dr63
نویسنده: هژار رحیمی
ترجمه: سلام اسماعیل‏پور

حزب دمکرات کردستان از هنگامی که به عنوان یک حزب سیاسی پا به عرصه سیاسی و اجتماعی کردستان نهاد، تمامی تلاش‏ها، مبارزات و اقداماتش در راستای تعالی احساسات ملی و اتکا به خویشتن و رهایی ملت کرد از ستم حکومت‏های مسلط‏ بر کردستان بوده است. شاید بارزترین عواملی که در این رابطه قابل توجه بوده و می‏توان از آن به عنوان معیاری برای تشخیص میزان اعتقاد افراد به برنامه‏‌ی سیستم نام برد، رهبران و مدیران سیستم باشند. بدین معنا که با در نظر گرفتن شخصیت و رفتار رهبران می‏توان گفت که تا چه حد برنامه‏‌ی انسانی آن سیستم تبدیل به بخشی از ساختار شخصیتی افراد جامعه شده و تا چه حد می‏توان به عملی ساختن آن امیدوار بود، زیرا چه بخواهیم، چه نخواهیم، تا زمانی که برنامه‏‌ی یک سیستم با شخصیت رهبران و مدیران آن در هم آمیخته نشود و تعهد و التزام عملی اشخاص نشان داده نشود، نمی‏توان به تحقق آینده‏‌ی روشن برای یک جامعه امیدوار بود، حتی اگر بهترین برنامه‏‌ها و اندیشه‏‌ها را نیز در خود داشته باشد.

برنامه‏‌ی حزب دمکرات هر اندازه هم که سنجیده و مطلوب باشد، نخواهد توانست نویدبخش آینده‏‌ی روشن در برابر دیدگان ما باشد اگر چنین برنامه‏‌ای نتواند تبدیل به بخشی از ساختار شخصیتی رهبران آن شود یا به تعبیر دیگر، اگر رهبران نتوانند به اقتضای شرایط مختلف، ضمن ایجاد تغییراتی در برنامه‌‌‏ی اصلی، همچنان در مسیر انسانی و اخلاقی این برنامه و آرمان‏های اولیه‌‏ی آن گام بردارند.

اینجاست که آشکار خواهد شد رهبران و مدیران، افراد فرصت طلبی نبوده و مدام در تلاش برای حفظ شور و علاقه‏‌ی میهنی افراد جامعەه‏ای هستند که حزب از آن برخاسته است.

خوشبختانه رهبران حزب دمکرات در زمره‏‌ی کسانی قرار دارند که همواره کوشیده‏اند تا با توجه به شرایط گوناگون، ضمن ایجاد تغییراتی در برنامه‏ اصلی، همچنان به خاستگاه و منشأ اصلی حزب وفادار و متعهد بمانند که همین تعهد، احترام آحاد جامعه‏‌ی کردستان را بر انگیخته است.

با نگاهی به جامعه‏‌شناسی احزاب و منشأ پیدایش و رشد آنان، خواهیم دید که حزب دمکرات به عنوان یک حزب سیاسی، محصول شکافی ساختاری در درون جامعه‏‌ی ایران است. این شکاف، همانا ستم و استثمار ملی است. بنابراین، پیام اصلی حزب دمکرات، رفع و زدودن این استثمار بوده و تا زمان رفع آن، همچنان فلسفه‌ی وجودی آن به قوت خود باقی خواهد ماند. از بدو پیدایش حزب دمکرات تاکنون مشاهده می‏کنیم که این حزب، رهبران و تمامی اعضای آن دلسوزانه کوشیده‏اند تا تعهد خود به این پیام را نشان دهند و در حد ضرورت و امکان، از انجام هیچ خدمتی در این زمینه دریغ نورزیده‏اند.

یکی از ویژگی‏های والای دکتر قاسملو این بود که همواره و بیش از هر امر دیگری و هر فکر شخصی‏ای که بخشی از زمینه‏‌ی شخصیتی و پشتوانه‏‌ی روشنفکری وی را تشکیل می‏داد، ناظر بر وضعیت مردم خویش و استثمار آنان از ناحیه‏‌ی رژیم‌‏های حاکم بر کردستان بود.

از همین روست که می‏بینیم از زوایای مختلف، همواره و در مراکز سیاسی، اجتماعی و آکادمیک گوشه‌‏ی چشمی به کردستان و مسأله‏‌ی ملی کرد داشته است. از زمانی نیز که به طور جدی وارد عرصه‏ی سیاست شده و از تریبون یک حزب مشخص، برای تأمین حقوق ملت کرد به تلاش و مبارزه پرداخت، تعهد و اشتیاق وی در این زمینه فزونی یافته و می‏کوشد تا آنجا که برایش مقدور باشد، خود را از قیود دست و پاگیر ایدئولوژیک رها ساخته و آن‏ها را با اوضاع و شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه‏‌ی کردستان تطبیق دهد.

یکی از ویژگی‏‌های بارز یک جنبش ملی‏گرایانه آن است که بیش از هر امر دیگری، بایستی بر ویژگی‏‌های اخلاقی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه‏‌ی خود تأکید بورزد. برای هر جنبش ملی‏گرایانه‏‌ی عقلانی، ایدئولوژی‏ها و افکار زیبای گوشه و کنار جهان سیاست هر اندازه هم که زیبا و پر معنا باشد، اگر نتوانند به پیشبرد جنبش کمک کنند، کارایی و اهمیت خود را از دست می‏دهند. زیرا از این منظر، وظیفه‌‏ی اصلی هر جنبش ملی‏گرایان‌ه‏ای، پی ریزی مجدد ساختارهای جامعه بر اساس ذهنیت و اخلاقی خاص است که نشأت گرفته از رفتارها، آداب و سلوک، تاریخ، سیاست و فرهنگ آن جامعه نیست. این در حالیست که مطرح شدن و ظهور هر ایدئولوژی‏ای، نتیجه‌‏ی شرایط محیطی، فکری و ذهنی خاص خویش است که از بسیاری جهات می‏تواند با سنت‏ها، افکار و عقاید جامعه‏‏‌ی دیگر مغایر و متضاد باشد. دکتر قاسملو از معدود رهبرانی بود که این مسأله را به خوبی بررسی نموده و معتقد بود که این افکار و اندیشه‌‏ها بایستی با ویژگی‏‌ها و شرایط جامعه‏‌ی ما تطبیق داده شوند تا بتوانند به بهترین نحو ممکن تأثیرگذار باشند، به ویژه اگر هویت اصلی حزبمان، ملی‏گرایی و تعالی اندیشه و اراده‏‌ی ملی باشد. از همین رو، ایشان با وجود پشتوانه‏‌ی فکری متفاوت، با در نظر گرفتن رسالت اصلی حزب دمکرات و مانیفیست آن، توانست این ایده‏‌ی خود را با شرایط جنبش ملی دمکراتیک کرد در کردستان ایران تطبیق داده و به گواهی تاریخ، بیشترین تأثیرات را بر جای گذاشت. مطرح نمودن سوسیالیسم دمکراتیک در چنان شرایطی و نقد عقلانی سمت و سوی سیاست‏های جنبش کرد در سایر بخش‏‌های کردستان (در کتابچه‏‌ی مختصری در باب سوسیالیسم دمکراتیک) و پیامدها‌ی آن، نشان داد که دکتر قاسملو به دنبال تحقق تزی است که حتی اگر وارداتی باشد، با جامعه‏‌ی کردستان نامأنوس نباشد. ایشان با این کار خود، هم توانست پیوند‏های خود با جهان بشریت را مستحکم نگه دارد و هم جنبش ملی دمکراتیک کردستان را از دام ایدئولوژیک مهلکی رهایی بخشید.

به طور خلاصه می‏توان گفت، دکتر قاسملو می‏دانست که تبلیغ برای یک زندگی انسانی سعادتمندانه و سرشار از عدالت و برابری نباید به عنوان یک ایدئولوژی به مردم تحمیل شود، زیرا اگر چنین شود، خود تبدیل به سرآغازی برای استثمار و بی‏عدالتی خواهد شد، زیرا یکی از ویژگی‏‌های بارز هر ایدئولوژی‏ای مرزبندی کردن میان اندیشه‏‌ها و عدم مدارا و سازش میان آن‏هاست و بدین‏گونه خود سبب شکل‏گیری استثمار و بی‏عدالتی دیگری می‏شود. به طور کلی، آموزه‏‌ی اصلی در ایدئولوژی آن است که “هر کس با من نیست، علیه من است یا نمی‏توانم با آن مدارا کنم”.

در اینجا باید وارد مبحث دیگری شویم که برای هر جنبش ملی‏گرایان‌ه‏ای مهم است و در اندیشه‏ و عمل دکتر قاسملو نیز به خوبی انعکاس یافته و وی با تلاش‏ها و مبارزات خود و همفکرانش توانست آن را تبدیل به بخش مهمی از رفتار سیاسی و اجتماعی حزبش نماید.

در یک جنبش ملی، میزان مشارکت گسترده‏‌ی اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی از اهمیت اساسی برخوردار است، زیرا هر اندازه که میزان مشارکت بیشتر باشد، هم امکان موفقیت و پیشرفت بیشتر و محتمل‏تر است و هم چشم‏انداز همزیستی مسالمت‏آمیز روشن‏تر شده و صلح و امنیت اجتماعی و سیاسی بیشتر تثبیت خواهد شد. علاوه بر اینها، هویت جنبش نیز به عنوان یک جنبش ملی زیر سؤال نخواهد رفت. این رسالت نیز در صورتی محقق خواهد شد که آحاد جامعه‏‌ی کردستان خود را بخشی از جنبش بدانند و فضایی برای افراد مهیا شود که در آن احساس ازخود بیگانگی نکنند. این امر هم منوط به عدم ایدئولوژیک بودن و هم به میزانی از دمکراسی است که برقرار می‏گردد. در رابطه با مسأله‏‌ی نخست پیشتر توضیح دادیم و مسأله‏‌ی دوم را نیز در عملکرد و اندیشه‏‌ی دکتر قاسملو به وضوح می‏توان مشاهده نمود. ایشان همواره از تمرین دمکراسی می‏گفت و معتقد بود که بایستی دمکراسی را در میان خود نهادینه کنیم تا هم مردم را امیدوار کنیم که می‎توانیم جامعه‎ای دمکراتیک را بنیان نهیم و هم کاری کنیم که شمار بیشتری از مردم با هر عقیده‎، دین و مذهبی جایگاه خود را در میان ما پیدا کنند. این نیز به نوبه‎ی خود سبب تقویت دمکراسی خواهد شد زیرا ادعای وجود دمکراسی و همزیستی مسالمت‎آمیز، زمانی به اثبات می‎رسد که مجالی برای بروز و در کنار یکدیگر بودن تنوعات، وجود داشته باشد. باور به دمکراسی در اندیشه‎ی قاسملو تا آنجا پیش می‎رود که از آن به عنوان مبارزه‎ای مستقل، جداگانه و آزاد یاد می‎کند. در همین رابطه می‎گوید: “مبارزه برای دمکراسی نباید تحت‎الشعاع مبارزه‎ی ملی یا طبقاتی قرار گیرد.”

همین نگرش به دمکراسی و اعتقاد به تجلَی و بروز تنوعات بود که در مدت بسیار کوتاهی، شمار انبوه‌ی از مردم را حول محور حزب دمکرات گرد آورد و همین حزب تبدیل به نماینده‎ی جنبش رهایی‎بخش ملی دمکراتیک ملت کرد در کردستان ایران گردید. بدیهی است که جنبه‎ها و موضوعات متعددی وجود دارند که می‎توان از آنها به عنوان ویژگی بارز یک جنبش ملی یاد کرد و نگرش و دیدگاه دکتر قاسملو را درباره‎ی آنها بیان نمود. لیکن مهمتر از همه، برای یک جنبش ملی‎گرانه، نخست، تجلَی رفتار و اخلاق یک ملت در برنامه‎های یک جنبش و دیگری، ایجاد تعهد و التزام در میان آحاد آن ملت و سرزمین برای گرد آمدن در زیر پرچم جنبش است که در هر دو حالت آشکار شد که دکتر قاسملو چگونه توانسته این توازن را رعایت و برقرار نماید که یک رهبر یا مدنظر قرار دادن پیام و رسالت نخست حزب دمکرات و تغییرات بعدی در آن، هم حزب دمکرات را از محبوبیت و اعتبار بیشتری برخوردار و آنرا در راه دستیابی به اهدافش پیشگیرتر نماید و هم چشم‎انداز موفقیت را روشن‎تر نماید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)