24032014-SeNoghte-01نقطه نخست : نوروز شده، روزنامه ها منتشر نمی شود اما خبرها می رسد، اخبار ناگوار البته زودتر راه خود را باز می کند. “یکی از پنج سرباز گروگان ایرانی کشته شد”، این را در همان لحظات ابتدایی عید دیدنی که رفته بودم از صاحبخانه شنیدم، خبر به اندازه ای متاثر کننده بود که به ناگزیر همه را درگیر کرده بود. یادآوری پیامک رئیس جمهور برای همه مردم و واگویی جوک های خلق الساعه در این مورد نیز این خبر را به حاشیه نبرد.
انگار پیامک های روحانی مچکریم و جوک های خلق الساعه در این مورد فراموش شده و همه حتی جوانترها هم از این مرگ متاثر کننده می گفتند. نقطه مشترک اظهار نظرها حکومت را مقصر اصلی معرفی می کند، به ویژه آنکه پیشتر انعکاس خبر این گروگانگیری در فضای مجازی توجه بسیاری را به خود جلب کرده.
نقطه دوم : فارغ از هیاهوی روزمره؛ اینبار با خودروی خودم به حوالی بازار تهران رفتم، انگار کودکی که چیز غریبی را تجربه می کند، سرمست از رانندگی در خیابانهای خلوت منطقه مرکزی شهر به سمت محدوده معروف به کوچه مروی رفتم؛ منطقه ای که در سالهای اخیر مرکز عرضه اجناس خارجی شده که توسط ایرانی-عراقی های ساکن تهران و از مرزهای کردستان به وفور وارد می شود. بازاری پر تراکم، که اخیرا بهسازی و راه های متصل به آن هم “پیاده راه” شده. اما بی هیچ مانعی و به دنبال صدها خودروی دیگر مسیر پیاده راه را سواره طی کردیم ! این بازار در بخش قدیمی تهران و پشت ساختمان معروف شمس العماره است. اما هر چه که بازار فروش اجناس قاچاق گرم و آباد است، این ساختمان قدیمی و تاریخی رنگ خرابی گرفته و مورد هجوم کسب و کارهای امروزی قرار گرفته.
نقطه آخر : معلوم شد که هواپیمای مالزیایی سقوط کرده و حالا که آب ها کم کم از آسیاب می افتد، گویا عکس دو جوان ایرانی که فقط مسافر قاچاق بوده اند هم از هنرنمایی های فتوشاپی بی نصیب نمانده. همچنان روشن شد که فتوشاپ کاری های هموطنان حرفه ای تر از مالزیایی ها است. در این مورد هم معلوم شد که نام مردم ایران همچنان به قول قدیمی ها مثل مرغی است که هم در عزا و هم در عروسی قربانی بازی های مختلف کشورها می شود. در تمام روزهایی که صحبت از هواپیمای مفقود شده و حضور دو ایرانی در آن پرواز بود، کمتر کسی را دیدم که از مطرح شدن نام ایران در این ماجرا دلخور نباشد، حالا ما ایرانی ها را در بازار مالزی هم به فروش می گذارند!
سال جدید شروع شده، مرزبانان بی دفاعمان را در سال گذشته ربودند، سالهاست داشته های مختلف فرهنگی، تاریخی مان به راحتی قربانی می شود، در همین آشفته بازاری که حکومت ایران آبروی مردم را فدای میزبانی حسن نصرالله می کند مالزیایی ها هم با برگ ایران بازی می کنند؛ اما سال جدید است امیدواریم فرصت نو شدن برای ملت بزرگ ایران فراهم شود.
حیف است جوانان ایران قربانی شوند. حیف است داشته های تاریخی و فرهنگی ایران به دست فراموشی سپرده شود، حیف است آبروی ملتی بزرگ پایمال شود. امیدوارم سال نو این چنین نماند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)