من در گذشته در اکثر مقالات خود به تاثیرات فاجعه بار شرع اسلام در قوانین جزایی و مدنی ایران پرداخته ام و به این نکته اشاره نموده ام که متاسفانه احکام شریعت اسلام از یکسو در تعارض و تناقض کامل با قوانین بین المللی وکنوانسیون های حقوق بشری بوده و از سوی دیگر عدم استقلال دادگستری ایران و فرمانبرداری اکثریت قضات از دستگاه های امنیتی امری کاملا آشکار و مبرهن می باشد. همچنین بارها یادآور شده ام که داستان حقوق بشر اسلامی همانند همان داستان جمهوری اسلامی (که نه جمهوری است و نه اسلامی) در تعارض بنیادین با حقوق طبیعی و بشریت و انسانیت می باشد.

اما اینک که جامعه جهانی در صدد ابراز نظر در خصوص پرونده خانم ریحانه جباری برآمده لازم است به چند نکته اساسی اشاره نمایم. نخست این که این پرونده مراحل بازپرسی و رسیدگی قضایی (بخوانید نمایش قضایی) را به پایان رسانده و اینک در مرحله اجرای حکم قرار دارد. معنی و مفهوم آن این است که دادگاه اسلامی کار خود را به پایان رسانده و حال این پرونده کیفری به دایره اجرای احکام ارسال شده است. به زبان ساده تر، تنها و تنها عاملی که اینک می تواند در سرنوشت خانم ریحانه جباری تغییری ایجاد نماید همانا گذشت خانواده محترم مقتول (حال به هر دلیلی که باشد) از قصاص قاتل میباشد.

جای تاسف است که در چنین زمان بسیار حساس و ذیقیمتی، همگی به جای متحد شدن برای استفاده از تنها راه موجود در قوانین موجود ایران که همانا گذشت اولیای دم مقتول می باشد، تعدادی اقدام به متشنج کردن جو نموده (حال به عمد و یا به سهو ) و با کمال بی خردی وعدم پذیرش مسؤلیت حرفهایشان حمله به شخصیت مقتول می نمایند. اینگونه سخنان و رفتار نابخردانه فقط موجب جریحه دار شدن و افزایش روحیه انتقام گیری خانواده مقتول می شود، تا نخست در صدد اعاده حیثیت فرزند مقتول خود بر آیند و سپس مانع از دست رفتن آبروی خانواده خود شوند. در واقع این افراد (که اکثرا فاقد دانش و تخصص حقوقی لازم می باشند) با این عمل خود نه تنها جان خانم ریحانه جباری را به خطر می اندازند بلکه ایشان را هر چه بیشتر به اعدام نزدیکتر می نمایند.

به عنوان یک انسان مسؤل همواره باید الویتها را شناخت و به یاد داشت که هر نکته جایی و هر سخن مکانی دارد. تصور کنید درحالیکه جان یک ایرانی تشنه لب گم گشته در بیابان با یک لیوان آب نجات می یابد، ما بجای تهیه آب برای او (خواه با خواهش ویا با التماس) همگی به سخنوری در مورد مافیای سد سازی و فساد گسترده و عدم وجود مدیریت صحیح آب در ایران بپردازیم. دوست عزیز شما اول این انسان تشنه را نجات بدهید و سپس تا هرزمانی که دوست داشتید در مورد مسایل آب در ایران سخنرانی بفرمایید.

در گدشته نیز شاهد بودیم که این قبیل اقدامات نمایشی کار ساز نبوده است و بجز مطرح شدن عده ای از افراد و ارضای حس خودبزرگ بینی طالبان شهرت و سهم خواهی تعدادی دیگر حاصلی به همراه نداشته است. متاسفانه همانگونه که ریاست قوه قضاییه (بخوانید ناعدالت آباد) اعلام نموده این دستگاه اعتنایی به فعالیتهای حقوق بشری ندارد و ارزشی برای قطعنامه های صادره حقوق بشری برعلیه جمهوری اسلامی قایل نیست. زیرا که تنها چیزی که برای حاکمیت جمهوری اسلامی مهم است حفظ قدرت می باشد و تا به حال برای حفظ این موقعیت خود ازهیچ اقدامی فرو گذاری نکرده است. هرکسی که به دادگستری جمهوری اسلامی سری بزند شاهد خواهد بود که در هیچ یک از شعبات این دادگستریها قانون به نحو صحیح اجرا نشده و حاکم نمی باشد و همه مردم به نوعی از این دستگاه قضایی ناسالم لطمه دیده و ناراضی می باشند.

حال با توجه به تمامی موارد ذکر شده و با توجه به کمبود وقت، امروز بهترین کار این است که به جای زیر سوال بردن قوانین و یا مراحل رسیدگی قضایی در پرونده خانم ریحانه جباری و اعمالی از این قبیل (که باید در نخستین روزهای تشکیل پرونده آغاز گشته و پیگیری میشد) همه فعالان واقعی حقوق بشر و نگرانان زندگی خانم ریحانه جباری همصدا از اولیای دم مقتول (خانواده محترم سربندی) تقاضای بخشش و گذشتن ازقصاص قاتل (حال به درست و یا غلط) را نماییم.

اما خوشا به حال آن جوان مجرم شمالی (شهرستان نور) که تنها به دلیل شفافیت قلب و گذشت والای مادر مقتول از بند مرگ رها شد. باشد که نام این مادر بزرگوار ( سامره علی‌نژاد – حسین‌زاده ) که مادر دیگری را از به عزای مرگ فرزند نشستن، نجات داد همواره در قلب تمامی مردم ایران نقش ببندد و این عمل او سرمشق تمامی خانواده های محترم قرار بگیرد که هیچ عمل خیری همانند بخشش جان یک انسان نیست.

با سپاس و درود

دکتر بهمن جلدی – حقوقدان
انستیتو ایران شناسی کانادا

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)