درآمد

The History of Tribes جوامع بشری به قانون نیاز دارند تا بتوانند تفاهم و تعارض رفتار افراد جامعه را کنترل کنند و با کمک قانون عادت و عرف هایى را گسترش ببخشند و یا از عادت و عرف هایی پیشگیری کنند. قانون های وضع شده به نیرومندی غریضه ها، فکرها، خواسته ها، که در مجموع عادت های یک جامعه را نمایندگى می کنند، وابستگی مستقیم دارند. این باید و نباید های وضع شده، قرارداد‌های بین فرد فرد در یک اجتماع هستند و عموما به دو دسته تقسیم می شوند؛ قانون های نوشتارى و گفتارى (۱). این قراردادها از دل اخلاق اجتماع بیرون می آیند و وظیفه آن ها بهبودی دادن به عرف و عادت “برتر” و ازبین بردن عرف و عادت “ناپسند” در یک جامعه است. “اخلاق” برگرفته شده از عرف و عادتی است که اجتماع نیرومند برای خیر و صلاح خود حیاتی می داند و آن ها را به روش هاى گفتارى و نوشتارى وضع می‌کند یا نانوشته از نسلی به نسل دیگر می‌سپارد (۲). در آن جوامع نخستین که قانون هنوز به صورت مدون وضع نشده است (۳)، اخلاق پایه‌های رفتار و کارزار مردم را رونق می دهد و با گذشت زمان و رسوب اخلاق در جامعه قانون های طبیعت اهمیت کمتری پیدا می کنند. کم اهمیت شدن قانون های طبیعی‌ ارتباط مستقیم‌ با ابتدایی بودن جوامع و کشف نشدن علوم طبیعی‌دارد. برای انسان‌های نخستین حضور اخلاق در مقایسه با قوانین ناشناخته طبیعى در جامعه قابل لمس تر بوده است تا قوانین طبیعت. همچنین در جوامع نخستین هرگاه قوانین طبیعت پای از خیال انسان نخستین فراتر گذاشته، احساس خطر، ترس، پریشانی، شرم و ننگ در افراد آن جامعه پدیدار گشته و همراه بوده با واکنش هایی که این “ضد عرف و عادت” (دیگر عرف و عادت اخلاق شده اند) را برطرف کند (۴). چه بسا این واکنش ها روند شکست گروهی یا برتری گروه دیگر را تندتر یا کندتر می کرده است (۵). برای انسان‌های نخستین ارتباطی‌ بین اخلاق و رفتار طبیعت‌وجود ندارد بدین سان که واکنش روزمره طبیعت (شب، روز، باد و باران)‌در نتیجه ی رفتار اخلاقی‌ آن جامعه است. لذا رفتار اخلاقی هر جامعه‌ای طبیعی ترین و معمولی ترین رفتار آن جامعه محسوب می شود و هر گونه رفتاری غیر از آنچه در اخلاق انسان نخستین می گنجد، غیر طبیعی، ناپسند و غیراخلاقی جلوه می کند.
داروین، نظریه پرداز تکامل انسان، وجدان و حس اخلاق را وسیله ی تمایز انسان از حیوان می داند (۶). همچنین ویل دورانت اخلاق را همکاری فرد با افراد و یک گروه با گروه ‌های دیگر و یک اجتماع با اجتماع بزرگتر تعریف می‌کند. در جایی‌دیگر ویل دورانت پیدایش شهرنشینی را هم گام با حضور اخلاق میداند (۷).
با چنین تعریفی‌، قانون‌های مدرن مدنی تاثیر گرفته از اخلاق اجتماعی هستند. هر چه جامعه ی انسان مدرن آزادتر می شود و با قوانین طبیعى بیشترى امور خود را اداره میکند، مرزهای گسترده تری برای اخلاق باز می شود. در زمان حاضر جوامع توسعه نیافته از همجنسگرایی به عنوان یک ضد اخلاق در قانون مدنی نام می برند (۸). حتا در کشورهایی که منع قانونی‌ همجنسگرایی برداشته شده است، هنوز در برخی گروه های اجتماعى خرد شاهد “ضداخلاقی” خوانده شدن همجنسگرایی هستیم.
در این مجموعه گفتار تلاش شده است تا با بازخوان پیشینه بشر نقش جنسیت و زمینه هاى پیدایش تبعیض جنسی‌ و جنسیتی بررسی شود. برای بررسی زمینه‌های این تبعیض ها باید نخست چگونگی شکل گیری گونه و جنس ضعیف در زندگی‌ و اخلاق انسان در گذر زندگی ظولانی او نگاه کرد. در مرحله نخست لازم است تا به شکل گیری نقش جنس و جنسیت و پیرو آن برتری جستن جنس مرد بر زن اشاره کرد تا به نتیجه تبعیض علیه اقلیت‌های جنسیتی رسید (۹). با مرور اسناد تاریخ و گونه شناسی انسان به این داوری میرسیم که هوموفبیا و تبعیض علیه همجنسگرایان از دل‌تبعیض علیه زنان بیرون آمده است. امید است روزی برسد که هیچ گونه تبعیضی علیه هیچ گروه اجتماعی رخ ندهد.

اول

1798239_10153781642355603_1564243950_n در ابتدا برای بررسی بهتر نقش جنسیت در اجتماع نیاز است تا زیرساخت‌های اجتماعی مورد بررسی قرار بگیرند. بر خلاف آنچه در جامعه مدرن از خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماع نام برده می شود، برای انسان نخستین پیش از دوره شکارورزی، واحد اجتماع، خود انسان نخستین است که زندگی‌اش فردی و حیوان گونه است. بر خلاف نظریه‌های خلقت انسان که در دین‌های ابراهیمی به آن اشاره شده است، انسان در ابتدا اجتماعی نبوده و مثل سایر جانداران زندگی‌فردی و حیوانی نداشته است. نظریه‌های خلقت انسان، برخلاف نظریه تکامل، به دو فاکتور مهم اشاره میکنند؛ یکی‌اجتماعی بودن انسان و خانواده دار بودنش از ابتدای خلقت (۱۰) و دیگری آسمانی بودن که تثبیت کننده ی همراه داشتن عرف و عادت الهى و آسمانی است (۱۱) و به ناچار کسب این اخلاق با تجربه‌های زمینی مردود است‌ (۱۲). اما در حقیقت نظام‌های اجتماعی انسان، گرفته از نظام‌های اقتصادی، سیاسی، و عاطفی ساخته و پرداخته دست و ذهن انسان است و با توجه به نیاز‌ها و شعور انسان توسعه و بهبود یافته است. همان گونه که نیاز انسان پیش از دوره شکارورزی نیاز‌های ابتدایی و حیوانی بوده، وظیفه‌های این انسان نخستین هم به همان اندازه نخستین و ابتدایی بوده است. از نظر انسان نخستین پیش از شکارورزی، برآوردن نیاز شهوت همان اندازه حیاتی‌ و ضروری است که رفع گرسنگی ضروری است. انسان پیش از شکارورزی از روند و چگونگی‌ایجاد، بقا و فراوانى نسل اطلاعی ندارد زیرا پراکنده زندگی‌ می‌کرده و وظایفی جز تأمین نیازهای ابتدای اش نداشته است (۱۳). با کسب تجربه، رشد، تکامل و آشنایی انسان به شکار کردن و ساختن ابزار‌های ساده ی شکار، نیاز دفاع از خویشتن، انسان شکارورز و شکارچی را با ضعف آلت دفاعی طبیعی (زور بازو، دندان، چنگال) و دست سازش (تیر، نیزه و تبر) روبرو ساخت و انسان را وادار نمود تا همچون سایر حیوان‌هایی‌که گروهی زندگی‌میکنند و از آن به عنوان یک ابزار دفاعی بهره میبرند تقلید کند و قبیله را تشکیل دهد (۱۴).

———

۱- از نمونه قانون های نوشته شده در تاریخ می توان به منشور حمورابی و منشور کورش اشاره کرد. اضافه بر این قرادادها قانون های گفتاری بسیاری وجود دارد که از آغاز تاریخ تا امروز در کنار بشر بوده و نسل به نسل، دهان به دهان منتقل شده است.

۲- برای نمونه پیامبر اسلام خود را فرستاده شده برای تمام کردن “مکارم اخلاق” می دانست.

۳- هنوز جوامع نخستین محافظت شده وجود دارند.

۴- از نمونه‌های رفتارها در واکنش به احساس ترس و وحشت فرارفتن طبیعت از درک انسان میتوان به نماز آیات و قربانی کردن در ادیان، همچنین نماز خواندن و قربانی دادن برای طغیان رودخانه ی سند در هند اشاره کرد.

۵- واکنش انسان‌های نخستین به ماه و خورشید گرفتگی، زلزله و یا داشتن فرزند با موی سفید (زال در شاهنامه) را می‌توان به سادگى از دل‌تاریخ و داستان‌های کهن پیدا کرد. این خود مؤید احساس هاى آشفته انسان نخستین در فرا رفتن قوانین طبیعت از اندازه ى درکش است.

۶- چارلز داروین، زیست‌شناس انگلیسی، چهره برجسته قرن ۱۹ میلادی است. قرن نوزدهم را به دلیل تأثیراتی که نظریه تکامل زیستی داروین بر اندیشه‌ها نهاد، قرن داروین نامیده‌اند. داروین سال ها پیش از کشف دانش ژنتیک، جانداران را برپایه شباهت هایشان دسته بندی کرد و به الگوی تکامل جانداران از گونه ساده به پیچیده پی برد. کشف داروین یک قرن بعد توسط پژوهشگران بیوتکنولوژی به تایید رسید. این کشف اما انسان را از مقام جانشینی خداوند دور، و او را موجودی تکامل یافته معرفی کرد و مطالعه انسان‌شناسی را به مطالعه زیستی درباره انسان به عنوان یک حیوان پیچیده‌تر محدود کرد.

۷- ویل دورانت ۱۹۴۶. Will Durant on Geological Consent, K. Kris Hirst

۸- در این یادداشت به تمام گرایش های جنسی گی، لزبین، دوجنس گراو ترانسجندر، همجنسگرا گفته می شود چون در گذشته همگى در یک دسته طبقه بندى میشدند. بى شک از نظر رفتارى و بیولوژیک تفاوت هاى بسیارى وجود دارد که مورد توجه این نوشته نیست.

۹- در این نوشتار از جنس به عنوان (gender) مرد و زن و از جنسیت به عنوان (sexual orientation) استفاده می شود.

۱۰- اشاره به داستان خلقت آدم و حوا و فرزندانشان هابیل و قابیل پس از هبوط از باغ عدن. کتاب مقدس عهد قدیم در سفر پیدایش به آفرینش انسان اشاره میکند. همچنین بر اساس فلسفه ارسطویی حاکم بر دوران عهد قدیم، تحولات اجسام بر اساس نظریه پیدایش آنی بود و هرگونه دیدگاه به تغییر تدریجی در نهاد موجودات، کفرآمیز و بلکه غیرعلمی تلقی می‌شد. نخستین فیلسوفان یونان، دکتر شرف‌الدین خراسانی، چاپ دوم، شرکت سهامی کتاب‌های تهران، ۱۳۵۷.

۱۱- با توجه به آنچه در پیش درآمد گفته شد، عرف و عادت را اخلاق می‌نامیم.

۱۲- اشاره به وحی و علم لدنی پیامبران ابراهیمی (سامی) است.

۱۳- رجوع شود به نظریه هرم مازلو. آبرهام مازلو در سال ۱۹۴۳ نظریه روانشناسی‌”انگیزه‌های بشر” را ارائه داد که تا به امروز کاربرد داشته و به عنوان هرم نیاز مازلو شناخته میشود. بر اساس این نظریه نیاز‌های زیستی‌مثل غذا، آب، آمیزش، خواب، دفع و ادرار و تعادل واکنش‌های بدن در پایین ترین سطح هرم و از اساسی‌‌ترین نیاز‌ها و انگیزه‌های بشر بوده اند.

۱۴- جانداران ساده تر از رده پستانداران کمتر دغدغه رشد و نمو فرزندان را دارند. توجه به رشد و نمو فرزندان با تکامل حیوان نسبت مستقیم و با تعداد فرزندان نسبت معکوس برقرار میکند. برای مثل، تعداد تخم‌هایی‌که ماهی‌ها با داشتن میانگین ۳۰۰۰ ژ‌ن در سال به آب میریزند بسیار زیاد تر است از تعداد تخم هایی که یک دوزیست (قورباغه) با میانگین تعداد ژ‌ن ۲۰۰۰۰ ژ‌ن به آب میریزد. به همین نسبت تعداد تخم‌های یک پرنده با ساختار ژنتیکی پیچیده تر در هر سال کمتر از یک دوزیست است. مراقبت و نگهداری از فرزندان با پیچیدگی‌بیولوژیک حیوان افزایش می‌یابد. ماهی‌‌ها تخمهایشان را در آب میریزند و زمانی‌ را با فرزندانشان نمی گذرانند. از سوی دیگر پرنده گان یا پستانداران که تکامل یافته تر هستند زمان بیشتری به مراقبت از نوزاد اختصاص می دهند و میانگین زایمان سالانه کمتری دارند. انسان به عنوان پیچیده‌ترین جاندار به مراقبت بیشتر و میانگین زایمان سالانه کمتری نیازمند است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)