British-and-Us-Flags1بررسی سیاست های آمریکا و انگلیس در کشورهای دیگر، اکثرا تعجب ناظرین را به دنبال دارد. چرا که در کشورهائی که رابطه خیلی خاص و نزدیکی با آمریکا دارند، در اثر تغییرات سیاسی بهم ریخته و دوستی قبلی به دشمنی خونین تبدیل می شود. در حالیکه انگلیس ، علیرغم بعضی برخوردار های خشن با مردم کشورهای طرف دوستی خود، پس از تغییرات عمیق سیاسی در آنها ، باز هم رابطه خود را با انگلیس حفظ کرده و با رویکرد جدیدی و با نام های تازه ، همکاری را ادامه می دهند.
تحلیل دو رویکرد نشان می دهد، آمریکا با برخورد از موضع بالا و متکبرانه، طرف خود را در کشورهای دیگر ، دولت های آنها دانسته و تماس و ارتباط را تنها با صاحب منصبان حکومت برقرار می کند. در حالیکه انگلیس با توجه به سابقه و قدمت استعماری، بخوبی می داند . بعضی از جریانات، افراد، ، روسای قبایل، و رهبران مذهبی که بنظر می رسد کاره ای نیستند، قدرت تاثیرگذاری زیادی در جامعه دارند. لذا در عین ادامه رابطه خود با حاکمان دولتی، با اقشار دیگر جامعه ارتباط از نوع نزدیک برقرار می کنند و حتی کوشش می شود با پرداخت پول ،کمک و نفوذ عوامل خود در درون اجتماعات آنها ، برای روز مبادا کانال های اثرگذاری خود را داشته باشد.
برای توضیح ملموس تر، دو واقعه از تاریخ ایران را دوباره نگری می کنیم. اول به سلطنت رسیدن رضا شاه ، بعد از شکست سفیدها در شمال ایران که با کمک انگلیس ها علیه دولت شوروی می جنگیدند. بلشویک ها به تلافی وارد ایران شده و به سمت تهران حرکت کردند. انگلیس ها ترسیده و از شمال شروع به عقب نشینی به سوی تهران کردند. وزارت خارجه انگلیس دانست که اوضاع خراب است و همچنین دولت بی عرضه ایران نه اراده و نه توان ایستادگی در مقابل روس ها را دارد. و لذا باید راه حلی برای مشکل پیدا می شد، ژنرال آیرونساید بسرعت از عراق به تهران عزیمت کرد، در ملاقات با سید ضیاء دوست انگلیس تبادل نظر کرد، سید پیشنهاد کرد احمد شاه ترسو و بی عرضه است لذا اگر یکی از فرماندهان نظامی کودتا کند، برای حفظ حکومت خود حاضر به هر معامله ای خواهد شد.
آیرونساید به مقر اصلی نیروهای قزاق، تنها نیروی نظامی متشکل ، که در خان بابا در نزدیکی قزوین مستقر بودند رفت و پیشنهاد کودتا همراه با حمایت دولت انگلیس را به اطلاع آنها رساند، همگی بدلیل قسمی که برای حفظ سلطنت سلسله قاجار خورده بودند، از پذیرش پیشنهاد خودداری کردند. تنها کسی که حاضر به قبول این عمل شد، رضا خان میرپنج ، فرمانده ای که از نگهبانی سفارتخانه به این درجه رسیده و بشدت جاه طلب بود. رضاخان با دو هزار نیرو بعنوان سرکوب اوباش تهران حرکت کرد. از طرف دیگر انگلیس ها سراغ سرکردگان اوباش که با آنها ارتباط داشتند رفته و خواستند تا در زمان ورود نیروهای قزاق با آنها درگیر نشوند. و بالاخره از کانال های ارتباطی خود با روحانیون جهت عدم مخالفت آنها با ورود قزاق ها به تهران استفاده کردند. روشن است این ارتباطات وسیع انگلیس با اقشار مختلف مردم ، امکان کودتای بدون شلیک حتی یک تیر را فراهم آورد، و در ادامه کار کودتا تا جایگزینی سلطنت پهلوی بجای قاجار پیش رفت.
واقعه دوم، انقلاب 57 بود، قبل از انقلاب ، آمریکا رابطه گسترده ای با دولت شاه داشت، بطوریکه محمد رضا شاه با ارتش تا دندان مسلح به تسلیحات پیشرفته آمریکائی، و 50 هزار مستشار نظامی، نزدیکترین دوست آمریکا در منطقه و به نیابت از آن ابرقدرت ، پاسداری از منافع آمریکا در کشورهای خاورمیانه را عهده دار بود.
آمریکا در جریان انقلاب و در راستای انتقال آرام حکومت، شاه و سران ارتش را راضی به کنار رفتن و بیطرفی کرد و در نهایت انقلاب توانست بدون ورود ارتش به درگیری های خیابانی جایگزین شود. حکومت اسلامی مخالفت خاصی با آمریکا نداشت و در پی آن بود تا پس از نشستن گرد و خاک انقلاب ارتباط خوبی با آمریکا برقرار نماید.
با وجود شرایط بالا یک گروه کوچک که به تحریک چپ ها برانگیخته شده بودند، دو بار اقدام به اشغال سفارت آمریکا کردند. بار اول پس از اطلاع دولت ایران از این اتفاق، نمایندگان دولت بسرعت اقدام و کارکنان دستگیر شده سفارت آمریکا را از دست گروگان گیران نجات داد.
در نوبت دوم، دولت در وضعیت ضعیفی قرار داشت و تصمیم گیری و اقدام جهت آزادی کارکنان سفارت بطول انجامید، در این مدت گروه های چپ توانستند با راهپیمائی ، هوچیگری، و دمیدن در تنور مخالفت با آمریکا، عده ای از مردم را به جلوی سفارت بکشند و بخشی از حکومت اسلامی سعی در بهره برداری از این اقدام دانشجویان برای زمین زدن حریفان سیاسی خود کرد.
آمریکا بعلت عدم وجود لابی در اقشار مختلف جامعه نتوانست، در مقابل این عمل عکس العمل نشان داده و از پائین و سایر گروه های مرجع به حکومت فشار وارد کند. . به همین سادگی ارتباط گسترده و عمیق دو دولت به تخاصمی ادامه دار تبدیل ،که تا کنون حل نشده است.
طنز تاریخ است که در سال 32 عده قلیلی از اوباش توانستند آمریکا را به ایران بیاورند، و در سال 58 عده قلیلی چپ توانستند رابطه گسترده و عمیق آمریکا و ایران را علیرغم تمایل دولت ایران بگسلند.
در کودتای سال 32 اگر نیروهای اوباش که توسط انگلیس راه افتاده بودند، در خیابان های تهران حرکت نکرده و اقدام به تخریب مکان های حزب ایران ، توده و روزنامه های طرفدار آنها نکرده بودند، کودتا نمی توانست به پیروزی برسد. . ولی آمریکا دچار خطا شد و این حرکت را بنام خود نوشت و تصور کرد می تواند در جاهای دیگر دنیا و به سادگی ایران همین عمل را تکرار کند. و دیدیم که در گواتمالا و اندونزی به کشتارهای وسیع و خونینی انجامید که برای سال ها چهره آمریکا میان ملت های جهان سوم را لکه دار کرد .
پیروز باشید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)