مدرسه فمینیستی: در روزهای ۱۶، ۱۷، ۲۳ و ۲۴ ماه می (اردیبهشت – خرداد ۱۳۹۳) همایش فرهنگی هنری با عنوان «تهران، تصویرهای یک شهر»  در موزه معماری پاریس برگزار شد. این همایش به ابتکار خانم عسل باقری نشانه شناس در سینما و پژوهشگر و با هم کاری  خانم  کاترین داوید[۱]، رئیس موزه ناسیونال هنر مدرن در مرکز فرهنگی «ژرژ پمپیدو» برگزار شد. خانم کاترین داوید در شب آخر کنفرانس با حضور دیگر هنرمندان ایرانی فرانسوی درباره هنرمندان معاصر صحبت کردند و درباره هنر مدرن با حاضرین به  گفتگو نشستند.

در این همایش چهار روزه، تعداد قابل توجه ای از خانم های جامعه شناس و متخصص هنر و سینما شرکت داشتند. در این نشست علمی کار شناسان از نگاه های علمی و هنری به فراز و نشیب های زندگی در تهران به عنوان یک کلانشهر پرداختند.  نگارنده این کلمات تنها به عنوان یک شنونده و دوستدار سوژهای مطرح شده در این همایش، دو روز در این نشست پربار حضور داشت و نگاه و برداشت خود را  نقل می کند.

نشانه شناسی در سینما: می گویند یکی از ابزارهای مناسب برای تحلیل متون سینمایی در قالبی فراتر از نگاه صرف زیبایی شناسانه، به کار گیری روش نشانه شناسی است. فردیناندو سوسو، زبان شناس سوئیسی پایه گذار این علم است و نشانه شناسی را علم برسی حیات نشانه ها در بافت اجتماعی می داند. رولان بارت، پیر پائولو پازولینی، امبرتو اکو و تعداد دیگر از متفکرین تلاش بسیار برای گسترش این علم کرده اند. امبرتو اکو، نویسنده و متفکر، نشانه شناسی را تمامی آن چیزهایی می داند که بر پایه ی قراردادی اجتماعی و از پیش نهاده، چیزی را به جای چیز دیگر معرفی می کند. بدین معنی که مفهومی به جای مفهوم دیگر به کار گرفته می شود و نشانه ها دارای سویه اجتماعی اند و…

تم روز دوم کنفرانس: تهران و زنان

 

تم روز دوم کنفرانس  ــ تهران زنان ــ و یا تهران و زنان، خالی از لطف نبود. تعدادی از  زنان جامعه شناس و محقق ایرانی به  دعوت برگزارکنندگان این همایش گرد آمده بودند تا درباره نشانه های مثبت و منفی به بیان واقعیت ها اجتماعی با تمام خصوصیات ویژه ای که آن را از دیگر وقایع مشخص می کند بپردازند.

ماهیت شهری و مسائل و مشکلات مربوط به شهر و شهروندان مورد بررسی قرار گرفت و گفته شد که افراد از مرحله شناخت  اشیاء به  مرحله شناخت خود و آگاهی از جایگاه شان می رسند. در این کنفرانس به شهر تهران و معرفی بیشتر آن به  فرانسویان  ایران دوست  پرداخته شد. سینمای ایران؛ مسئله مسکن،  مسئله زنان و نقش زنان در فضاهای شهری  موضوع هایی بودند که در سخن، فیلم و پرسش و پاسخ  مورد توجه حاضرین بود. در این کنفرانس  جامعه شناسان حاضر از جمله خانم آزاده کیان  استاد دانشگاه و گردانده نشست ــ تهران و زنان ــ  آقای ابراهیم مختاری، کارگردان سینما،  خانم رخشان بنی اعتماد، کارگردان سینما، خانم نسرین سراجی استاد دانشگاه و رئیس مدرسه معماری پاریس و آکادمی هنرهای زیبای وین، مسرت امیرابراهیمی، پژوهشگر، عسل باقری، نشانه شناس سینما و استاد دانشگاه،  مینا سعیدی شهروز، کارگردان سینما  و استاد دانشگاه و  تعداد دیگری از خانم های جامعه شناس و فیلم ساز و هنرمند و هنرپیشه شرکت داشتند و به علل و عوامل وضعیت  ناهنجار گذشته و اوضاع  کنونی جوامع در حال رشد خصوصا ایران پرداختند و درباره جامعه مدنی، فقر، زنان، ناهنجاری های اجتماعی، تغییر و تحولات اجتماعی  صحبت شد. اما  از دید جامعه شناسی فرهنگی، به  ناهنجاری های اجتماعی پرداخته نشد.

حضور سینماگر برجسته ایران، خانم رخشان بنی اعتماد در این همایش لطف خاصی به این نشست  فرهنگی علمی بخشیده بود. خانم بنی اعتماد نمونه یک هنرمند متعهد است، اگرچه خودشان از کسانی که  ایشان را یک هنرمند متعهد می دانند توضیح می خواهند: «فکر می کنم بهتر است کسانی که مرا فیلم ساز متعهد می دانند، خودشان توضیح بدهند که تلقی شان از این اصطلاح چیست، شاید دلیلش همان گرایشی باشد که برخی با آن موافق نیستند. بارها گفته ام که سینما برای من هدف نیست، وسیله است. خب این اعتقاد و نوع نگاه من به سینما است. دلیل دیگرش را باید در شرایطی جست و جو کرد که سینماگران هم نسل من در آن به فیلم سازی روی آوردند. برای ما، سینما بیش از آن که وسیله سرگرمی و تفریح باشد، امکانی برای طرح موضوع و آگاهی بخشی و بیان یک موقعیت بود. این تلقی در جامعه ای مثل جامعه ما سینما را به سوی همان تعهدگرایی سوق می دهد. در جامعه ای که بسیاری از معضلات و مشکلات اولیه اش هنوز حل نشده است، سینما چنین تعریف و معنایی دارد. در جامعه ما سینما وظیفه دارد با وسواس و حساسیت به واقعیت ها بپردازد، هر چند ظاهرا این تعریف کم کم دارد رنگ می بازد ».

از جنبش مشروط تا امروز هنر و هنرمندان متعهد، متفکران و روشنفکران متعهد، شعرا و نویسندگان، روزنامه نگاران، سینما، تاتر، نقاشان و دیگر هنرمندان متعهد، مسئولیت رویارویی با نابسامانیهای اجتماعی را بدوش کشیده اند و این نگاه و یا نبرد فرهنگی یکی از بهترین راه و روش های  رسیدن به جامعه ی مدنی است. ایجاد جامعه ای که  قابل تنفس باشد هم چنان اهالی فکر و اندیشه را بخود مشغول داشته است  و تلاش برای رسیدن به آن  هم چنان ادامه دارد. خانم رخشان بنی اعتماد  با دوربین و بینش خود در صف اول سینمای ایران  برای آگاهی رساندن تلاش می کنند. و این خود، یکی از هسته های مرکزی ساختن است؛ ساختن فکر و بفکر واداشتن  انسان. خانم رخشان بنی اعتماد زیر بنای جامعه شهری را نشانه می رود. خانواده، عشق و فقر، سوژه های تکراری در مستندها و فیلم های ایشان است. بنی اعتماد بساز و بفروش نیست تا تماشاگر از سر بی دردی  به تماشای فیلم هایش بنشیند، او یک علاقمند است، علاقمند به انسان و سرنوشت او.  به همین روی  دوربین اش پر است از رنج، خصوصا رنج زنان و این رنج را تا به دل تماشاگر فیلم هایش واریز نکند آرام نمی گیرد. او خستگی ناپذیر از سیاهی شب می گوید، ستم به زن را به تصویر می کشد بدون آنکه به قربانیان این سیاهی و این ستم بگوید که صبح روشنی هم وجود دارد. او دل بیننده را به درد میاورد بدون اینکه فکر جراحت به جای گذاشته شده را بکند. خانم کارگردان ما بدبین نیست و نمی خواهد بدبینی تولید کند، بلکه او کاشف ناهنجاری های اجتماعی است او جامعه شناسی است که روانشناسی هم می داند.

ناگفته نماند  که در این همایش چهار روزه،  فیلم های زیر پوست شهر رخشان بنی اعتماد؛ اجاره نشین های ابراهیم مختاری؛ این فیلم ها را به چه کسانی نشان می دهید، رخشان بنی اعتماد؛ آن طرف اتوبان ناهید رضائی؛ تهران پایتخت ایران است ساخته کامران شیردل؛ ایران: یک انقلاب سینمایی ساخته نادر تکمیل همایون؛ سیروس برای فروش نیست ساخته مینا سعیدی شهروز و تعدادی دیگری فیلم  نمایش داده شد.  آنچه که خواندید خلاصه ای از یک همایش بزرگ علمی فرهنگی و هنری بود که در قلب پاریس توسط ایران دوستان دانشگاهی و با همکاری موزه معماری پاریس برای شناساندن تهران  به فرانسویان تدارک دیده شده بود و مورد استقبال ایرانیان و فرانسویان فرهنگ دوست قرار گرفت.

 

پانوشت:

[۱] Catherine davidم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)