10013512_1412828605643433_957488350_n
پس از بررسی پیشینه و نژاد کوردها و پرداختن به اهمیت مباحث تاریخی و ارائه ی تعریفی از هویت و فرهنگ ، به بررسی برخی مفاهیم دیگر از جمله ملت ، قوم و دولت -ملت ، شاخصه ها و ملزوماتشان می پردازیم.

ملت
منشا تاریخی تاثیر مستقیم در پیدایش ملل دارد ، پیوند افراد در جوامع مختلف به مرور تحکیم یافت و مشترکات قومی، زبانی ،رسومات و مصالح ،سبب هرچه نزدیکتر شدن اجتماعات بشری شدند ، این امر در حافظه ی تاریخی آنها ماندگار شده و ملتها را پدید آورد.
مجموعه افرادی که دارای نژاد، زبان ، فرهنگ ، تاریخ (پیشینه) ، آیین و منافع مشترک بوده و در سرزمین جغرافیایی مشترک و مشخصی زندگی می کنند ، ملت نامیده می شوند. اگرچه تمام این عوامل برای اثبات وجود یک ملت لازم نیست و گاه جمعیتی بر پایه یک با چند ویژگی مشترک، ملت واحدی را تشکیل می دهند . کلمه ی ملت (nation) از کلمه لاتین nasci به معنای متولد شدن اقتباس شده‌ و ملیت ، بخشی از شاخصه هویتی هر انسان است و این هویت ها هستند که جایگاه انسان در جهان را تعیین می کنند . اعضای یک ملت ، دارای منافع و پیشینه مشترک هستند و حس تعلق و تعهد متقابل دارند.
پیدایش ملتها مربوط به دوران خاصی نیست و نباید آن را پدیده ای نوظهور دانست. اما در قرن 16م ، با پیدایش دولت ملت های مدرن ،مفهوم ملت همراه با دولتها تعریف شد و از این رو ملت هایی که استقلال سیاسی نداشتند ، در چهاچوب هویت جعلی و مرزهای اجباری قرار گرفتند.
البته از آن زمان تاکنون و به خصوص در قرن بیستم، ملت ها در راستای منافع جمعی و همگون شدن ملی پیش رفتند و این روند سبب کسب استقلال برای برخی ملت ها شده است . در این میان برخی هم مانند ملت کورد، با آنکه ریشه در تاریخ کهن دارند و از تمامی فاکتورهای ملی بهره مندند ، تا به امروز برای حق تعیین سرنوشت خود مبارزه می کنند.
عوامل موثردر پروسه ی ملت سازی اگرچه بطور کلی مشترک و مشخص است،اما بسته به زمان و شرایط نیز تغییر می یابد . به طور کلی پیوندهای نژاد،قوم،دین ، زبان ،فرهنگ و تاریخ ملت ساز هستند و همانگونه که اشاره شد، داشتن تمام شاخصه ها الزامی نیست و در موارد مختلف عوامل مشخص کافیست.
برای مثال دولت سوییس با وجود 3 منطقه ی جغرافیایی ،3 اشتراک زبانی (فرانسه،آلمانی،ایتالیایی) و دو نوع اشتراک دینی (کاتولیک،پروتستان) ، بر پایه سرزمین مشترک ، دولت-ملتی مقتدر را بوجود آورده است و اسرائیل هم با تکیه بر دین و زبان مشترک ، هویت ملی را پدید آورده است.
بنابراین کوردها با منشای قومی-نژادی مشترک (اجداد کوردهای امروزی ) ، زبان ، آیین ، آداب و رسوم مشترک و سکونت تاریخی در جغرافیای مشترک (کوردستان ) را باید قاطعانه ملت نامید. آنها همچنین دارای سرنوشت ، منافع و مصالح مشترک هستند.

قوم
قومیت از شاخصه های هویتی هر فرد به شمار می آید و با ملیت، ژنتیک ، آئین ، مناسک ، گویش زبانی و علایق مشترک مشخص می‌شود.به گفته آنتونی اسمیت قوم به گروهی از انسان‌ها گفته می شود که اعضای آن دارای مشترکات نژادی ، اصل و نسبی یکسانی هستند.
بر این اساس ملت کورد شامل اقوامی مانند لور ، لک ، کرمانج ، سوران ، کلهور، بختیاری و .. است و همچنین ایل ها ، طوایف بزرگ ، عشیره ها را نیز باید از گروههای قومی دانست.
مفاهیم ملیت و قومیت دو مفهوم مرتبط هستند که در جوامع سیاسی معنای متفاوتی را القا می‌کند ، باید گفت که این گروه‌های قومی با ویژگی‌های مشترک هستند که در کنار یکدیگر ملت ها را به وجود می آورند .
از لحاظ فرهنگی نیز فرهنگ قومی را از زیر مجموعه های فرهنگ ملی می دانند و از دیدگاه جامعه شناسان “قوم” بیشتر با پیوند نژادی مرتبط است و تحول در آن معمولا تحولات جمعیتی را به همراه دارد.

دولت
مفهوم دولت ، با پیدایش دولت-شهرها ایجاد و به شکل دولت-ملتهای مدرن (پس ازرنسانس و قرن 16م) تغییر یافت. دولت یک سیستم سیاسی-اقتداری مستقل برای دفاع ، حمایت و پیشبرد منافع ملت است. به طور معمول دولت ابزاری برای رفع نیازها و امورات ملت است و در راستای منافع ملی، ایجاد اقصادی پویا، بهبود سطح کیفی زندگی اعضا ، آموزش و پرورش مناسب، حفظ و ایجاد امنیت برای شهروندان در داخل و دفاع از آنها در مقابل تهدیدات خارجی، رفع نیازهای شهری -خدماتی و .. گام بر می دارد . با این وجود دولتها می توانند اقتدار مشروع یا نا مشروع باشند.
ضرورت وجود دولت در زندگى اجتماعى، آن چنان روشن است که نیازى به دلیل و برهان ندارد. حکومتى که آزادى هاى فردى در چهارچوب مصالح اجتماعى را حفظ کند و در پرورش استعدادها بکوشد، مردم را به وظایف خود آشنا سازد و قوانین همه پسند را عادلانه اجرا کند،دستاوردی مبارک و مفید است. از این جهت اندیشمندان بزرگ جهان، مانند افلاطون، ارسطو، ابن خلدون و برخى دیگر وجود دولت را یک پدیده اجتناب ناپذیر تلقى کرده اند.
«مارکس» نیز وجود دولت را تا جایی که اختلاف طبقاتى در میان است، ضرورى مى داند، ولى معتقد است که پس از گسترش «کمونیسم» در سرتاسر جهان، دولت باید از بین برود، وى تصور مى کند که مایه نزاع و اختلاف تنها اختلاف طبقاتى است ،که در نبودش، وجود دولت لزومی ندارد.
اگرچه دولت و ملت مفاهیمی مرتبط هستند ، اما وجود و یا عدم وجود دولت ، دلیلی برای عدم موجودیت یک ملت نیست ،
چنانچه ما شاهد ملت های بدون دولت ( کوردستان ، فلسطین ، تبت ،کاتالونیا، باسک، اسکاتلند، کبک)، دولت های بدون ملت (سنگاپور، تایوان، افریقای جنوبی)، دولت های چند ملتی ( بلژیک، اسپانیا،برتانیا)، دولت های تک ملتی (ژاپن)، دولت هایی با ملت مشترک (کوریای جنوبی وشمالی) و … هستیم.
مطالبه یک ملت می تواند به تشکیل و یا تغییر دولت بیانجامد و ایجاد دولتهای همگن ملی ، تعهد به قوانین بین المللی و رعایت حقوق بشر و ملت ها است.
گاهی طرح مطالبات از سوی ملتهای بدون دولت ،سبب صف آرایی و مقاومت دولتهای مرکزی حاکم بر آنها می گردد و همین امر زمینه ی تنشهای بسیاری را در دوران معاصر ایجاد کرده است. تقابل و تعامل ملت و دولت ریشه ای به موازات تاریخ تمدن دارد.

با استناد به تعاریف و مدارک ذکر شده ، کوردها ملت مستقلی هستند و این اصل ، حقوقی را برای آنها در پی دارد .
این حقوق شامل برخورداری از حقوق بشر ، حق مالکیت ، حق تعیین سرنوشت، حق حاکمیت ملی ، حق دفاع مشروع و در نهایت حق استقلال و تاسیس دولتی مستقل است تا بتواند آرمان ها و منافع ملی کوردها را دنبال کند. باید گفت حق در اساس امری غیرقابل انکار است و حال با در نظر گرفتن حجم گسترده کشتار و کینه ورزی گروه سلطه ، اهمیت دسترسی به آن برای کوردها دو چندان می شود. در جهان امروز انسان های آگاه به دور از تعصبات کور کورانه حقایق را مورد بررسی قرار می دهند و بر حقوق انسانی معتقد هستند . هر ملتی حق دارد از حق و حقوق خود آگاه باشد و تا دستیابی به آنها تلاش کند.

حقوق بشر
حقوق بشر حقوقى است که هر فردى، به علت انسان بودن از آن برخوردار بوده و برابر ، جهانی و سلب نشدنى است و به تمام نوع بشر تعلق دارد.
همچنین هرکس صرفنظر از کشور و جامعه ای که در آن زندگی می کند، از آن بهره مند است و جائیکه این حقوق بطور سیستماتیک نقض شود، خواسته ها و مطالبات حقوق بشر بطور بنیادین مطالبه و بروز مى شود. یک موجود، یا انسان است یا نیست و از این رو از حقوق بشر به طور مساوى برخوردار و یا از آن محروم است.
در دنیای امروز افکارعمومی و اراده ی اخلاقی بر رعایت این حقوق تاکید دارند و همینطور که شهروندان بیشترى در نقاط دنیا به حقوق اعطا شده توسط دولت هایشان مى نگرند، تقاضا براى حقوق بشر مرتبأ باعث فرار دیکتاتورها و سقوط دولت هایشان مى شود.
اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر در در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (پاریس) و در تاریخ 10 دسامبر 1948 میلادی در راستای تعیین و حمایت از این حقوق انسانی مشتمل بر 30 بند به تصویب رسید.
از حقوق و مباحثی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر چندین بار مطرح شده ، حق حیات ، آزادی – امنیت و زندگی آزاد به همراه شرافت انسانی و حفظ حریم خصوصی و دسترسی به مراجع عادلانه است ، که به فراگیربودن این حقوق برای تمام انسان ها بدور از هر نوع تبعیض و جدایی از هر لحاظ تاکید شده است.
آزادی شامل حوزه های اندیشه ، بیان و عمل می شود و به طور کلی داشتن اختیار وحق انتخاب ، بدون اجبار است به شرطی که در آزادی دیگران خللی ایجاد نکند.
برخی از مواد این اعلامیه به شرح زیر است :
– در میان جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین‌المللی انسان ها ، فارغ از اینکه سرزمینشان مستقل، تحت قیومیت، غیرخودمختار یا تحت سلطه باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد. (ماده 2)
– هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است. (ماده 3)
– احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود، بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع است. (ماده 4 )
– هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد. (ماده 5)
– هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد. (ماده 9)
-هر انسانی سزاوار و محق به داشتن ملیتی است و هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از ملیت خویش محروم کرد، و یا حق تغییر ملیت را از وی دریغ نمود. (ماده 15)
– هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.(ماده 18)
– هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین‌المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد (ماده 22)
-هر فردی در برابر جامعه ای که فقط در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر می گردد، مسئول است. (ماده 29)

منابع
– ملت – See, Anthony D. Smith, “Ethnie and Nation in the Modern World”, Millennium, 14:2 (1983), 128-32; Peter Alter, Nationalism (London: Edward Arnold, 1989), 17.
– کردیسم / دکتر بهزاد خوشحالی
– Harper, Douglas. “Nation”. Online Etymology Dictionary. Retrieved 5 June 2011
– Nations: The Long History and Deep Roots of Political Ethnicity and Nationalism. Cambridge: Cambridge University Press. 2013
– قوم – ملی گرایی / آنتونی اسمیت ، جان هاچینسون – ترجمه مصطفی یونسی
– دولت Alfred Michael Boll (2007). Multiple nationality and international law. Martinus Nijhoff Publishers..ISBN 978-90-04-14838-3. Retrieved 25 November 2010
– اعلامیه جهانی حقوق بشر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)