ما می‌توانیم انجامش دهیم! همین جمله‌ی کوتاه کافی بود تا یکی از مطرح‌ ترین و تاثیرگذار‌ترین پوسترها و شعارهای فعالان حقوق زنان شکل بگیرد. بیش از هفتاد سال از درج این جمله‌ ی ماندگار بر یکی از پوسترهای تبلیغاتی جنگ جهانی‌ دوم می ‌گذرد.

We-Can-Do-Itپوستری که بعد‌ها یکی از پیشروترین طرح‌ها در میان فمینیست ‌ها شد. بسیاری از زنان در کشورهای مختلف جهان برای تبلیغات انتخاباتی خود از آن استفاده کرده ‌اند.‌

چرا تا به امروز این جمله ‌ی ما توانایی انجام دادنش را داریم، قابل استفاده است؟ باور عمومی در آن‌سال‌ ها از زنان عموما انجام کارهای خانه و رسیدگی به کودکان بود و مشاغل مهم و اصلی همگی خالی از حضورشان. جنگ جهانی دوم و ورود سربازان مرد آمریکا و دیگر کشورها به آن، فضایی را دراین مناطق ایجاد کرد که زنان به شکلی گسترده ‌تر از گذشته به مشاغل ورود پیدا کنند. فرصت ‌‌های شغلی ‌ای که عموما در اختیار مردان بود خالی مانده بودند و زنان با این جمله ‌ی کلیدی پا به عرصه ‌هایی گذاشتند که تا بیش از آن مردانه تلقی می‌ شدند. بعد از ورود آنان به مشاغل دوره‌ی شکوفایی و پیشرفت زنان در تحصیلات عالی نیز شروع شد. حالا زنان تنها کارگرانی ساده نبودند که می ‌توانستند برخی کارهای اولیه را در کارخانه ‌ ها انجام دهند، بلکه آنان به مدیران همان کارخانه‌ها تبدیل شده بودند. از دلایل اصلی این موفقیت حضور هر چه بیشتر زنان در دانشگاه‌ها و گذراندن تحصیلات عالی بود. روندی که کم و بیش به یک خواسته ‌ی عمومی زنان در سرتاسر جهان تبدیل شد.

کنکور سراسری در ایران

نزدیک به پنجاه سال از اولین کنکور سراسری در ایران می ‌گذرد. بعد از چندین سال که دانشگاه‌ های بزرگ کشور به صورت مستقل دانشجویان را پذیرش می‌ کردند کم کم بحث برگزاری یک امتحان سراسری در میان مقامات آن‌زمان قوت گرفت. با بیشتر شدن تعداد متقاضیان برای ورود به دانشگاه‌ها از سال ۱۳۴۲برای اولین بار و سپس از سال ۱۳۴۷به شکلی مستمر این امتحان سراسری برگزار شد. در سال ۱۳۵۴سازمان سنجش تاسیس شد و بعد از انقلاب نیز شرط ورود به دانشگاه‌های سراسری موفقیت در این امتحان ورودی بود. از همان سال ‌های اولیه، زنان برای ورود به دانشگاه‌ ها با وجود تمام محدودیت ‌های خانوادگی و اجتماعی تلاش می‌کردند. اگر به تعداد حضور آنان در تمامی سال ‌های برگزاری کنکور در کشور نگاه کنیم همواره با یک مسیر صعودی مواجه هستیم. تا جایی که امروزه بیشتر صندلی‌ های دانشگاه‌ های سراسری در اختیار زنان است.

آغاز تبعیض و تفکیک جنسیتی

بحث تبعیض و تفکیک جنسیتی از همان سال‌های ابتدایی انقلاب ایجاد و رفته رفته به یک ارزش انقلابی تبدیل ‌شد. تنها ساعاتی از سخنرانی رهبر انقلاب در فرودین ماه سال ۱۳۵۹در مورد اسلامی کردن دانشگاه‌ها نگذشته بود که زمزمه‌های برخورد شدیدتر با دانشجویان و اساتید قوت گرفت. همزمان با آغاز درگیری‌های درون دانشگاه و در پی آن تعطیلی مراکز عالی کشور شورایی برای بازبینی کتب و محتوای درسی شکل گرفت. از جمله اقدامات دیگر در این سال ‌ها جداسازی مدارس دختران و پسران بود. اجباری کردن پوشش اسلامی در مدارس و دانشگاه‌ ها، ممنوع کردن تحصیل زنان در بعضی رشته‌ها و بازبینی کتاب ‌های درسی و زدودن عکس‌ های زنان بی‌حجاب از کتاب‌ ها در طول این سال ‌ها اعمال گردید.

وضعیت حضور دختران دانشجو در دولت ‌های مختلف

در سه دهه‌ی گذشته یازده مرد ریاست دولت ‌های ایران را بر عهده داشته‌اند. از سال ۱۳۶۸با پایان جنگ و بازگشت نسبی آرامش به کشور دانشگاه‌ها نیز وارد فضای جدیدی شدند که در سال ‌های بعد با انتخاب سید محمد خاتمی و دوران اصلاحات بیشترین تغییر را بعد از انقلاب در فضای فرهنگی و سیاسی درون دانشگاه شاهد بودیم. روند صعودی حضور دختران در دانشگاه‌ها از سال ‌های ۷۵و ۷۶آغاز و بنا بر آمار سازمان سنجش پانزده سال است که دختران حضور بیشتری در جلسات کنکور دارند و خواستار تحصیلات عالی هستند. روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد همزمان بود با محدود شدن آزادی فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی در دانشگاه ‌ها و بنابر سنت‌ کشورهای مردسالار، هر زمانی فضای یک جامعه محدودیت ‌های تازه‌ای پیدا‌ می ‌کند، زنان در صف اول نابرابری و تبعیض قرار می‌گیرند. در دوره‌ی دولت ‌های نهم و دهم بیشترین تلاش ‌ها برای خانه ‌نشینی زنان صورت گرفت. اما با این وجود دختران همواره متقاضیان اول ورود به دانشگاه‌ ها باقی ماندند.

مشکلات زنان برای رسیدن به درجات بالای علمی و شغلی

هرچند زنان در دو دهه ‌ی گذشته با وجود تمام نگا‌ه‌ های سنتی در جامعه جایگاه خود را در دانشگاه ‌ها تثبیت کرده‌ و در بیشتر سال ‌‌ها اکثریت ورود به مراکز عالی دولتی را کسب کرده ‌اند، اما همواره در مقاطع بالاتر این موضوع با شیب زیادی حالت معکوسبه خود گرفته است. در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری بر خلاف مقطع کارشناسی این مردان هستند که حضور پررنگ ‌تری دارند. همچنین بررسی توزیع جنسیتی هیات علمی دانشگاه ‌های کشور نیز حکایت از نابرابری عمیق دارد. در مورد روند نه چندان قابل‌ قبول افزایش حضور زنان درهیات ‌های علمی دانشگاه‌ ها نسبت به آمار بالای دانشجویان زن صحبت‌ های زیادی شده است. چرا با آمار قابل توجه دانشجویان زن در کشور ، تعداد استادان زن عضو هیات علمی متناسب با آن نیست؟ تعداداعضای هیات علمی در دانشگاه ‌های دولتی تا قبل از سال ۱۳۸۸، بیش از۵۵هزارنفر بوده است که تنها حدود۱۱هزارنفراز آنها را زنان تشکیل داده ‌اند.

دو سال بعد از آن این تعداد به بیش از۶۲ هزارعضوهیات علمی افزایش یافته ‌که از این بین زنان ۱۳هزار نفر آن را تشکیل می ‌دهند. این آمارها گواهی می ‌‌دهند با وجود اینکه زنان در ورودی به دانشگاه بیش از یک دهه است که گوی سبقت را از پسران ربوده ‌اند، اما برای تکمیل تحصیلات در مقاطع بالاتر مشکلات دوچندانی نسبت به پسران دارند. روند نه چندان قابل ‌قبول افزایش حضور زنان در هیات ‌‌های علمی دانشگاه‌ ها و همچنین بازار نسبت به آمار بالای دانشجویان زن، خود نشان از محدودیت ‌‌های فراوان عرفی، اجتماعی و قانونی برای زنان دارد. به شکلی سنتی در جامعه‌ ی ایران مردان نان ‌آور خانه محسوب می ‌شوند، صاحبان کار حضور مردان در مشاغل اصلی را جدی ‌تر می ‌‌گیرند و همچنین فشارهای خانوادگی بر دختران برای ازدواج در سنین پایین ‌تر به مراتب بیشتر است. با ازدواج دختران امکان ادامه تحصیل آنان در مقاطع بالاتر نیز کمتر می‌‌ شود و به شکلی سنتی بخش بزرگی از این دختران تمرکز بیشتر خود را بر همسرداری و کارهای خانه می‌گذارند. همان چیزی که یک جامعه‌ ی مردسالار از آنان انتظار دارد و خواسته و ناخواسته آنان را در این مسیر قرار می‌دهد و اگر افرادی در مقابل چنین رویکرد و تفکری ایستادگی بکنند فشارهای روحی بسیاری را از جانب جامعه باید تحمل کنند. عوامل بسیار دیگری ازجمله مشکلات اقتصادی، دوری برخی دانشگاه ‌ها از محل زندگی دختران و عدم اجازه والدین به جدایی آنان از خانه نیز وجود دارند که وقتی همگی آن ‌ها در بستر یک جامعه مردسالار در کنار هم قرار می‌‌ گیرند محدودیت ‌های زنان را در مسیر تحصیل و اشتغال دو چندان می ‌کند.

محدودیت جدید برای حضور زنان در دولت یازدهم

اما ماجرا به همینجا ختم نمی ‌‌شود، جایی که محدودیت ‌‌های قانونی دست و پا گیر هم اضافه می ‌شوند. از اولین تصمیم‌ های وزارت بهداشت دولت تدبیر و امید در حوزه زنان محدود کردن آنان در رشته ‌های پزشکی‌ دانشگاه ‌‌های سراسری کشور بود. معاون این وزارتخانه اخیرا گفته است:«باتوجه به افزایش تعداد دانشجویان دختر در دانشگاه‌ های علوم‌ پزشکی ، به‌ دلیل کمبود دانش‌آموخته پسر در اعزام نیروی پزشکی به مناطق دور دست مشکلاتی ایجاد شده است و لازم است وزارت بهداشت در پذیرش دانشگاه های پزشکی تغییر ایجاد کند.» او با اشاره به این موضوع که در۲۰سال گذشته همواره زنان درکنکورهای پزشکی موفق ‌‌تر بودند و به دلیل اینکه محدودیت ‌‌هایی برای کار کردن دارند، اکنون در مناطق محروم و دور از مرکز مشکلاتی بوجود آمده است. شاید اولین نکته ‌‌ای که به ذهن می ‌‌رسد برداشتن مشکلات و محدودیت‌ های زنان برای اعزام به این مناطق است. اما این وزارت‌ خانه به روال تمامی دستگاه ‌‌های دولتی و غیردولتی اولین راه حل پیشنهادی ‌‌اش، محروم کردن زنان از ورود بیشتر به دانشگاه با عنوان طرحی به نام تعادل سازی جنسی است.

سوالی که پیش می‌آید این است که چرا در سال‌ های اخیر و با تغییر دولت‌ها و رویکردها ‪زمانی که صحبت از تعادل می شود همواره زنان اولین قربانی ها هستند. تجربه سه دهه گذشته نشان داده تعادل سازی جنسی یا تغییراتی از این دست فارغ از جهت گیری ‌های حزبی و سیاسی دولتمردان تنها محروم کردن زنان را مد نظر دارد.

به نظر می ‌رسد تا زمانی که چنین رویکردی وجود دارد، همواره پوستر سال‌های جنگ جهانی دوم و این جمله که «ما توانایی انجام دادنش را داریم» زنده و یک مطالبه ‌ی روز برای فعالان حقوق برابر باقی خواهد ماند.

برچسب‌ها:آموزش,

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)