امروز اتفاقات همزمانی افتاده که تحلیلش خیلی آسان نیست و باید کمی بیشتر تأمل کرد. اما این تحلیل مقدماتی را می نویسم تا علائم بازهم بیشتری نمایان شود و ببینیم چقدر سود و زیان دارد.

1- حسین شریعتمداری که دیروز هم سرمقالۀ کیهان را با یک تیتر بسیار رادیکال نوشته بود در خوشبختی از شکست مذاکرات هسته ای؛ امروز هم مجبور شده سرمقاله را خودش بنویسد در مقابله با آزادی خواهی رسانه ای روحانی (اینجا). اما چون سنت کیهان است که شریعتمداری هیچگاه بیشتر از یک سرمقاله در هفته یا چهار روز فاصله ننویسد و خواسته این سنت روزنامه را حفظ کند و بحرانی بودن جبهۀ خودشان را علنی نکند؛ سرمقالۀ امروز کیهان را بعنوان یادداشت میهمان و با امضای مستعار نوشته است. تیتر سرمقاله حقوقی و راجع به قانون گرایی است. اما در متن مقاله نتوانسته است بغیر از استناد به تفکیک قوا و اصل 57 به دستاویز دیگری استناد بکند. و بویژه حرفی از نهاد من درآوردی و غیرقانونی شورای عالی فضای مجازی که بدستور فراقانون خامنه ای تشکیل شده است نزده است. زیرا می داند که غیرقانونی و زیاده خواهی خامنه بوده و استناد به آن عین بی قانونی است. لذا خیلی سریع از قانون گذشته و رییس جمهور را – مرتب هم محترم خطابش می کند – بباد تمسخر و استهزا و اقتصادت کو؟ گرفته و نهایتاً با نوکر کدخدای جهان معرفی کردنش نوشته اش را تمام کرده است. نکتۀ جالب دیگر راجع به نوشتۀ شریعتمداری انتخاب نام مستعار “احمد شفیعی پور” است که ترکیبی از نام پیامبر و شفاعت اخروی اوست و خواسته بروحانی اخطار کند که این آخرین تلاش “پور” (نماینده و پسر) شفاعت پیامبر است جهت نجاتش از خشم و قهر تندروان ایدئولوژیک و باید توبه کند سریع.

2- در سوی دیگر اما رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی حسن فیروز آبادی سخنان سیاسی بسیار تندی علیه مخالفان روحانی بر زبان رانده (اینجا) که هم از جهت اینکه او بندرت حرف سیاسی آشکار می زند؛ و هم از جنبۀ رادیکال بودن آن و سه دیگر از جهت غیر پیش بینی بودن آن در نزدهمۀ تحلیلگران – او را بطور سنتی در جبهۀ مخالفان یا حداقل عدم موافقان روحانی قرار می دهند – بسیار شوک آور و مهم بوده است. فیروز آبادی حتی مشخصاً و رسماً قبول کرده است که بسیاری از رسانه ها وابسته به نیروهای مسلح هستند و هم مهمتر اینکه آن ها را تهدید به برخورد کرده اگر از تخریب روحانی دست برندارند. اینکه حرف فیروز آبادی چقدر برد دارد و ممکن است در تعدیل فضای رسانه ای  بنفع روحانی کمک کند را خیلی مطمئن نیستم. اما اینکه حرف او وزنه ای به سود روحانی هست و خواهد بود هم شکی ندارم. لذا فقط گمانه زنی می کنم که حرف امروز فیروزآبادی از چه آبشخورهایی می تواند برخاسته باشد و چرا؟

الف- اینکه فیروزآبادی از جبهۀ “شریعت” خامنه ای به جبهۀ “عرفیت” روحانی تغییر مسیر داده باشد که احتمالش مطلقاً صفر است.

ب- اینکه اوضاع کشور چنان وخیم است که در یک توافق و دستور از سوی خامنه ای تصمیم به بازگذاشتن دست روحانی گرفته اند تا توافق با غرب را و سبک تر کردن تحریم ها را بخطر نیاندازند. ممکن است اما احتمالش بالا نیست. زیرا قبلاً هم گفته ام برای جبهۀ ایدئولوژیست ها مذهب سنتی و متحجر اهمیت بنیادین دارد و آن را جز در یک جنگ خانمان برانداز معاوضه نخواهند کرد. چون دوام و قوام شان در قدرت فقط و فقط در گرو همین ایدئولوژی محوری است.

پ- اتاق فکر گروه خامنه ای و فیروز آبادی و تندروان مذهبی از رادیکال شدن های فزایندۀ این روزهای اخیر روحانی ترسیده اند. آنان می دانند که فعلاً از نظر افکار عمومی در حضیض مطلق هستند و قدرت جلوگرفتن از پیشروی روحانی را ندارند. لذا تصمیم گرفته اند که تا روحانی از این هم تندتر و رادیکال تر نشده با فرستادن پالس های مهربان او را وادار به توقف داوطلبانه کنند. این احتمال قویترین احتمال موجه در بین گزینه هاست. زیرا روحانی هم نه خواست و نه توان ریسکش را دارد که کم کم تبدیل به اپوزیسیون آیت الله خامنه ای بشود و احتمال اینکه تندروی های اخیرش را متوقف کند هست.

ت- عوامل عاطفی و زیاده روی های کثیف جبهۀ – واقعاً دیگر خودسر – هواداران و سپاه – تحت نام حمایت از خامنه ای – خودشان را هم به وحشت انداخته و نمی خواهند روحانی را بسرحد دیوانگی و لاجرم استعفای وزرا و دولتش ناراحت و در تنگنا قرار بدهند. این عواملی که گفتم کمک کننده بوده که به گزینۀ سوم برسند و از در آشتی با روحانی در بیایند. بویژه کارهایی مثل فیلم های سریالی “من روحانی هستم” یا گذاشتن دوربین مخفی در تعقیب وزرای روحانی که حتی توانسته است از میز شام ظریف در وین فیلم بگیرد بهوای پیدا کردن نقطه ضعف شرعی؛ در تصمیم به تعدیل مخالفان روحانی اثر قطعی داشته است.

3- البته محسنی اژه ای هم در سوی دیگر همان خط و نشان سرمقالۀ شریعتماری را پررنگ کرده در اینکه روحانی حق ندارد مصوبات کمیتۀ “تعیین مصادیق مجرمانۀ فیلترینگ” تحت ریاست قوۀ قضائیه را نادیده بگیرد هم جزو خبرهای نسبتاً مهم بوده؛ اما مهم این است که ببینیم روحانی چه واکنشی به این تغییرات عمده در صحنۀ سیاسی نشان خواهد داد. روحانی دو راه انتخاب دارد که یکی بسوی کمی خوشبختی و دیگری بسوی زیادی بدبختی خواهد رفت و او براه سوم خواهد رفت:

الف- روحانی فارغ از انگیزۀ فیروزآبادی، از موقعیت پیش آمده استفاده کند و برخی از وعده های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی وعده داده اش در انتخابات و تکرار کرده اش در چند روز گذشته را عملیاتی کرده و اراده اش به تغییر را به باور رأی دهندگانش ارتقاء بدهد.

ب- روحانی خام این پالس محبت نظامیان قرار گرفته و مجدداً برگردد بهمان مواضع منفعل و خنثای تا قبل از ماه اردیبهشتش و اجازه بدهد مارهای کرخت شده و گیج مجدداً بیدار شده و با سازماندهی و تجدید قوای بیشتر بیایند و زمینگیرش کنند.

پ- حدس خودم این است که روحانی الف و ب را انتخاب نخواهد کرد و بازهم به اعتدال و ایستادن نامتعادل در مرز مشترک دو راه کار بالا راغب تر خواهد شد.

4- اگر روحانی راه الف را انتخاب می کرد/ بکند همه هورا می کشیدیم و من هم دربست حمایتش می کردم /خواهم کرد. اما اگر روحانی راه دوم را انتخاب کند و برگردد به انفعال و روضه خوانی؛ طبیعی است که ناراحت خواهیم شد و من هم با تمام استعدادم مخالفت خواهم کرد. در صورت انتخاب راه میانه و بلاتکلیف فعلاً نمی شود گفت که چقدر به ضرر یا سود ایران خواهد بود و باید بعد از مشخص شدن واکنش روحانی و اندازۀ عملی مدرنیته یا سنت در رفتار و گفتارش خوشحالی و نارحتی از سویی و پشتیبانی یا مخالفت و انتقاد از جانب دیگر را اندازه بکنیم. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)