10013512_1412828605643433_957488350_n
مادها
مادها از سده ۱۷ پیش از میلاد در سرزمین کوردستان، نشیمن گزیدند و قبل از تشکیل حکومت به صورت عشایری زندگی می کردند ،اما زمانی که در یکجا مستقر شدند، از سایر مردمان کشاورزی و دامداری آموختند و توانستند با متحد کردن تمام اقوام کورد ، بر یکی از بزرگترین امپراتوری های تاریخ حکمرانی کنند.
هرودوت می‌نویسد:
آشوری ها پانصد سال در آسیای غربی حکومت کردند و مادها اولین مردمی بودند که از اطاعت آنها سرباز زدند .
برای آزادگی جنگیدند ، رشادت ها کردند و از قید بندگی رستند.
به گفته ی هرودوت مدنیت و مدینه به معنی شهر و شهرنشینی و تمدن از واژه‌ی ماد گرفته شده است، چرا که مادها نخستین مردمانی بودند که پایه‌گذار تمدن و شهرنشینی در جهان بودند.
همه کارشناسان پیشینه و نژاد کوردهای امروز را به ماد نسبت می دهند که برگرفته از اتحاد یکپارچه ی قوم های مختلف می باشد و احتمالا قوم کاردوخ -کاردوک در این زمینه پیشی گرفته است. کلمه ی کاردوخ از دو بخش تشکیل شده که کاردو اسم قبیله و تبار و خو (کو) در زبان ارمنی به مانند ها یا نشانه ی جمع به کار می رود.
مادها که مهاجران جدید به شمار می آمدند، از هجوم آشوریان در امان نبوده و مجموعه لشکرکشی‌های دولت زورمند آشور به سرزمین ماد و اقوام دیگر تا قرن هشتم پ. م ، نیاز برای تشکیل یک دولت متمرکز را برای مادها و ساکنان دیگر دامنه زاگروس به وجود آورد.
آشوریان که از اقوام سامی بودند ، در جستجوی آب و علفزار شبه جزیره ی عربستان را ترک کرده و به مناطق شمالی تر کوچ کردند.اگرچه تاریخ دقیق این هجرت مشخص نیست، اما شواهد حاکی از آن است که احتمالا ۴۰۰۰ پ.م به میانرودان رسیدند و در آغاز از توابع بابل بودند، اما بعدها با متحد کردن نینوا و اربیل حکومت قدرتمند و وسیع آشور را بنا کردند که شامل آشوریه، بابل،ارمنستان،ماد،فلسطین، سوریه، فنقیه، سومر، عیلام و مصر می شد.
تلاش برای مقابله با آشوریان آغاز شد و دولت ماد یا میدی در سال ۷۰۰ پ.م با تاجگذاری دیاکو (تا ۶۷۳پ.م ) تشکیل شد. دیاکو که به داور معروف بود و آمادای یا محل تجمع مادها (هگمتانه) را به پایتختی برگزید. هگمتانه یادآور گرد هم‌آیی بزرگ مادها برای انتخاب دیاكو به عنوان نخستین پادشاه ماد است.
در یکی از کتیبه های آَشوری ۲۰ سال پیش از تاج گذاری دیاکو ، از او به عنوان پادشاه مادها نام برده شده است.
این پادشاه با گردآوری سایر اقوام کورد و تسلط بر ماناها (که در زراعت گندم و دانه های دیگر زبانزد بودند) ، تقویت شد و
با حمایت آنها و سرمایه ای که از تصرف اورارتو به دست آورده بود در فکر سرنگونی آشوریان برآمد ، اما در جنگ با آنها شکست خورد و به همراه همسرش به شهری در آشور تبعید شد.
پس از دیاکو پسرش فراورتیس (فرورتیش – فرهاد) در ۶۷۵ پ. م به تخت نشست و قبایل ایرانی را به اطاعت کشید و او نیز راه پدر در رویارویی با آشوریان را ادامه داد و در سال ۶۵۳ پ.م به دست پادشاه آشور، آشوربانی‌پال کشته شد .
پس از او خشتریه بر تخت پادشاهی نشست و او برای پایان دادن به حملات آشور با مانا ها و سکاها پیمان دوستی بست و توانست آنها را شکست دهد. خشتریه در سال ۶۲۵ پیش از میلاد درگذشت.
بعد از خشتریه ، هوخشتره یا کیاخسار به پادشاهی رسید و آن چنان که در نقشه سرزمین ماد پیداست ، هوخشتەره به بزرگ‌ترین امپراتوری غرب آسیا حکومت می‌کرد . گستره‌ی آن امپراتوری سرزمین‌های خاورمیانه و از ساحل غربی دریای مدیترانه تا مرزهای هندوستان را در بر می‌گرفت. او ارتش را به بخشهای پیاده ، سواره و کماندار تقسیم و برای نخستین بار از ارابه های جنگی استفاده کرد
او توانست با اتحاد با کلدانی ها ، بە آشوریان حملە کند و در سال ۶۱۲ پ.م شهر نینوا را فتح کرده و آتش بزند. دو سال بعد هم با کشتن آخرین پادشاه آشور پایان این تمدن را رقم زد. کیاخسار تا سال ۵۸۵ پ.م بر امپراتوری حکومت کردە و با مرگ طبیعی درگذشت.
اشتوویگو یا استیاگ (ضحاک) ، پسر هوخشتره (دوره حکومت: ۵۸۵ تا ۵۵۰ پ. م) به عنوان آخرین پادشاه مادها بر تخت شاهنشاهی رسید.او پادشاهی خوشگذران و بی خیال بود و از حفظ امپراتوری غآفل و فرصت را برای دشمنان فراهم ساخت تا اورا سرنگون سازند.

کوردستان در دوره هخامنشیان
كوروش فرزند كمبوجیه از فارس و ماندانا دختر استیاگ پادشاه ماد بود . او با همکاری و خیانت نخست وزیر استیاگ ، (هارپاگ) به جنگ پدربزرگ رفت و او را شكست داد، هگمتانه را گرفت و استیاگ را تبعید و بنابر گفته کتزیاس بعدها به قتل رسانید و توانست میراث دار تاج و تخت او شده و سلسله‌ی هخامنشی را در سال ۵۵۰ پیش از میلاد بنیان نهد.
پیگولوسکایا می گوید پارسیان که از دیرباز با ناشکیبایی بار سنگین سلطه ماد را تحمل می کردند، پیشوایی یافته و با خرسندی یوغ خویش را به دور افکندند.
از آن زمان بە بعد مادها و پارسها تحت قرارداد و عهدنامه هایی در کنار یکدیگر می زیستند و پارسها در قبال حکمرانی بر مادها ، حقوقی برای اداره ی امور به دست خودشان به آنها داده بودند. اگرچە با این وجود هر از چندگاهی قیامهایی بر ضد سلطه و در جهت استقلال شکل گرفت ، اما با سرکوب و خونریزی پایان یافته است.
چندی بعد از پادشاهی کوروش، پادشاه لیدی (كِرِزوس)، بر ضد او قیام كرد و کوروش به آسیای صغیر لشكر كشید و سارد، پایتخت لیدی، را گرفت و در سال ۵۳۸ پیش از میلاد، بابل را فتح كرد و همه‌ی اسیران و بردگان را آزاد كرد و فرمان داد هیچ خانه‌ای ویران نشود، مال هیچ‌فردی چپاول نشود و همه آزاد باشند. و این آغآزی برای شیوه ی استعمار خود خواستە، یا ترجیحی برای ملت های تحت اشغال شد.
او با ایجاد شیوە ی نوینی توانست ملتهای دیگر را خودخواستە تحت تسلط درآوردە و با سازش و مدارا عادت دهد. با شیوە ی ساتراپیسم یا بنوعی فدرالیسم امروزی ، در آن دوران زمینه را برای استعمار ارادی ملل ایجاد کرد و با تیزهوشی و ایجاد راههای ارتباطی و نظارت توانست از قلمروی خود محافظت کند. او اقوام مختلف را کوچاند و بدین ترتیب قدرت امپراتوری را در مرکز حفظ و تا می توانست از گزند شورش دور کرد
داریوش اول با احداث راه شاهی و ایجاد چاپارخانه ارتباط ایالت‌ها (ساتراپ‌ها) را آسان كرد و ضرب سكه استاندارد و با قانون‌هایی برای دریافت مالیات باعث رونق تجارت شد و البته در زمان پادشاهی او شورش های متعددی سربرآورد که شورش عیلام و مادها از آن دسته بودند .

داریوش بازرسانی داشت كه به ساتراپ‌ها فرستاده می‌شدند و به كار نیروهای دولتی نظارت می‌كردند. به علاوه، او مجموعه قوانینی وضع كرده بود كه از قانون‌های حمورابی اقتباس شده بود. داریوش به كمك فینیقی‌ها ارتش را به كشتی‌های جنگی تجهیز كرد و برای نخستین بار ارتباط بین دریای سرخ و مدیترانه را از راه نیل برقرار كرد.
در زمان داریوش تلاشهایی از طرف مغ های ماد به رهبری گئومات برای بازپسگیری قدرت صورت گرفت ، که با شدت سرکوب و داریوش دستور حک کتیبه بیستون کرمانشاه بر راه عبور را داد تا همگان ببینند و شرح شورش و شدت سرکوب آن در کتیبه بیستون آمده است.

در زمان داریوش برخوردهایی بین ایرانی‌ها و یونانی‌ها رخ داد. داریوش در جنگ اول كاری از پیش نبرد، در جنگ دوم ، نبرد مارتُن، شكست خورد و جنگ سوم را به علت شورشی در مصر رها كرد. پس از او خشایارشاه توانست آتن را در نبرد ترومپِل فتح كند. اما داریوش سوم نتوانست در برابر هجوم لشكر اسكندر مقاومت كند و در اثر خیانت یكی از سردارانش كشته شد و تخت جمشید در ۳۳۱ پیش از میلاد به دست اسكندر فتح و به آتش كشیده شد.

کوردستان در زمان اسکندر
اسکندر با فتح ساتراپ های غربی هخامنشی شروع به پیشروی در سرزمینهای تحت تسلط پارسیان کرد و
در سال ۳۳۳ ق م داریوش سوم را شکست داد، داریوش از میدان جنگ گریخته و همسر، دختران، مادر و خزانه‌ را رها کرد و سپاهش از هم پاشید. داریوش برای آزادسازی خانواده‌اش ، پیشنهاد باج و نیز بخشیدن تمام سرزمین‌های از دست رفته را داد و خواستار انعقاد صلح شد ، اما اسکندر نپذیرفت و در فکر فتح سوریه تا مصر را درنوردید . لشکر اسکندر با عبور از کوردستان کشتار و خرابی های بسیاری به بار آورد .
اسکندر مجددا در سال ۳۳۱ ق م پس از فتح مصر به سمت بین النهرین آمده و بار دیگر در نبرد گوگمل داریوش را شکست داده و تا اربیل (هەولێر) او را تعقیب و بابل را نیز تسخیر کرد. اسکندر داریوش را تا سرزمین های ماد و پارت تعقیب کرد و سپس تخت جمشید را به انتقام آتش زدن شهر آکروپولیس به آتش کشید.
در زمان حمله اسکندر بخش هایی از کوردستان هم پیمان با هخامنشیان جنگیدند و اما قسمت هایی هم مانند ماد کوچک (آتروپان) که تحت فرمان آتروپاتن بود، پس از حمله اسکندر و توافق صلح با او همچنان بر قدرت مانده و در امور خود کاملا مستقل عمل می کرد . این حکومت ۳۰۰ سال دوام داشت و در سال ۳۳ پ.م توسط فرهاد چهارم اشکانی از بین رفت.
در منابعی مانند استرابون جغرافيدان يونان باستان و آراتسن دبير اسکندر به کوردهای بارزانی اشاره شده که با لشکر در حال عقب نشيني اسکندر ، جنگيده اند.

کوردستان پیش از حمله اعراب
پس از سرنگونی هخامنشیان توسط اسکندر ، سلوکیان میراثدار تاج و تخت شدند و آنها از سوریه بر قلمروشان نظارت می کردند . چندی بعد ارشک در ساتراپ پارت بر ضد آنها قیام کرد و اشکانیان در صدد تجدید قوا و به دست گیری قدرت برآمدند . از سال ۲۵۰ پ.م جنگ بین اشکانیان و سلوکیان آغاز شد و بیشتر نبردها در کوردستان و ارمنستان درگرفت.
پس از یک سده جنگ و خونریزی در زمان پادشاهی مهرداد یکم مناطق ماد و بین النهرین در سالهای ۱۴۸ و ۱۴۷ پ.م هم توسط اشکانیان تسخیر شد و او در سال ۱۴۱ پ.م رسما تاجگذاری کرد.
آنتیوخوس حاکم سلوکیان پس از شکست در نبرد تروفون در سال ۱۳۰ پ.م و در زمان پادشاهی فرهاد دوم برای بازپسگیری مناطق از دست رفته به میانرودان لشکرکشی کرد . پس از پیشروی او به سوی ماد، دولت اشکانی سعی بر ایجاد صلح نمود، اما آنتیوخوس نپذیرفت. در زمستان ۱۲۹ پ.م،در پی قیامی که علیه آنتیوخوس در ماد شکل گرفت ، او با هجوم سپاه اشکانی غافلگیر شده و در جنگ کشته شد.

از دوره اشکانیان ، رومی ها به منظور کشورگشایی در آسیا ، ابتدا با سلوکیان درگیر شدند و پس از شکست دادن آنها جنگهای طولانی و خونین ایران و روم ، از زمان فرهاد سوم اشکانی آغاز و ۷۰۰ سال به طول می انجامد و متاسفانه این بار هم کوردستان صحنه اصلی رویارویی این قدرتهای منطقه ای است.
سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی پانصد ساله ضعیف شده و سرانجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید. ساسان از قوم شوانکاره و از تیره کوردهای بازرنگی بود که همراه قبایل پارس مهاجرت کرده بودند و اردشیر پسر بابک ، نوه ی ساسان در سال ۲۲۴ م به پادشاهی ایران رسید و اردوان پنجم را برکنار کرد. اردوان در خطابی به اردشیر می نویسد :» ای کورد نژاد پرورده ی دست کوردها ، چه کسی به تو اجازه داد تاج شاهی بر سر بگذاری؟ «
در دوره ساسانی ها هم ، جنگهای ابران و روم ادامه داشت و در رویارویی شاپور اول و بهرام گور بر سر سلطنت نیز مجموعه جنگ های خون باری در کوردستان روی داد .
در زمان خسروپرویز ایرانیان پیروزی هایی بر رومیان کسب می کنند و اما دیری نمی کشد که قیصر(هراکلیوس) با تجدید قوا از سمت کوردستان و ارمنستان حمله می کند و خسارت و خرابی های بسیاری را به بار می آورد.

در سده ی ششم میلادی گروهی از عشایر(گوران-کلهری) امروزی به رهبری گوانانرا از شاه ایران درخواست استقلال کردند و حتی دولتی را هم تشکیل دادند که تا آذربایجان ادامه داشت وکرمانشاه را به پایتختی برگزیدند. اما بعدها توسط پادشاهان ساسانی سرکوب شدند.

منابع
– تاریخ هرودوت – گزنفن
– تاریخ ماد – تاریخ ایران باستان / دیاکونوف
– کۆرتەیێک لە مێژووی کوردستان / فواد محمدی
– کلمان هوار / تاریخ و تمدن ایران
– بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان
– حسن پیرنیا / ایران باستان
– زرین کوب / تاریخ مردم ایران پیش از اسلام
– مالوان، تاریخ ایران کمبریج، ۴۷۹. کوروش / Dandamayev, Cyrus II The Great, 516-521.
– کنیبه بیستون کرمانشاه
– تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی
– دانشنامهٔ جهان اسلام، ج. ۲
– Garthwaite 2005, pp. 76–۷۷; Bivar 1983,
– http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Alexander_the_Great&oldid=571895394

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)