مادرستاربهشتی

 

 

 

 

 

 

 

سحر بیاتی

صفحه منسوب به رئیس جمهور ایران، امروز شاهد یک رقابت مجازی جالب بود. مسیح علی نژاد، روزنامه نگار ایرانی ساکن لندن، ذیل یکی از پست های این صفحه با اشاره به محدودیت های خبرنگاران ایرانی برای حضور در کنفرانس های خبری روحانی، چند سوال مطرح کرد: ” آقای روحانی خوشحالم همانگونه که خانم اشتون با شما به عنوان رییس جمهور ایران دیدار کرد با گوهر عشقی مادر ستار بهشتی هم دیدار کرد. اگرچه عکس دیدار شما با خانم اشتون تیتر یک روزنامه های داخل ایران شده و عکس دیدار مادر ستار بهشتی از روزنامه ها حذف اما به عنوان یک روزنامه نگار پرسش دارم که می دانم پاسخی نخواهم گرفت اما سوال را باید پرسید: دستگاه قضایی ایران تایید کرد که ستار بهشتی در زندان کشته شد سوالم این است که چرا دولتی که تهیه منشور حقوق شهروندی را در سطح یک ایده مهم مطرح می کند هیچ نماینده ی ویژه ای را تاکنون مسول پیگیری پرونده ستار بهشتی و دیگر مادرانی که در دستگاه قضایی ایران پرونده مفتوح دارند، نکرده است؟ آیا منشور حقوق شهروندی شامل حال همین شهروندانی که برخی از آنها تنها به خاطر پیگیری قضایی پرونده کشته شدگان خود بازداشت و تحت تعقیب قضایی قرار گرفته و در حال حاضر با قید وثیقه آزاد هستند می شود؟ چرا وقتی خانم اشتون با قربانیان نقض حقوق بشر دیدار کرد مسولان دولتی به سرعت نسبت به اینگونه دادخواهی ها واکنش نشان می دهند اما خود این مسولان دولتی هیچ برنامه ای تا کنون برای دیدار با قربانیان نقض حقوق بشر در ایران نداشته اند؟ اگر برای پیگیری پرونده قربانیان نقض حقوق بشر دولت اختیاری ندارد و بحث استقلال قوا را مطرح می کند پس چرا جلوی دادخواهی این خانواده ها می ایستد وقتی در داخل کسی پاسخگوی شان نیست؟”

اما این پست مربوط به سفر رئیس جمهور ایران به عمان بود. مدیران صفحه منسوب به حسن روحانی که تاکنون به طور رسمی هویت شان اعلام نشده، چند عکس از استقبال رسمی سلطان قابوس از رییس‌ جمهوری ایران را منتشر کرده اند که تا لحظه تنظیم گزارش، بیش از 600 کاربر فیس بوکی آن را لایک کرده اند. جالب اینکه پرسش مسیح علی نژاد از روحانی با بیش از 800 لایک، بیشتر مورد استقبال قرار گرفته است.

درباره اشتیاق عمومی به پرسش گری از رئیس جمهور و انتظار پاسخ وی که در کامنت های بعدی به شدت محسوس است با مسیح علی نژاد گفت و گو کردم. اول از همه اما پرسش مهم این بود که چقدر می توان مطمئن بود این صفحه به رئیس جمهور ایران تعلق دارد. علی نژاد می گوید: “این صفحه، بارها خبرهای دست اولی از آقای روحانی پیش از انتشار در رسانه های رسمی منتشر و این احتمال را تقویت کرده که گردانندگان صفحه از نزدیکان ایشان هستند.” اما پرسش دوم این است که چرا مسیح چنین پرسشی را در صفحه فیس بوک منسوب به رئیس جمهور ایران مطرح کرده است: “اول اینکه من خبرنگار هستم و معتقدم خبرنگار را اگر از در بیرون بیندازند، باید از پنجره برود داخل و سوالش را بپرسد. و وقتی خبرنگارانی مثل ما سهمی در رسانه های داخلی ندارند، تنها راه موجود همان استفاده از خرده رسانه هایی مثل توییتر و فیسبوک است. دلیل دوم هم این است که خبرنگار نباید سوژه های خبری برایش تنها زمانی که داغ هستند در صدر باشد.  خبرنگار نمی تواند سوژه اش را رها کند، بلکه موظف است از هر فضا و و امکانی استفاده کند  و وقتی می بیند که  صدایش حالا بلندتر است و بیشتر شنیده و دیده می شود باید این اسم هایی که بی سبب در داخل ایران تبدیل به اسم های ممنوعه شده اند را در مقابل سیاستمداران تکرار کند.اینجا و در این مورد خاص خانواده هایی هستند همانند مادر ستار بهشتی که سال ها مکرر به دستگاه قضایی رفته اند، تا ببینند چه بلایی سر فرزندان شان آمد اما هیچ پاسخی نگرفتند. یا یکی مثل مادر سعید زینالی که پانزده سال دنبال فرزندش که در حوادث کوی دانشگاه ناپدید شده می شود. وقتی همکاران ما در داخل ایران اجازه و امنیت ندارند که اسم  اکرم نقابی مادری  را که هر بار  مقابل زندان و دادستانی می رود در رسانه های شان و یا در مصاحبه با مسولان و سیاستمداران مطرح کنند، خب! ما که می توانیم چنین کنیم، باید از ابزارهایمان استفاده کنیم.»

اما آیا طرح این پرسش با هدف شنیدن پاسخی روشن همراه است، علی نژاد می گوید: “در کشور ما که معمولا پاسخگویی سنت غریبی است، می شود گفت باید تمرین کرد و یادگرفت که  پاسخ گرفتن همیشه اصل و هدف نیست، پیگیری کردن مهم است. مگر مادر ستار بهشتی پاسخی گرفت؟ مگر مادر سهراب اعرابی تاکنون پاسخی گرفته است؟ مگر این همه خانواده های کشته شدگان و زندانیان که هر روز مسولانه پیگیر پرونده های شان هستند پاسخی گرفتند؟ اما دست از پیگیری نکشیدند. در این مورد خاص هم گمان می گنم خبرنگار متفاوت از جامعه نیست که چون پاسخی نمی گیرد، پس دست از پرسش بکشد. الان هم فکر می کنم برای کسی مثل آقای روحانی که حتی در شعارهای انتخاباتی اش به فضای مجازی اشاره کرد و خیلی از حمایت هایی که در فضای مجازی از او شده بود خرسند است، یک پیام ساده و کوچک دارد که آدم ها، همان آدم ها هستند، در همان فضای مجازی ولی دغدغه های حقیقی دارند. آنها برای شان سوال در مورد مادران کشته شدگان مهمتر از دیدار او با سلطان قابوس بود و نمی شود در فضای انتخاباتی به این پیام های صفحه های مجازی توجه کرد اما پس از انتخابات کاملا نسبت به این خواسته ها بی تفاوت بود. به هر حال همان مخاطبانی که در صفحه فیسبوک آقای روحانی هستند، فعلا برایشان مادر ستار از سلطان قابوس مهمتر بود.”

پس از پایان گفت و گوی کوتاهم دوباره به صفحه منسوب به رئیس جمهور ایران سر می زنم. کماکان بر تعداد حامیان سوال علی نژاد افزوده می شود و چند کاربر دیگر فیس بوک نیز در ادامه کامنت های این پست نوشته اند این سوال بسیاری از مردم و روزنامه نگاران ایرانی است که ما هم منتظر شنیدن پاسخ آن هستیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)