10013512_1412828605643433_957488350_n

تاریخ بیانگر تلاش و عملکرد هر ملتی برای تداوم بقایش تا به امروز است و این تاریخ پر فراز و نشیب ، معرف هویت کوردها ، سرنوشتشان و بیانگر خواست و حقیقت آنها است . اهمیت تاریخ تا جایی است که نیچه می گوید:” تاریخ، انسان را از اقدام و عمل نابجا دور و از ساخت و یا تحریف آن عاجز می سازد. بدون در نظر گرفتن گذشته ، حال غیر قابل درک و آینده بدون معناست”.
همچنین پُل والری متفکر فرانسوی معتقد است که ” تاریخ، ملت ها را به رویارویی می کشاند، زخمهای کهنه ملت ها را تازه و آنها را به انتقام سوق می دهد.”
تاریخ هر ملت، مایه خود باوری آن ملت است و به انسان کمک می کند تا خود و دیگران را شناخته ، در ارتباط با دیگران آگاه عمل کرده و در برابر هر کنشی ، واکنش مناسب نشان دهد. تاریخ به انسان توانایی می بخشد که راست و دروغ را از هم تشخیص دهد. بسیاری از ملت ها بر پایه ی تاریخ ، تمدن خود را بنا کرده و بر مبنای آن اکنون و آینده خویش را رقم می زنند.
کوردها دارای تاریخی چند ده هزار ساله هستند و سرنوشت آنان در طول این تاریخ کهن ، همواره دستخوش تغییرات شگرف شده است. این تاریخ پرفراز و نشیب مالامال از جنگ ، کشتار و خونریزی بوده و به موازات آن هویت ، فرهنگ و اصالت کوردی انکار شده است.

هویت
هویت یک مفهوم است ومفاهیم بیش از آنکه دارای تعریف باشند، دارای تاریخ هستند . هویت پاسخ سوالاتی چون کیستم؟ چیستم؟ چرا هستم و به کجا میروم؟ را می جوید که با تلاش برای خودشناسی و کسب شناخت از هستی ، شروع و با درک چگونگی اکنون تکمیل می شود .
هویت شناسنامه موجودیت هر شخص است که در طول عمر مانند پلاک معرفی و پس از مرگ نیز ، مرجعی است که با مراجعه به آن می توان اشخاص مختلف را از هم تفکیک کرد . هویت اعتبار بخشی متقابل شخص با جامعه ، و همینطور گذشته، اکنون و آینده ی هر فرد است.
برخی از نمودهای هویت به واسطه موسسات و دستگاه های حاکم برای فریب و در راستای منافع بازتعریف و تزریق می شوند. چنین هویت هایی، زمانی قابل قبول هستند که برپایه ی شرایط واقعی موجود ومشخصات حقیقی فرد باشد، در غیر اینصورت جنبه جعلی وتحمیلی دارند.
هویت هر کس شامل دو بخش (کیستی) ، آن دسته از شاخصه های غیر اکتسابی و اساسی هویت مانند جنسیت ، ملیت ، سرزمین و تاریخ یا محل تولد و.. و (چیستی) فرد است ، که در حوزه اختیار فردی قرار داشته و قابل تغییر است.
از آنجا که هویت وجه تمایز شما از دیگریست ، از وابستگی های عام مانند جنسیت ،نژاد ،ملیت ، زبان مادری و … تا حدود زندگی شخصی ، دین ، سلایق و علایق را دربرمیگیرد و در چهارچوب هویت های فردی ، جمعی – اجتماعی و ملی تعریف می شود.
یکی از بالاترین نمود های هویت ، هویت ملی است و فرد پس از کسب هویت فردی و جمعی برای یافتن آن گام برمیدارد و از عوامل کلیدی در اتحاد میان آحاد یک ملت است .این هویت تا جایی پیش می رود که افراد به چنان درکی از خودو جامعه می رسند که در راه وطن ، جانفشانی و ایثار می کنند. هویت ملى نوعى احساس تعلق به ملتى است که نمادها، سنت ها، آداب و رسوم، قهرمانان، تاریخ، فرهنگ و سرزمین مشترک و معینى دارند.
در این بخش از هویت ، شخص صرفنظر از تعلقات خانوادگی، مذهبی، قومی و…، خود را در برابر جامعه مسئول دانسته و نسبت به اجتماع و میهن خویش احساس مسئولیت می کند.
هویت ملی به ملت ها جایگاه واقعی آنان درجهان را هدیه می کند، ملت ها را به واحد جمعی بزرگی تبدیل می کند و به آنها امکان می دهد تا جهان پیرامون را از جایگاه واقعی خود بنگردند. در قرن ٢١ بجای آنکه مرزها هویت را بسازند، هویتها مرزها را بوجود میاورند.

فرهنگ
فرهنگ نظامی پیچیده و پویای اجتماعی است که از سوی جامعه تولید شده و اعضا آن را می پذیرند و شامل زبان ، ارزش ها ، اخلاقیات ، هنر ، ادبیات ، آداب و رسوم هر جامعه است که به عنوان میراث به نسل های بعد انتقال می یابد. فرهنگ حقیقت و هویت معنوی ملت ها و برخاسته از تاریخ است که میزان کیفی زندگی فرد و اطرافیانش را تحت تاثیر قرار می دهد و یکی از شاخصه های هویتی هر ملت به شمار می آید.فرهنگ متمایز کننده و در عین حال انسجام بخش است.
در قطعنامه ی یونسکو در سال 1982 آمده است که :
“هویت فرهنگی هستە ی اصلی و حیاتی شخصیت هر فرد و اجتماع اوست که تصمیم ها ، رفتارها و اعمالی که اصیل ترین هستند از آن الهام میگیرند”

زبان

زبان ساختاری پویا و زنده است ، از زبان های دیگر تاثیر گرفته، روی آنها تاثیر گذارده و در عین حال اصالت خود را حفظ می کند. زبان ریشه در تاریخ دارد و به مرور غنی شده ، توسعه یافته و دگرگون می شود ،گاهی کلماتی که معادل تاریخی ندارند در آن رایج شده و یا معادل می یابند.
در این میان برخی از زبان ها ریشه تاریخی و باستانی داشته و کمتر دچار دگرگونی و تاثیرپذیری از زبان های دیگر شدند ،و برخی دیگر نیز کاملا از بین رفتند. زبان اساسی ترین رکن فرهنگ و قویترین پیوند دربین حوزه های شخصی – اجتماعی و راز ماندگاری یک ملت است .
زبان در تاریخچه و پیشرفت بشر تاثیر فراوانی داشته و از زمان پیدایش اولین نمومه های آن ، انسان قادر به ایجاد ارتباط ،تبادل اندیشه و انتقال یا بیان احساسات و مطالبات شده است.
امروزه زبانی کامل و مستقل خوانده می شود که دارای قواعد دستوری مستقل و قابل خواندن ، نوشتن و آموزش باشد و گویش و لهجه های متفاوتی را در بر بگیرد. هرگاه دو گروه زبان همدیگر را از طریق کلام ، متوجه شوند؛ با گویش های متفاوت یک زبان سخن می گویند، اما اگر این فهم مشترک برقرار نشود و امکان تعامل نباشد ؛ با دو زبان مختلف سخن می گویند.
به گفته کارشناسان اولین نمونه خط در حدود 2500 تا 3000 سال پیش از میلاد توسط سومریان در بین النهرین مورد استفاده قرار گرفت، آنان با ابداع خط میخی هدیه ای ارزنده به انسان بخشیدند و خیلی زود زبان گسترش ، تغییر و اهمیت پیدا کرد و به تمدن های پبرامون انتقال یافت . ( در برخی مناطق نمونه های دیگر خط پدیدار شدند)

زبان کوردی ریشه ی هندواروپایی دارد و به گفته کارشناسان بازمانده از زبان مادها و کوردی کهن (زبان پیش از آریایی ها و باستانی کوردستان) است . زبان مادی همان زبانی است که اوستا را با آن نوشتند. کوردی، زبانی مستقل و شناخته شده برای زبانشناسان ، با تاریخی کهن، ساختار دستوری ، گویش و ادبیاتی غنی است که در رتبه 31 زبان ها در جهان قرار دارد. مینورسکی می گوید که تمام لهجه های بازمانده در زبان کوردی از زبان کهن و نیرومند مادی است.
دیاکونوف می گوید : ” اوستایی ، زبانی بسیار قوی و وابسته به زبان های هند و اروپایی و مهم ترین زبان در ماد باستان بوده است و این زبان را نمی توان زبان پارسی نامید . ”
درباره تقسیم بندی گویشهای زبان کوردی نظرات گوناگونی وجود دارد که در اینجا در 5 دسته معرفی می شوند:
1- کرمانج شمالی که شامل لهجه های بادینانی – داسنی – بوتانی – حکاری –بایزیدی – شمزینانی – جزیره ای و .. است . با الفبای لاتین نوشته شده و اکثریت کوردهای مناطق غرب و شمال کوردستان بزرگ و همچنین بخشهایی از شرق کوردستان نیز با این گویش سخن می گویند.
2- کرمانج جنوبی شامل لهجه های سورانی – موکریانی – اردلانی – جافی و ..است که در نوشتار متفاوت بوده و در دانشگاههایی مانند پاریس ، صلاح الدین و سلیمانی ، کوردی را با گویش سورانی آموزش می دهند و اکثر مکاتبات ادرای دولت های محلی نیز با آن گویش نوشته شده است.
3- کلهوری شامل لهحه های گروسی، کلیایی، زنگنه‌ای، قصری، کرماشانی، فیلی و…می شود
4- لوری که شامل لهجه های لوری ، لکی و بختیاری است که متاسفانه در مناطق جنوب شرقی کوردستان با سیاست های فرهنگی غالب با زبان فارسی درآمیخته است ، اما در نواحی مرکزی نزدیکی خود با کوردی را حفظ کرده است.
5- گویش گورانی – زازایی شامل گونه های اورامانی – زازایی – گورانی می شود

آداب – رسوم – مشترکات
ملت کورد دارای آداب و رسوم ملی – مذهبی باستانی و مشترکی هستند که در زیر به مواردی از آنها اشاره می کنیم .
جشن نوروز در آغاز بهار یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از کوردستان باستان است که امروزه بیش از 300 میلیون نفر در جهان آن را جشن می گیرند.
کهن‌ترین سند از برگزاری جشن نوروز بیش از 5 هزار سال قدمت دارد و در شهر اوروک از دوره پادشاهی سومریان یافت شده است. این سند تاریخی ، گلدانی پایه دار است که از سنگ مرمر ساخته شده و سطوح جانبی آن منقوش و نمایانگر برگزاری جشن نوروز در آن دوران می باشد. بر روی آن نقش‌ گاو ، سبزیجات و یک مرد روحانی عریان در حال پیشکش سبدی از انواع میوه‌ها به سوی ایزدبانو، که احتمالاً اینانا باشد، دیده می شود.
قدمت این گلدان بین 3100 -3200 پ. م تخمین زده شده است و نشانگر مراسمی است که هر ساله در نوروز به وسیله کاهنان شهر اوروک انجام شده است.
بنابراین نوروز ریشه ای دیرین میان ساکنان اولیه زاگروس و بین النهرین (کوردها) داشته و احتمالا بعدها در بین اقوام همسایه هم مرسوم شد و از زمان مادها و پس از آیین زرتشت ، اهمیتی ویژه یافته است .نوروز مبدا تاریخ کوردی است و تاریخ کوردی 700 سال پیش از تاریخ میلادی ، 1321 سال قبل از تاریخ شمسی و 1288 سال کهن تر از تاریخ هجری قمری است.
نوروز جشن ملی ، تاریخی و آیینی کوردها به حساب می آید و یادآور تاج گذاری دیاکو و تشکیل دولت ماد در 700 پیش از میلاد مسیح است . همچنین آتش که از دیرباز برای کوردها قابل احترام بوده ، بر اساس آیین زرتشت و به یاد استقلال مادها ، نقش پر رنگی در نوروز دارد.
بر پایه روایتی دیاکو در نبردی آشوریان را شکست داده و چون پادشاهی ماد شامل اتحاد اقوام بسیاری بود ، با تاج گذاری دیاکو در 9 روز مانده به بهار ، حکومتی مقتدر و یکپارچه در مقابل آشوریان بنا شد و از آن روز و مجموعا 10 روز جشن و شادی کردند و برای رساندن این خبر و برگزاری جشن و شادی بر فراز قله کوههای سرزمین میدیا آتش روشن کردند.
ریشه واژه فروردین به فرورتی ، نام پدر و پسر دیاکو ( پادشاه ماد) بر می گردد و با واژه اوستایی فروشی Farvashi و پهلوی فروهر Farvahar برابر است.
در شاهنامه فردوسی ، نوروز اینگونه روایت می شود که “جمشید در حال گذشتن از آذربایجان(آتروپاتن – سرزمین ماد)، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست و این آغاز نوروز است .جمشید در شاهنامه، فرزند طهمورث و شاهی فرهمند است که سرانجام به خاطر خودبینی و غرور ، شکوهش را از دست داده و به دست “ضحاک” کشته می‌شود.”
طرح کردن ، مبنا قرار دادن و استناد به چنین روایت و افسانه ای از سوی فردوسی که به گفته کارشناسان با جغرافیای مناطق غرب فلات ایران بیگانه است ، در دوره ای که امپراتوری ماد در اوج قدرت خود بوده و آذربایجان (آتروپان) از اراضی مرکزی قلمروی آنها محسوب می شده است، بیشتر به یک شوخی می ماند . زیرا از مدتها قبل جشن نوروز در میان کوردها مرسوم بوده و سند تاریخی آن موجود است.

رقص کوردی ( هەڵپەڕکێ) نیز، بخشی از آیین‌های نمایشی و تاریخی کوردها است که به صورت گروهی ، دایره وار و متشکل از زن و مرد اجرا می‌شود و شامل رقص احساسی و رزمی است . تاریخ دقیقی پیدایش این رقص مشخص نیست ، اما در کاوش‌های باستانی در مناطق کوردنشین نمونه هایی از این رقص در سفال های پیش از تاریخ مشاهده شده است. همچنین لباس کوردی با قدمت تاریخی ، تنوع ، اجزای مختلف و کاربردی از فرهنگ باستانی و غنی کوردها سرچشمه می گیرد.

بوکه بارانه هم یکی دیگر از آداب و مراسم کهن کوردستان است که در ایام خشکسالی یا سال هایی که میزان بارندگی کم است اجرا می شود و در پی آن دختران عروسکی از چوب و پارچه های رنگی می سازند و همراه با سرودن شعر در کوچه ها می گرداند و چشم به رحمت آسمان می دوزند.

مراسم پیر شالیار یا پیر روحانی‌ (از مغ های زرتشتی) نیز از جشن‌ های بزرگ‌ مردم‌ اورامان‌ به شمار می آید و هر سال‌ در بهمن‌ماه‌ (چله‌ کوچک) آغاز شده و در سه‌ مرحله‌ و در مدت سه‌ هفته‌ برگزار می‌شود. مزار پیر شالیار در اورامان بوده و برای مردم تا جایی محترم است که کتابش‌ را به‌ بیگانگان‌ نشان‌ نمی‌دهند و گفته هایش به‌ جای‌ ضرب‌المثل‌ به‌ کار می‌رود.
همچنین کوردها در مراسمات شادی و عزا ، رسومات خاص خود را دارند که بعضی از آنها مختص به منطقه ای خاص و بیانگر غنای فرهنگی آنها است.
کوردها بازی های محلی و فولکلور و رسومات دیگری از قبیل شب چله ، میرنوروزی‌ ، میرمیرین‌ یا امیربهادری و .. را نیز در آداب و رسوم خود دارند.

دین و آیین
در مورد تاریخ ظهور زرتشت ، نظرات متفاوت است ، برخی مانند ارسطو ، این تاریخ را 6400 سال پ.م ، برخی ۱۰ تا ۱۲ سده پ.م و برخی دیگر 660 سال پ.م تخمین زده اند و بر پایه نظریه ای دیگر ، پیامبران زرتشت در سه مرحله زمانی و سه دوره مختلف به تبلیغ و ترویج این آیین پرداخته اند.
آریایی‌ها چون از سرزمین‌های سرد با شب های طولانی به ایران مهاجرت کرده بودند، به خورشید(مهر یا میترا) و هرآنچه که نورانی بود، احترام می‌گذاشتند .مدتی پس از استقرار آریایی‌ها در فلات ایران، پیامبری به نام زرتشت (زەردەشت – یا زرتشت سوم) از میان کوردها برخاست و آنها را بە پرستش اهورامزدا (دانای بزرگ) تشویق کرد .
در مورد خاستگاه و نژاد زرتشت با آنکه نظریات متقاوت است و برخی آن را کوردستان و برخی هم اهل بلخ یا خراسان می دانند ، اما با در نظر گرفتن شواهد و مدارک ، نام های کوردی و نوشته شدن اوستا با زبان مادی ، باید یقینا او را کورد دانست. بر اساس سنت زرتشتی نیز تولد او در جنوب دریاچه چیچست(ارومیه) یا سرزمین آتروپاتن(آذربایجان) بوده است. اما از آنجا که ریش سفیدان با او مخالفت می کنند ،به بلخ و سیستان رفته و از آنجا به ترویج وتبلیغ آیین می پردازد.
هردوت می‌گوید: “واژه مغ یا موبد موبدان در آیین مهر و زرتشت، از کلمه ماد و مد گرفته شده‌ است،”
اکثر محققین ، تایید کرده اند که وی از میدیا برخاسته و کتاب اوستا را هم به زبان مادها (کوردی) نوشته است. درباره نژاد زرتشت پیامبر و تولدش در سال 660 قبل از میلاد و گرویدن گشتاسب کیانی به آیین وی و چگونگی رواج زرتشت گری مورخینی چون مسعودی ، یاقوت حموی ، زکریا قزوینی ، حمزه اصفهانی ، ابن الفقیه ، سرجان مالکم و … در تاریخ خود یاد کرده اند.
عماد الدین دولتشاهی محقق کرماشانی هم در دو نوشته با نام های “جغرافیای غرب ایران یا کوههای ناشناخته ی اوستا” و “رستم و سهراب به روایت اوستا” ، در باب کورد بودن او مستندات بسیاری ارائه کرده است.
پرفسور جکسون، می نویسد:”بی تردید می‌توان گفت که دانشمندان در این که زرتشت از مغرب ایران(کوردستان بزرگ) برخاسته، هم نظر هستند. آنها زادگاه زرتشت را آذربایجان (آتروپاتن) و پیرامون دریاچه‌ی چیچست تعیین کرده اند.”
دارمستتر، ایران شناس نامی می‌نویسد: “اوستا در زمان مادها نوشته شده و زبان مادی، همان زبانی است که اوستا را نوشتند و زبان کوردی، بازمانده‌ی همان زبان است”. دکتر امیل وی دیلن، اشپیگل و بسیاری دیگر، زرتشت را از ماد و از نژاد کورد دانسته‌اند.
در همخوانی نام مکانها در اوستا با مناطق کوردستان و تشابهات زبان اوستایی با زبان کوردی نمونه بسیار است. واژه‌ی گات‌ها یا گاتاها که کهن‌ترین بخش کتاب اوستا به شمار می‌آید، از کلمه ی کوردی “گوته” و به معنای “گفته” آمده است.

منابع
– کردیسم / دکتر بهزاد خوشحالی
– زبان کوردی http://www.kurdishacademy.org/?q=fa/node/217
– Prof. A. Hassanpour, Nationalism and Language in Kurdistan 1918 – 1985
– Prof. M. Izady, The Kurds: A Concise Handbook, Dep. of Near Easter Languages and Civilization Harvard University, USA, 1992
– Prof. Jemal Nebez, Towards a unified Kurdish language, 1976
– گلدان اورک / بین النهرین و ایران باستان – م.ا.ل. مالودان ترجمه رضا مستوفی / 53تا 56
– نگاهی دیگر ، تاریخچه نوروز باستانی / سید حسین موسوی
– ایران نشستگاه نخستین ایرانیان / دکتر فاروق صفی زاده
– اوستای کرد / عبدوالخالق سرسام
– مزداپرستی در ایران قدیم / آرتور کریستین سن – ترجمه ذبیح الله صفا
– تحقیقات دکتر مولود ابراهیم حسن در باب نوروز

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)