2009-01-25_02.05.53_DSC08501

 

 

 

 

 

 

 

گروهی از محافظه‌کاران در ایالات متحده و این طرف کره‌ زمین، در ایران لااقل بر سر یک نکته توافق دارند؛ یوگا ضد دین است.

سال گذشته، گروهی از مادر و پدرها در کالیفرنیای امریکا از مدرسه‌ای که با فرزندانشان یوگا کار می‌کرد، شکایت کردند و گفتند این تمرین فیزیکی و ذهنی، ضد آموزه‌های مسیحیت و گسترش دهنده «ادیان شرقی» است.

این هفته نیز در ایران، پایگاه بسیج «نجمه خاتون» قم با برگزاری همایش «آسیب‌‌شناسی یوگا»، به بررسی این «پدیده شیطانی» و به گفته آن‌ها، غربی پرداخته‌اند.

در همایش آسیب‌شناسی یوگا، یک روحانی به نام «حمیدرضا مظاهری سیف» درباره «آسیب‌های جبران ناپذیر یوگا» شفاف‌سازی کرده و از آحاد جامعه، به ویژه بسیجیان خواسته در این مورد هوشیار باشند. فرمانده این پایگاه بسیج هم در صحبت‌های خود، یوگا را «از دسیسه‌های شیطانی علیه دین» دانسته است.

شاید تصور کنید همایش چهارم اردیبهشت، اولین خبرعلیه یوگا در رسانه‌های محافظه‌کاران ایران باشد اما مرور اخبار چند سال اخیر نشان می‌دهد که این حساسیت‌ها در ایران عمر طولانی‌تری دارند.

سال ۱۳۸۵، بر اساس نامه‌ دفتر رهبری به شورای فرهنگ عمومی درباره «بروز و ظهور افراد، تشکل‌ها و انجمن‌های انحرافی با پوشش مسایل عرفانی و معنوی و جذب جوانان کشور به این تشکل‌ها»، کمیته‌ای برای بررسی این پدیده با ریاست سازمان تبلیغات اسلامی تشکیل شد. نمایندگان چند سازمان و نهاد دولتی نیز در این کمیته حضور داشتند از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، وزارت کشور، سازمان صدا و سیما، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، قوه قضاییه، شهرداری، دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، وزارت ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات، حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی قم و مرکز رسیدگی به امور مساجد در دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.

در جلسه‌های این کمیته‌ها به صراحت از «برخی ورزش‌ها مانند یوگا» به عنوان یکی از علل و عوامل رشد تشکل‌های انحرافی نام برده شده است.

ورزشی که دین را تهدید می‌کند

یوگا واژه‌ای است سانسکریت به معنای وصل کردن؛ پیوند ذهن به جسم، احساسات به منطق و توجه به عمل. بسیاری یوگا را یک ورزش کامل برای جسم و ذهن می‌دانند چون تکنیک‌های یوگا هم بدن را ورزش می‌دهد و هم ذهن را به تکاپو وادار می‌کند.

هرچند در سال‌های اخیر علاقه به یوگا در ایران بیش‌تر شده اما عمر یوگا در ایران ریشه‌دارتر است. فعالیت‌های «کانون یوگا» در سال ۵۵ – ۱۳۵۴ به طور غیر رسمی شروع شد و از سال ۱۳۷۴ با مجوز رسمی سازمان تربیت بدنی فعالیت می‌کند.

افزون بر این، «انجمن یوگا» نیز به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های فدراسیون ورزش‌های همگانی در ایران تعریف شده که البته به یوگا به عنوان فعالیتی کاملا ورزشی نگاه می‌کند.

براساس آماری که در ایران منتشر شده، اکنون بیش از ۱۹۶ باشگاه ورزشی به غیر از مراکز شهرداری، خانه‌های فرهنگ، خانه‌های سلامت و فرهنگ‎سراها در زمینه یوگا فعالیت می‌کنند. حدود ۴۸ باشگاه هم به شکل ویژه در تهران به یوگا اختصاص دارند که بیش‌تر در غرب تهران فعال هستند.

تا مدت‌ها ایران فضای امنی برای این نوع ورزش‌ها به نظر می‌رسید و از این نظر حتی با کشورهایی مانند مالزی و اندونزی هم تفاوت داشت که یوگا را برای مسلمانان ممنوع کرده بودند. اما به مرور ورق برگشت و حساسیت به این رشته بیش‎تر و بیش‎تر شد.

دو گانه تشویق و ممنوعیت

با وجود تاکیدی که فعالان یوگا در ایران بر ورزش بودن آن می‌کنند تا از حمله مخالفان در امان بمانند اما منکر دو بعدی بودن آن هم نمی‌شوند. آن‌ها در تمام آموزش‌های خود تاکید می‌کنند که تمرین‌های بدنی یوگا از تمرین‌های ذهنی جدا نیستند. برای انجام تمرین‌های بدنی یوگا (آسانا)، تمام قابلیت‌های ذهنی مثل توجه، دقت و تمرکز مورد استفاده قرار می‌گیرد و در تمرین‌های ذهنی مثل مراقبه هم بدن به کار گرفته می‌شود.

اما آن چه که محافظه‌کاران ایران را نگران می‌کند، تاکید بر عرفانی بودن یوگا است. آن‌ها می‌گویند «در یوگا ادعا می‌شود انسان از طریق یوگا به خود آگاهی رسیده، به خویشتن خویش پی می‌برد و به شناخت و دیدن حقیقت توانمند می‌شود».

این حساسیت‌ها، گروه‌های محافظه‌کار و برخی روحانیون را برانگیخته تا در برابر یوگا صف‌آرایی کنند؛ برای نمونه، یک روحانی به نام «حمزه شریفی دوست»، یک کتاب مستقل در نقد و آسیب‏شناسی یوگا تألیف کرده و روحانی دیگری به نام مظاهری سیف – همان کسی که در همایش اخیر قم سخنرانی کرده و رییس موسسه‌ای به نام «بهداشت معنوی» است- در «رادیو معارف» ایران برنامه‌های مفصلی درباره آسیب‌شناسی یوگا برگزار کرده است.

شریفی دوست در گفت‌و گویی با خبرگزاری «فارس»، با اشاره به نماد «سواستیکا»(صلیب شکسته)، آن را نشانه اعتقاد به تناسخ می‌داند که در شیطان‌پرستی هم جایگاهی ویژه دارد و در یوگا مبارک و سعید دانسته می‌شود.

او هم‌چنین عرفانی بودن یوگا را زیر سوال می‌برد و می‌گوید: «گیریم که بیداری کندالینی در بدن حقیقت داشته باشد، قصه چاکراها و نادی‌ها همگی درست باشند، به ‌فرض که انسان بتواند در سایه یوگا، تنش‌های روانی و استرس‌های روحی خود را کاهش دهد و با یادگیری چند هزار تکنیک در یوگا، به انضباط ذهنی هم دست یابد، دست آخر چه تضمینی وجود دارد که با این امور، رضایت خداوند حاصل شود؟»

حمیدرضا مظاهری سیف‌ اما یکی از دلایل مخالفت خود را با یوگا، غربی شدن آن می‌داند و می‌گوید: «مشاهده می‌شود که برخی استادان جدید یوگا هندی نیستند‌ بلکه اروپایی و امریکایی هستند که ما آن‌ها را جزو عرفان‌های نوظهور حساب می‌کنیم.»

او معتقد است یوگای جدید تغییراتی کرده که با یوگای سنتی هند که مبتنی بر ریاضت‌کشی است، متفاوت است: «این برداشت‌های جدید، جزو عرفان‌های کاذب قرار می‌گیرند. ‌آن چه که امروز یوگا را شکل می‌دهد، از غرب وارد شده است نه از هند! مربی‌های یوگا چون می‌بینند آموزه‌های غربی بیش‌تر هوادار دارند، به طور طبیعی به این سبک روی می‌آورند.»

با این وجود، مقبولیت یوگا نزد عموم جامعه باعث شده گروه دیگری از افراد برای توجیه آن، دست به دامن استدلال‌های دینی شوند. این شیوه برخورد را می‌توان در گفته‌های «مجید ابهری» که به عنوان رفتارشناس اجتماعی با رسانه‌های ایران گفت‌وگو می‌کند، یافت: «ورزش یوگا به تنهایی سابقه طولانی در باورهای دینی ما دارد که ما آن را با مراقبه می‌شناسیم.»

یا در نمونه‌ای دیگر، «مهسا سادات شریفی» که مشاور زنان رییس‌ سازمان میراث فرهنگی دولت حسن روحانی است، به تازگی در یک گفت‌وگوی تلویزیونی با برنامه «سیمای خانواده» گفته است: «دانشمندان خارجی برای کسب انرژی و رسیدن به آرامش توصیه می‌کنند که از یوگا، هیپنوتیزم و مدیتیشن استفاده شود. ما پکیج کامل آن را در قالب نماز داریم. من اخیرا یک تحقیقی را دیدم مبنی بر این که برخورد نوک زبان به سقف دهان باعث ایجاد آرامش می‌شود و ما می‌دانیم که بالاترین ذکر ما لااله‌الا‌الله است. الان یک مراکزی را ایجاد کرده‌اند برای بیان این ذکر.»

هرچند کسی به صراحت از ممنوعیت و تعطیلی این ورزش در ایران سخن نگفته است اما ایران دیگر مانند سال‌های پیش شاید محل امنی برای اهالی یوگا نباشد و افرادی که برای تسکین اضطراب، افسردگی و تشویش به آن رو می‌آوردند، ممکن است برای دسترسی به خدمات آموزشی آن با استرس‌های تازه‌ای روبه‌رو شوند.

هم‎چنین، به‌نظر هر دو گروه از تندروها در امریکا و ایران، فعالان این رشته تا به امروز از همراه کردن اکثر جامعه با خود ناکام مانده‌اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)