از آنچه تا کنون گفته شد می توان نتیجه گرفت حکومت های استبدادی مایل هستند مردم احساس گناه یا شرم یا حقارت داشته باشند تا از خودشان متنفر باشند بنابراین طبیعی است اگر برانگیختن احساس شرم، گناه و حقارت در توده های مردم سیاست فرهنگی این گونه حکومت ها باشد.

تجاوز به حریم خصوصی مردم یکی از روش های ایجاد حس حقارت در مردم است پس در حکومت استبدادی حتی اگر نهاد یا نهادهایی وظیفه تجاوز به حریم خصوصی مردم را بر عهده داشته باشند عجیب نیست.

فردی که احساس گناه می کند ممکن است به طور ناخودآگاه به مجازات خود بپردازد و یکی از روش های مجازات خویش احساس گناه به خاطر شاد بودن و شادی کردن است. حکومت های استبدادی گاهی سعی می کنند با پوچ و سخیف جلوه دادن شادی، احساس گناه و نفرت از خویش را در مردم برانگیخته کنند. یک روش دیگر اعمال مجازات برای شادی کردن است.

مهمترین ویژگی فردی که از خود نفرت دارد کم بودن حس حرمت نفس است. به هر طریقی که بتوان حرمت نفس انسان ها را شکست، می توان دوام حکومت استبدادی را زیادتر کرد بنابراین تجاوز به حقوق مردم از موضع حق به جانب در حکومت های استبدادی خیلی زیاد رخ می دهد و این تجاوز ها الزاما نفع اقتصادی برای حکومت ندارد و گاه برای انجام این تجاوزها حکومت هزینه های گزاف اقتصادی و سیاسی و اجتماعی پرداخت می کند. یکی از حقوق مهمی که در حکومت استبدادی به آن تجاوز می شود حق آزادی بیان است.

فردی که حریم خصوصی ندارد، حق شادی کردن ندارد، آزادی بیان نیز ندارد، چطور می تواند احساس خوب دوست داشتن خودش را تجربه کند؟

یکی از ویژگی های احساس و هیجان برانگیخته شدن با یک هیجان دیگر است یعنی وقتی یک هیجان مثبت ( مثلا شادی ) داریم ممکن است احساس مثبت دیگری ( مثلا امید ) نیز در ما برانگیخته شود و وقتی یک احساس منفی ( مثلا غم ) داریم ممکن است احساس منفی دیگری ( مثلا ناامیدی ) در ما برانگیخته شود. با این توضیح برانگیختن احساس خشم و غم و شرم و ناامیدی در مردم یکی از استراتژی های فرهنگی حکومت های استبدادی است تا حرمت نفس مردم کاهش یابد. کسی که حرمت نفس کمتری دارد راحت تر تن به ستم ستمگر می دهد و برای کاهش حرمت نفس لازم است احساس نفرت از خود افزایش یابد.

 

تقریبا هر آنچه از نظر روانشناختی در یک تجاوز جنسی رخ می دهد در یک حکومت استبدادی هدف برنامه های فرهنگی است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)