سیلی اول، سیلی دوم، سیلی سوم را در کمال ناباوری خوردم و کشان کشان میان ضربات ۱۰ مامور و لباس شخص زن و مرد تا ون بدرقه شدم. چشم هایم رابستم و برای لحظه ای به خودم گفتم کاش خواب باشد، یک کابوس اما واقعیت تلخی بود که امروز مقابل درغربی ورزشگاه آزادی قبل از مسابقه والیبال ایران ایتالیا در جریان بود.
10431423_10203959512245979_2428551129900362912_o

امروز مقابل در غربی آزادی چه گذشت

گزارش از تجمع مسالمت آمیز زنان که به خشونت کشیده شد

ساعت۱۶. از تاکسی پیاده شدم برای تهیه گزارش از تجمع مسالمت آمیز زنان چند روز بعد از دستور روحانی به ملاوردی معاونت امور زنان و وزیر ورزش و جونان برای فراهم کردن زمینه های حضور زنان برای تماشای والیبال. اما ماموران می گویند این بار با دفعه های پیشین فرق می کند. هر ۵ ذقیقه یکبار جمعیت ۴، ۵ نفریمان به عقب تر رانده می شود. تا برسیم به لبه جدول خیابان. هر لحظه به تعداد ون ها اضافه می شود. می آیند برای پرس و جو کارت خبرنگاری را نشان می دهم می گویم برای تهیه خبر امده ام نمی توانم عقب تر بروم مردی که می گوید از پلیس امنیت ملی است می گوید همین الان باید بروید حق ندارید اینجا باشید. می آیند برای بازداشت، فضا ملتهب می شود روسری سفیدها سوار ماشین می شوند و می روند.

به اولین تاکسی می گویم دربست و سوار می شوم. مامور لباس شخصی می پرد جلو و ماشین را نگه می دارد. می گوید پیاده شو باید احراز هویت شوی. پیاده می شوم کارتم را دوباره می دهم کارت را میگیرد می گوید ون بیاد جلو این خانم میره بازداشتگاه می گویم به چه جرمی؟ چرا؟ داد میزند بگیریدش مقاومت نکن و کمتر از چند لحظه بعد نقش بر زمینم با سیلی هایی که روانه ی صورتم می شود مانتو و کیف پاره و ۴ مامور زن و چندتایی لباس شخص و ماور مرد. به کف سخت ون پرتاب می شوم و بعد هم ۶ ساعتی بازداشت.

این روایت من است. روایت ۱۶ دختر دیگری که دیروز از جلوی آزادی بازداشت شدند روایت های مشابه ای است از کتک خودن و بازداشت برای حقی که از زنان سلب شده، جرم آن تنها و تنها تقاضای مدنی و مسالمت آمیز برای ورود به ورزشگاه بود و جرم من تهیه گزارش. کلا آقایان مسئولان و مدیران حراف هم کلاهشان را بگذارند بالاتر.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)