یک :
تصور کنید شما یه دختر بهایی همجنس گرای ساکن یه شهر دور افتاده در ایران باشید . شما شهروند درجه چند هستید ؟
بله در استارت این محاسبه به دلیل این که روحانی یا آقا و یا روحانی زاده و آقا زاده در قدرت نیستید اتوماتیک حداقل سه درجه ی حقوق شهروندی را از دست می دهید بعد به علت جنسیت مونثتان یک درجه . بهایی بودنتان حداقل یک درجه . همجنس گراییتان هم حداقل یک درجه . سکونتتان در یک شهر دورافتاده هم یک درجه از دست می دهید ودر خوشبینانه ترین حالت شما با ارفاق شهروند درجه هفت هستید !

دو :
حالا در این شرایط اگه جرعت دارید فعالیت سیاسی یا تبلیغی علیه نظام حاکم هم داشته باشید .
اُه اُه وضعیتتان خیلی خراب شد بهتره سر بذارید و با زبان خوش خودجوش و داوطلبانه بمیرید !!!

سه :
در اصول اولیه انسانیت درجه بندی در حقوق شهروندی نداریم اما اینجا مملکت اسلامی ایران است و ما سال ۵۷ یک انقلاب شکوهمند کردیم که این نوع حقوق را بسشتر از گذشته از خودمان بگیریم .
مثل خودکشی میمونه ولی ما در کمال قصاوت قلوب اینچنین به جنگ با خودمان برخواسته ایم و بی رحمانه کمر به قتل خودمان بسته ایم .

چهار :
گاهی اوقات از این ور و اون ور میشنویم که این سرنوشتی بود که پدرانمان برایمان انتخاب کردن و ما نقشی در این جریانات نداشتیم و محکوم به زیستن در این شرایط هستیم . محکوم ! خب شاید هم هستیم .

نتیجه :
ما که در استارت شهروندی درجه سه هستیم و اتوماتیک از یکسری از حقوق محروم . اگر که این شرایط را پذیرفته ایم ! بهتر است عارفانه به تقدیر تاریخی خودمان گردن بگذاریم و دم نزنیم و یا این که …

پ ن :
۱.شهروندی (انگلیسی: Citizenship) همانطور که روشن است از مشتقات شهر (City) است . شهروندی را قالب پیشرفتهٔ «شهرنشینی» می‌دانند. به باور برخی از کارشناسان، شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و به مسئولیت‌های خویش در قبال شهر و اجتماع عمل نمایند به «شهروند» ارتقاء یافته‌اند.
شهروندی تا پیش از این در حوزهٔ اجتماعی شهری بررسی می‌شد اما پس از آن شهروندی مفاهیم خود را به ایالت و کشور گسترش داده‌است، اگرچه امروزه بسیاری به شهروندی جهانی[۱] نیز می‌اندیشند. شهروندی امروزه کاربردها و معانی مختلفی یافته‌است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)