جنگ جهانی اول
10013512_1412828605643433_957488350_n
این جنگ یکی از برجسته ترین رویدادهای قرن بیستم است و شکست چهار پادشاهی اتریش-مجارستان، آلمان، عثمانی و روسیه تزاری را به همراه داشت. کوردستان با آنکه در این جنگ نقش و یا شرکتی نداشت ، اما در پی آن سرنوشتش دوچندان دگرگون شد. جنگی که از ماه اوت 1914 تا نوامبر 1918 میلادی بیش از 10 میلیون کشتە بر جا گذاشت و بیش از پیش 40 میلیون کورد را بی خانمان تر از پیش ساخت .
در طول جنگ بیش از هر جای دیگر خاک کوردستان پایمال شد و مردمش گرفتار فقر ، گرسنگی و بیماری شدند. درگیری های مکرر و خانمانسوز در این سامان، موجب از بین رفتن منابع شده و دست به دست شدن این سرزمین بین لشکرهای بیگانه و تاراج توسط آنها، همه را از هستی ساقط کرد.
در پی پایان جنگ و فروپاشی امپراتوری عثمانی ، «ترکیه» تشکیل و سرپرستی موقت کوردستان ومناطق عرب‌نشین به کشورهای بریتانیا و فرانسه واگذار شد ، آنهادر پی تامین منافع خود و جلوگیری از ایجاد قدرت های احتمالی بعدی بر آن بودند تا تغبراتی را در مرزهای حغرافیایی منطقه ایجاد کنند .
در سال 1919 میلادی تلاشهایی برای تسکیل کشور کوردستان بزرگ صورت گرفت و زمینه بسیار مساعد بود، حتی طرح هایی هم در این راستا مطرح شد و در ابتدا بریتانیا از آن حمایت کرد.

پیمان سور (Treaty of Sèvres)
این پیمان در 10 اوت 1920 میلادی میان فاتحان جنگ جهانی اول ( روسیه، بریتانیا و فرانسه ) و امپراتوری عثمانی منعقد گشت و در نتیجه آن ،
– سرزمین‌های عربی و بخشی از کوردستان شمالی از قلمرو تحت سلطه عثمانی جدا شد ،
– استقلال پادشاهی حجاز برسمیت شناخته شد
– جمهوری مستقل ارمنی در قالب اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شد،
– کشور عراق تحت قیومیت بریتانیا تاسیس شد
– و نواحی کوردنشین شمال موصل با شرط دریافت خودمختاری در قلمرو امپراتوری باقی ماند و حق آنها در صورت تقاضای استقلال ، طی یک سال به ر سمیت شناخته شد.
با مقاومتهای یزدانشیر امیر بوتان در انعقاد معاهده سور ، در مواد ۶٢،۶٣،۶۴ بر حاکمیت کوردها بر سرزمین خود به عنوان هویتی مستقل تاکید شده و در ماده ۶۴ نیز حق تعیین سرنوشت ملت کورد به رسمیت شناخته شده است . لازم به ذکر است ، معاهده ی “سور” هرگز باطل یا منقضی نشده است.

شیخ محمود برزنجی (نەمر)

همزمان با پایان جنگ جهانی و فروپاشی عثمانی ، شیخ محمود برزنجی از روسای عشایر کورد در سال 1918 میلادی قیام خود را برای استقلال و حق تعیین سرنوشت کوردها از سلیمانیه آغاز کرد ، انگلیسی ها در ابتدا از پیشنهاد او استقبال کردند و دولت بریتانیا، میجر نوئل را از جهت مذاکره با شیخ فرستاد . او پس از مدت کوتاهی اعلام کرد که همهٔ خواستهای شیخ محمود بر حق است و متعهد شد که خود و دولتش در جهت تحقق آنها بکوشند. اما بعدها با توسل به زور حاکمی عرب را بر عراق نشاندند و در نتیجه شیخ محمود نەمر ، به سران عشایر آماده باش جنگ داد. سپس محمود خان دزلی را با لشکری به ناحیهٔ شارباژیر فراخواند و دستور داد تا وارد شهر سلیمانیه شوند.
مقامات انگلیسی حکم دستگیر کردن محمود خان دزلی را به فرمانده لشکر، میجر دانلیس دادند و او با سپاهی به مقابلهٔ محمود خان رفت. پس از 2 روز جنگ ، نیروهای انگلیس شکست خورده و سپاه محمود خان فاتحانه وارد سلیمانیه شد. شیخ به عشایر نواحی بادینان و سوران نامه‌هایی نوشت و اعلام کرد که ” زمان آن رسیده با توکل به خدا، خود را از آلودگی به بیگانگان پاک کنیم و دل به دوستی دشمن کافر نبندیم ”
بلافاصله کلنل برید جس با 5000 مرد مسلح از کرکوک به سوی سلیمانیه روانه می شود ، اما در روز 25/5/1919 میلادی زمانیکه لشکر آنها به دهانه تنگه تاسلوجه می رسد ، در زیر آتش پیشمرگان کورد با تلقات بسیاری شکست می خورد.
سپس انگلیسی ها راه جنوب را با سپاهی پنجاه هزار نفری به سوی سلیمانیه در پیش می گیرند و شیخ محمود با اطلاع از این موضوع، جهت مقابله و جلوگیری از کشتار و خرابی ، شهر را ترک کرده و با حدود 5000 تن از پیشمرگان در زنجیره کوه دیوار مانندی در دربند بازبان موضع می گیرد .
آنها در ارتفاعات مشرف در کمین دشمن بودند که در پی خیانت یکی از کوردها به نام مشیر محمد سلیمانی ، محل استقرارشان فاش شده و سپاه خارجی آنان را دور زده و از پشت سر، شیخ و افرادش زیر آتش قرار می گیرند. بسیاری از پیشمرگان کورد ، در نبردی تن به تن جان می دهند و شیخ محمود نیز پس از زخمی شدن دستگیر می شد. او را به بغداد بردند و پس از مداوا ، در دادگاه نظامی ارتش بریتانیا ابتدا به اعدام و بعد به 10 سال تبعید به هندوستان محکوم کردند .
در پی اعتراضات مردم ، فعالیت های مخفی و مبارزات مسلحانه ، شیخ محمود پس از مدتی به سلیمانیه بازگشت. او بدون اتلاف وقت هیأت وزیران را انتخاب و حدود اسلامی را به عنوان قانون ، ابلاغ نمود و سپس به برقراری امنیت و احداث مدارس پرداخت.
این اقدامات از سوی بریتانیا بی جواب نمانده و در نتیجه بمباران شهرها و تهدیدات مکرر شیخ و سپاهش به دسته‌های کوچک تقسیم شده و جنگی فرسایشی و چریکی را آغاز کردند که 10 سال به طول انجامید
سرانجام با فرماندهی انگلستان و ایران، ارتش عراق هجومی همه جانبه و ویرانگر را به سوی کوردستان آغاز کرد و پس از چند روز جنگ و گریز، چریک ها با تمام شده مهمات و آذوقه‌ وارد کوردستان ایران می شوند و در آنجا زیر آتش می گیرند.
شیخ محمود برزنجی در سال 1956 میلادی درگذشت.

قیام سمکو
در سال 1919 میلادی اسماعیل آقا شکاک (سمکو) ، رییس ایل شکاک مبارزه ی مسلحانه را در کنار دیپلماسی بین المللی با هدف آزادسازی کوردستان و تاسیس دولت کوردی آغاز کرد.
او مناطقی از شرق کوردستان را تحت کنترل درآورد ، سربازهای ترک مناطق مراغە و میاندوآب را از کوردستان بیرون راند و درمنطقە مهاباد سپاه ایران را شکست داد . او در پاییز1922 میلادی خود را شاه کوردستان نامید و بە پیمان سور بسیار خوشبین بود ، اما پس از لوزان و در سال 1926 م قیام دیگری را آغاز کرد و در پی آن به ترکیه تبعید شد . سمکو پس از آزادی به کوردستان تحت اشغال ایران بازگشت و سرانجام در سال 1930م در حالی که از مذاکره با رضاخان برمی گشت، با طراحی یک توطئه به دستور او ترور شد.


پیمان لوزان (Treaty of Lausanne)
تجزیه مجدد

دولت عثمانی در جنگ جهانی اول فروپاشید ، مناطق بسیاری را از دست داد و به شدت تضعیف شد و در آستانه نابودی بود، اما مصطفی کمال‌پاشا (آتاتورک) که جنگ‌های ترکیه را فرماندهی می‌کرد ، قدرت را در دست گرفت. او که در آغاز به نقش حساس کوردها در جنگ واقف بود، با دادن وعده‌های زیاد آنها را فریب داد و در نهایت توانست در سال 1923 بنابر پیمان لوزان ، ترکیه ی جدید را تاسیس کند.
این پیمان در تاریخ 24/7/1923 میلادی در لوران سویس به امضا رسید . مرزهای ترکیه امروز را ساخت و امید کوردها برای داشتن کشوری مستقل را به باد داد. البته کوردها به عنوان مالکان کوردستان، هرگز در”لوزان”- حضور نداشته اند و در یکی از ننگین ترین معاهدات ،حقوق ملی وحق تعیین سرنوشتشان زیر پا گذاشته شده و اختیار و سرنوشت ملی آنها به غیر واگذار گردید.
همچنین این پیمان سبب از هم گسستگی محدد کوردها و تجزیه ی دوباره کوردستان در قالب مرزبندی اجباری چهار کشور ترکیه ، ایران ، عراق و سوریه می شود.
لوزان ترکیبی از زور و باید برای ملت کورد بود و اهداف آن شامل موارد ذیل می شد:
– وادار کردن ملت کورد به تحت سلطگی
– چشم پوشی از حق تعیین سرنوشت برای ملت کورد
– جلوگیری از تشکیل کشور مستقل و قدرتمند کوردستان
– تلاش برای ذوب ملت کورد

با روی کار آمدن ملی گرایان در ترکیه و ممنوعیت زبان و پوشش کوردی در ترکیه ، تمامی نیروهای ملی – مذهبی کورد ، واکنش نشان داده و از سال 1924 تا 1939،میلادی ، شورش‌هایی علیه دولت مرکزی ترکیه درمیان کوردها آغاز شده که در پی آن ،دولت مرکزی ترکیه صدها هزار نفر را قتل عام کرد.

شیخ سعید پیران
کوردها در سال 1925 میلادی در کوردستان شمالی( کوردستان تحت سلطه ترکیه) و به رهبری شیخ سعید پیران، بار دیگر شورش کردند و شهرها را یکی پس از دیگری بازستاندند. مرکز این شورش در منطقه پیران در اطراف شهر دیاربکر و هدف آنان تشکیل کشور مستقل کورد بود .
عشایر مسلح کورد، به رهبری سران مذهبی و قبیله‌ای ، به شهرها یورش بردند و مقامات نظامی و اداری وفادار به دولت مرکزی را بازداشت کردند.
دولت برای مقابله، بیش از 35000 سرباز به منطقه فرستاد و از روسای قبایل کورد همکاری خواست . برخی از روسای قبایل موافقت کردند، اگرچه مردانشان هیچگاه با شیخ سعید مبارزه نکردند. اما سرانجام ارتش ترکیه با خشونت قیام را سرکوب کرد و هزاران انسان بیگناه را قتل عام کرد.

جمهوری آرارت
مهم ترین حرکتی که در شمال کوردستان (کوردستان تحت سلطه ترکیه) رخ داد و در راستای استقلال کوردستان برآمد، تشکیل جمهوری آرارت در سال 1927 میلادی توسط خاندان بدریخانیان و روشنفکران کورد( کۆمەڵی خۆی بوون)، به رهبری احسان نوری پاشا بود که روستای کوردآوا در نزدیکی کوه آرارات (آگری) را به پایتختی موقت انتخاب کرد و از تمام کوردهای سرتاسر کوردستان خواستند تا به آنها بپیوندند .
آنها در 1928 شهرهای «وان»، «بتلیس»، «دیاربکر» و مناطق روستایی اطراف دریاچه وان را آزاد کردند، اما با حمله همه جانبه و کشتار و بمباران مناطق کوردنشین ، نیروها وادار به عقب نشینی و در نهایت پس از سه سال در 1930 میلادی توسط ترک ها سرکوب شد .

قیام درسیم
کوردهای علوی درسیم (شمال کوردستان) به رهبری سید رضا در سالهای 1937 تا 1938 میلادی ، یکبار دیگر بعد از قیام کوچ گیری (1921) و پس از تصویب قانون اسکان مجدد ترکیه در سال 1934 م ، دست به قیام زدند . این قیام در مناطق شمالی کوردستان و استان های درسیم (تونج‌ایلی)، الازیغ و بینگول آغاز گردید و در پی سرکوب آن توسط
ارتش ترکیه به رهبری آتا ترک ، 50 تا 80 هزار نفر کورد علوی قتل عام شدند.

جنگ جهانی دوم،

در طول این جنگ کشورهای زیادی درگیر شده و از سال 1939 تا 1945 میلادی بیش از 70 میلیون کشته برجاگذاشت. در پی پیروزی متفقین در این جنگ سازمان ملل متحد تشکیل و ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان دو ابر قدرت‌ جهانی مطرح شدند. آلمان به دنبال شکست به دو قسمت غربی و شرقی تقسیم شد و در پی آن جهان به سوی دو قطبی شدن شرق و غرب و آغاز دوران جنگ سرد گام برداشت.

شیخ احمد بارزانی
شیخ احمد قبایل مختلف کورد جنوب کوردستان بزرگ را تحت فرمان درآورد و همراه با برادرش، در برابر ظلم و ستم دولت عراق از 1920 تا 1930 میلادی جنگیدند ، اما بعد از شکست به ترکیه پناهنده و سپس به جنوب عراق تبعید شد.
او شخصی دلسوز و در خدمت جنبش ملی کورد بودو در سال 1931 شورش دیگری را ترتیب داد که بی انجام ماند .
شیخ احمد در سالهای 1931-1937 میلادی نیز همکاری هایی با جنبش آرارات در کوردستان ترکیه داشت که موجب سرکوب دوجانبه ترکیه و عراق شد.

جمهوری کوردستان

جمعیت احیای کورد(کۆمەڵەی ژیانەوەی کورد) در سازماندهی ملی کوردها در مقابله با دولت مرکزی ایران نقش مهمی داشت و در سال 1942 م مهاباد را مرکز فعالیتهای ملی کوردستان کرد و “قاضی محمد” را نیز به عنوان رهبر این نهضت برگزید.
قاضی محمد و عده‌ای دیگر از شخصیت‌های جمعیت احیای کورد ( ژ – کاف ) در بیانیه ای در 1945 م حزب دموکرات کوردستان ایران را تاسیس و پنج ماه بعد با استفاده از شرایط مناسب در روز دوم بهمن ماه 1324 (برابر با 22 ژانویه 1946) جمهوری خود مختار کوردستان را با مرکزیت مهاباد اعلام کردند.
این جمهوری ، دولتی خودمختار در شمال شرقی کوردستان ، با رهبری قاضی محمد تاسیس و ملا مصطفی بارزانی نیز به عنوان ژنرال ارتش با پیش مرگ‌های خود به آنها پیوست و این نشانی از ملی بودن قیام داشت.
“حاجی بابا عیولو” نخست وزیر، “محمد خان شکاک” وزیر دفاع، “رشیدبگ هرکی” فرمانده ی کل نیروهای مسلح و “زیرو آقا” به فرماندهی نیروهای انتظامی منتصب گردیدند . در همان جلسه ، نصب پرچم کوردستان در اماکن و نهادهای دولتی به تصویب رسید.نیروهای انتظامی نیز آرم “کوماری کوردستان-جمهوری کردستان” را بر سینه های خود نصب کردند و جمهوری کوردستان رسما تاسیس شد.اگرچه قلمروی آن بخش های کوچکی از شمال کوردستان و از میاندوآب تا سردشت را شامل می شد.
جمهوری کوردستان تنها 11 ماه دوام آورد و ددر پی انعقاد قراردادی از جانب دولت ایران و شوروی ، منجر به حمله ارتش ایران و نهایتاً سقوط دولت در 16 آذر همان سال ( 7 دسامبر 1946 ) شد. قاضی محمد در میدان شهر به دار آویخته شد و در شهرهای دیگری نیز دست به اعدام های مشابه زدند و بسیاری از اعضای حزب بازداشت و یا مجبور به فرار شدند.

ملا مصطفی
او در سال‌های 1931 و 1932 میلادی به همراه برادرش ، شیخ احمد بارزانی، از سران جنبش استقلال در جنوب کوردستان بود و در سال 1935 میلاد به سلیمانیه تبعید شدند. اما ملا مصطفی در 1942 میلادی از سلیمانیه خارج شده و شورش جدیدی را آغاز کرد.

او در روز 16 اوت 1946 میلادی به صورت غیابی به رهبری حزب دموکرات کوردستان عراق تعیین شد و همزمان به عنوان فرمانده ارتش جمهوری کوردستان در مهاباد منصوب شد .پس از سقوط حمهوری ، او که فرمانده ای قابل بود ، موفق شد بعد از جنگ‌هایی چریکی به کوردستان عراق برود و از آنجا با حدود 500 نفر از بهترین پیشمرگ هایش ار طریق خاک کوردستان ترکیه و کوردستان ایران به آذربایجان در شوروی برود.
او در مسکو به تحصیل در رشتهٔ علوم سیاسی و نظامی پرداخت و با کوردهای تبعیدی آنجا ارتباط گرفت ، پس از کودتای 1958 میلادی با دعوت نخست وزیر وقت ، عبدالکریم قاسم با استقبالی با شکوه به عراق بازگشت و خواهان استقلال نواحی کوردنشین شد. نهایتا در1961 میلادی در اثر تشدید اختلافات و حمله دولت عراق ، بارزانی و همراهانش به کوه های کوردستان پناه بردند و به جنگ چریکی روی آوردند.
در مارس 1970 میلادی رهبران کورد با بغداد به توافقاتی رسیدند تا هویت کوردها ، زبان کوردی و موقعیت برابر با اعراب به رسمیت شناخته شود .
در مارس 1974 میلادی ملا مصطفی ، با حمایت محمدرضاشاه پهلوی و آمریکا جنگ جدیدی را آغاز و پیروزی‌های بزرگی به دست آورد ، اما در اوایل سال 1975 میلادی با توافق‌ شاه ایران و صدام در الجزیره ، ایران کمک خود به کوردها را قطع و آنان را تحت قشار قرار داد. وی در1979 م در بیمارستان جورج تاون واشنگتن، درگذشت .

انقلاب ایران
بعد از برکناری رژیم پهلوی در انقلاب سال پنجاه وهفت ایران (1979م)، حزب دموکرات و کومله خواهان به رسمیت شناخته شدن حقوق ملت کورد و خودگردانی داخلی مناطق کوردنشین شدند. در زمان انقلاب ، پادگانها در مناطق کورد نشین توسط مردم و نیروزهای مدافع به کنترل در آمد و ادراه امور به دست شوراهای مردمی و نمایندگان منتخب مردم افتاد .
در ابتدا از سوی حکومت روی کار آمده جمهوری اسلامی قول هایی به آنان داده شد ، اما بعدها در پی فتوای جهاد خمینی علیه مردم کورد و حمله همه جانبه به کوردستان ، بار دیگر جنبش آزادیخواهی ملت کورد و در شرق کوردستان سرکوب شد.
این تجاوز و حمله ها ویرانی شهرها و روستاهای کوردستان، بمباران مناطق مسکونی، به آتش کشیدن مزارع، کشتار جمعی،تجاوز ، اعدام های دسته جمعی و زندان و تبعیدهای بلندمدت را به همراه داشت و
در نتیجه حزب دموکرات و کومله در کنار برخی از گروههای چپ گرا همچون پیکار و سازمان فدائیان خلق فعالیت نظامی را آغاز کردند. این وضعیت در نهایت به درگیری نظامی میان دولت و احزاب مذکور انجامید که تا دهه های شصت و هفتاد نیز تداوم یافت و تا کنون نیز در اشکالی گوناگون ادامه دارد.

منابع

– http://www.spartacus.schoolnet.co.uk/FWW.htm
– Treaty of Sèvres
– Treaty of Lausanne
– اسلام، ناسیونالیسم و قیام کردها/ قیام شیخ سعید پیران در ترکیه
– Martin van Bruinessen. Genocide in Kurdistan? The suppression of the Dersim rebellion in Turkey (۱۹۳۷-۳۸) and the chemical war against the Iraqi Kurds (۱۹۸۸). University of Pennsylvania. in: George J. Andreopoulos (ed),
– کردستان و کرد در اسناد محرمانه بریتانیا /بهزاد خوشحالی
– کۆرتەیێک لە مێژووی کوردستان / فواد محمدی
– تاریخ مشاهیر کرد / بابا مردوخ
– تاریخ کرد و کردستان / محمد مردوخ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)