داری، دمت هم گرم و گردنت هم کلفت‌تر از زمان اون جنگی‌ که می‌شد چند سال زود‌تر تمامش کنید و نکردید. اما کاش این‌طوری نبودی و بلانسبت کمی درست می کردی و به‌جای این‌همه ریخت پاش و تظاهر، حداقل دو سه تا آدم ‌حسابی دعوت می‌کردی، به‌جای اینکه اون بالا بشینی و ملت رو روی زمین بنشونی فقط میزبان می‌بودی و شعر گوش می‌کردی کمی درکت رو از ادبیات و شعر بالا می‌بردی ما هم برات به به و چه چه می‌کردیم آخرش هم می‌گفتیم دمت گرم که به ادبیات اهمیت می‌دی. سکه‌هات هم نه می‌گرفتیم و نه اصلاً به روی خودمون می‌آوردیم که کی هستی و چه کارها که نکرده‌یی. کتاب‌هامون تو کشور خودمون مجوز می‌گرفت و منتشر می‌کردیم. اگر بد نوشته بودیم ملت نمی‌خریدن و ما هم دیگه نمی‌نوشتیم مثل تمام نویسنده‌های دنیا. به خاطر اینکه غزل رو فقط می‌فهمی و درکی از باقی ژانرهای ادبی نداری حاضر بودیم بانو سیمین بهبهانی بالا بشینه و شما به‌جای «طیب الله انفاسکم» و یا احسنت گفتن‌های بی‌خودی موقع شعر خوندن ملت، ازش تشکر می‌کردی که این همه برای حقوق زن و برابری زن در جامعه کار کرده و این‌همه غزل‌های خوب گفته، نه کاری به غزه داشتی و نه گیر می‌دادی به کاندوم و وازکتومی ملت، به خدا اگر این‌طوری بود وضعیت مملکت هم به اینجا نمی‌رسید و شما هم به‌جای اینکه باعث تنفر باشی ملتی بهت آفرین می‌گفتن و دعا به جونت می‌کردن و آقا مجتبی هم به ساخت‌وساز خودش می‌رسید و، نیاز نبود جوونای مملکت رو یکی یکی سلاخی کنه. آخر سر هم همه نویسنده‌ها و شاعرهای واقعی مملکت می‌ذاشتن کنارشون وایسی و باهاشون عکس یادگاری بگیری و از فردا هم هر کی می‌رفت پی پیدا کردن یه لقمه نون خودش و تو باز می‌شدی رهبر یک مملکت تا سال آینده.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)