همنشین بهار: داستانی را که در قصر از دیگران هم شنیده بودم بارها با آب و تاب و لهجه اصفهانی‌اش تعریف می‌کرد و غش‌غش می‌خندید.
می‌گفت ساواکی‌ها به خونه یکی از توده ای‌ها می‌ریزند تا سوژه خودشان را دستگیر کنند. آخر کار که وی را با خود می‌برند نگاهشان به عکس قاب شده‌ای از کارل مارکس با ریش انبوهش می‌افتد و می‌گویند اگه به خودت رحم نمی‌کنی به این پدر بیچاره و پیرت رحم کن.

ویدیو را در لینک زیر ببینید
https://www.youtube.com/watch?v=MNINehVyN0A

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)