انقلاب اسلامی پس از سرنگونی رژیم شاهنشاهی از همان ابتدا زنان و سکسوالیته را به عنوان طبیعی‌ترین و ابتدایی‌ترین هویت افراد مورد هدف قرار داد. به جرات می‌توان گفت که یکی‌ از ستون‌های تشکیل دهنده و هویت اصلی‌ این انقلاب دخالت در سکسوالیته افراد و به طورخاص زنان بوده است. از قوانین مدنی حق وراثت با تبعیض جنسی‌ گرفته تا جداسازی جنسیتی در مکان‌های عمومی، مثل اتوبوس‌ها و کلاسهای درس و مکان‌های تفریحی و ورزشی، دخالت در نوع پوشش به عنوان ابتدایی‌ترین حق فرد و حتی روابط انسانی‌ و فعالیتهای جنسی‌ افراد.
انقلاب ایران

در اصل یکی‌ از بزرگترین دستاوردهای رژیم برای سرکوب و در کنترل گرفتن سکسوالیته زنان حجاب اجباری از سالهای اولیه‌ انقلاب بود.

جمهوری اسلامی در جداسازی جنسی‌ نه تنها حوزه عمومی را هدف قرار داد بلکه با تعرض و ورود به حوزه خصوصی و شخصی افراد، باعث شد بسیاری‌ از مکان‌ها و حوزه‌‌های خصوصی و عمومی در جامعه تعریف و مفهوم جنیستی پیدا کنند.

پس از انتخاب محمد خاتمی در خرداد ۷۶، بسیاری از گروهای سیاسی به حاشیه رانده شده دوباره شروع به فعالیت کردند. در این میان زنان خسته از شرایط اجتماعی گذشته هم با این وعده که فضا برایشان بازتر خواهد شد به پای صندوقهای رای آمدند تا در وضعیت خود تغییری ایجاد کنند. در نتیجه در دورهٔ محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب، موضوع زنان به صورت گسترده‌ای برجسته شد.

وضعیت ظاهری و پوشش زنان دست خوش تغییرات شد، آزادیهای اجتماعی اندکی‌ بیشتر شدند و البته فضا کمی‌ برای زنان و فعالیتهایشان بازتر گردید. اما این تغییرات همیشه از سوی رژیم و جناح محافظه کار مورد سرزنش قرار می‌گرفت، زیرا باعث می‌شد که انقلاب و حکومت اسلامی از اهداف خود فاصله گیرد.

با روی کار آمدن محمود احمدی‌ نژاد از جناح اصولگرا وضعیت زنان باز هم دچار تغییرات شد. فشار بر زنان و سکسوالیته زنان هدف جناح اصولگرا برای اثبات حقانیت و وفاداری خود به رژیم قرار گرفت. گشتهای خیابانی برای سرکوب و کنترل پوشش زنان چندین برابر شدند و سختگیر تر از همیشه با زنان برخورد کردند.

در تیر ماه ۸۶، محمود احمدی‌ نژاد لایحهٔ حمایت از خانواده که در واقع اساس آن فرو پاشی نهاده خانواده و مفهوم تک همسری بود را به مجلس ارائه داد. بر اساس این طرح مردان برای ازدواج مجدد نیازی به اجازه و آگاهی‌ همسر اول خود نداشتند. بعد از آن لایحه مالیات بر مهریه زنان که تنها حاشیه امنیت زنان به هنگام ترک همسر و یا سر باز زدن از پرداخت نفقه است مطرح گردید. در اواخر دورهٔ ریاست جمهوری احمدی نژاد،

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی با اشاره بر اینکه ایران ظرفیت دو برابر جمعیت کنونی را دارد تشویق و حمایت خود را بر فرزند بیشتر در خانواده نشان داد ؛ این درحالیست که بعد از انقلاب، ایران دچار بحران انفجار جمعیت شده بود و شعار فرزند کمتر زندگی‌ بهتر در دوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی‌ شروعی تازه برای کنترل جمعیت و آگاه سازی بود.

هم اکنون در دولت اعتدال آقای روحانی رئیس جمهور فعلی که قرار است معتدل به جلو حرکت کند تا به پایه های اصلی‌ نظام صدمه‌ای وارد نشود مضحکترین سدها بر سر راه زنان قرار می‌گیرد. هر روز یکی‌ از روحانیون ایدئولوژیک نظام دربارهٔ تولید مثل و حق باروری اظهار نظر می‌کند. تمام راههای جلوگیری از باروری مورد سوال و اعتراض قرار می‌گیرد و گناه خواند میشود.

تبلیغات گستردهٔ رسانه ای برای داشتن فرزند بیشتر از بیلبوردهای خیابانی گرفته تا تبلیغات تلویزیونی و حتی شبکه های اجتماعی همه و همه در راستای نقض حق زن بر بدن خود به پیش میروند.

این سیاست در حالی پیگیری می شود که سقط جنین در ایران غیر قانونی‌ است و با مشکلات فراوان و هزینه‌های گزاف مالی و جانی در خفا انجام می‌گیرد. در شروع کاردولت اعتدال حتی بحث ازدواج با دختر خوانده مطرح می شود که نشان می دهد نگاه جنسی‌ به زنان در جمهوری اسلامی تا آنجا پیش رفته است که فرزند خواندهٔ دختر در خانواده می تواند رقیب بعدی برای مادر خود باشد و طعمهٔ جنسی‌ برای پدر خوانده محسوب شود.

این نگاه جنسی در اظهارات هادی شریفی مسئول فرهنگی‌ دولت آقای روحانی نمود عریانی دارد. هادی شریفی می گوید: زنان بد حجاب باید مسئولیت تجاوز را بپذیرند. همانطور که حق زن بر بدن خود محترم است حق مرد هم محترم است، شریفی ادعا می‌کند که پوشش نا مناسب زنان موجب برانگیخته شدن قوای شهوانی و لذت جویی مردان می شود و در صورت وقوع چنین امری این حق مرد است تا به لذت جویی و کامیابی جنسی‌ بپردازد.

سخنانی چنین سطحی و ناباورانه از زبان یکی‌ از آن روحانیون ایدئولوژیک رژیم که با روحانی تفاوت نظر داشته باشد، جاری نشده بلکه مسئول فرهنگی‌ دولت اعتدال این حرف ها را در باره زنان بیان کرده و تعریفی جدید از حق زن بر بدن و کنترل سکسوالیته ارائه داده است.

دولت اعتدال با بر هم زدن اعتدال جمعیت و تعریف جدید حق زن/مرد بر بدن، گفتمان جدیدی را در راستای‌ سکسوالیته در ایران باز کرده که غم‌انگیزتر و بی‌ اعتدالتر از همیشه رو به جلو می رود.
بحث اصلی‌ این است که دولت ایدئولوژیک اسلامی چگونه سکسوالیته زنان را ساخته و یا ساختار آن را بر هم زده است.

سکسوالیته به عنوان بدنهٔ یک گفتمان روابط قدرت را در وجوه اجتماعی و سیاسی باز سازی می کند. جمهوری اسلامی با سر کار آمدن گروههای تندرو و اصلاح طلب نوسان فشار و کنترل خود را بر مقوله سکس و سکسوالیته تغییر می دهد، گاه از طرف دولتهای حامی اصلاحات هویت اصلی‌اش به خطر می افتد و سپس با سر کارآمدن اصول گرایان، این هویت و اصول و ارزشهای انقلاب که از ابتدا کنترل رفتارهای جنسی‌ بوده است احیا می شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)