پیرامون سرنگونی ی هواپیمای خط هوایی‌ی مالزی

خبر این بود:
در روز پنج شنبه هفدهم مارس، در ساعت چهار و پانزده دقیقه یک فروند هواپیمای بوئینگِ ۷۷۷ شرکت هواپیمایی ی مالزی با ۲۸۳ مسافر و ۱۵ تن کارکنان هواپیما بر فراز خاک اوکراین هدف یک فروند موشک روسی قرار گرفت. همه ی سرنشینان آن هواپیما جان باختند. داده ها نشانگر آن است که جدایی خواهان هوادار ِ روسیه دست به این آدمکشی زده اند، اگر چه دولت روسیه می کوشد آن را به پای دولت اوکراین بگذارد. گزاره ی انجام آن جنایت به دست جدایی خواهان را شنود گفتگوهای تلفنی ی یکی از رهبران آن ها با مسکو که پس از آن فاجعه انجام گرفته است گواهی می کند، ولی کسی در غرب چندان به این شنود که گویا از سوی دولت اوکراین انجام گرفته چندان توجه نمی کند. وزیر راه و ترابری ی کشور مالزی این کار تروریستی را جنایت بر پاد ِ بشریت نامیده است و این بدان معنا است که مالزی خواستار تشکیل یک دادگاه جهانی پیرامون این فاجعه است.
شلیک به هواپیمای مسافربری مالزیایی بحرانی را که در منطقه ی اوکراین و بر سر نشان دادن زور بازو و قدرت میان روسیه و آمریکا در جریان بود در بستر و زمینه ی تازه ای نهاد که می تواند سرانجام به دست داشتن کاخ کرملین در آن فاجعه انجامیده و برای پایوران دولت روسیه گران تمام شود. رسیده گی و بررسی ی بی پرده و بی چشم پوشی به این جنایت بستگی به سیاست دولت های غربی و به ویژه برخورد آمریکا با آن خواهد داشت. در میان کشورهای اروپایی، کشور لهستان که خواستار قدرت بیشتری در کشورهای بازار مشترک (EU) و همچنین کوتاه کردن دست روسیه از اروپا است مصمم تر جلوه خواهد کرد و کشورهای فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و به ویژه آلمان که سرمایه گذاری های کلانی در روسیه کرده و داد و ستد گسترده ای با آن کشور دارند دست به عصا گام بر خواهند داشت. اگر پس از انجام همه ی کارهای کارشناسانه، یک دادگاه جهانی و بی طرف به این جنایت رسیده گی کند، آنگاه باید به این رسیده گی شود که چگونه و به چه هدفی موشک های زمین به هوای روسی و سامانه ی پدافندی “بوک” (BUK) در دست گروه های جدایی خواه گذاشته شده اند؟ سامانه ی موشکی ی بوک که برای سرنگون کردن هواپیمای مالزیایی از آن بهره گرفته شده یک سیستم پیچیده و پیشرفته است که هدایت آن نیاز به گذراندن دوره های ویژه دارد و دولت روسیه و آقای پوتین نمی توانند به ساده گی از کنار چنین جنایتی بگذرند و آن را به جنگ خانگی در اوکراین نسبت دهند. این گونه بازی های جدایی خواهانه روش کهنه ای است که روس ها در به کار بردن آن استادند ولی این بار روس ها در به کژراهه کشانیدن افکار جهانیان با سختی های بسیار رو به رو خواهند شد. به سه دلیل دستان روسیه درگیر این فاجعه است: یکم، این دیگر رازی پنهان نیست که هسته ی کُیانی (مرکزی) ی نیروهای جدایی خواه در اوکراین افسران آرتش روسیه اند و به گفته ی رسانه های اوکراینی، فرماندهان آنان آقایان “الکساند بورودای” و “ایگور استرلکوف” هر دو افسرانی از شهروندان روسیه و از مردم شهر مسکو هستند. دووم (دوم)، پیش از آنکه موشک و سامانه ی موشکی در دستان زنگیان مست نهاده شوند باید به پیآمد آن و احتمال رخ دادن چنین فاجعه ای هم اندیشه می شد. سووم هواپیمای پرواز اِم. اِچ ۱۷ در بلندای ( ارتفاع) ده هزار متری در پرواز بوده است و هواپیماهای جنگی و آرتشی در چنان بلندایی پرواز نمی کنند. یعنی آگاهی از مسافربری بودن هواپیما محرز می نماید.

هنوز ولادیمیر پوتین به دوما نرفته بود تا با همکاری ی مجلس نماینده گان روسیه چنگ اندازی به خاک اوکراین را یک ماده ی قانونی کند که من در یادداشتی پیش بینی کردم او از دست اندازی به خاک اوکراین دست بر نخواهد داشت: “با بیرون رفتن نیروهای آمریکایی از اروپا میدان تازه ای برای بالایش نوینی از ناسیونالیسم سده ی نوزدهمی در اروپا گشوده و فراخ تر خواهد شد. این بار ناسیونالیسم ریشه دار اوکراینی در کنار قدرت برتر اقتصادی ی آلمان سخن تازه ای برای گفتن خواهد یافت زیرا با قدرت گیری ی ناسیونالیسم اوکراینی، این کشور خود را ناچار خواهد دید در برابر تهدیدهای آینده ی روسیه به جنگ ابزار اتمی دست یابد. سخت است بتوان پذیرفت که روسیه از دست درازی به اوکراین دست خواهد کشید”. (نگاه کنید به: “نگاهی به آینده ی احتمالی ی اوکراین و اروپا” ).

روسیه نخست شبه جزیره ی کریمه را در ماه ِ مارس در یک اقدام اشغالگرانه ولی کم و بیش بی خونریزی به چنگ آورد و سپس جنوب شرق اوکراین را نشانه گرفت. ولی تلاش هایش برای اشغال شهر “اودسا” به جایی نرسید. پس از آن آتش افروزی ها به “خارکی یف”، در شمال شرق کشانیده شد که در آنجا هم دسـتآوردی نداشت. در آن جا جدایی خواهان از شکنجه، هراس افکنی و سر به نیست کردن و ددمنشانه کشتن ناهمسازوارانشان کوچکترین دریغی نورزیدند. هدف خشونت به کار گرفته شده ترسانیدن توده های مردم و باز داشتن آنان از اعتراض های همگانی به اشغالگری بود. در همه ی این مدت سیاست خشونتگرانه ی جدایی خواهان در رسانه های روسیه کوچکترین بازتابی نیافته و سانسور شده است و رسانه های جهان غرب هم چندان به این مسأله نپرداخته اند. بی گمان اگر جهان ِ غرب واکنشی شدید به پایمال شدن حقوق بشر از سوی جدای خواهان در اوکراین نشان می داد، روسیه ناچار می گردید تا در اوکراین محتاطانه تر رفتار کرده و شاید چنین فاجغه ای رخ نمی داد.

اینک تمرکز آقای پوتین بر همه ی شرق اوکراین است که او و همکاران اَش باور دارند آن بخش های خاک اوکراین دارای پیوندهای کهن و تاریخی با روسیه است. روسیه برای سرپوش نهادن بر نقش رهبری ی خود در این بازی ی سیاسی و وانمود سازی که کنش های جدایی خواهانه در اوکراین واکنش ِ خود جوش توده ای در برابر پیشه کردن سیاست نزدیکی به غرب در اوکراین است، از گماردن یک ستاد فرماندهی و همآهنگ کننده برای جدایی خواهان در اوکراین پرهیز کرده و آن ها را به چند گروه بخش کرده است. در واقع برخی شگردهایی را که آمریکا در جریان اشغال افغانستان به دست روس ها بر پاد ِ امپراتوری ی کمونیستی به کاربرد، امروزه از سوی روسیه بر پاد ِ غرب در اوکراین به کار گرفته می شوند. تنها تفاوت بزرگ این است که آمریکا خود را مستقیما درگیر آن جنگ افغانستان نکرد ولی روسیه در اوکراین چنین کرده است. نشانه هایی در دست است که نخست سربازان و افسران روس به کُیان ها و نهادهای قدرت دولتی در یکی از شهرهای شرق اوکراین یورش می برند و پس از اشغال ساختمان های دولتی، آن ها را به گماشته گان محلی ی خود واگذار می کنند. گونه ی تازه ای از سازمان های مردم مدار شاید! تا جریان انتخاب رییس جمهور تازه در اوکراین، روس ها در انجام نقشه هایشان بسیار کامیاب بودند. ولی آنچه از اندیشه ی آنان دور بود ایستاده گی ی توانمندانه ی رییس جمهور تازه ی اوکراین، آقای “پترو پروشنکو” در برابر مسکو و جدایی خواهان بود و این که او پاسخ هوی را با های بدهد. سازماندهی تازه ی آرتش اوکراین و سپردن پست های حساس به افسران جوان اوکراینی در جنگ با نیروهای جدایی خواه کارساز شد و جدایی خواهان ناچار به واپس نشینی هایی تا مرز روسیه شدند. اکنون روسیه که خود را رو دست خورده می دید، هم نسنجیده و با شتاب و هم آشکارتر از پیش بودن خود در میدان را به نمایش گذاشت و نیروی هوایی ی روسیه عملا در روز ۱۴ جولای وارد جنگ اوکراین شده و یک فروند هواپیمای اوکراینی را در هوا با موشک هدف گرفته و سرنگون کردند. این کار روسیه با واکنش جدی یی از سوی غرب روبرو نشد. همزمان جدایی خواهان اوکراینی مسلح به موشک و سامانه ی موشکی ی “بوک” شدند. در روز ۱۶ جولای این نیروها توانستند با شلیک موشک یک فروند هواپیمای جنگنده ی آرتش اوکراین را سرنگون ساخته و یک روز پس از آن، در روز پنج شنبه هفدهم مارس، در ساعت چهار و پانزده دقیقه یک فاجعه ی فراموش ناشدنی آفریدند.

پ. مهرکوهی
Saturday.19- July

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)