توانا- نوروز در ایران یکی از مهمترین سنت‌های ملی‌ست که از قرن‌های بسیار کهن به ما رسیده است. همین سابقه کهن و دیرپایی نوروز در میان ایرانیان به آن جنبه‌ی هویتی نیز بخشیده است. نوروز از ارکان هویت ملی ایرانی محسوب می‌شود و امروز در کشورهای مختلف که در نوروز با ما میراث مشترک دارند نیز جشن گرفته می شود.

خاستگاه نوروز

نوروز شاید از بهترین نمونه‌ی اسطوره‌ای‌ست که طبیعت و انسان در آن با یکدیگر به هماهنگی آرمانی رسیده اند، به این معنا که به نوعی می‌توان سرچشمه‌ی آن را آشکارا طبیعت (برآمدن بهار) دانست ولی معنایی بشری نیز در سنت‌های آیینی‌اش جست. مشهورترین روایتی که از پیدایش نوروز وجود دارد – دست کم در ایران که مهمترین محل برگزاری جشن فرا رسیدن آن محسوب می‌شود- روایت جمشید شهریار است که نوروز را روز جشن نور و مهر و مهربانی اعلام کرد. در روز اول فروردین  که آغاز جشن نوروز است، از نظر ستاره‌شناسی  روز اعتدال بهاری‌‌ست، و خورشید حرکت خود را به سوی شمال آسمان آغاز می‌کند. این رویداد طبیعی با اسطوره‌ی جمشید شاه که خود نماد خورشید در میان شاهان ایرانی‌ست هماهنگی دارد.  نوروز از نظر فرهنگی در «ایران‌زمین» (یا کشورهایی که نوروز را جشن می گیرند مثل  تاجیکستان و افغانستان و ازبکستان و آذربایجان و ترکمنستان و مناطق کردنشین در عراق و ترکیه و سوریه) کاملاً ثبات پیدا کرده است و به همین دلیل، به عنوان یک آیین معنای منسجم‌تر و متداوم‌تری در این حوزه‌ی تمدنی دارد. باقر معین، روزنامه نگار سرشناس ایرانی، این حوزه را «نوروزستان» می نامد.

دکتر خسرو کیان راد، دکترای تاریخ ازدانشگاه تهران، درباره خاستگاه نوروز به توانا می گوید: «بر اساس بخش اساطیری شاهنامه برپایی جشن نوروز به دوران پادشاهی جمشید (جم) نسبت داده می شود. جمشید چهارمین پادشاه دودمان پیشدادی بود که بنا بر باور ایرانیان باستان بر همۀ جهان آن روزگار (هفت کشور) فرمانروایی می کرد و عصر او عصر زرین اسطوره ایرانی به شمار می رود. روایت شاهنامه از جشن نوروز شکل گیری آن را به روز بر تخت نشستن جمشید نسبت می‌دهد. به فرمان او در این روز که روز نخست فروردین و آغاز فصل بهار بود را جشن گرفتند و آن را “نوروز” نامیدند.» بنا به گفته وی، روایتی دیگر در متون دوره اسلامی نیز ذکر شده است که بر اساس آن روزی جمشید سوار بر تختی که دیوان برایش ساخته بودند از کوه دماوند به بابل رفت. مردم با دیدن جمشید که مثل خورشید در آسمان می تابید آن روز را روز نو نامیدند و گرد تخت او جمع شدند و جشنی برگزار کردند. دکتر کیان راد که «چکیده تاریخ ایران» را برای نوجوانان آلمانی منتشر کرده است درباره قرابت های نوروز با دیگر جشن های منطقه به دادوستدهای فرهنگی رایج میان تمدن‌های مختلف اشاره می کند. او ضمن اینکه این موضوع را در میان تمدن های فلات ایران و سرزمین های همجوار آن نیز طبیعی می داند در این باره می گوید: «همسانی‌های فراوانی میان جشن نوروز ایرانی و جشن سالِ نوی بابلی وجود دارد. به گفته مهرداد بهار نوروز جشنی همگانی در فلات ایران و بین النهرین بوده و آیین نوروزی سنتی کهن و محتملن رایج در هزاره سوم پیش از میلاد در منطقه به شمار می رفته است.»

 جشن نوروز و سنت‌های نوروزی

نوروز برخلاف سایر جشن‌های ایرانی چون «مهرگان»، «یلدا» و «سپندارمذگان» یک روز نیست و حدود دو هفته ادامه دارد. طول این مدت بر طبق برخی روایات، در گذشته حتی بیشتر هم بوده است. ابوریحان بیرونی آن را یک ماه و یکی از مستشرقان دوره‌ی صفوی آن را سه هفته می‌داند. این جشن امروزه به طور رسمی چهار روز ادامه دارد ،اما مدارس از روز اول فروردین (روز هورمزد) تا پایان روز سیزدهم فروردین (روز تیر) تعطیل اند. قابل توجه است که نحسی روز سیزدهم نیز خاستگاه ایرانی ندارد و ظاهراً از فرهنگ‌های دیگر وارد باورهای مردم شده. از قضا روز سیزدهم فروردین روزی‌ست که ایرانیان دعای باران می‌کردند و آن را جشن می‌گرفتند.

یکی از سنت‌های مشهور نوروز چیدن هفت‌سین مقدس است که  آن را در کنار روشن کردن آتش چه در چهارشنبه‌سوری و چه در شب عید (مثلا در مناطق کردنشین) و جشن شب یلدا، به یکی از مهمترین آیین‌های جاری و برقرار در فرهنگ ایران امروز تبدیل کرده است. هفت‌سین باید هفت خوراکی گیاهی باشند که نام پارسی‌شان با «سین» آغاز شده است. گفته می‌شود ماهی قرمز نیز که در سینی هفت‌سین گذاشته می‌شود از نمادهای سال نوی چینی‌ست و  در گذشته از انار یا سیب سرخ شناور در آب به عنوان نمادهای مهر و باروری استفاده می شد.

روزهای پیش از نوروز و طبق سنت قدیمی ۱۰ روز پایانی اسفند (ایزد زمین) نیز مقدمه‌ای بر جشن نوروز بوده و اکنون نیز کم و بیش اجرا می‌شود. این جشن را در گذشته «فروردگان» می‌نامیدند. در آغاز این ده روز باید دانه‌ها را برای سبزه‌ی نوروز کاشت و خانه‌ها را تمیز کرد. در این مدت آتش روشن می‌کردند تا پذیرای ارواح نیکی باشند که گفته می‌شود چهارشنبه‌سوری از این آیین به‌جا مانده است. در ضمن رفتن بر سر آرامگاه مردگان نیز از سنت‌های این جشن است. فروردگان از واژه‌ی «فرور» (با تلفظهای مختلف در طول زمان از جمله فروهر faravahr) به معنای بخشی از روح انسان گرفته شده است. فروهرها در این وقت از سال به دیدار بازماندگان در گیتی (زمین) می‌آیند.

خسروکیان راد  درباره سنت های نوروزی می گوید: «ایرانیان باستان و به ویژه زرتشتیان ماه فروردین که ماه آغازین سال بر مبنای گاهشماری خورشیدی بود را به فروهرها یا روان های نیاکان درگذشته خود نسبت می دادند و اعتقاد داشتند که در آستانه این ماه روان های درگذشتگان از آسمان به زمین می آیند و از این رو در واپسین روزهای سال و در آستانه ماه فروردین آتش می افروختند (جشن چهارشنبه سوری). این آیین های نوروزی تا سیزدهمین روز این ماه ادامه می یافت.»

در برخی مناطق ایران نیز رسوم متفاوتی در این دوره از سال وجود دارد، به عنوان نمونه در جنوب خراسان پیش از نوروز، بر سه طرف یکی از اتاق‌های خانه کاغذهایی می‌چسبانند و بر روی آن چیزهایی می‌نویسند. این طلسمی‌ست که گفته می‌شود عقرب (نماد مخالف برج ثور) را به بیرون از خانه هدایت می‌کند. عقرب در گذشته نماد خشکسالی و قحطی بوده. البته این رویداد در حدود ۴۰۰۰ سال پیش روی می‌داده زیرا در آن زمان بوده که در هنگام اعتدال بهاری برج ثور طلوع می‌کرده است.

روز جهانی نوروز

در اسفند ماه ۱۳۸۸ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه به نام « روز بین المللی نوروز» برای نخستین بار در تاریخ این سازمان ، نوروز را به عنوان یک مناسبت بین المللی به رسمیت شناخت. این پیشنهاد به ابتکار ایران و با همکاری جمهوری آذربایجان، قرقیزستان، ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان، قزاقستان و ترکیه به سازمان ملل (و در روز رأی‌گیری، هند، مقدونیه و آلبانی) ارائه شد. قطعنامه‌ی مصوب سال ۲۰۱۰ در ۱۷ بند مقدماتی و ۵ بند اجرایی تنظیم شده که یکی از بندهای اجرایی آن استقبال از تلاش کشورهایی‌ست که نوروز را در جهت حفظ و توسعه‌ی فرهنگ نوروز گرامی می‌دارند.

 دکتر کیان راد درباره چرایی تلاش برای حفظ و توسعه نوروز به ظرفیتهای  فراوان آن اشاره می کند و به عنوان مثال از نقش سازنده آن برای وفاق و همبستگی ملی  می گوید. به گفته وی، از میان آیین های باستانی برخی از آنها مانند نوروز هنوز در زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و در حیات دینی و مذهبی و رفتارهای معنوی مردم جامعه فعال باقی مانده اند: «نوروز هنوز در میان ما نقش و معنا دارد و در انسجام و تحکیم روابط میان افراد و گروه های اجتماعی کارساز و موثر است. در سرزمینی مانند ایرانِ امروز با رنگین کمان قومی و فرهنگی، بی گمان رسم و سنتی  همچون جشن نوروز که هنوز در سرتاسر فلات ایران و محدوده ایران فرهنگی (کشورهای فارسی زبان) به نیکویی برگزار می گردد می تواند عامل قابل توجهی در ایجاد و تحکیم همبستگی ملی  باشد.»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)